بحران ۳گانه آب، فرونشست و آلودگی
جهان صنعت- با اوجگیری هشدارها درباره بیآبی در پایتخت و گسترش فرونشست در کلانشهرها، مهدی معتق، استاد مرکز علوم تحقیقات زمین دانشگاه لایبنیتز هانوفر آلمان تاکید میکند که «انتقال آب نه راهحل است و نه حتی مُسکن»، مگر آنکه در کنار آن مجموعهای از سیاستهای سختگیرانه مدیریت مصرف اجرا شود. او با اشاره به تجربه چین، دارنده بزرگترین طرح انتقال آب جهان، میگوید: این پروژه زمانی موفق بوده که همزمان برداشت آب زیرزمینی محدود شده، الگوی کشاورزی اصلاح شده و آگاهیرسانی عمومی در بالاترین سطح انجام گرفته است. بر این اساس این پژوهشگر منابع آب در آلمان تاکید میکند: «حتی اگر آب خلیجفارس یا خزر را به تهران منتقل کنیم، بدون اصلاح حکمرانی آب بازهم، بحران پابرجاست.»
معتق وضعیت فرونشست در ایران را «تهدیدی فراگیر برای زیرساختهای حیاتی» توصیف میکند و هشدار میدهد این پدیده دیگر محدود به مناطق کشاورزی نیست و اکنون شهرهایی چون تهران، اصفهان، مشهد و کرج را تحتتاثیر قرار داده است. بهگفته او، بحرانهای همزمان کشور، از کمبود آب تا آلودگی هوا و فرونشست، ریشه در «مدیریت ناپایدار، سیاستگذاری ناپیوسته و بیاعتنایی طولانیمدت به هشدارهای کارشناسان» دارد؛ روندی که ایران را با یکی از پیچیدهترین چالشهای محیطزیستی تاریخ خود روبهرو کرده است.
هشدار بیآبی در پایتخت باعث شده تا حساسیتها بیشتر شود
معتق بیان کرد: قسمت بسیار زیادی از موضوع بیآبی به مساله برداشت آبهای زیرزمینی ربط پیدا میکند؛ بدین جهت که بارها، نهفقط از طرف من بلکه توسط بسیاری از کارشناسان و حتی سازمانهای داخل ایران هم گفته شده و این هشدارها داده شده است. آبهای زیرزمینی در اقلیم خشک و نیمهخشک ایران مانند یکسری ذخایر استراتژیک طلایی عمل میکنند؛ به این مفهوم که وقتی کشور دچار خشکسالی میشود و منابع آب سطحی کشور مثل وضعیت الان دچار مشکل شده و سطح آن به حجم مرده نزدیک میشود و دیگر قابل استفاده نیست، آن موقع باید کارگزار و سیاستمدار بیاید و با مدیریت منابع آب زیرزمینی آن دوره خشکسالی را سپری کند. در واقع اهمیت منابع آب زیرزمینی و حفظ آنها به همین خاطر است. در ایران متاسفانه منابع آب زیرزمینی، خصوصا در این چهار، پنج دهه اخیر غارت شدهاند و در واقع ذخیره استراتژیکی دیگر باقی نمانده است که بخواهد برای این شرایط بحرانی مورد استفاده قرار گیرد.
وی افزود: وضعیت آبهای زیرزمینی در ایران، وضعیت بسیار بسیار اسفباری است؛ چون وقتی امروز صحبت از خشک شدن یا کم شدن حجم سطح آب کرج میشود، مردم آن را میبینند و لمس میکنند اما چون آبهای زیرزمینی دیده نمیشوند، شاید مردم تصوری از وضعیت اسفباری که این آبها امروز با آن مواجهند نداشته باشند اما وضعیت آبهای زیرزمینی بسیار بسیار اسفبار است و این موضوع بهطور مستقیم در بحران آبی امروز ایران تاثیر گذاشته است. غارت منابع آبهای زیرزمینی عمدتا در ایران به دلیل مصارف کشاورزی بوده است. من روی استفاده از کلمه «غارت» دوباره تاکید میکنم، چون روی مصرف منابع آب زیرزمینی باید حساسیت زیادی وجود داشته باشد. اگر در دورهای ترسالی وجود دارد، آب باید با ظرافت و حساسیت خاصی مصرف شود؛ در دورههای خشکسالی هم مصرف آب باید مدیریت شود اما متاسفانه چون برنامهای وجود نداشته، این منابع با مشکلات بسیار زیادی مواجه شدهاند.
