ظریف در گفتگو با فارن پالیسی: آینده توافق هسته‌ای چه می شود؟

آخرین اخبار
کدخبر: 553522
محمدجواد ظریف در گفت‌وگویی تفصیلی با فارین‌پالیسی، با اشاره به تحولات اخیر از جمله حملات اسرائیل و آمریکا، از ضرورت تغییر پارادایم در سیاست خارجی سخن گفت و تأکید کرد که تهران می‌تواند به‌جای مواجهه با تهدیدهای دائم، بر بهره‌گیری از فرصت‌ها تمرکز کند.
ظریف در گفتگو با فارن پالیسی: آینده توافق هسته‌ای چه می شود؟

جهان صنعت، محمدجواد ظریف، وزیر خارجه پیشین ایران، در گفت‌وگویی با نشریه فارن‌پالیسی ضمن تحلیل پیامدهای جنگ ۱۲ روزه اخیر، تأکید کرد که ایران با وجود آسیب‌پذیری‌ها، نشان داد که بازیگری تسلیم‌ناپذیر در برابر حملات اسرائیل و آمریکا است. او همچنین از ناکارآمدی تحریم‌ها و بی‌اعتمادی متقابل در روابط ایران و غرب سخن گفت و پیشنهاد داد که به‌جای ادامه روندهای امنیتی‌سازی و رویارویی، باید به سمت فرصت‌سازی‌های منطقه‌ای و همکاری‌های چندجانبه حرکت کرد.

در ادامه مشروح این گفتگو را می‌خوانید:

اجازه دهید با جنگ موسوم به ۱۲ روزه در ماه ژوئن شروع کنم. به طور خلاصه، اسرائیل مجموعه‌ای از حملات را به تأسیسات نظامی و هسته‌ای ایران انجام داد و چندین تن از فرماندهان ارشد نظامی و دانشمندان هسته‌ای را کشت. سپس آمریکا وارد شد و سه سایت هسته‌ای را بمباران کرد. واکنش تهران نسبتاً محدود بود. شما در آن زمان در دولت نبودید، اما طبعاً در سیاست ایران ارتباطات زیادی دارید. از نگاه من، این جنگ ۱۲ روزه برای ایران بسیار مخرب بود. آیا چنین بود؟

محمدجواد ظریف: جنگ ۱۲ روزه دقیقاً دو روز پیش از آن رخ داد که دوستانم در وزارت خارجه قرار بود برای دور جدید مذاکرات با طرف آمریکایی حاضر شوند. این اتفاق در ایران این تصور را ایجاد کرد که مذاکرات برای ایالات متحده تنها بهانه‌ای برای حمله بوده است، که این مسئله بسیار آسیب‌زننده بود. از دیدگاه من که به دیپلماسی اعتقاد دارم، این ضربه‌ای جدی به اصل دیپلماسی بود.

نکته دوم اینکه این یک حمله از پیش طراحی‌شده بود، نه فقط علیه اهداف نظامی و هسته‌ای، بلکه علیه غیرنظامیان بی‌گناه. بسیاری از غیرنظامیان بی‌گناه کشته شدند. فرماندهان نظامی نه در دفترهایشان یا در جبهه جنگ، بلکه در خانه و هنگام خوابیدن کنار فرزندان و همسرانشان هدف قرار گرفتند. بر اساس آنچه من از حقوق بین‌الملل می‌دانم، این اقدام مصداق «جنایت جنگی» است. دانشمندان هسته‌ای و سایر دانشمندان فقط به دلیل اینکه دانشمند بودند به قتل رسیدند. این یک سابقه فوق‌العاده خطرناک است که این افراد صرفاً به خاطر علمشان کشته شدند.

