در سایه وعدههای توسعه انرژی پاک
هستی عبادی– درحالیکه مسوولان و رسانههای رسمی کشور توسعه نیروگاههای خورشیدی را یکی از راهحلهای اساسی برای فائق آمدن بر بحران تامین برق معرفی میکنند، دادههای تازه و اخبار منتشرشده در ماهها و هفتههای اخیر نشان میدهد که واقعیت در عمل پیچیدهتر و پرچالشتر از شعارهاست. از یک سو دولت ایران تلاش میکند ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر را بهطرز چشمگیری گسترش دهد و از سوی دیگر مشکلات ساختاری و محدودیتهای فنی همچنان سنگینی کرده و این سوال را مطرح میکند که آیا نیروگاههای خورشیدی بهتنهایی میتوانند ناترازی برق کشور را حل کنند یا خیر.
در شبکه برق کشور، ناترازی تولید و مصرف یکی از مهمترین چالشها محسوب میشود: مصرف برق در شبکه سراسری بهویژه در ساعات اوج، بسیار بیشتر از تولید قابل اطمینان است و این شکاف باعث میشود گاه حتی واردات برق برای پایداری شبکه لازم شود. براساس گزارشهای تازه، صادرات برق ایران به همسایگان تا حد زیادی کاهش یافته و واردات در ماههای اخیر تا پنجبرابر افزایش یافته است تا بتواند کمبود داخلی را جبران کند. این وضعیت نشان میدهد که بحران برق هنوز پابرجاست و نیاز به راهحلهای چندوجهی دارد.
در این میان برنامههای دولتی برای نیروگاههای خورشیدی چشمگیر است: اخیرا خبر داده شده که ایران قصد دارد ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر را تا حدود ۱۱هزار مگاوات تا تابستان۱۴۰۵ افزایش دهد و هدفگذاری کرده بخشی از این رشد به نیروگاههای خورشیدی اختصاص یابد. با این حال این رقم در مقایسه با کل ظرفیت تولید شبکه – حدود ۹۵ هزار مگاوات- هنوز سهم کوچکی از سبد برق کشور را تشکیل میدهد و بخش دیگری از برنامهها برای رسیدن به اهداف بلندمدت نیازمند سرمایهگذاری و تسهیلات بیشتر است.
از سوی دیگر سازمان انرژیهای تجدیدپذیر ایران مجوزهایی برای نزدیک به ۲۹هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی صادر کرده که باز هم گویای علاقهمندی سرمایهگذاران است، اما چالش اصلی تسریع در اجرای این پروژهها و تامین مالی آنها باقی مانده است. حتی با وجود صدور مجوزها، روندی که به نصب و راهاندازی واقعی منجر شود، بسیار کندتر است و نیاز به هماهنگی بین بخشهای دولتی و خصوصی دارد.
خبرهای منتشرشده همچنین از اجرای پروژههای جدید در مناطق مختلف کشور حکایت دارد؛ برای مثال پروژه نیروگاه خورشیدی عظیمی در استان قم با ظرفیت ۲هزار مگاوات در دست برنامهریزی است که در فاز اول ۳۵۰مگاوات به شبکه متصل خواهد شد و قرار است با سرمایهگذاری بخشخصوصی اجرا شود. این پروژه نهتنها برای تامین بخشی از مصرف استان بلکه بهعنوان گامی در جهت پیشبرد سیاستهای توسعه انرژیهای پاک و کاهش انتشار آلایندهها مطرح است.
پروژههای دیگری از جمله نیروگاه خورشیدی در اصفهان با ظرفیت بزرگ و نیروگاههای خورشیدی پشتبامی در شهرهای مختلف کشور در حال پیشرفت هستند که نشان از تلاش دولت و بخش خصوصی برای متنوع کردن منابع تولید برق دارد.
