بازی بزرگ نفت
جهان صنعت – در حالی که دونالد ترامپ رییسجمهور ایالاتمتحده در تلاش است تا به جنگ انتخابی خود علیه ایران پایان دهد، اوکراین و دیگر نقاط جهان همچنان با پیامدهای جنگی دیگر دستوپنجه نرم میکنند. به گفته برخی ناظران غربی، مساله اینجاست که جنگ ترامپ علیه ایران که قیمت جهانی نفت را بهشدت افزایش داده به روسیه این امکان را داده تا ماهانه میلیاردها دلار درآمد کسب کند.
در همین راستا طبق گزارشی که مجله فارن پالسی به نقل از مرکز پژوهشهای انرژی و هوای پاک (CREA) منتشر کرده، این موسسه از آغاز جنگ اوکراین درآمدهای انرژی روسیه را بهدقت رصد کرده و شواهد نشان میدهد درآمد مسکو از صادرات سوختهای فسیلی در ماه مارس به بالاترین سطح در دو سال گذشته رسید بهطوری که این کشور روزانه ۷۱۳میلیون یورو درآمد داشته و مجموع درآمد مالیاتی آن در این ماه به ۴/۷میلیارد یورو رسیده است.
این سود کلان، حامی قدرتمندی دارد زیرا خود ترامپ با وجود دو سال تحریمهای فزاینده غرب علیه صادرات انرژی و ناوگان نفتکشهای روسیه، جنگ ایران به موهبتی برای بخش انرژی روسیه تبدیل شده است. قیمت جهانی نفت از زمان آغاز این جنگ بیش از ۵۰درصد افزایش یافته که به سود روسیه است اما مهمتر از آن، تخفیفی که نفت «اورال» روسیه معمولا در بازارهای جهانی با آن معامله میشد، عملا از بین رفته است.
علاوه بر این، ترامپ طی دو ماه متوالی برای جلوگیری از بیثباتی در بازار نفت، تحریمها علیه صادرات انرژی روسیه را کاهش داده است. نتیجه این اقدامات آن بوده که کرملین اندکی بیشتر نفت صادر میکند اما درآمد بسیار بیشتری به دست میآورد. طبق دادههای CREA، حجم صادرات در ماه مارس ۱۶درصد افزایش یافته و درآمد نفت خام دریابرد ۱۱۵درصد رشد کرده است.
به گفته آیزاک لوی، مسوول بخش مطالعات روسیه در CREA، روسیه از جنگ ایران درآمد عظیمی کسب میکند. در حال حاضر همهچیز برای روسها بهخوبی پیش میرود، هرچند همهچیز به حالوهوای ترامپ بستگی دارد.
در چنین شرایطی جنگی که قرار بود چهار تا پنج هفته طول بکشد، روند مذاکرات در پاکستان همچنان نامشخص است. بنابراین آنچه برای بازارهای نفت، روسیه و مصرفکنندگان بنزین و گازوئیل اهمیت دارد، مواضعی است که ترامپ در شبکههای اجتماعی اعلام میکند. از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، قیمت نفت بین حدود ۸۰ تا ۱۱۰ دلار در هر بشکه در نوسان بوده است.
اوکراین تلاش کرده تا حدی اثرات این وضعیت را کاهش دهد. از زمان آغاز جنگ ایران، کییف حملات پهپادی و موشکی خود علیه تاسیسات نفتی روسیه را تشدید کرده است. در ماههای اخیر اوکراین به بنادر صادرات نفت روسیه در دریای بالتیک بهویژه در پریمورسک و اوست-لوگا آسیب وارد کرده و همچنین پالایشگاه نفت توآپسه در دریای سیاه دچار آتشسوزی شده است.جریان صادرات نفت روسیه از دریای بالتیک و دریای سیاه که سهچهارم صادرات دریایی این کشور را تشکیل میدهد در ماه گذشته به نصف کاهش یافته است. ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهور اوکراین از وارد آمدن ۲میلیارد دلار خسارت به تاسیسات نفتی روسیه در هفتههای اخیر خبر داده اما این اقدامات کافی نبوده است.