با احترام، اما این پاسخ پرسش من نبود. این موضوع تا چه اندازه برای ایران آسیب‌زننده بود؟

محمدجواد ظریف: ایران آسیب دید. این یک تجاوز بود و هر تجاوزی معمولاً به قربانی آسیب می‌زند. اما یک افسانه هم فرو ریخت: افسانه شکست‌ناپذیری اسرائیل. ایران ۴۰ سال است که تحت تحریم است؛ هیچ کشوری تجهیزات نظامی به ایران نمی‌فروشد. اما با وجود همه این شرایط، ایران توانست گنبد آهنین موسوم اسرائیل را بشکند و تنها با موشک‌ها، پهپادها و موشک‌های کروز خود، اهداف نظامی اسرائیل را از خاک ایران مورد حمله قرار دهد. ما آسیب دیدیم، اما چیزی را نشان دادیم که برای همه باید روشن باشد: ایران شکار آسانی نیست. اسرائیل و ایالات متحده—دو قدرت مجهز به سلاح هسته‌ای—دست به دست هم دادند تا به ایران حمله کنند، اما در نهایت ایران همچنان ایستاده باقی ماند. این یک دستاورد بسیار بزرگ برای ایران است.

برایم توضیح دهید که چگونه ایران را «ایستاده» می‌دانید، در حالی که تأسیسات هسته‌ای‌اش آسیب دید یا حتی طبق گفته کاخ سفید نابود شد. سامانه‌های پدافند هوایی ایران عملاً از کار افتادند. بسیاری از نیروهای هسته‌ای، نظامی و سیاسی کشته شدند.

محمدجواد ظریف: روشن است که ما قربانی یک حمله بی‌دلیل، یک تجاوز، و اساساً یک حمله غافلگیرانه شدیم. ما آسیب دیدیم، اما مسئله این نیست. مسئله این است که ما پاسخ دادیم. نشان دادیم که نمی‌توان ما را بی‌هزینه هدف قرار داد و متجاوز باید عواقب را بپذیرد. حتی ایالات متحده هم متقاعد شد که ایران ساکت نخواهد نشست. خود رئیس‌جمهور [دونالد] ترامپ تأکید کرد که آن‌ها فهمیده بودند ایران تلافی خواهد کرد. و به همین دلیل همه پادگان‌های اطراف ما را تخلیه کردند. این نکته مهمی برای آینده است: برخورد با ایران به این شکل، مشکل شما را حل نخواهد کرد، مشکل آمریکا را حل نخواهد کرد، و مشکل هیچ‌کس دیگر را هم برطرف نخواهد کرد.

یک نکته هست که واقعاً برایم قابل درک نیست. همه می‌دانند که ایران گروه‌هایی مانند حماس، حزب‌الله و حوثی ها را تأمین مالی می‌کند. در همین حال، با احترام، اقتصاد ایران روزبه‌روز بدتر شده است. حدود ۶۰ درصد از افراد در سن کار بیکارند؛ تورم ۳۵ درصد است؛ تولید ناخالص داخلی سرانه نصفِ سال ۲۰۱۲ شده. ایران زمانی یک امپراتوری بزرگ بود؛ امروز اقتصادش از اقتصاد بنگلادش یا شیلی هم کوچک‌تر است. این وضعیت چه سودی برای منافع راهبردی تهران دارد؟ برایم توضیح دهید ایران از دنبال کردن درگیری با اسرائیل یا ایجاد این تصور که به دنبال ساخت بمب هسته‌ای استکه چنین واکنش‌هایی از سوی غرب را به همراه داردچه چیزی به دست می‌آورد؟

محمدجواد ظریف: ما با یک روند «امنیتی‌سازی» مواجه هستیم که اسرائیل و به‌ویژه [بنیامین] نتانیاهو از دهه ۹۰ میلادی علیه ایران دنبال کرده‌اند. اگر به سخنان نتانیاهو در میانه دهه ۹۰ گوش دهید، او می‌گفت ایران شش ماه تا ساخت بمب هسته‌ای فاصله دارد. حالا نزدیک به ۳۰ سال از آن زمان گذشته و ما هنوز—دست‌کم پیش از بمباران اخیر—چند ماهی با بمب فاصله داشتیم. بنابراین ایران به دنبال بمب هسته‌ای نیست. این یک بزرگنمایی است. ما مسئول روایتی که اسرائیل می‌سازد نیستیم.

