جنگ ایران احتمالا با توافقی شکننده پایان مییابد
جهان صنعت – مجله فارن افرز با مقایسه جنگ ایران با جنگ ویتنام و مقایسه جنگ اوکراین و جنگ کره استدلال میکند که ساختار جنگها بیش از جزئیات ظاهری آنها در تعیین پایانبندی منازعات اهمیت دارد. از نگاه نویسنده جنگ ایران احتمالا بهتوافقی شکننده و موقت شبیه توافق۱۹۷۳ ویتنام ختم خواهد شد؛ توافقی که درگیری را متوقف میکند اما مساله اصلی یعنی آینده نظام سیاسی ایران و برنامه هستهای آن را حلنشده باقی میگذارد. درمقابل جنگ اوکراین بیش از آنکه بهویتنام شبیه باشد بهجنگ کره شباهت دارد و احتمالا با نوعی آتشبس پایدار و تثبیت خطوط درگیری پایان مییابد.
دولت ترامپ تنها در دوماه مسیری را طی کرده که دولت لیندون جانسون در ویتنام طی پنجسال پیمود؛ ورود بهجنگ و تشدید درگیری تا رسیدن بهبنبست و آغاز مذاکرات. اکنون نیز آمریکا وارد مرحلهای شده که یادآور دوران ریچارد نیکسون است؛ مرحلهای که با تهدیدهای پر سر و صدا آغاز میشود اما بهتدریج بهاین درک میرسد که خروج از جنگ حتی با توافقی نامطلوب ضروری است.
اگرچه میان جنگ ایران و ویتنام تفاوتهای مهمی ازجمله تفاوت جغرافیا، فناوری نظامی، نبود نیروهای زمینی آمریکا و کوتاهتربودن زمان جنگ وجود دارد اما ساختار کلی دودرگیری شباهت قابل توجهی دارد. در هردومورد آمریکا وارد جنگ شد تا مانع تثبیت روندی شود که آن را تهدیدآمیز میدانست اما پس از تشدید درگیری دریافت که طرف مقابل برخلاف انتظار حاضر بهعقبنشینی نیست.
همانگونه که جانسون برای جلوگیری از سقوط سایگون دامنه مداخله آمریکا را گسترش داد ترامپ نیز برای جلوگیری از احیای توان نظامی و هستهای ایران حملات گسترده مشترک آمریکا و اسرائیل را پذیرفت. این حملات اگرچه خسارتهای قابل توجهی برای ایران بههمراه داشت اما بهفروپاشی نظام سیاسی ایران منجر نشد. برعکس حکومت ایران توانست انسجام خود را حفظ کند و حتی با محدودکردن تردد کشتیها در تنگههرمز بحران انرژی جهانی ایجاد کند.
شکست تئوری مرد دیوانه
یکیاز محورهای اصلی تحلیل مجله فارن افرز، مقایسه رفتار ترامپ با استراتژی مشهور نیکسون موسوم به«تئوری مرد دیوانه» است؛ راهبردی که براساس آن آمریکا تلاش میکرد با نمایش آمادگی برای اقدامات غیرقابل پیشبینی و افراطی دشمن را بهعقبنشینی وادار کند.
نیکسون و کیسینجر در ویتنام امیدوار بودند با بمباران شدید، تهدیدهای غیرمتعارف و فشار بر شوروی و چین هانوی را وادار بهمصالحه کنند اما این راهبرد شکست خورد. شوروی و چین حاضر نشدند فشار تعیینکنندهای بر ویتنام شمالی وارد کنند و هانوی نیز بهامید فرسایش اراده سیاسی آمریکا مقاومت را ادامه داد.
ترامپ نیز پس از ناکامی حملات اولیه بههمین الگو یعنی ترکیبی از تهدید، اولتیماتوم و مذاکره روی آورد. این رویکرد در نهایت بهآتشبس و مذاکرات مستقیم میان ایران و آمریکا با میانجیگری پاکستان منجر شد اما خواستههای اصلی دوطرف همچنان فاصله زیادی با یکدیگر داشت. تنگههرمز بسته ماند و ایران نیز حاضر بهپذیرش شروط واشنگتن نشد.
فارن افرز معتقد است اکنون آمریکا همانند دوران نیکسون بهدنبال راهی آبرومندانه برای خروج از جنگ بوده زیرا جنگ طولانیمدت در برنامه اولیه واشنگتن قرار نداشت و هزینههای اقتصادی و سیاسی آن بهسرعت درحال افزایش است. درمقابل ایران نیز همانند ویتنام شمالی بر این باور است که در یک نبرد فرسایشی میتواند طرف مقابل را خسته کند.
بر همین اساس فارن افرز پیشبینی میکند توافق نهایی احتمالا محدود بهتوقف درگیریها، بازگشایی مسیرهای کشتیرانی و تعویق مسائل اصلی خواهد بود. بهبیان دیگر همانطورکه توافق۱۹۷۳ ویتنام مساله آینده ویتنام جنوبی را حل نکرد توافق احتمالی با ایران نیز آینده برنامه هستهای را بهآینده موکول خواهد کرد.
اوکراین؛ نسخه مدرن جنگ کره
فارن افرز جنگ اوکراین را با جنگ کره مقایسه میکند. از نگاه نویسنده، همانگونه که جنگ کره با حمله ناگهانی کرهشمالی آغاز شد و پس از دورهای از پیشرویها و عقبنشینیهای بزرگ بهبنبست رسید جنگ اوکراین نیز پس از تحولات شدید سالهای ابتدایی اکنون وارد مرحلهای از فرسایش و تثبیت خطوط نبرد شده است.
در جنگ کره هردوطرف پس از مدتی دریافتند ادامه جنگ برای تغییر اساسی موازنه بسیار پرهزینه است و بههمین دلیل بهسمت مذاکرات آتشبس رفتند؛ مذاکراتی که برخلاف انتظار اولیه دوسال بهطول انجامید اما درنهایت بهتثبیت مرزهای جنگی منجر شد.
جنگ اوکراین نیز بهسمت توافقی مشابه حرکت میکند؛ توافقی که خطوط فعلی درگیری را تثبیت و نوعی مرز نظامی دائمی ایجاد خواهد کرد. هرچه فرسایش جنگ بیشتر شود احتمال پذیرش وضع موجود توسط دوطرف نیز افزایش مییابد.
جنگهای مدرن و بازگشت بازدارندگی هستهای
هرچهارجنگ مورد بحث(کره، ویتنام، اوکراین و ایران) دارای عنصر تهدید هستهای بودند اما هیچیک بهاستفاده واقعی از سلاح هستهای منجر نشدند. قدرتهای هستهای همواره از تهدید اتمی برای فشار روانی و سیاسی استفاده کرده اما در نهایت از عبور از این آستانه خودداری کردند.
با این حال فارن افرز معتقد است این جنگها احتمال گسترش اشاعه هستهای را افزایش خواهند داد. این پیام برای بسیاری از کشورها شکل گرفته که اوکراین پس از کنارگذاشتن توان هستهای مورد حمله قرار گرفت در حالی که کرهشمالی بهدلیل برخورداری از سلاح هستهای در امان مانده و ایران غیرهستهای نیز هدف حمله قرار گرفته است.
جهانصنعتنیوز
