جهان‌ صنعت از آخرین تحرکات موافقان و مخالفان توافق احتمالی گزارش می‌دهد:

جدال بر سر صلح

گروه سیاسی
کدخبر: 635164
امید به‌امضای توافق و پایان جنگی که از بیش از سه‌ماه پیش تاکنون خسارت‌های فراوانی را بر ایران و ایرانیان تحمیل کرده در روزهای گذشته به‌نحوی چشمگیر افزایش یافته تا جایی که در همین یکی‌دوروز گذشته نخست‌وزیر پاکستان به‌عنوان طرف میانجی مذاکرات ایران و آمریکا از دستیابی طرفین به‌تفاهم بر سر اصول و کلیات پیش‌نویس توافقنامه خبر داده و همزمان برخی منابع رسانه‌ای اخباری را درخصوص زمان و مکان امضای این تفاهمنامه و جزئیات چگونگی پیگیری روند گفت‌وگوها منتشر کردند.
جدال بر سر صلح

جهان صنعت – امید به‌امضای توافق و پایان جنگی که از بیش از سه‌ماه پیش تاکنون خسارت‌های فراوانی را بر ایران و ایرانیان تحمیل کرده در روزهای گذشته به‌نحوی چشمگیر افزایش یافته تا جایی که در همین یکی‌دوروز گذشته نخست‌وزیر پاکستان به‌عنوان طرف میانجی مذاکرات ایران و آمریکا از دستیابی طرفین به‌تفاهم بر سر اصول و کلیات پیش‌نویس توافقنامه خبر داده و همزمان برخی منابع رسانه‌ای اخباری را درخصوص زمان و مکان امضای این تفاهمنامه و جزئیات چگونگی پیگیری روند گفت‌وگوها منتشر کردند. این درحالی است که در یکی از آخرین اخبار که خبرگزاری فارس به‌نقل از یک منبع آگاه نزدیک به‌تیم مذکره‌کنندگان ایران منتشر کرده نوشته جمهوری اسلامی ایران همواره اعلام کرده هرگونه تصمیم درخصوص توافق احتمالی صرفا براساس تامین منافع ملی، حفظ خطوط قرمز و دریافت تضمین‌های لازم اتخاذ خواهد شد. این خبرگزاری اصولگرا اگرچه به‌نقل از منبع آگاه نزدیک به‌تیم مذاکره‌کنندگان جمهوری اسلامی اعلام کرد جمهوری اسلامی ایران هنوز تصمیم نهایی خود را درباره تفاهمنامه پیشنهادی ارائه‌شده در روند مذاکرات اتخاذ و اعلام نکرده اما درعین‌حال یادآور شد که «بررسی ابعاد مختلف پیشنهادهای مطرح‌شده همچنان در سطوح کارشناسی و تصمیم‌گیری ادامه دارد و نهادهای مسوول درحال ارزیابی دقیق جوانب سیاسی، حقوقی و فنی موضوع هستند.»

همزمان ایرنا به‌عنوان خبرگزاری رسمی دولت جمهوری اسلامی نیز در گزارشی درباره تفاهمنامه پایان جنگ بر «ضرورت مدیریت انتظارات و آزمون پایبندی طرف مقابل» تاکید کرده است. ایرنا که تاکید دارد تفاهمنامه پایان جنگ را باید در چارچوب هدف اصلی آن یعنی خاتمه درگیری‌های نظامی ارزیابی کرد، می‌نویسد: مهم‌ترین دستاورد احتمالی آن کاهش تهدیدات امنیتی، ایجاد ثبات نسبی و فراهم‌شدن فضای لازم برای پیگیری مسیرهای دیپلماتیک در مراحل بعدی است. این‌خبرگزاری که با استناد به‌واکنش گسترده بازارهای مالی داخلی و بازارهای جهانی نفت پیش از اعلام رسمی پذیرش تفاهمنامه به‌این مهم پرداخته که تحولات چند روز گذشته باعث شده که انتظارات گسترده‌ای از نتایج امضای تفاهمنامه در افکار عمومی به‌وجود بیاید، تاکید کرده است: از سوی برخی منتقدان درمورد سطح و میزان امتیازاتی که مذاکره‌کنندگان ایرانی در تفاهمنامه دریافت کردند و میزان امتیازاتی که طرف مقابل دریافت می‌کند اشکلاتی مطرح شده است. با این همه نکته مهمی که خبرگزاری رسمی دولت جمهوری اسلامی در توضیح این وضعیت مورد تاکید قرار داده این است که «این انتظارات با انتشار برخی اخبار جعلی تقویت شدند؛ خبرهایی مانند انتقال پول نقد با هواپیما یا آزادسازی دارایی‌های ایران در یک کشور خاص که عمدتا ازسوی رسانه‌های خارجی منتشر می‌شوند. درکنار اینها برخی اظهارنظرهای عجیب که درمورد درآمدهای کلان کشور از آنچه توسط رسانه‌های خارجی «عوارض» در تنگه هرمز عنوان شده انتظاراتی را در ذهن شهروندان ایجاد کرده‌است. با این همه اما پرسشی که به‌هر حال باید به‌آن پاسخ داد این است که به‌لحاظ سیاسی، امنیتی و اقتصادی چه انتظاراتی می‌توان از تفاهمنامه پایان جنگ داشت؟!