اجازه دهید نکته‌ای را مطرح کنم که به نظرم مهم است. تهدید وجودی برای اسرائیل، «صلح» است. به همین دلیل با برجام مخالفت کرد. برجام، که من مذاکره‌کننده‌اش بودم، به شکلی قطعی و قابل راستی‌آزمایی تضمین می‌کرد که ایران بمب هسته‌ای تولید نخواهد کرد. چرا اسرائیل با آن مخالفت کرد؟ چون در همسایگی ما آرامش ایجاد می‌کرد.

اما درباره گروه‌هایی که با اسرائیل می‌جنگند، نباید فراموش کرد که آن‌ها علیه اشغالگری می‌جنگند. آن‌ها علیه ظلم، علیه نسل‌کشی و علیه گرسنگی جمعی مبارزه می‌کنند. آن‌ها برای ایران نمی‌جنگند. من می‌توانم با ۴۰ سال تجربه دیپلماتیکم بگویم که حتی یک گلوله از سوی این گروه‌ها به‌منظور پیشبرد منافع ایران شلیک نشده است. آن‌ها برای زندگی خودشان، برای خانه‌شان می‌جنگند.

 هر آنچه درباره اسرائیل می‌گویید را به خود اسرائیلی‌ها می‌سپارم تا از خود دفاع کنند. اما فرض کنیم شما درست می‌گویید که ایران نمی‌خواهد بمب داشته باشد و اگر می‌خواست، می‌توانست آن را بسازد. برداشت عمومی بعد از ۷ اکتبر [۲۰۲۳، زمانی که حماس به اسرائیل حمله کرد] این است که ایران گروه‌های نیابتی را تأمین مالی کرده است، و این برای ایران آسیب‌زننده بوده. ایران از این وضعیت چه چیزی به دست می‌آورد؟ چون همان‌طور که خودتان هم امروز اعتراف می‌کنید، اقتصاد ایران رنج می‌برد؛ ایران هدف حملات آمریکا و اسرائیل قرار گرفته است.

محمدجواد ظریف: آیا ما باعث این شدیم؟ شما علت و معلول را جابه‌جا می‌کنید. علت همه این‌ها اشغالگری است. علت همه این‌ها آپارتاید است. علت این‌ها نسل‌کشی در فلسطین است. ما باعث این‌ها نشدیم. حماس برای حمله یا دفاع از خود دستور از تهران نگرفت. این یک روند رفت‌وبرگشت بود که از ۷ اکتبر شاهدش بوده‌ایم.

شما می‌گویید اقتصاد ایران آسیب دیده. ایالات متحده و ایران درگیر یک بازی با حاصل جمع صفر هستند، و در چنین بازی‌ای همه طرف‌ها آسیب می‌بینند. ایالات متحده توانست از طریق سیاست فشار حداکثری ترامپ، اقتصاد ایران را به‌شدت تخریب کند. اما آیا هدف‌شان آسیب به اقتصاد ایران بود؟ اگر هدف‌شان محدود کردن توان هسته‌ای ایران بود، توان هسته‌ای ایران از زمان آغاز ریاست‌جمهوری ترامپ تاکنون ۱۰ برابر شده است. پس بله، ما در اهداف رشد و توسعه‌مان آسیب دیدیم. اما ایالات متحده هم آسیب دید.

من روزها و ماه‌ها با [جان کری، وزیر خارجه وقت آمریکا] در وین برای رسیدن به توافق [هسته‌ای] وقت گذاشتم. ما آن توافق را نقض نکردیم. شخص دیگری آن را نقض کرد. بنابراین نباید ما بابت پیامدهای بی‌اعتمادی و عهدشکنی دیگران سرزنش شویم.

