صنایع زیر آتش و خاموشی
منیر حضوری
هرساله روز صنعتومعدن در کشور گرامی داشته میشود تا شاید بهانهای باشد که به صنعتگران و معدنکاران نیمنگاهی شود. روزی که فعالان این عرصه از مشکلات میگفتند و انتظار داشتند که گوش شنوایی هم باشد. حالا اما دو سال است که این روز تحتتاثیر جنگ ۱۲روزه و ۴۰روزه قرار گرفته و دیگر کسی نبوده که ۱۰تیرماه حتی بخواهد بهطور نمادین مقابل صنعتیها قرار گیرد.
اکنون امسال در ۳۰تیر قرار است از تلاشهای فعالان صنعتی و معدنی کشور و اهمیت این عرصه در رونق تولید قدردانی و یاد آنها گرامی داشته شود. البته اگر حملهای در پیش نبود و روز صنعتومعدن تحتتاثیر جنگ قرار نمیگرفت بهطور حتم مساله بیشتر جای بحث داشت چراکه مدتهاست فعالان معدنی از این روز تنها بهعنوان یک روز کلیشهای یاد و به آن نقدهای جدی وارد کردهاند. درواقع باور بر این بوده که دولت بیش از اینها باید پای درددل صنعتگران مینشست و مسوولان و نهادهای مرتبط باید در راستای حل مشکلات هماهنگتر عمل میکردند و روز صنعت و معدن صرفا به یک کلیشه تبدیل نمیشد اما روند جور دیگری پیش رفت! با توجه به این موارد، حالا پرسش کلیدی که امروز پیشرو قرار میگیرد این است که آیا سیاستگذاران پای مشکلات بخشخصوصی مینشینند و مسیر اصلاح ساختاری را در پیش خواهند گرفت یا صنایع کشور همچنان در مدار تابآوری، مدیریت بحران و بقا دست و پا خواهند زد؟! در چنین شرایطی فعالان صنعتی و معدنی کشور خواستار شفافیت بیشتر در سیاستگذاری و حل مشکلات جدی واحدهای تولید از جمله چالش انرژی هستند تا از افت بیشتر تولید و تشدید چالشهای زنجیره جلوگیری شود. سال گذشته برای بخش معدن و صنعت کشور، سالی بود که مفهوم تاب آوری جای توسعه را گرفت. درواقع در۱۴۰۴ بخش معدن و صنعت موانع گستردهای را از سر گذراند که با بیبرقی در نیمه اول فروردین آغاز و به جنگ ۱۲روزه، فعال شدن مکانیسم ماشه، گرههای ارزی، محدودیتهای شدید گاز و برق و درنهایت حمله آمریکا و اسرائیل ختم شد. بنابراین فعالان معدنی و صنعتی در حالی به تعطیلات نوروز۱۴۰۵ رفتند که با جنگی نفسگیر روبهرو شدند تاجایی که برخی واحدهای مطرح فولادی و مجتمعهای پتروشیمی در دسته آسیبپذیری جدی ناشی از حملات قرار گرفتند. با این حال بسیاری از واحدهای صنعتی و معدنی تلاش کردند روی پا مانده و چرخه تولید را متوقف نکنند. اما حالا بعد از گذشت چند ماه از اعلام آتشبس، باز هم سایه جنگ کمابیش بر تن نحیف واحدهای تولیدی و صنعتی کشور سنگینی میکند و شاهد افزایش بحرانها و تهدید واحدهای تولیدی هستیم. امسال در حالی صنایع و تولیدکنندگان کشور وارد تابستان داغ شدهاند که در کنار مشکلاتی همچون کمبود مواد اولیه و سرمایه در گردش با بحث تامین پایدار انرژی بهعنوان مهمترین دغدغه روبهرو هستند. محدودیتهای گسترده برق که امسال با شدت بیشتری نسبت به سال گذشته آغاز شده، اکنون بخش قابلتوجهی از صنایع انرژیبر از جمله فولاد، سیمان و صنایع معدنی را با تهدید جدی روبهرو کرده است. در این خصوص، فعالان صنعتی بر یک نکته اتفاقنظر دارند و آنهم اینکه ناترازی برق دیگر یک