با این حال کارشناسان و تحلیلگران انرژی بارها تاکید کردهاند که نیروگاههای خورشیدی ذاتا وابسته به تابش خورشید هستند و در ساعات محدود روز بیشترین تولید را دارند؛ بدین معنا که بدون زیرساختهای ذخیرهسازی برق یا پشتیبانی نیروگاههای سریعالفعال مثل گازی یا آبی، نمیتوانند پاسخگوی کامل اوج مصرف شبانهروزی باشند. نکته مهم دیگر این است که توسعه نیروگاههای خورشیدی حتی اگر سرعت بگیرد، بهتنهایی نمیتواند ناترازی شبکه را حل کند زیرا نیاز به ذخیرهسازی، مدیریت مصرف و تقویت زیرساختهای انتقال و توزیع برق نیز وجود دارد.
در کنار این، با وجود افزایش چشمگیر ظرفیت نصبشده نیروگاههای تجدیدپذیر – با رشد بیش از ۱۵۷درصد در ۱۸ ماه گذشته- هنوز سهم آنها از کل تولید برق کشور کم است و نیازمند تداوم توسعه و سیاستگذاری هوشمندانه است تا این ظرفیتها بتوانند در پیک مصرف کمکی قابلتوجه به شبکه کنند.
آمارها نشان میدهند که افزایش انرژیهای خورشیدی تنها بخشی از یک راهحل گستردهتر برای مقابله با بحران برق است؛ توسعه نیروگاههای خورشیدی میتواند مصرف سوختهای فسیلی را کاهش دهد، به کاهش آلایندهها کمک کند و در بلندمدت تابع پایداری انرژی باشد اما در شرایط فعلی مشکل ناترازی برق کشور را حل نخواهد کرد مگر آنکه همزمان با آن زیرساختهای ذخیرهسازی برق، شبکههای پشتیبان، بهینهسازی مصرف و مدیریت هوشمند تقاضا مورد توجه جدی قرار گیرد.
در نتیجه تحولات اخیر نشان میدهد که ایران در مسیر افزایش سهم انرژیهای تجدیدپذیر پیش میرود اما هنوز فاصله زیادی تا رسیدن به تعادل کامل در تامین برق دارد و نیروگاههای خورشیدی، هرچند اهمیت زیادی دارند، نمیتوانند بهتنهایی چالشهای جدی شبکه برق کشور را رفع کنند.
نیروگاه خورشیدی؛ مشکل تامین برق
ابراهیم خوشگفتار*– این روزها توسعه نیروگاههای خورشیدی به یکی از پررنگترین محورهای سیاستگذاری در حوزه انرژی کشور تبدیل شده و بهکرات گفته میشود که با اجرای این نیروگاهها میتوان ناترازی برق را جبران کرد. تجربه گذشته و واقعیتهای فنی شبکه برق اما ایجاب میکند با دقت بیشتری به این گزاره نگاه شود و از سادهسازی یک مساله عمیق و ساختاری پرهیز کنیم.
تولید برق تجدیدپذیر در ایران از دهه۷۰ و با تشکیل معاونت انرژی وزارت نیرو آغاز شد و سپس در قالب سازمان سابا و بعدتر ساتبا ادامه یافت. با وجود گذشت بیش از دودهه، تا سال۱۴۰۰ مجموع ظرفیت تولید برق تجدیدپذیر کشور به حدود ۶۰۰ مگاوات رسید؛ ظرفیتی که حتی بهنظر میرسد مصرف انرژی ساختار اداری متولی آن در همان دوره، از میزان برق تولیدی پیشی گرفته باشد. با تشکیل سازمان ساتبا و بهویژه در دولت سیزدهم، موج تازهای از سرمایهگذاری در حوزه تجدیدپذیرها شکل گرفت و مناقصات خرید تضمینی برق برای احداث بیش از ۱۵هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی برگزار شد. سرمایهگذاران برنده، زمین دریافت کردند، قرارداد فروش برق مبادله شد و دولت نیز مصوبات حمایتی مناسبی را به تصویب رساند.