دفاع از دولت آمریکا یا اسرائیل وظیفه من نیست. من خودم به‌عنوان یک تحلیلگر، خروج دولت ترامپ از برجام را نقد کرده‌ام. اما باز هم به اصل موضوع برگردیم: چرا موضع فعلی ایران در راستای منافع راهبردی‌اش است؟ آنچه شما به‌عنوان «نسل‌کشی» در اسرائیل توصیف می‌کنید، فرض کنیم همه درست باشد. چرا باید مردم ایران رنج بکشند؟ چرا من نمی‌بینم مردم عربستان رنج بکشند؟ یا ترک‌ها، یا مصری‌ها، یا عراقی‌ها؟ می‌توان درباره اینکه ایران به دنبال بمب است یا گروه‌ها را تأمین مالی می‌کند، اختلاف نظر داشت، اما در نهایت همین برداشت عمومی است که به ایران آسیب می‌زند. بنابراین پرسش همچنان باقی است: چرا این برداشت عمومی تغییر پیدا نکند؟

محمدجواد ظریف: من در مجله شما درباره آینده‌ای متفاوت و پارادایمی متفاوت نوشتم، بنابراین من کاملاً موافق آینده‌ای متفاوت هستم.

اما اجازه دهید درباره گذشته صحبت کنیم. چه کسی این ماجرا را آغاز کرد؟ چه کسی برجام را نابود کرد؟ ما با حسن نیت مذاکره کردیم. زمان زیادی صرف کردیم. بنیامین نتانیاهو خودش نوشته که نابودی توافقی که از سوی کل جامعه بین‌المللی تحسین شده بود، مأموریت زندگی‌اش است. حالا او توانسته یک دروغ را به جامعه بین‌المللی بفروشد. در سال ۱۹۹۰، زمانی که اسرائیل تصمیم گرفت روند موسوم به صلح را—که هیچ‌گاه قصد نداشت واقعاً روند صلح باشد—با جهان عرب آغاز کند، تصمیم گرفت دشمن خود را عوض کند. و آن دشمن شد ایران. پیش از آن، دشمن فلسطینی‌ها، «تروریست‌ها» و اعراب بودند. ناگهان دشمن «تهدید ایران» معرفی شد. حتی روایت‌های کتاب مقدس را تغییر دادند، از کوروش تا استر و مردخای و پوریم. پوریم به‌عنوان یک نگاه تاریخی ضدایرانی بازنمایی شد.

چرا باید یک نفر بتواند به مردم آمریکا و به جامعه بین‌المللی دروغ بگوید، آن هم به قیمت منافع ایالات متحده و به قیمت جامعه جهانی، فقط برای اینکه زنده بماند؟ نتانیاهو این کار را فقط برای بقای خودش می‌کند. بقای او به بحران‌ها وابسته است. و به همین دلیل بلافاصله بعد از جنگ ۱۲ روزه، جنگ علیه سوریه را آغاز کرد. بلافاصله بعد از جنگ سوریه، اشغال کامل غزه را شروع کرد. او هر پیشنهاد صلحی را رد کرده است.

بپردازیم به موضوع دیگر. سه کشور موسوم به E3 بریتانیا، فرانسه و آلمان- در حال صحبت درباره بازگرداندن تحریم‌های فوری (snapback) هستند تا برخی از تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران دوباره اعمال شود. آیا ممکن است این نقطه‌ای باشد که اصلاح‌طلبان در ایران قدرت بیشتری پیدا کنند؟ آیا ممکن است ایرانی‌ها دوباره مایل باشند با آمریکا برای توافق هسته‌ای جدید مذاکره کنند؟

محمدجواد ظریف: نباید سیاست داخلی و سیاست خارجی را با هم خلط کنیم. به نظر من کاری که E3 می‌خواهد انجام دهد، اول از همه بی‌اساس است، چون ایران حتی یک سال پس از خروج ترامپ، کاملاً به برجام پایبند بود. این اروپایی‌ها بودند که نتوانستند تعهدات خودشان را اجرا کنند. بعد از خروج ترامپ از برجام، اروپایی‌ها از ما خواستند که متوقف نشویم. آن‌ها در دو نشست در ژوئن و سپتامبر ۲۰۱۸، یازده تعهد مشخص به شخص من دادند. اما حتی یکی از آن‌ها را هم نتوانستند اجرا کنند. آن‌ها تصمیم گرفتند با ایران یک سیستم تهاتری قرن نوزدهمی درست کنند. حتی آن را هم نتوانستند راه بیندازند.

