جایگاه هند در مواجهه با تغییرات اقلیمی

جهانصنعت– این متن بخشی از گفتوگوی پادکست سیاست برای سیاره (قسمت۱۶، ۱۲آگوست۲۰۲۵) است. در این قسمت، مونیکا دِ بوله پژوهشگر ارشد در موسسه پترسون برای اقتصاد بینالملل. با آروویند سوبرامانیان پژوهشگر ارشد موسسه پترسون و مشاور ارشد اقتصادی پیشین دولت هند(۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸) که بر اصلاحات مهمی مانند اصلاحات مالیاتی، کد ورشکستگی جدید و ایجاد یک پلتفرم مالی و دیجیتال برای گسترش ارتباطات و اجرای اهداف درآمد پایه همگانی نظارت داشته است. درباره جایگاه ویژه هند در مواجهه با تغییرات اقلیمی گفتوگو میکند.
مونیکا: به پادکست «سیاست برای سیاره» خوش آمدید؛ پادکستی که به بررسی واکنش جهانی به بحران اقلیمی میپردازد. ما پیچیدگیها و ملاحظات سیاستی مختلف را بررسی میکنیم تا مسیرهایی برای راهکارهای پایدار و ارتقای رفاه عمومی بیابیم.
آروویند: بهنظر من از نظر شرکا، نمیتوانم تصور کنم که هند واقعا به دیگران برای حل مشکلات خودش تکیه کند. این موضوع به فناوری مربوط میشود، به اراده سیاسی در داخل کشور برای پاکسازی برخی مسائل، حذف بعضی یارانهها و ایجاد سازوکارهای حکمرانی.
هند نمونهای منحصربهفرد در زمینه تغییرات اقلیمی است: کشوری فقیر با آبوهوای گرمسیری که با تهدیدات جدی مانند خشکسالی و گرمای طاقتفرسا روبهرو است اما در عین حال کشوری بزرگ با منابع کافی برای کاهش این خطرات است. هند اقداماتی انجام داده؛ از جمله سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، کاهش انتشار گازهای گلخانهای و کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی.
اگر ممکن است کمی درباره اقدامات فعلی هند و تاثیر تغییرات اقلیمی بر این کشور توضیح بدهید.
آروویند: پیش از اینکه بگویم هند دقیقا چه میکند، ارزش دارد کمی عقبتر برویم و نقش کلی هند را در چالش تغییرات اقلیمی ببینیم. نقطه شروع خوب، سخنرانی «استر دوفلو» (برنده نوبل اقتصاد در اکتبر سال گذشته) است که در آن گفت هند در موقعیتی بسیار خاص قرار دارد چون از یکسو، بهعنوان کشوری فقیر و گرمسیری، بهشدت از تغییرات اقلیمی آسیب میبیند: روزهای گرم طولانیتر، دماهای بالاتر، بارش کمتر و پیامدهای ناشی از آن اما از سوی دیگر، هند به اندازهای بزرگ است که توان اقدام دارد بنابراین هم از نظر اینکه قربانی تغییرات اقلیمی است و هم از نظر اینکه میتواند کاری انجام دهد، هند هردو جنبه را دارد و همین باعث میشود جایگاهش در این حوزه منحصربهفرد باشد. بهدلیل جمعیت، هند از بزرگترین منتشرکنندگان CO2 در جهان است (اکنون سومین در رتبهبندی جهانی) و بنابراین هم ضرر میکند و هم باید و میتواند در کاهش تغییرات اقلیمی نقش داشته باشد. این زمینه کلی را باید در نظر داشت.
مونیکا: اگر اجازه دهید چون نکته خیلی جالبی است… این رویکرد، راه خوبی برای نگاه به برخی کشورهای جنوب جهانی است. کشورهایی مانند برزیل نیز از نظر اندازه و نقش شبیه هند هستند: از یکسو، سهم بزرگی در دستور کار اقلیمی دارند و میتوانند کمک کنند و از سوی دیگر به همان دلایلی که گفتید، بهشدت از تغییرات اقلیمی آسیب میبینند. این نگاه دوگانه، به نظرم شیوه خوبی برای بررسی جنوب جهانی است.
