خطای محاسباتی کاخ سفید در جنگ با ایران
جهان صنعت – جنگ ایران و آمریکا بهبحرانی در حوزه اعتبار سیاسی و راهبردی واشنگتن تبدیل شده است. تناقضهای مکرر دونالد ترامپ درباره زمان پایان جنگ، اهداف عملیات نظامی، نحوه مواجهه با تنگههرمز و حتی موضوع تغییر رژیم در ایران تصویری از سردرگمی و نبود راهبرد منسجم در سیاست آمریکا ارائه کرده است. در حالی که کاخ سفید بارها از نزدیکبودن پایان جنگ سخن گفته همزمان تهدیدهای نظامی را تشدید کرده و درنهایت نیز نتوانسته فشار اقتصادی ناشی از بحران تنگه هرمز را مهار کند. اکنون پرسش اصلی ایناست که آیا واشنگتن واقعا برنامهای مشخص برای پایاندادن بهبحران دارد یا صرفا درحال مدیریت پیامدهای بحرانی بوده که برآورد اولیهاش درباره آن اشتباه بوده است.
از زمان آغاز جنگ دونالد ترامپ بارها زمانبندیهای متفاوت و گاه متناقضی درباره پایان درگیریها ارائه کرده است. اینتغییر مداوم مواضع بهیکی از آشکارترین نشانههای آشفتگی پیامرسانی دولت آمریکا تبدیل شده؛ وضعیتی که بارها نیازمند اصلاح و توضیح مجدد از سوی کارکنان کاخ سفید بوده است.
ترامپ در نخستین هفتههای جنگ بارها مدعی شد که پایان درگیری نزدیک است. او در اوایل مارس اعلام کرد از ابتدا پیشبینی کرده بود جنگ چهارتاپنجهفته طول بکشد. چندروز بعد گفت آمریکا خیلی زود منطقه را ترک خواهد کرد و جنگ شاید ظرف دویاسههفته پایان یابد. در اول آوریل نیز اعلام کرد که جنگ ظرف سهروز تمام میشود.
همین اظهارات اما تنها چند ساعت بعد با تهدیدهای تازه علیه ایران نقض میشد. برای مثال صبح اول آوریل ترامپ از پایان سهروزه جنگ سخن گفت اما همان شب در یکسخنرانی تلویزیونی وعده داد که آمریکا طی دوتاسه هفته آینده حملات بسیار سنگینی علیه ایران انجام خواهد داد؛ حملاتی که در نهایت هرگز عملی نشد.
اینتناقضها تنها بهزمان پایان جنگ محدود نبود. ترامپ در مقاطع مختلف همزمان از نزدیکبودن پایان درگیری و ادامه حملات نظامی سخن گفته است. در یکمرحله تاکید کرد که جنگ بسیار نزدیک بهپایان است اما همزمان در شبکههای اجتماعی ایران را تهدید کرد که اگر توافق هستهای را امضا نکند با فشار و حملات بیشتری روبهرو خواهد شد. لئون پانتا، وزیر دفاع و رییس پیشین سیا ایننوع پیامرسانی را بیسابقه توصیف کرده و گفته تاکنون در تاریخ سیاسی آمریکا کمتر دیده شده که یکرهبر سیاسی تا ایناندازه روایتها و توجیهات خود را مدام تغییر دهد.
تنگه هرمز؛ از بیاهمیت جلوهدادن تا تهدید نظامی
یکی دیگر از محورهای اصلی تناقض در مواضع ترامپ موضوع تنگههرمز بوده است. درحالیکه بحران اینآبراه بهمهمترین عامل فشار بر اقتصاد جهانی تبدیل شده رییسجمهور آمریکا مواضعی کاملا متضاد درباره اهمیت آن اتخاذ کرده است.
در اواخر مارس ترامپ ایران را تهدید کرد که اگر ظرف ۴۸ساعت تنگه هرمز را باز نکند آمریکا تاسیسات برق ایران را هدف قرار خواهد داد اما تنها چند روز بعد اهمیت تنگه را برای آمریکا کماهمیت جلوه داد و گفت کشورهایی که بهنفت خلیج فارس نیاز دارند باید خودشان از خودشان دفاع کنند و آمریکا هیچ کاری بهآنچه در تنگه رخ میدهد ندارد. او حتی تاکید کرد که آمریکا تقریبا هیچ نفتی از تنگههرمز وارد نمیکند و در آینده نیز نیازی بهآن نخواهد داشت اما مدت کوتاهی بعد دوباره لحن تهدیدآمیز خود را از سر گرفت و اعلام کرد نیروی دریایی آمریکا هر کشتیای را که قصد ورود یا خروج از تنگه داشته باشد محاصره خواهد کرد. در ادامه دولت آمریکا عملیاتی برای هدایت کشتیهای گرفتار در تنگه آغاز کرد اما ایران هشدار داد هر نیروی نظامی خارجی که بهاین آبراه نزدیک شود هدف حمله قرار خواهد گرفت. بحران هرمز بیش از آنچه واشنگتن تصور میکرد بهاقتصاد جهانی آسیب زده و اکنون تقریبا هیچ توافقی بدون بازگشت عبور و مرور عادی از اینتنگه امکانپذیر نیست.