حالا من نمی‌دانم چه جسارتی دارند که می‌خواهند از «مکانیسم حل اختلاف» استفاده کنند. در برجام و در شورای امنیت سازمان ملل چیزی به نام snapback وجود ندارد. اسم آن «مکانیسم حل اختلاف» است. ایران در زمان وزارت خارجه من بارها به این مکانیسم متوسل شد. ما کل روند را طی کردیم. اروپایی‌ها قول دادند بخشی از تعهدات خودشان را—چه برسد به تعهدات آمریکا—اجرا کنند، اما شکست خوردند. به همین دلیل ما اقدامات جبرانی انجام دادیم. آن‌ها از نظر حقوقی نمی‌توانند علیه اقدامات جبرانی، دوباره اقدامات جبرانی اتخاذ کنند.

زمان‌بندی این موضوع هم جالب است، چون چند هفته پیش همان‌طور که من در فارین پالیسی نوشتم، آن‌ها عملاً نقض آشکار حقوق بین‌الملل از سوی اسرائیل در حمله به سایت‌های ایرانی را ستایش می‌کردند. صدراعظم آلمان گفت اسرائیل دارد «کار کثیف … برای همه ما» را انجام می‌دهد. پس کدام گزینه را انتخاب می‌کنند؟ جنگ؟ بعد دیپلماسی؟ بعد مکانیسم حل اختلاف؟ این نشانه بدبینی و سوءنیت است.

اگر از جنبه حقوقی فاصله بگیریم، این کار چه سودی برایشان دارد؟ ترامپ با خروج از برجام چه چیزی به دست آورد؟ آیا امروز در دنیای امن‌تری زندگی می‌کنیم؟ آیا اروپا در دنیای امن‌تری زندگی خواهد کرد اگر با سوءنیت از این مکانیسم استفاده کند تا دوباره به قطعنامه‌های شورای امنیت برگردد که خودمان تصمیم گرفتیم متوقفشان کنیم؟ آن‌ها چه می‌خواهند به دست آورند؟ آن‌ها می‌خواهند از اسرائیل حمایت کنند. برخی از آن‌ها، از جمله همین سه کشور اروپایی، حتی پا را فراتر گذاشتند و آن حملات را «دفاع مشروع» نامیدند. آن‌ها باید به میز طراحی سیاست‌هایشان برگردند و ببینند این کار چه نتیجه‌ای برایشان دارد. چه چیزی به دست خواهند آورد؟

به نظر من راه‌های دیپلماتیک برای حرکت به جلو وجود دارد. من مقاله‌ای در گاردین نوشتم و درباره ایجاد «شبکه‌ای برای عدم اشاعه و همکاری هسته‌ای در خاورمیانه» پیشنهاد دادم. در نشریه شما هم درباره «پیمان عدم تجاوز» نوشتم.

می‌خواستم به همان مقاله اشاره کنم. البته دفاع از سیاست اروپا یا آمریکا وظیفه من نیست، اما می‌توانم هر دو طرف را به چالش بکشم، و شما را هم به‌عنوان یک روزنامه‌نگار به چالش بکشم. در آن مقاله در فارین پالیسی، شما نوشتید که ایران می‌تواند از «رویکردی مبتنی بر مقابله با تهدیدهای دائمی به رویکردی متمرکز بر بهره‌گیری از فرصت‌ها» حرکت کند. شما ادامه دادید که این «نه‌تنها امکان‌پذیر است، بلکه عمیقاً در راستای منافع ایران» خواهد بود. کمی بیشتر درباره این توضیح دهید. من در طول این گفت‌وگو بارها از شما پرسیدم آیا آنچه در گذشته رخ داده، واقعاً به سود ایران بوده یا نه. من چندان قانع نشدم که چنین بوده. اما اگر به آینده نگاه کنیم، سیاست داخلی و خارجی بهتر برای ایران و مردم ایران چگونه باید باشد؟

محمدجواد ظریف: شما درباره این صحبت می‌کنید که آیا آنچه اتفاق افتاد به سود ایران بود یا نه؛ اما سؤال این است که آیا ایران گزینه دیگری داشت؟ وقتی به شما حمله می‌شود، گزینه دیگری وجود ندارد.