با این حال پروژهها در مرحلهای متوقف شدند که همواره پاشنهآشیل توسعه زیرساخت در کشور بوده است؛ تامین مالی. صندوق توسعه ملی با توجه به تجربههای پیشین حاضر به پذیرش ریسک نشد و درنتیجه طرح مناقصه نیروگاههای خورشیدی به موفقیت کامل نرسید. با آغاز به کار دولت چهاردهم، بار دیگر تلاشهای مضاعفی برای تامین برق از محل نیروگاههای خورشیدی در دستور کار قرار گرفت اما این پرسش جدی مطرح است که چرا از تجربه سرمایهگذارانی که سالها در صف اجرا باقی ماندند و عملا نتوانستند پروژههای خود را به سرانجام برسانند، استفاده نشد و دلایل این ناکامیها مورد بررسی دقیق قرار نگرفت.
در ادامه همین مسیر و با مجوز مقام معظم رهبری، روش جدیدی برای احداث ۷هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی تعریف و در دست اقدام قرار گرفته است؛ اقدامی که امید میرود به نتیجه برسد. با این حال پرسش اساسی همچنان پابرجاست: آیا صرف توسعه نیروگاههای خورشیدی میتواند مشکل برق کشور را حل کند و ما را به نقطهای برساند که خاموشی به خاطره تبدیل شود؟ پاسخ به این پرسش دستکم از منظر فنی، منفی است.
تولید برق در نیروگاههای خورشیدی وابسته به تابش خورشید است و تنها در بازهای محدود، عمدتا از حدود ساعت ۹صبح تا ۳بعدازظهر و آنهم در صورت مساعد بودن شرایط جوی به اوج میرسد. در عمل یک نیروگاه خورشیدی ۱۰مگاواتی بهطور متوسط تنها حدود ۲مگاوات برق پیوسته تولید میکند. به بیان دیگر، حتی اگر ۱۰هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی وارد مدار شود، درنهایت حدود ۲هزار مگاوات برق مداوم به شبکه اضافه خواهد شد درحالیکه کسری برق شبکه کشور بیش از ۲۰ هزار مگاوات برآورد میشود. از این منظر نیروگاههای خورشیدی اساسا توان پاسخگویی به ناترازی موجود را ندارند.
نکته مهمتر آن است که نیروگاههای خورشیدی برای حضور در شبکه نیازمند پشتیبانی تولید با قابلیت پاسخگویی بسیار سریع و حتی جایگزینی ثانیهای هستند. تحقق چنین شرایطی تنها با اتکا به ذخیرهسازهای بزرگ، نیروگاههای برقابی یا نیروگاههای گازی امکانپذیر است که توان واکنش فوری به نوسانات شبکه را دارند. در شرایطی که اما کشور با خشکسالیهای پیدرپی روبهرو است، تولید نیروگاههای برقابی قابل پیشبینی نیست، ذخیرهسازهای بزرگمقیاس در دسترس نیستند و نیروگاههای گازی نیز با وجود راندمان پایین، صرفا برای پاسخ به نیاز فوری شبکه در مدار نگه داشته میشوند، نمیتوان انتظار داشت مشکل شبکه برق کشور صرفا با توسعه خورشیدی حل شود.
بیتردید نیروگاههای خورشیدی اقدامی مثبت، ضروری و اجتنابناپذیر برای تنوعبخشی به سبد انرژی کشور هستند و اصل توسعه آنها محل تردید نیست، هرچند در شیوه اجرای کنونی نقدهای جدی وجود دارد اما باید با صراحت گفت که نیروگاههای خورشیدی بهتنهایی راهحل ناترازی برق کشور نیستند. تامین پایدار برق نیازمند سرمایهگذاری هدفمند در حوزه برق پایدار، زیرساختهای پشتیبان و ظرفیتهای پاسخ سریع است و اگر در این حوزهها اقدام موثری صورت نگیرد، توسعه شتابزده نیروگاههای خورشیدی نهتنها مشکل شبکه برق را حل نخواهد کرد بلکه میتواند بر پیچیدگی و ناپایداری آن نیز بیفزاید.
*رییس سابق سندیکای تولیدکنندگان برق