* توافق برد-برد؛ حداکثر انتظاری که می‌توان از یک توافق خوب داشت

در منطق دیپلماسی توافقی با حاصل جمع صفر(برد-باخت) بدون شکست کامل یا ازبین‌بردن طرف مقابل شکل نمی‌گیرد. زمانی که دوطرف از موضع برابر تصمیم به‌حل‌وفصل مسائل و پایان مخاصمه می‌گیرند صرفا توافقی امکان‌پذیر است که برد-برد و بر پایه بده-بستان باشد. همانگونه که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران نیز روز جمعه در گفت‌وگوی ویژه خبری توضیح داد: بهترین توافق ممکن توافقی است که در آن هر دو طرف، سطحی از رضایت را کسب کنند. این بدان معنا نیست که سهم طرفین دقیقا پنجاه-پنجاه باشد اما رضایت نسبی طرفین شرط اصلی دستیابی به‌تفاهم است. هیچ توافق یا موافقتنامه‌ای وجود ندارد که یک‌طرف ۱۰۰درصد موفق باشد و طرف مقابل صفر. این اصل بدیهی در دیپلماسی است؛ زمانی که مسیر مذاکره و گفت‌وگو را انتخاب می‌کنید رضایت طرفین اهمیت حیاتی دارد. درچنین‌شرایطی باید انتظارات را برمبنای یک رویکرد متوازن مدیریت کرد. این توقع که تمامی خواسته‌های یک طرف بدون کوچک‌ترین انعطاف به‌طرف مقابل تحمیل شود و طرف مقابل هیچ امتیازی دریافت نکند از نظر منطق دیپلماتیک نامعقول و در شرایط جنگ جاری غیرممکن است.

* هدف معقول توافق؛ پایان جنگ به‌جای تداوم آتش‌بس

نکته بسیار مهمی که درمورد تفاهمنامه پایان جنگ وجود دارد این است که این سند در اوج اختلاف‌های دوکشور که درحال تجربه درگیری نظامی مستقیم بی‌سابقه هستند باهدف اولیه خاتمه جنگ و نه قرارداشتن در شرایط تمدید آتش‌بس تهیه شده است. تهران ترجیح داد که قبل از هرگونه مذاکرات پیچیده و فنی درمورد مسائلی مانند پرونده هسته‌ای در گام نخست به‌توافقی برای پایان جنگ به‌عنوان اولویت فوری و اصلی کشور برسد. به‌همین دلیل اساسا در تفاهمنامه پایان جنگ مسائل پیچیده‌ای مانند جزئیات کمی‌وکیفی تعهدات هسته‌ای ایران یا تحریم‌های گسترده آمریکا علیه ایران اساسا موضوع توافق نیستند. ایران در این مرحله به‌درستی برای ورود به‌مذاکرات هسته‌ای موافقت خود را اعلام نکرده چراکه به‌گواه وزیر خارجه ایران خواسته‌های طرف مقابل در این زمینه حداکثری و برای تهران غیرقابل‌پذیرش بوده است. این تفاهمنامه درقالب یک توافقنامه جامع نیست بلکه یک سند کوتاه باهدف مشخص پایان جنگ در تمام جبهه‌های منطقه است. در این راستا باید توجه داشت که انتظارات از این تفاهم هم صرفا باید در چارچوب پایان جنگی باشد که به‌گواه تحلیلگران و کارشناسان غربی هم آمریکا و اسرائیل در آن به‌اهداف اعلامی خود نرسیدند. درچنین‌شرایطی است که گام‌های کوچک اعتمادساز برای پایان جنگ مانند رفع محاصره دریایی که عملا بخشی از عملیات تجاوز نظامی تلقی می‌شود یا آزادسازی بخشی از دارایی‌های مسدودشده ایران در خارج از کشور صرفا اقدام‌های کوچکی هستند که باهدف سنجش میزان پایبندی و جدیت طرف مقابل به‌تعهداتش در تفاهم اولیه پیش‌بینی شده و به‌همین دلیل نمی‌توان انتظار داشت که امضای تفاهمنامه پایان جنگ به‌تنهایی بتواند تحول بنیادین و معجزه‌آسا در وضعیت اقتصادی کشور و معیشت شهروندان به‌خصوص در شرایط پساجنگ ایجاد کند. هرچند امضای همین تفاهمنامه حداقلی نیز می‌تواند شرایط اقتصادی خرد و کلان کشور را از زیر سایه ابهامی فرسایشی خارج کند.

