زنگ خطر برای مرمت
جهان صنعت– رشته مرمت بنا و بافتهای تاریخی در ایران بهعنوان یکی از مهمترین شاخههای مرتبط با میراث فرهنگی در سالهای اخیر با بحرانهای جدی در حوزه آموزش، ساختار دانشگاهی و بازار کار مواجه شده است. کاهش کیفیت آموزش، انحلال مقاطع تحصیلی، کمبود استادان متخصص و فاصله روزافزون میان دانشگاه و میدان عمل از جمله چالشهایی هستند که آینده اینرشته را با ابهام روبهرو کردند. ایندرحالی است که ایران از نظر میراث معماری یکی از غنیترین کشورهای جهان بهشمار میرود و نیاز بهنیروی متخصص مرمت همچنان بالاست.
در همین زمینه شیما شاهرخی، مدرس دانشگاه و فارغالتحصیل رشته مرمت بافت و بناهای تاریخی با اشاره بهتجربه بیشاز ۱۴سال فعالیت آموزشی و حرفهای خود وضعیت فعلی آموزش مرمت در دانشگاهها را نگرانکننده توصیف میکند. او معتقد است که در سالهای اخیر رشته مرمت در بسیاری از دانشگاهها ابتدا در مقطع کارشناسی و سپس در مقطع کارشناسی ارشد عملا منحل یا از چرخه پذیرش دانشجو خارج شده؛ روندی که بهتدریج بهتضعیف بدنه تخصصی اینحوزه منجر شده است.
به گفته اینمدرس دانشگاه کیفیت آموزش مرمت همواره بهدلیل کمبود داوطلب، محدودبودن نیروی متخصص و نگاه حاشیهای بهاین رشته پایینتر از حد انتظار بوده است مگر در برخی دانشگاههای دولتی. او تاکید میکند که در بسیاری از مراکز آموزش عالی دروس تخصصی مرمت توسط استادانی تدریس میشود که خود فارغالتحصیل اینرشته نیستند و عمدتا از حوزههایی مانند معماری یا عمران وارد آموزش مرمت شدند. اینمساله باعث شده آموزش مرمت بهجای تمرکز بر مبانی نظری و عملی تخصصی بهآموزشهای عمومی و بعضا سطحی تقلیل یابد. شاهرخی در ادامه بهنقش مهم دانشگاه میراث فرهنگی در ارتقای آموزش مرمت اشاره میکند؛ دانشگاهی که بهگفته او با حذف از چارت سازمانی عملا منحل شد. ایندانشگاه بهدلیل ارتباط نزدیک میان آموزش نظری و کارگاههای عملی مرمت، پایگاههای میراث جهانی و حضور مستقیم دانشجویان در پروژههای واقعی نمونهای موفق از آموزش کاربردی در حوزه مرمت بود. بهزعم او حذف چنین نهادی ضربهای جدی بهکیفیت آموزش و تربیت نیروی متخصص در اینحوزه وارد کرده است. یکی دیگر از محورهای مهم اینگفتوگو مساله اشتغال فارغالتحصیلان مرمت است. شاهرخی با نگاهی انتقادی بهوضعیت بازار کار معتقد است نهادهای متولی میراث فرهنگی بهویژه وزارت میراث فرهنگی و ادارات وابسته بهآن بهدلیل محدودیت شدید اعتبارات مالی و نبود امکان استخدام رسمی توان جذب نیروی متخصص مرمت را ندارند. اینمساله باعث شده تعداد نیروهای متخصص فعال در ایندستگاهها بهشدت کاهش یابد و در بسیاری از پروژههای مرمتی از نیروهای غیرمتخصص استفاده شود.
به گفته او، اینوضعیت تنها بهوزارت میراث فرهنگی محدود نمیشود. شهرداریها و سایر نهادهای شهری نیز عمدتا با پیمانکارانی همکاری میکنند که تخصص آنها بیشتر در حوزه معماری یا شهرسازی است و کمتر از مرمتگران حرفهای بهره میگیرند. درنتیجه بسیاری از متخصصان مرمت ناچارند بهبخشخصوصی روی بیاورند یا فعالیت خود را در حوزههایی مانند گردشگری، موزههای خصوصی یا پروژههای محدود شخصی ادامه دهند؛ مسیری که امنیت شغلی و پایداری حرفهای در آن چندان تضمینشده نیست.
شاهرخی با تاکید بر ظرفیت بالای ایران در حوزه میراث معماری اینتناقض را یادآور میشود که باوجود نیاز گسترده بهمرمت بناهای تاریخی نیروهای متخصص بهدرستی بهکار گرفته نمیشوند. بهاعتقاد او رشته مرمت بهطور بالقوه میتواند به یکشغل پایدار فرهنگی تبدیل شود اما در شرایط فعلی نمیتوان انتظار اشتغال پایدار و ساختارمند در اینحوزه داشت. از منظر اینمدرس دانشگاه ریشه بسیاری از مشکلات مرمت بهضعف آموزش و اطلاعرسانی بازمیگردد. او معتقد است افرادی که وارد اینرشته میشوند باید از ابتدا درک روشنی از مفهوم میراث معماری، اهمیت حفاظت از آن و مسوولیتهای حرفهای خود داشته باشند. بهگفته شاهرخی حتی در سطح تصمیمگیری و مدیریت درک دقیقی از مفهوم حفاظت میراث وجود ندارد و بسیاری از نگاهها همچنان معطوف بهنوسازی و بازسازی بهجای حفاظت اصولی است.
او تاکید میکند که اگر اهمیت میراث معماری بهدرستی در ابعاد تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و بهویژه اقتصادی تبیین شود نگاهها نسبت بهمرمت تغییر خواهد کرد. مشارکت اجتماعی مردم، افزایش آگاهی عمومی و اصلاح نگاه تصمیمگیران از عوامل کلیدی در بهبود وضعیت اینحوزه بهشمار میروند.
درنهایت شاهرخی با اشاره بهتاثیر شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور بر آینده مرمت کمبود شدید اعتبارات وزارت میراث فرهنگی را یکی از مهمترین چالشها میداند. بهگفته او، تعداد بالای بناهای تاریخی ثبتشده درکنار منابع مالی محدود باعث شده امکان حفاظت و مرمت مناسب بسیاری از اینآثار فراهم نباشد؛ مسالهای که درصورت تداوم میتواند بهآسیبهای جبرانناپذیر بهمیراث معماری کشور منجر شود.
