گزارشی از خط‌مقدمِ انرژی در قلب پایتخت:

تهران در غیابِ مخازن

سحر شقاقی
کدخبر: 633605
پالایشگاه نفت تهران که پس از نابودی انبارهای نفت شهرری تنها تامین‌کننده سوخت فوری پایتخت است، اکنون تحت فشار بی‌سابقه‌ای قرار دارد.
تهران در غیابِ مخازن

سحر شقاقی*–  اواخر اردیبهشت۱۴۰۵ حدود ۷۰روز از آن شبِ تلخ و فراموش‌نشدنی می‌گذرد؛ شبی که آسمان تهران با نور انفجارهای مهیب در انبارهای نفت شهرری، شهران و اقدسیه روشن شد و دود سیاه آفتاب پایتخت را برای روزها بلعید. امروز در بازدیدی میدانی از پالایشگاه نفت تهران عمق فاجعه‌ای که امنیت انرژی کلان‌شهر تهران را نشانه رفته عیان‌تر از همیشه خودنمایی می‌کند.

میراثی در فشارِ حداکثری

پالایشگاه تهران با قدمتی ۶۰ساله که یادگار سال۱۳۴۸ است در زمینی به‌وسعت ۷۷۰هکتار ایستاده است. این غول صنعتی که ظرفیت اسمی‌اش پالایش ۲۳۰‌هزار بشکه نفت خام در روز است حالا در نقش تنها «شریان حیاتی» تهران تحت فشاری بی‌سابقه قرار دارد. پس از نابودی کامل انبارهای شرکت پخش فرآورده‌های نفتی ری این پالایشگاه ناچار است فراتر از ظرفیت اسمی خود کار کند تا نه برای انبار که برای «تولیدِ لحظه‌ای» نیازهای شهر را تامین کند.

این مرکز قلب تپنده سوخت‌رسانی هوایی کشور نیز هست؛ جایی که ۴۵‌درصد سوخت هواپیماهای ایران در آن تولید می‌شود. مدیرعامل پالایشگاه با اشاره به‌پروژه‌های نیمه‌تمام می‌گوید: «اگر واحد CCR به‌طور کامل عملیاتی شود می‌توانیم بنزین یورو۹۵ تولید کنیم که در کیفیت سرآمد است. تولید فرآورده ویژه هگزان در اینجا چرخ‌های صنعت چرم و روغن‌سازی کشور را به‌حرکت درآورده است.»

سایه سنگینِ فرصت‌های ازدست‌رفته

درمیان گفت‌وگوها تلخیِ یک خاطره قدیمی دوباره زنده می‌شود آن‌هم سال۲۰۱۶ وقتی امید به‌نوسازی زیرساخت‌ها با حضور هیات ژاپنی پررنگ شده بود. قرار بود با احداث واحد آپ‌گرَدینگ تولید بنزین یورو به‌۱۲‌میلیون‌لیتر در روز برسد و تولید نفت‌کورهِ آلاینده کاهش یابد اما با بازگشت تحریم‌ها ژاپنی‌ها بار سفر بستند و آن رویایِ فناورانه در میانه راه ابتر ماند.

منظره‌ای از خاکستر

کافی است پشت فنس‌های پالایشگاه بایستید تا منظره‌ای غم‌انگیز از مخازن سوخته را ببینید؛ یادگاری از ۱۶اسفند۱۴۰۴. انبار نفت ری که روزگاری با ۴۰مخزن عظیم، ظرفیت ذخیره‌سازی ۸۳۰‌میلیون لیتر نفت و فرآورده را داشت و بزرگ‌ترین ترمینال نفتی کشور بود امروز به‌تلی از آهن و خاکستر بدل شده است. دیگر حتی یک قطره نفت هم در آنجا ذخیره نمی‌شود.

وخامت اوضاع زمانی آشکار می‌شود که می‌دانیم هزینه ساخت هر مخزن بین ۴تا۸‌میلیون‌یورو بوده؛ رقمی سنگین که باتوجه به‌ضربات مهلک جنگ به‌صنعت فولاد کشور تامین آن به‌معمایی پیچیده بدل شده است.

بن‌بستِ لجستیکی

امروز در پایتخت هیچ جایگزینی برای آن مخازن عظیم وجود ندارد. زنجیره تامین از حالت ذخیره و توزیع به‌وضعیت تولید و مصرف آنی تغییر ماهیت داده است. بنزینی که پیشتر از پالایشگاه شازند اراک به‌ری می‌آمد و از آنجا به‌سراسر کشور توزیع می‌شد اکنون باید مستقیما از خروجی پالایشگاه به‌نفت‌کش‌ها و خطوط انتقال فرآورده تحویل داده شود.

این نبودِ «بافر» یا همان انبار ذخیره‌سازی به‌معنای آن است که هر اختلال کوچکی در فرآیند تولید یا انتقال می‌تواند تهران را با بحران سوخت روبه‌رو کند. امنیت انرژی پایتخت امروز بیش از هر زمان دیگری در شرایط بحرانی و پیچیده قرار گرفته؛ وضعیتی که مدیریت آن بیش از آنکه به‌سیاست‌های معمول نیاز داشته باشد نیازمند یک استراتژیِ تاب‌آورانه برای زنده ماندن درمیان غبار جنگ است.

* کارشناس انرژی

آخرین اخبار