ثروت ایرانیان در چنگال تراستیها
محمدصادق جنان صفت
اقتصاد و صنعت نفت کشورهایی مثل کرهجنوبی، ترکیه و ژاپن آرزو داشتند و دارند درصدی از منابع بزرگ نفتوگاز ایران را در اختیار داشتند و میتوانستند با استفاده از آنها اقتصاد خود را نیرومندتر از وضعیت امروز کنند. طبیعت از این نظر اما برای آنها بخشنده نبود و ایران و چند کشور در خاورمیانه بیشترین ذخایر نفت را به خود اختصاص دادهاند. آمارهای جهانی نشان میدهد ذخایر نفت و گاز ایران روی هم به اندازهای بوده که دومین کشور دارای انرژی فسیلی است. حقیقت تلخ این است که ادارهکنندگان ایران در همه ۷۰،۶۰سال تازهسپریشده بر این سرزمین هیچ رفتار محترمانهای با این ثروت بزرگ نداشته و ندارند و شوربختانه یکی از تراژدیهای بزرگ هدر دادن ثروت طبیعت بخشنده در این سرزمین اتفاق افتاده و هر روز هم بدتر از روز پیش میشود. روزگاری بود ایران حتی در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی ۱۴درصد از صادرات نفت اوپک را در اختیار داشت و با فاصله قابلاعتنا پشت سر عربستان ایستاده بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی گروهی از انقلابیون خواستار قطع صادرات نفت بودند و ادعا میکردند با قطع صادرات نفت ایران قیمت هر بشکه نفت سر به آسمان میساید اما نیاز به درآمد صادرات نفت برای اداره کشور و اداره جنگ بزرگ هشت ساله صاحبان این اندیشه را کنار گذاشت. با این همه اما در سالهای پس از ۱۳۵۸ تا به امروز مصیبتهایی بر سر نفتوگاز ایران آمده که بسیار اندوهبار و تاسفآور است. ظرفیت تولید نفت ایران از ۶میلیون بشکه در کریدور۴، ۵میلیون بشکه افتاد و هنوز پس از سپری شدن بیش از چهار دهه توانایی افزایش ظرفیت تولید باوجود اینکه در برنامههای توسعه الزامی بود در همین سطح باقیمانده است. ظرفیت تولید نفت ایران به دلیل پیر شدن چاهها و نیز استفاده از تکنولوژیهای قدیمی دهههاست درجا میزند. همه مصیبت اما اینجا تمام نمیشود. در سالهای پس از ۱۳۵۸ و در مجادلههای گوناگون و نیز بهدلیل رقابتهای نفسگیر و تحریمها جایگاه ایران در صادرات نفت اوپک و جهان فرسایش قابلاعتنایی داشته و حالا عراق و امارات جای ایران را گرفتهاند. تحریمهای پس از سال۱۳۹۷ آمریکا یک بدبختی دیگر بر بدبختیهای نفت ایران افزود. ایران دیگر نمیتواند بهطور عادی نفت صادر کند و تنها مشتریاش در حال حاضر حزب کمونیست چین است که داستان غمبار آن را میدانیم. آخرین میخ بر تابوت اقتصاد نفت ایران اما این بوده و هست که دولتهای پس از دولت محمود احمدینژاد توانایی صادرات نفت را بهدلیل تحریمهای بانکی بر نهادهای دولتی از دست دادند. در این وضعیت بوده و هست که صادرات نفت از سوی دولت به افراد حقیقی و حقوقی داده شده است که به مرور به «حلقه تراستیها» مشهور شدهاند. در چند سال تازهسپریشده و با افزایش رقابتهای درون گروهی تراستها و نیز مبارزات جناحهای سیاسی آشکار شده که این فروشندگان نفت ایران منابع قابلاعتنایی را به کشور برنگرداندهاند. این فاجعه هنوز ادامه دارد و در شرایطی که شهروندان ایرانی به دشواریهای فزاینده معیشت اعتراض دارند هیچ نهادی هم نیست که به صورت آشکار داستان تراستیها را دنبال کند. تراستیهای ایران بر باددهنده کیستند؟