اما ایران لازم نیست به حماس کمک مالی کند. لازم نیست به حزب‌الله کمک مالی کند.

محمدجواد ظریف: شما مثال کشور‌های عربی را زدید؛ تک‌تک آن‌ها از این گروه‌ها حمایت می‌کنند. تک‌تک متحدان شما هم از این گروه‌ها حمایت می‌کنند. قطر از آن‌ها حمایت می‌کند. ترکیه از آن‌ها حمایت می‌کند. دفترهای حماس در قطر مستقر هستند. اسرائیل می‌خواهد توجه‌ها را از جنایت‌های خودش منحرف کند و به سمت ایران ببرد. این جنگ ایران نیست. این تجاوز اسرائیل علیه فلسطینی‌هاست. اگر اسرائیلی‌ها بخواهند با انداختن همه چیز گردن ایران توجه را از علت اصلی منحرف کنند، مشکل حل نخواهد شد.

من گفته‌ام که ایران در طول ۲۲۰ سال گذشته تحقیر شده است. حالا برای نخستین بار در ۲۲۰ سال گذشته، ایران توانست به جهان نشان دهد که می‌تواند در برابر دو قدرت مجهز به سلاح هسته‌ای بایستد و پاسخ بدهد و به زانو درنیاید—همان‌طور که رئیس‌جمهور ترامپ یک‌بار گفته بود. من اینجا نماینده دولت ایران نیستم. امروز به‌عنوان یک تحلیلگر صحبت می‌کنم، به‌عنوان کسی که امیدوار است آینده‌ای بهتر در روابط جهانی داشته باشیم. اما می‌توانم به شما بگویم که مردم ایران تسلیم نشدند. این فقط دولت ایران نبود؛ مردم، نه لزوماً در کنار دولت، بلکه در کنار ملت ایستادند تا در برابر تجاوز خارجی مقاومت کنند.

اکنون ما ثابت کرده‌ایم که پایه‌ای محکم برای نگاه به آینده داریم. آن آینده می‌تواند آینده‌ای سرشار از فرصت‌ها و امکان‌ها باشد. ما می‌توانیم فرصت‌ها را در توافق هسته‌ای از طریق یک کنسرسیوم ببینیم. می‌توانیم فرصت‌ها را در مسیر نخجوان به آذربایجان ببینیم. ما پیشنهاد یک کنسرسیوم «۳+۳» را داده بودیم—ایران، روسیه، ترکیه، آذربایجان، ارمنستان و گرجستان—زمانی که من وزیر خارجه بودم. اکنون می‌توانیم آن را اجرا کنیم، حتی با پیمانکاران آمریکایی که کار اجرایی را برعهده بگیرند. این کار امنیت و رفاه را برای منطقه به ارمغان خواهد آورد. ما می‌توانیم در حوزه هسته‌ای و دیگر حوزه‌ها با همسایگان خود در جهان عرب همکاری کنیم.

این کار نیازمند تغییر پارادایم است، اما تانگو را دو نفر می‌رقصند. ایران به‌تنهایی نمی‌تواند این مسیر را برود. ایالات متحده هم باید بپذیرد که سیاست تقابل، سیاست فشار آوردن بر ایران—خواه «تحریم‌های فلج‌کننده» در دوران اوباما یا «فشار حداکثری» در دوره اول ترامپ—هیچ‌کدام نتیجه نداده‌اند. آنچه امروز می‌بینید، ایران توانمندتری است. نابود کردن سایت‌های هسته‌ای ایران به معنای نابود کردن توان هسته‌ای ایران نیست، چون این توان در ذهن دانشمندان ایرانی است. من می‌دانم اسرائیل با کشتن دانشمندان و خانواده‌هایشان جنایت جنگی مرتکب شد، اما آن‌ها نمی‌توانند صدها انسانی را که دانش پیشبرد فناوری هسته‌ای را دارند، از میان ببرند. بنابراین ما این فناوری را داریم. خیال‌پردازی است اگر کسی فکر کند با بمباران سه سایت، توان هسته‌ای ایران از بین رفته. پس بهترین راه، قرار دادن این توان در یک چارچوب است. ما سعی کردیم این کار را در برجام انجام دهیم؛ اکنون می‌توانیم آن را در قالب یک چارچوب منطقه‌ای پیش ببریم تا همه مطمئن شوند این فناوری صرفاً برای اهداف صلح‌آمیز استفاده می‌شود. من، به‌عنوان کسی که برجام را مذاکره کرده، می‌توانم بگویم که این کاملاً امکان‌پذیر است، مشروط بر آنکه تصمیم بگیریم از گذشته جدا شویم و به آینده نگاه کنیم. ما امروز زندانی گذشته هستیم و محکوم به تکرار شکست‌های گذشته.