او ادامه داد: سطح آبهای زیرزمینی در ایران بسیار افت کرده است و همین افت سبب شده که امروز در کل ایران با سرطان فرونشست روبهرو باشیم. بحث فرونشستی که دربارهاش صحبت میکنیم امروزه تقریبا تمام مراکز توسعهای ایران را فراگرفته است؛ این بحران تمام شهرهای بزرگ مثل تهران، کرج، قزوین، مشهد، اصفهان، کرمان و… را دربر گرفته است. این موضوع ناشی از استخراج بیرویه آبهای زیرزمینی بوده که امروزه اثرش را روی فرونشست زمین گذاشته است؛ و حالا این فرونشست فقط محدود به زمینهای کشاورزی نیست بلکه مناطق شهری و تمام زیرساختهای استراتژیک مثل فرودگاهها، خطوط ریلی، جادهها و… را تحتتاثیر قرار میدهد.
منابع آبهای زیرزمینی تجدیدناپذیر هستند؟
این کارشناس معتقد است: همانطور که گفتم منابع آبهای زیرزمینی باید با ظرافت بسیار زیاد و با حساسیت مصرف شوند؛ متاسفانه این حساسیت تاکنون وجود نداشته است. در ایران، در یک دوره زمانی اینطور بوده که وقتی کسی به قدرت اجرایی میرسید، از نفوذی که داشته استفاده میکرد و منابع استفاده میشد.
بهعنوان مثال در دشت رفسنجان، منابع آب زیرزمینی بهخاطر باغهای پسته واقعا غارت شدند. منتها تا یک زمانی این مصرفها و برنامهریزیها منطقهای بود؛ مثلا حالا من رییسجمهورم و برای زادگاهم فلان منطقه است، یکسری مجوزهایی به آن منطقه میدهم که یکسری کارهایی با منابع آب زیرزمینی آنجا انجام بگیرد. در زمان دولت احمدینژاد دیگر واویلا شد و بهصورت سیستماتیک مجوز دادند و گفتند «دشت ممنوعه چیست؟» و در سراسر ایران دوباره این روند تشدید شد و الان دارید نتایج آن را میبینید.
از آلودگی هوا تا حریق جنگلهای هیرکانی
معتق افزود: همه این بحرانها بههم ربط دارند؛ باز هم میگویم متأسفم که این جمله را میگویم اما واقعیتی است که نمیتوانم آن را پنهان کنم. این مشکلات، مشکلاتی نیست که فقط ایران با آن روبهرو باشد؛ حدود ۱۵سال پیش وقتی به پکن میرفتم، از آلودگی هوا نمیتوانستم نفس بکشم. چند ماه پیش که دوباره پکن بودم، پرسیدم، گفتند پکن در حال حاضر در فصل زمستان فقط چند روز هوای آلوده دارد. ببینید در عرض ۱۰، ۱۵ سال پکن با سیاستگذاریهای مؤثر، کاری کرد که کلانشهری با آن بزرگی و آن هم با آن جمعیت، دیگر آلودگی هوا نداشته باشد یا اگر داشته باشد، فقط چند روز در زمستان باشد.
در ایران ما بیش از ۲۰سال است که با آلودگی هوای تهران مواجهیم؛ زمانی که ما بچه بودیم، تهران چنین مشکلاتی نداشت. کار دولتمردان در مقابله با آلودگی هوا چیست؟ خیلی شفاف بگویم: تعطیل میکنند؛ دوباره فراموش میشود و دوباره تعطیل میکنند.
منبع: خبرآنلاین