آروویند: در مورد سهمی که هند میتواند یا باید در مقابله با تغییرات اقلیمی داشته باشد، یک نکته مهم یافتهای است که من در سخنرانی استر دوفلو بهعنوان بحثکننده مطرح کردم. ویژگی منحصربهفرد هند این است که برخلاف «منحنی کوزنتس محیطزیستی» رفتار کرده است. این منحنی میگوید کشورها(آمریکا و بریتانیا) وقتی فقیر هستند و صنعتی میشوند، آلودگی محیطزیست و انتشار CO2 آنها افزایش مییابد. سپس پس از رسیدن به سطح بالای ثروت و فشار اجتماعی برای محیطزیست بهتر، با داشتن منابع بیشتر، میزان آلودگی شروع به کاهش میکند و منحنی شکل U وارونه پیدا میکند. چین هم بهعنوان صنعتیکننده متاخر همین مسیر را طی میکند: ابتدا افزایش و بعد کاهش اما هند این مسیر را طی نکرده است. انتشار سرانه CO2 در هند همواره پایین بوده و روند آن تقریبا مسطح است، نه صعود و سقوط. در مقایسه با چین، آمریکا یا بریتانیا، میزان انتشار سرانه هند فقط کسری از آنهاست. محاسبات ما نشان میدهد اگر هند همان مسیر چین را طی کرده بود، در مجموع حدود ۸۰میلیارد تن کربن بیشتری منتشر میکرد یعنی صرفهجویی بزرگی برای جهان.
دو دلیل اصلی این موضوع:
۱- الگوی توسعه مبتنیبر خدمات (نه تولید صنعتی)
۲- ناکافی بودن و ناکارآمدی تامین انرژی برای جمعیت (دسترسی محدود به برق و انرژی پایدار)
این دو عامل باعث شده هند ناخواسته «شهروند خوب جهانی» از نظر انتشار CO2 باشد.
مونیکا: اینها نکات مهمی است اما اگر دولت در تامین انرژی کارآمدتر شود، چه اتفاقی برای ردپای کربنی هند میافتد؟ آیا انتظار افزایش شدید داریم یا نه؟
آروویند: بله، این بستگی زیادی به سرعت گذار به انرژیهای تجدیدپذیر دارد. نیاز انرژی در هند هنوز بسیار برآورده نشده است. هرچند بیشتر مردم به شبکه برق متصل هستند ولی کیفیت، پایداری و کالاهای مرتبط(مثل کولر در آبوهوای گرم یا حملونقل) کافی نیست. با افزایش ثروت و کارآمدتر شدن عرضه انرژی، مصرف انرژی بالا خواهد رفت و این غیرقابل اجتناب است. من معتقدم مصرف انرژی یک فرد در هند باید معادل مصرف یک فرد در پاریس(تگزاس یا فرانسه) باشد. سوال این است: آیا میتوان این نیاز را با انتشار بسیار کمتر برآورده کرد؟ اینجاست که فناوری و گذار به تجدیدپذیرها اهمیت پیدا میکند. نخستوزیر شخصا متعهد به گذار سبز است و سرمایهگذاری زیادی در انرژیهای تجدیدپذیر، بهویژه خورشیدی انجام شده و کاهش قیمت آن امیدبخش است.
با این حال این گذار بهسرعت و کارایی لازم پیش نرفته است. مثلا اگر ظرفیت افزوده تولید انرژی در هند و چین را مقایسه کنید، هند به پای چین نمیرسد. موانع متعددی این گذار را کند کردهاند که میتوانیم بعدا درباره آنها صحبت کنیم.
مونیکا: بگذارید کمی موضوع را عوض کنم. شما اشاره کردید که اقتصاد هند بیشتر بر خدمات متکی است تا تولید صنعتی (البته تولید هم وجود دارد). پرسش من درباره هوشمصنوعی و مراکز داده است چون هند آنها را دارد و این بخشها در حال رشد هستند. تحقیقات مختلف حتی در آمریکا، نشان میدهد که مراکز داده و بهویژه AI میتوانند به آلودگی، مشکلات آب و سایر مسائل زیستمحیطی دامن بزنند. آیا هند هم با این مشکلات روبهرو است؟
آروویند: سوال خوبی است. بهنظر من هند تازه دارد با این مسائل مواجه میشود. هرچند اقتصاد ما خدماتمحور است ولی خدمات جدید (مثل AI و مراکز داده) شاید بهاندازه صنایع قدیمی انرژیبر باشند. هنوز قطعیت نداریم ولی شواهد اولیه نشان میدهد این بخشها انرژی زیادی مصرف خواهند کرد. بنابراین تنها راه هماهنگ کردن این مصرف بالای انرژی با کاهش انتشار، استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر است. گذار به تجدیدپذیرها برای هند حیاتی است، چه بهدلیل افزایش درآمد و مصرف انرژی مردم، چه بهدلیل انرژیبر بودن ساختار تولید جدید.