همزمان نکته دیگری که باید به‌آن توجه داشت این است که تفاهمنامه پایان جنگ قرار نیست تمامی مشکلات چندین دهه‌ای ایران و آمریکا را یک‌روزه حل و فصل کند. چه آنکه بسیاری از موارد اختلافی و مشکلات دوکشور حتی در دستورکار مذاکرات پس از تفاهم پایان جنگ هم قرار ندارند. به‌بیان دقیق‌تر اگر طرفین این توافق در اجرای تعهداتشان برای پایان جنگ ثابت‌قدم باشند و مذاکرات ۶۰روزه پس از تفاهم پایان جنگ آنطورکه انتظار می‌رود با موفقیت و در مسیر جدول زمانی پیش‌بینی‌شده دنبال شده و به‌نتیجه برسد آنگاه شاید بتوان به‌مسیری میان‌مدت نیز اندیشید که طی آن برخی از مشکلات اساسی در روابط ایران و آمریکا را نیز حل‌وفصل کرد. حال آنکه در شرایط کنونی چنین انتظاری نه‌تنها به‌هیچ عنوان واقع‌بینانه نیست بلکه اساسا با اهداف مذاکره‌کنندگان ایرانی و آمریکایی نیز همسویی ندارد.

* مخالفت‌های بی‌پایه مخالفان توافق

درواقع در چنین شرایط و بستری است که باید میزان واقع‌بینی و جدیت مخالفت‌هایی را که ازسوی طیفی خاص از نیروهای سیاسی داخلی با توافق پیش‌رو انجام می‌گیرد مورد ارزیابی و بررسی قرار داد. آن‌هم درشرایطی‌که درنظرنگرفتن نقش‌آفرینی لزوما مخرب تل‌آویو در هرگونه توافقی که میان تهران و واشنگتن حاصل شود عملا به‌نوعی خوش‌خیالی شباهت دارد. آن‌هم درشرایطی‌که تقریبا بالافاصله پس از انتشار اخبار اولیه درخصوص نزدیک‌شدن مواضع طرفین و احتمال امضای پیش‌نویس تفاهمنامه اولیه با میانجیگری طرف پاکستانی در یکی از شهرهای اروپایی همچون ژنو سوئیس رسانه‌های اسرائیلی به‌نقل از مقام‌های ارشد این رژیم تفاهم اولیه ایران و آمریکا را «فاجعه‌ای برای اسرائیل» و «پیروزی مطلق تهران» ارزیابی کردند.