تغییر مداوم اهداف جنگ
تناقضها تنها بهموضوع زمانبندی یا تنگههرمز محدود نمانده بلکه حتی اهداف اصلی جنگ نیز بارها تغییر کرده است. ترامپ در نخستینسخنرانی خود پس از حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران اعلام کرد هدف اصلی ازبینبردن تهدیدهای رژیم ایران است؛ موضعی که بهوضوح بهتغییر رژیم اشاره داشت.
چند هفته بعد او مسیر خود را تغییر داد و گفت تغییر رژیم هرگز جزو اهداف آمریکا نبوده است. با اینحال در سخنرانی دیگری دوباره اعلام کرد که ما هرگز نگفتیم تغییر رژیم اما تغییر رژیم اتفاق افتاده است.
این اظهارات متناقض بهگفته لئون پانتا، احتمالا اعتبار آمریکا را در مذاکرات تضعیف کرده است. او معتقد است ایران احتمالا مدتهاست بهاین نتیجه رسیده که نمیتوان چندان بهسخنان ترامپ اعتماد کرد و همین مساله فضای مذاکرات را پیچیدهتر کرده است.
چرا واشنگتن دچار سردرگمی شد؟
یکی از دلایل اصلی اینتناقضها اشتباه محاسباتی اولیه آمریکا درباره توان ایران است. سوزان مالونی، مدیر برنامه سیاست خارجی مووسسه بروکینگز معتقد است واشنگتن در ابتدا تصور میکرد حکومت ایران بهسرعت فرو میپاشد و جنگ کوتاه و کمهزینه خواهد بود.
اینبرآورد اما اشتباه از آب درآمد. ایران توانست فشار سنگینی بر اقتصاد جهانی وارد کند و بحران تنگه هرمز بسیار گستردهتر از پیشبینیهای اولیه شد. بهگفته مالونی، بخشی از پیامرسانی متناقض دولت آمریکا تلاشی برای پوشاندن اینواقعیت بوده که دستاوردهای نظامی واشنگتن کمتر از حد انتظار بوده است.
عامل دیگر شیوه غیرمتعارف ارتباطی ترامپ عنوان شده است. برخلاف رویههای سنتی سیاست خارجی آمریکا که معمولا ازطریق بیانیههای رسمی و مواضع نهادهای دولتی اعلام میشود ترامپ اغلب دیدگاهها و تصمیمات خود را در شبکههای اجتماعی منتشر میکند. همین مساله باعث شده سیاست آمریکا بیشتر شبیه واکنشهای لحظهای و شخصی بهنظر برسد تا یکراهبرد منسجم دولتی.
بنبست مذاکرات و سایه بحران اقتصادی
در شرایطی که مذاکرات میان تهران و واشنگتن بهبنبست نزدیک شده تحلیلگران معتقدند رسیدن بهتوافق جامع بسیار دشوار خواهد بود. پانتا تاکید میکند ایران بهطور سنتی حاضر بهپذیرش توافقهای چندلایه و پیچیده تحت فشار نیست و پایان جنگ نیازمند امتیازدهی از سوی هردوطرف خواهد بود.
ترامپ نیز در مقطعی گفته بود ایران برای پایان جنگ لزوما نیازی بهتوافق با آمریکا ندارد بلکه باید بهعصر حجر بازگردانده شود و از دستیابی بهسلاح هستهای محروم شود و پس از آن آمریکا منطقه را ترک خواهد کرد.
کارشناسان اما معتقدند حتی حملات نظامی گسترده نیز قادر نیستند مساله اصلی را حل کنند زیرا بحران تنگه هرمز و پیامدهای اقتصادی آن همچنان پابرجا خواهد ماند. مالونی هشدار میدهد که هیچراهحل نظامی سریعی وجود ندارد که بتواند مانع پیامدهای فاجعهبار اقتصادی اینبحران شود و درنهایت تنها مسیر واقعی راهحل دیپلماتیک است.
او هشدار میدهد خروج آمریکا از بحران بدون توافق میتواند ضربهای سنگین بهاعتبار تاریخی واشنگتن بهعنوان تضمینکننده امنیت دریانوردی و نظم جهانی وارد کند؛ مسالهای که طی دههها یکی از ستونهای اصلی سیاست آمریکا در خاورمیانه بوده است.
جهان صنعت نیوز