مونیکا: با این حساب باید بپرسم: هند (و برخی کشورهای دیگر جنوب جهانی) این استدلال را مطرح میکنند که چون تغییرات اقلیمی محصول کشورهای ثروتمند است، کشورهای در حال توسعه مسوولیت کمتری در حل آن دارند. آیا این استدلال را منطقی میدانید؟ و درباره وعدههای کشورهای ثروتمند برای کمک به کشورهای فقیر چه نظری دارید؟
آروویند: یکی از «مزایای» روی کار آمدن ترامپ این بود که ریاکاری جامعه بینالمللی را آشکار کرد. سالها گفته میشد: «شما انتشار را کم کنید، ما منابع مالی گذار را تامین میکنیم» ولی این وعدهها همیشه با بحث و جدل بیحاصل همراه بود؛ مثل اینکه آیا ۱۰۰میلیارد دلار وعدهدادهشده واقعی و افزوده است یا نه. واقعیت این است که غرب نه توان مالی و نه تمایل واقعی برای انتقال منابع به کشورهای در حال توسعه داشت و حالا این موضوع روشنتر شده است. پس بحث قدیمی «چه کسی مسوول است» اهمیتش کمتر شده چون غرب هیچوقت این کمکها را نمیداد و حالا هم نمیدهد. تنها راه موفقیت گذار به تجدیدپذیرها این است که فناوری واقعا ارزان شود تا استفاده از آن از نظر اقتصادی بهصرفه باشد و جایگزین سوختهای فسیلی شود. یادمان باشد که دولت بایدن هم فهمید مدل قدیمی (مالیات کربن یا نظام سقف و تجارت) از نظر سیاسی غیرقابلاجراست، بهخصوص در آمریکا. طرحهای قانونی قبلی شکست خوردند. بنابراین مسیر جدید این شد که گذار به تجدیدپذیرها را بهعنوان سیاستی «رشدگرا» و «ایجادکننده اشتغال» معرفی کنند، نه بهعنوان سیاستی که موجب رکود یا فشار اقتصادی میشود. این انتخاب از نظر اقتصاد سیاسی هوشمندانه بود. در هند هم همین منطق وجود دارد: خبری از مالیاتهای سنگین کربن برای کاهش انتشار نخواهد بود، همانطورکه در آمریکا نشد.
با این حال دو نکته مهم درباره نقش هند وجود دارد:
۱- بخش نفت و حملونقل: هند مالیات بر فرآوردههای نفتی را در سطحی بالاتر از میانگین جهانی و حتی بالاتر از آمریکا وضع میکند یعنی در عمل نرخ مناسبی برای مالیات کربن دارد.
۲- بخش برق و انرژی: برعکس، در این بخش هند یارانه میدهد (مالیات کربن منفی) که بخش بزرگی از مصرف انرژی کشور را شامل میشود. حذف این یارانهها، علاوهبر منافع زیستمحیطی، از نظر رفاه داخلی هم ضروری است چون اثرات منفی زیادی بر اقتصاد و جامعه دارد.
آروویند: برق ارزان برای بخش کشاورزی باعث شده کشاورزان بیشازحد از برق استفاده کنند، سطح آب زیرزمینی پایین برود و در برخی مناطق هند بیشازحد برنج کشت شود. این مساله اثرات منفی بر سلامت هم دارد و البته آلودگی زیادی ایجاد میکند. مثلا خیلیها نمیدانند که اگر در سه یا چهار ماه سال به دهلی بروید، شاخص کیفیت هوا که باید حدود ۴۵ یا ۵۰ باشد، معمولا به ۶۰۰ یا ۷۰۰ میرسد و حتی از ۱۰۰۰ هم عبور میکند. این هم تا حدی به یارانه برق مربوط است. بنابراین هند باید این یارانهها را به خاطر منافع خودش حذف کند. درواقع بیشتر چالشهای زیستمحیطی هند داخلی هستند؛ از کیفیت هوا گرفته تا خاک و آب رودخانهها. اگر هند هزینههای داخلی این سیاستها را در نظر بگیرد، هم شهروندانش سود میبرند و هم جهان بهطور غیرمستقیم منتفع میشود. مونیکا: این نکته فقط مختص هند نیست؛ بسیاری از کشورها یارانه سوخت فسیلی یا برق دارند که به نفعشان نیست.
آروویند: بله اما یک ویژگی خاص هند این است که برآورد ما نشان میدهد حدود دوسوم این یارانههای کربنی به طبقه متوسط و حتی ده تا ۱۵درصد ثروتمند جامعه میرسد، نه فقرا بنابراین حذف این یارانهها فشار زیادی بر فقرا وارد نمیکند. این باعث میشود حذف آنها نهتنها لازم بلکه از نظر سیاسی هم شدنیتر باشد چون دلیلی ندارد ثروتمندان هزینه واقعی برق را نپردازند.