درشرایطی‌که طیفی از نیروهای سیاسی تندرو در ایالات‌متحده نیز سعی دارند با ایرادگیری‌های وسواسی به‌مفاد توافقی که به‌واقع هنوز هیچ‌کس اطلاع دقیقی از آنها ندارند ترامپ را تحت فشار قرار دهند تا یا شرایطی به‌مراتب دشوارتر از این را برای توافق در نظر بگیرد یا اساسا هرگونه توافق با تهران را کنار بگذارد اما در داخل ایران نیز شاهد تحرکاتی با اهداف متفاوت اما نتایجی تقریبا مشابه بوده و هستیم. مخالفانی که طی یکی‌دو روز گذشته با تمام قوا وارد گود شدند و دست به‌هر کاری می‌زنند تا مگر بتوانند احتمال دستیابی به‌هرگونه توافق با ایالات‌متحده را نابود کنند؛ دلواپسانی که عملا با هر توافقی با آمریکا مخالفت دارند و با این همه هیچ‌یک از آنان تاکنون حتی یک خط پیشنهاد نیز به‌عنوان جایگزین ارائه نکردند.

* مخالف‌خوانی‌های تندروها با ادعای دلسوزی برای ایران

درموقعیتی‌که به‌نظر می‌رسد محمود نبویان، عضو ارشد جبهه پایداری در مجلس شورای اسلامی به‌چهره اصلی مخالفان هرگونه توافق تبدیل شده و حتی آنطورکه برخی منابع خبری همچون خبرآنلاین گزارش دادند اما برخی چهره‌های باتجربه‌تر و کم‌تجربه‌تر جبهه‌ پایداری از حمید رسایی و مهدی کوچک‌زاده گرفته تا علی خضریان و امیرحسین ثابتی همگی درعمل همان خطی را دنبال کرده که محمود نبویان تجویز می‌کند. باید دید که اساسا حرف حساب نبویان چیست. البته اگر بتوان آنچه را که این نماینده تندروی مجلس طی روزهای گذشته پیشنهاد داده «حرف حساب» دانست. به‌ویژه آنکه با دقت در جزئیات صحبت‌های نبویان طی روزهای گذشته به‌وضوح شاهد این هستیم که او آگاهانه و عامدانه اقدام‌به بازنشرگزینی بخش‌هایی خاص از مفاد پیش‌نویس اولیه توافق می‌کند تا مگر با این شیوه نخ‌نما فضا را یک‌سر به‌زیان ایران و به‌سود طرف مقابل جلوه دهد. چنانکه این عضو ارشد جبهه پایداری در مجلس در یکی از همین اظهارنظرها گفته بود: ملت عزیز ایران؛ متاسفانه نمی‌دانم اصلا چگونه می‌خواهند این متن را به‌عنوان پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران ارائه دهند. بند۵ پس از امضای یادداشت تفاهم این مهم است. بلافاصله ایران ترتیبات اتخاذ می‌کند که رفت‌وآمد کشتی‌های تجاری از خلیج‌فارس به‌دریای عمان و بالعکس باز شود و ظرف ۳۰روز به‌قبل از جنگ برگردد. جالب آنکه حتی همین اظهارات آشکارا گزینشی نبویان نیز خیلی زود ازسوی دیگر اعضای تیم مذاکره‌کنندگان ایران تکذیب شده چنانکه در همین مورد درحالی‌که نبویان مدعی شده بود که این توافق هم مانند برجام خسارت محض است امیرحسین یزدان پناه، عضو کمیته رسانه‌ای تیم مذاکره‌کننده ایران با انتشار فیلمی درباره برخی بندهای مطرح‌شده در تفاهم توضیح داد و گفت که وضعیت تنگه هرمز به‌قبل از جنگ برنمی‌گردد. در این فیلم یزدان‌پناه چندبار محمود نبویان را مخاطب قرار داد و تاکید کرد که شما که معتقدید «علیکم بالمتون لا الحواشی» به‌رویکرد خودتان پایبند باشید. یزدان‌پناه حتی از این نیز فراتر رفت و توضیح داد که یکی از مصادیق هوشمندی مذاکره‌کنندگان ایران این بوده که آنها در متن تفاهم حتی از کلمه «تنگه» استفاده نکردند تا مشمول قواعد عمومی دریانوردی نشویم. درعوض از عبارت «تردد از خلیج‌فارس به‌دریای عمان یا از دریای عمان به‌خلیج‌فارس با ترتیبات ایرانی» استفاده شده است. به‌گفته این عضو تیم رسانه‌ای مذاکره‌کنندگان «ترتیبات ایرانی» به‌معنای تعیین‌شدن مسیر تردد توسط نیروهای جمهوری اسلامی است. یعنی اینکه ایران مسیر را تعیین می‌کند و حق دارد بابت خدمات دریانوردی نظیر بیمه، حفظ محیط‌زیست و امنیت ناوبری از کشتی‌ها هزینه دریافت کند. هرچقدر هم که تردد بیشتر شود به‌نفع ایران است.