به نظر می‌رسد ترامپ این روزها می‌خواهد توافق‌های صلح متعددی در سراسر جهان به دست بیاورد. آیا ممکن است او بخواهد یک توافق هسته‌ای جدید با ایران امضا کند یا همان‌طور که شما توصیف می‌کنید، پارادایم را تغییر دهد؟

محمدجواد ظریف: من فکر می‌کنم رئیس‌جمهور ترامپ کاملاً توانایی انجام این کار را دارد. او علاقه‌مند به این کار است. فقط یک شرط وجود دارد: اینکه دیگر به حرف بی‌بی [نتانیاهو] گوش ندهد.

فکر می‌کنید احتمال دارد او این کار را بکند؟ [یعنی به حرف نتانیاهو گوش ندهد؟] اگر شما در یکی از سمت‌های قبلی خود بودید، چطور او را قانع می‌کردید؟

محمدجواد ظریف: من او را با تصمیم قبلی خودش قانع می‌کردم. او در گذشته نوشته است، و نتانیاهو هم نوشته است، که خروج آمریکا از برجام با تحریک نتانیاهو صورت گرفت. این اقدام به سود منافع آمریکا نبود. به سود منافع جهانی هم نبود. ما نباید اسیر گذشته باشیم، اما می‌توانیم از گذشته درس بگیریم. و رئیس‌جمهور ترامپ در موقعیتی است که آینده‌ای متفاوت رقم بزند. آن آینده در دسترس است، به شرطی که او دنبال چیزهایی نرود که هرگز به آن‌ها نخواهد رسید. ایران کشوری با هزاران سال تاریخ است. ما از تجاوزها و تهاجمات زیادی گذشته‌ایم، اما باقی مانده‌ایم. بعد از همه این‌ها استوار ایستاده‌ایم. و همچنان یک «دولت-تمدن» پویا باقی خواهیم ماند، همان‌طور که قدیمی‌ترین دولت-تمدن بوده‌ایم. بیاییم این واقعیت را بپذیریم و بر اساس آن رفتار کنیم.

من گفته‌ام که نیاز به تغییر پارادایم وجود دارد. اما این تغییر پارادایم باید از همه طرف‌ها صورت بگیرد. امیدوارم همه طرف‌ها آماده انجام آن باشند.

شما حالا به‌عنوان یک تحلیلگر، وقتی به ریاست‌جمهوری ترامپ در دور دوم نگاه می‌کنید، از منظر ایران، تأثیر او بر جهان چگونه بوده است؟

محمدجواد ظریف: هنوز نمی‌توان قضاوت قطعی کرد، اما تا اینجا دستاورد چندانی نداشته است. بنابراین باید به فرصت‌ها و مسیرهای متفاوت نگاه کرد. بمباران ایران قطعاً راهی برای تبدیل شدن به «رئیس‌جمهور صلح» نبود—آن هم درست در میانه مذاکراتی که فرستاده خودش در آن حضور داشت. از این پس چه کسی به ایالات متحده اعتماد خواهد کرد؟ چه کسی تلاش خواهد کرد با ایالات متحده مذاکره کند؟ برای من بسیار دشوار است که مردم ایران را قانع کنم دیپلماسی ارزش امتحان کردن دارد، به خاطر کاری که رئیس‌جمهور ترامپ انجام داد. آیا این همان اثری است که او می‌خواهد از خود به‌جا بگذارد؟ اینکه ثابت کند تنها راه تعامل با ایالات متحده، رویارویی با آن است؟ اینکه تنها زبانی که ایالات متحده می‌فهمد، زبان زور است؟ آیا این میراثی است که می‌خواهند به‌جا بگذارند؟ این چه سودی برای مردم آمریکا خواهد داشت؟ آیا با بمباران کشورهای دیگر، زورگویی به کشورهای دیگر، بی‌احترامی به رهبران کشورهای دیگر، آمریکا دوباره «عظیم» خواهد شد؟ آیا هر کشوری با چنین رفتاری عظیم خواهد شد؟ ما از دل هزاران سال تمدن آموخته‌ایم که احترام، احترام می‌آورد.

