دورکاری؛ نسخه نجات انرژی ایران

جهانصنعت– «تعطیلی ادارات در روز شنبه اولشهریورماه، باعث صرفهجویی ۹درصدی در مصرف برق شد؛ معادل کاهش ۸۹۵ مگاواتی که برابر با مصرف بیش از ۹۰۰هزار مشترک خانگی در تهران است» این جمله رسمی سخنگوی صنعت برق استان تهران است اما معنایش بسیار عمیقتر از یک خبر ساده است. تنها با بستن ادارات در یک روز، شبکه برق کشور به اندازه یک نیروگاه بزرگ سبک شد. چنین عددی نشان میدهد که الگوی کاری سنتی چه بار سنگینی بر دوش اقتصاد و انرژی ایران گذاشته است. پرسش جدی اینجاست: اگر این تغییر کوچک، بهجای یک تصمیم موقتی، بخشی دائمی از ساختار اداری کشور شود، چه آیندهای در انتظار ما خواهد بود؟
جهان در خانه، ما در ترافیک
دورکاری در جهان دیگر یک انتخاب اضطراری نیست به سیاست ملی تبدیل شده است. در آمریکا پژوهش دانشگاه کورنل و مایکروسافت نشان داد کارمندانی که تماموقت دورکارند، ۵۴درصد کمتر از همکاران حضوری کربن تولید میکنند. حتی دو تا چهار روز دورکاری در هفته ردپای کربنی را تا حدود ۳۰درصد کاهش میدهد.
اروپا هم تجربه مشابهی دارد. گزارشها نشان میدهد دورکاری هیبریدی میتواند نزدیک به یکسوم انتشار گازهای گلخانهای را کاهش دهد. در ایرلند پس از کرونا، دورکاری مصرف سوخت و ترافیک دوبلین را کم کرد، هرچند بدون خانههای هوشمند و انرژی نو بخشی از صرفهجوییها از بین رفت. آژانس بینالمللی انرژی نیز هشدار داده است: دورکاری اگر با تجدیدپذیرها پیوند نخورد، نسخهای نیمهکاره خواهد بود.
تهران؛ شهری که میسوزد
ایران اما در چرخهای فرساینده گرفتار است. هر تابستان شبکه برق زیر فشار خم میشود؛ صنایع ناچار به کاهش تولید میشوند، خانوادهها خاموشی را تجربه میکنند و دولت نقش آتشنشان پیدا میکند. در همان زمان، هزاران ساختمان اداری با کولرهای پرمصرف و چراغهای روشن همچنان فعال هستند، حتی روزهایی که بازدهی کارمندان نزدیک به صفر بوده. ترافیک روزانه تهران نیز فاجعهای جداگانه است. برآوردها نشان میدهد این شهر هر روز حدود ۲۰میلیون لیتر بنزین میسوزاند؛ سوختی که فقط برای رساندن کارمندان به پشت میزها دود میشود.
کارتزنی بهجای کار
این ناکارآمدی فقط به انرژی محدود نیست. بهگفته یکی از نمایندگان مجلس، در شرکت هواپیمایی آسمان با وجود تنها یک هواپیمای فعال، ۲۵۰۰ نفر حقوق میگیرند؛ افرادی که بعضی فقط صبح و عصر کارت میزنند، بیآنکه عملا کاری انجام دهند. این ماجرا یک مثال ساده از فرهنگی است که در آن حضور جای کار را گرفته است. وقتی چنین ذهنیتی بر سازمانها حاکم باشد، طبیعی است که هم سرمایه انسانی و هم سرمایه انرژی به باد میرود.
بهرهوری؛ ترس یا واقعیت؟
مدیران بسیاری در ایران هنوز معتقدند دورکاری بهرهوری را پایین میآورد. برخی پژوهشها هم از افت حدود ۱۰درصدی در مدلهای تماموقت خبر دادهاند اما شواهد جدیتر چیز دیگری میگوید. مطالعهای در مجله نیچر نشان داد دورکاری هیبریدی یعنی دو روز در هفته، نهتنها عملکرد را کاهش نمیدهد بلکه رضایت و وفاداری کارکنان را بیشتر میکند.