این واقعا ناکارآمد است. پس اجازه بدهید برویم سراغ موضوع «تامین مالی اقلیمی»
آروویند: اولین نکته این است که هیچ تامین مالی جدی از خارج مخصوصا از غرب، به هند نخواهد رسید. همه منابع باید داخلی باشد. هرچه فناوری ارزانتر شود، نیاز به یارانه کمتر میشود ولی بههرحال منابع لازم باید از دولت و از بودجه عمومی تامین شود. اینجاست که حذف یارانههای ناکارآمد به دولت امکان میدهد منابع لازم برای اقدامات کاهش انتشار یا سازگاری با تغییرات اقلیمی را فراهم کند. رشد اقتصادی سریع، نظام مالیاتی کارآمد و مدیریت سالم مالیه عمومی، کلید اصلی تامین مالی گذار سبز است چون حتی اگر لازم باشد انرژیهای تجدیدپذیر را یارانه بدهید، این پول باید از بودجه داخلی بیاید.
مونیکا: این نکته مهمی است چون بحث نبود تامین مالی خارجی، به روندهای حمایتی یا محافظهکارانه جدید محدود نمیشود و از قبل هم وجود داشته است.
آروویند: دقیقا. ما در تمام اجلاسهایCOP یک سناریوی تکراری دیدهایم: یک طرف میگوید شما مسوولید و باید پول بدهید، طرف دیگر میگوید بله داریم میدهیم. اما واقعیت این است که این یک نمایش بوده و هست. هرچه زودتر این توهم کنار برود بهتر است. با این حال باید به این نکته هم توجه کرد که کشورهایی مثل هند، اقداماتی مثل «مکانیسم تعدیل مرزی کربن» اتحادیه اروپا را سیاستهای حمایتگرایانه میدانند. اگر کشورهای پیشرفته هم تامین مالی نکنند و همچنین اقدامات تجاری محدودکنندهای انجام دهند، این از دید کشورهای در حال توسعه دو برابر غیرمنصفانه است و باید به نوعی حل شود.
آروویند: بله تقریبا همینطور است. این موضوعی است که هند باید خودش به آن بپردازد. هند کشور بزرگی است و همین بزرگی هم مزیت دارد و هم «جریمه اندازه» به همراه دارد. اگر هند به جای یک کشور، ۳۰کشور کوچک بود (که در عمل هم ۲۹ایالت و واحد شبهمستقل مالی دارد)، هیچکس نمیگفت یکی از این کشورها مشکلساز است. ولی وقتی یک کشور بزرگ با جمعیت زیاد هستید، زیر ذرهبین قرار میگیرید. از سوی دیگر همین بزرگی به معنای داشتن منابع کافی برای اقدام است. بنابراین باید خودش عمل کند. از نظر شراکت بینالمللی، من بعید میدانم هند واقعا بتواند برای حل مشکلاتش روی دیگران حساب کند. راهحل در فناوری، اراده سیاسی داخلی برای اصلاح، حذف یارانهها و ایجاد سازوکارهای حکمرانی است. نکته دیگر درباره هند این است که بخش برق (که درباره آن صحبت کردیم) در ساختار فدرال هند، بیشتر در اختیار دولتهای ایالتی است تا دولت مرکزی. همین باعث میشود هر ایالت خودش اقدام کند. مشکل اینجاست که اگر یک ایالت یارانه بدهد، ایالتهای دیگر هم بهدلیل «پوپولیسم رقابتی» دنبالهروی میکنند و این برای اصلاحات بخش برق بسیار مضر بوده است. این چرخه باید شکسته شود.
مونیکا: شما نکات زیادی برای اندیشیدن مطرح کردید؛ نه فقط درباره هند بلکه درباره جنوب جهانی بهطور کلی. هند ویژگیهای خاص خود را دارد اما بسیاری از مشکلاتش مشابه دیگر کشورهای در حال توسعه است و همانطورکه گفتید، باید ریاکاریها کنار گذاشته شود تا کشورها بفهمند بهطور عمده باید خودشان مسائلشان را حل کنند. این پیام هم برای هند و هم برای سایر کشورهاست. چیزی مانده که به آن نپرداخته باشیم؟
آروویند: در پایان میخواهم بگویم اگر به جهان بهطور کلی نگاه کنیم – نهفقط تغییرات اقلیمی بلکه تجارت، حکمرانی و امنیت- میبینیم که جهان بهسمت بیشتر شدن پراکندگی و کمتر شدن همکاری جدی حرکت میکند. بنابراین چالش اصلی برای جامعه جهانی و جنوب جهانی این است که چگونه میتوان کالاهای عمومی جهانی (مثل باتری ارزان) را بدون همکاری واقعی جهانی فراهم کرد. این به نظر من چالش محوری زمان ماست.