مشکل مقطعی نیست بلکه به بحرانی ساختاری تبدیل شده که نتیجه سالها سیاستگذاری نادرست، ضعف در مدیریت و کمرنگ بودن نقش بخشخصوصی در عرصه اقتصاد است. اما یکی از مهمترین پیامدهای این وضعیت، کاهش مستقیم تولید در صنایع انرژیبر است. بهطور مثال فعالان صنعت سیمان هشدار دادهاند که محدودیت شدید برق در تیر و مرداد، امکان تولید را از بسیاری از کارخانهها سلب کرده و میتواند بازار را با کمبود سیمان و افزایش قیمتها مواجه کند آنهم در شرایطی که تقاضا برای اجرای پروژههای عمرانی و بازسازی مناطق مسکونی تخریب شده رو به افزایش رفته است. این در حالی است که تجربه سال گذشته نشان داد که تنها چندروز محدودیت شدید برق میتواند بازار سیمان را با التهاب جدی روبهرو کند. در بخش معدن و صنایع معدنی نیز نگرانی مشابهی وجود دارد بهطوریکه فعالان این حوزه معتقدند تداوم محدودیتهای انرژی، علاوه بر کاهش تولید، توان رقابتی شرکتهای ایرانی را در بازارهای صادراتی کاهش داده است تا جایی که میتواند فرصت توسعه اقتصادی را از بین ببرد. ازآنجاکه فولاد، صنعتی بهشدت وابسته به انرژی بوده بهویژه در واحدهایی که با فناوری کوره قوسالکتریکی فعالیت میکنند، این مساله بیشتر مشهود است. در این واحدها برق عنصر اصلی فرآیند ذوب محسوب میشود و قطع یا محدودیت آن عملا به معنای توقف تولید است. این در حالی است که محدودیت برق در واحدهای فولادی همزمان با آسیب جدی به فولادیهای کشور، زنجیره تولید فولاد کشور را با اختلال روبهرو میکند. مساله این است که آسیب محدودیت انرژی تنها متوجه کارخانههای فولادسازی نمیشود بلکه کل زنجیره از معادن سنگآهن و حملونقل گرفته تا صنایع پاییندستی همه را در بر میگیرد اما تداوم محدودیت برق در کنار افزایش هزینه انرژی، رکود بازار، کمبود نقدینگی و دشواری تامین مواد اولیه میتواند چشمانداز تولید فولاد و صنایع دیگر را در ماههای آینده با ابهام بیشتری روبهرو کند. بنابراین ادامه خاموشی کورهها و نااطمینانی در مسیرهای صادراتی میتواند به افت تولید، کاهش ارزآوری و از دست رفتن بازارهای منطقهای منجر شود؛ خطری که صنایع پاییندستی را نیز در بر میگیرد. این در حالی است که صنعت فولاد ایران بهطور مستقیم و غیرمستقیم برای صدها هزار نفر اشتغال ایجاد کرده و یکی از مهمترین منابع ارزآوری غیرنفتی کشور بهشمار میرود.
به این ترتیب در شرایطی که صنایع کشور که یکی از ستونهای اصلی اقتصاد غیرنفتی ایران محسوب میشوند، تامین پایدار انرژی و حل موانع دستوپاگیر، بخشی از امنیت اقتصادی کشور بهشمار میرود؛ ضرورتی که بیتوجهی به آن میتواند هزینههای سنگینی برای اقتصاد ایران به همراه داشته باشد. در این بین آنچه بیش از اصل محدودیتها نگرانی ایجاد میکند، نبود شفافیت و پیشبینیپذیری در سیاستگذاریهاست. به این ترتیب انتظار میرود که مسوولان در روز صنعت و معدن ضمن همراهی فعالان بخشخصوصی، مسیر را برای ورود این عرصه به اقتصاد بهمعنای واقعی با توجه به مبانی علم اقتصاد باز گذاشته و در جهت افزایش شفافیت، کارایی بهتر نهادهای مسوول و توسعه اقتصادی کشور گام بردارند.