با این حال نبویان نه‌تنها از آنچه پیشتر مدعی شده بود عقب‌نشینی نکرد بلکه با تکرار ادعاهای پیشین خود در توئیتی نوشت که با مشاهده متن توافق باید اعلام کنم که نسخه جدید نسبت‌به ‌دونسخه پیشین خسارت‌بارتر و عقب‌نشینی‌های ایران نیز بیشتر شده است. او در توئیت دیگری نوشت: برخی از مسوولان و سیاسیون ترسو و غیرهمسو با ملت مقاوم ایران به‌دنبال آمارسازی‌های غلط برای تسلیم ایران و کمک به‌نجات دولت تروریست آمریکا از باتلاق شکست و سراشیبی سقوط هستند که قوه قضاییه باید با این افراد مساله دار شدیدا برخورد کند. ‌اگر اصلاح نکنند اسامی‌شان افشا خواهد شد. مواضعی که همچون موارد مشابه پیشین ازسوی دیگر دلواپسان توافق همچون ثابتی، رسایی، شریعتی نیاسر و غضنفری نیز تکرار شد و درحالی‌که ثابتی ادعا کرد «متن توافق احتمالی {کنونی}، بدتر از برجام است» و شریعتی نیاسر که از چهره‌های نزدیک به‌علیرضا زاکانی بوده با لحنی توهین‌آمیز سعی کرد قالیباف و لهجه مشهدی او را به‌سخره بگیرد کامران غضنفری، از دیگر چهره‌های تندرو مجلس هم در توئیتی نوشت: اینکه گفته می‌شود پیروز شدیم و آمریکا عقب‌نشینی کرده دروغ آشکار است!

احتمالا عجیب‌ترین رفتار از این مجموعه اقدام‌ها را اما میثم نیلی، مدیرمسوول رجانیوز و برادر داماد ابراهیم رییسی انجام داده تا جایی که عملا اقلیت مخالف توافق را به‌شورش خیابانی دعوت کرد و در توئیتی از مردم خواست که آرام ننشینند چراکه بنابر ادعای او، مسوولان کشور درحال تحمیل ننگی مثل برجام و فاجعه‌ای شبیه کاپیتولاسیون به‌کشور هستند و بنابر این مردم باید با فریاد به‌دشمن و سیاسیون بفهمانند که توافق ذلت‌آور با شیطان را نمی‌پذیرند!

* مهم‌ترین دستاورد توافق احتمالی؛ بازگشت به‌شرایط غیرجنگی

وقتی مجموعه این تحرکات را مورد ارزیابی قرار می‌دهیم اما نکته‌ای که بیش از همه جلوه می‌کند این است که اکثریت قریب‌به‌اتفاق این دلواپسان هرگونه توافق صراحتا یا تلویحا خود را «سخنگوی نظام» می‌دانند. حال آنکه هر عقل سلیمی می‌داند در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی هیچ‌موضوعی بدون هماهنگی با نهادهای فرادستی ممکن نیست؛ چه‌برسد به‌موضوعی مثل جنگ یا مذاکره که باید به‌طور مشخص در شورای‌عالی امنیت ملی مورد بررسی قرار گیرد و نهایتا نیز تنها هنگامی امکان اجرا خواهد یافت که به‌تایید رهبری برسد. این در حالی است که آنچه احتمالا باعث شده نهادهای بالادستی و امنیتی نظام نیز با درایت کشور را به‌سوی این تفاهم راهبری کنند این است که می‌دانند در شرایط کنونی آنچه بیش از هرچیز در اولویت قرار دارد این است که درگیری‌های نظامی متوقف شوند و کشور به‌شرایط غیرجنگی بازگردد. با این حساب می‌توان گفت که مهم‌ترین دستاورد احتمالی چنین توافقی کاهش تهدیدات امنیتی، ایجاد ثبات نسبی و فراهم‌شدن فضای لازم برای پیگیری مسیرهای دیپلماتیک در مراحل بعدی است.

آخرین اخبار