مشکل اصلی ما بهرهوری نیست بلکه شیوه سنجش آن است. تا وقتی معیار ارزیابی ساعت حضور باشد، نه نتیجه کار، بهرهوری واقعی دیده نمیشود. صفهای طولانی کارتزنی و اتاقهای پرهزینه اداری فقط نماد این فرهنگ فرسودهاند.
از مصرفگرایی تا صادرات
اگر درست طراحی شود دورکاری میتواند ایران را فراتر از صادرات سنتی نفت و گاز ببرد. دانمارک با توربینهای بادی و چین با پنلهای خورشیدی نشان دادهاند که صادرات فناوری انرژی پاک و مدلهای مدیریتی هم میتواند منبع درآمد باشد. ایران نیز میتواند علاوه بر برق و گاز، صادرکننده راهحل شود؛ از خانههای هوشمند گرفته تا پلتفرمهای مدیریت دورکاری.
این فقط اقتصاد نیست؛ پای عدالت اجتماعی هم در میان است. با گسترش دورکاری، جوانان شهرهای کوچک مجبور به مهاجرت برای شغل اداری ساده نخواهند بود. فشار بر کلانشهرها کاهش مییابد و اقتصاد محلی جان تازه میگیرد. تجربه اسکاندیناوی نشان داده است که چنین سیاستی میتواند تمرکز جمعیت را بشکند و کیفیت زندگی را در سراسر کشور بالا ببرد.
در خاورمیانه انرژی همیشه مترادف قدرت بوده است. ایران اگر مصرف داخلی را مدیریت کند، میتواند از کشوری گرفتار خاموشی به بازیگری فعال در صادرات پایدار بدل شود. همانطورکه قطر با گاز مایع و امارات با خورشیدی موقعیت خود را تثبیت کردند، ایران نیز میتواند با پیوند دورکاری و انرژی نو جایگاهی تازه در منطقه پیدا کند.
تهران ۲۰۴۵
بیایید آینده را تصور کنیم. سال۲۰۴۵ است؛ خیابانهای تهران خلوتتر شده، آسمان آبیتر است و برجهای اداری پرهزینه به مراکز نوآوری و پارکهای عمومی تبدیل شدهاند. کارمندان از خانههای هوشمند خود، با پنلهای خورشیدی و اینترنت پرسرعت، به دولت و شرکتها خدمت میکنند. مصرف برق ادارات ۴۰درصد کاهش یافته و ایران صادرکننده انرژی پاک و الگوهای مدیریتی شده است. این تصویر خیالپردازی نیست؛ آیندهای است مشروط به تصمیم امروز.
نسخه فوری روی میز دولت
برای رسیدن به چنین افقی کار پیچیدهای لازم نیست. سه اقدام ساده میتواند همین فردا روی میز دولت قرار گیرد: نخست اجرای آزمایشی دورکاری هیبریدی در چند وزارتخانه بزرگ. دوم ارائه مشوقهای مالیاتی و بیمهای برای شرکتهایی که دفاتر سبز و دورکاری ساختاریافته دارند، همراه با حمایت از تجهیز خانهها به پنلهای خورشیدی و سوم تدوین چارچوب ملی برای ارزیابی خروجی و آموزش مدیران برای مدیریت از راه دور.
امروز یا هرگز
دورکاری برای ایران یک انتخاب لوکس نیست؛ ضرورتی تاریخی است. کشورهایی که زودتر این موج را پذیرفتهاند، امروز ثمرات آن را میچینند. ایران اگر بخواهد در دهههای آینده فقط مصرفکننده بحرانها نباشد، باید همین امروز زیرساخت دیجیتال را بسازد، فرهنگ اداری را اصلاح و دورکاری را به سیاست ملی انرژی و اشتغال بدل کند.
پرسش آخر ساده است: چرا باید همچنان در ترافیک و خاموشی بسوزیم، وقتی دنیا با دورکاری انرژی آزاد میکند و آن را به صادرات و قدرت ملی بدل میسازد؟