آیا فکر می‌کنید جهان در حال حرکت به سمت نظمی «پساتک‌قطبی» است؟ این نظم از نگاه شما چه شکلی خواهد داشت؟

من باور دارم که ما هیچ‌وقت نظم تک‌قطبی جهانی نداشتیم. به نظر من چیزی که وجود داشت توهم یک نظم تک‌قطبی بود، و آن توهم با گزارش بیکر-همیلتون در سال ۲۰۰۶ [درباره جنگ عراق] پایان یافت. ایالات متحده تلاش کرد از برتری نظامی خود بین سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۴ استفاده کند تا نظمی تک‌قطبی ایجاد کند و در برابر احتمال ظهور چین و دیگر قدرت‌های در حال توسعه بایستد. اما گزارش بیکر-همیلتون به آن توهم پایان داد.

اکنون ما به‌سمت یک جهان «پساقطبی» حرکت می‌کنیم؛ جایی که منافع متعارض در سطوح مختلف وجود دارند. در سطح قدرت نظامی، روشن است که ایالات متحده چندین برابر دیگر کشورها هزینه می‌کند—احتمالاً تقریباً سه برابر چین و ۱۰ برابر روسیه و سایر کشورها. پس از نظر توان نظامی قدرت دارد. اما آیا این توان نظامی توانسته برای آمریکا امنیت بیاورد؟ من سال‌ها در نیویورک زندگی کردم و خاطرم هست که بعد از ۱۱ سپتامبر به نیویورک رفتم، و حتی در نگاه مردم آمریکا، نیویورکی‌ها، نمی‌شد احساس امنیت کرد. دولت آمریکا نتوانست حتی برای شهروندان خودش امنیت فراهم کند، در حالی که این اولین وظیفه هر دولتی است. در عرصه نظامی، بدون تردید ایالات متحده توانمندترین است، اما این توانمندی نه رفاه آورده و نه امنیت. در عرصه اقتصادی، ما چند بازیگر مختلف داریم. در حوزه امنیتی هم بازیگران غیردولتی وجود دارند—از داعش گرفته تا دیگرانی که در این عرصه نقش ایفا کرده‌اند. و اکنون بازیگران غیردولتی در عرصه فناوری داریم که از دولت‌ها هم توانمندتر شده‌اند.

ما از مفهوم سنتی قطب‌بندی فاصله گرفته‌ایم. اما یک عنصر دیگر هم مهم است. قطب‌بندی نیازمند وفاداری است، و امروز کشورها فهمیده‌اند که وفاداری‌های دائمی دیگر وجود ندارند. مردم بیدار شده‌اند و درک کرده‌اند که ما ائتلاف‌های موضوع‌محور و کوتاه‌مدت داریم. اتحادهای بلندمدت چیزهایی متعلق به گذشته‌اند. مجموع این تحولات ما را در وضعیتی قرار داده که هژمونی غیرممکن است. گرایش‌های هژمونیک ممکن است همچنان وجود داشته باشند، چه در سطح جهانی و چه در سطح منطقه‌ای. اما دنیای ما چنان پیچیده شده که دیگر امکان وجود یک هژمون—چه هژمون جهانی و چه منطقه‌ای—وجود ندارد. بیاییم تلاش کنیم آینده‌ای متفاوت بسازیم. و آن آینده متفاوت، آینده‌ای بر اساس فرصت‌هاست، نه آینده‌ای بر اساس تهدید.

منبع: جهان صنعت نیوز

وب گردی