به گفته وی، افزایش شدید قیمتها و معافیتهای تحریمی، تاثیر اقدامات اوکراین را خنثی کرده است. اهمیت این تحولات در آن است که صرفنظر از نتایج مسیر دیپلماتیک در اسلامآباد، پسلرزههای بزرگترین بحران انرژی تاریخ دستکم برای ماهها ادامه خواهد داشت. ترکیب توقف تولید در میان تولیدکنندگان بزرگ نفت مانند عراق و کویت، همراه با صدها نفتکش سرگردان در خلیجفارس و عدم قطعیت درباره مسیر خروجی از تنگه هرمز، پیشاپیش شرایط دشواری را برای بازار نفت ایجاد کرده بود.
در کنار این عوامل، معافیتهای مکرر تحریمی آمریکا که به نفت روسیه اجازه داده آزادانه به چین و هند صادر شود، زمینه را برای احیای ماشین جنگی کرملین فراهم کرده است. این حمایت غیرمستقیم ممکن است برای احیای کامل اقتصاد روسیه کافی نباشد اما قطعا برای مسکو حیاتی و مطلوب است.
در همین رابطه پتراس کاتیناس تحلیلگر پیشین CREA میگوید: در ماه آوریل شاهد افزایش بیشتر درآمد روسیه نسبت به مارس خواهیم بود. او در ادامه میافزاید: برای ولادیمیر پوتین این وضعیت شبیه یک جشن زودهنگام یا حتی کریسمسی زودرس است. حتی اگر بحران خلیجفارس پایان یابد، زمان خواهد برد. ممکن است در نهایت، در طول جنگ، ما به تامین مالی پوتین ادامه دهیم.
برگ گلوگاهی
در همین راستا تحولات توصیفشده نشان میدهد که جنگ میان آمریکا و ایران، فراتر از یک تقابل دوجانبه، به عاملی تعیینکننده در بازآرایی موازنه قدرت جهانی تبدیل شده است. از منظر منافع ملی ایران، افزایش قیمت انرژی و اختلال در بازارهای جهانی نفت، یک فرصت راهبردی مهم ایجاد کرده است زیرا نقش ژئوپلیتیکی ایران در کنترل تنگه هرمز را برجستهتر و وابستگی اقتصاد جهانی به ثبات این گذرگاه را آشکارتر کرده است.
با این حال یک پیامد پیچیده و دوگانه نیز شکل گرفته است. افزایش قیمت نفت در کوتاهمدت به سود کشورهای صادرکننده است اما همزمان به تقویت رقبای ژئوپلیتیکی ایران مانند روسیه نیز انجامیده است. روسیه با بهرهگیری از جهش قیمتها و کاهش محدودیتهای تحریمی توانسته منابع مالی قابلتوجهی برای تداوم جنگ خود فراهم کند. این امر نشان میدهد که بحرانهای انرژی لزوما بهصورت خطی به نفع یک بازیگر خاص عمل نمیکنند بلکه میتوانند به بازتوزیع قدرت در میان چندین بازیگر منجر شوند.
از منظر راهبردی، یکی از مهمترین دستاوردهای ایران در این شرایط تثبیت جایگاه خود بهعنوان یک «بازیگر گلوگاهی» در نظام انرژی جهانی است. توانایی تاثیرگذاری بر جریان انرژی، به ایران امکان میدهد در معادلات بینالمللی نقش فعالتری ایفا کند و در مذاکرات احتمالی آینده، از اهرم فشار موثرتری برخوردار باشد. در عین حال رفتار متغیر دونالد ترامپبهویژه در حوزه تحریمها و مدیریت بازار انرژی نشاندهنده شکنندگی راهبرد آمریکا و فقدان یک مسیر پایدار در سیاستگذاری آن است؛ موضوعی که فضای مانور بیشتری برای ایران ایجاد میکند.
از سوی دیگر، تداوم بحران انرژی و بیثباتی بازارها میتواند به افزایش فشار بر اقتصاد جهانی و در نتیجه کاهش تقاضای بلندمدت برای انرژی منجر شود که این امر برای ایران نیز یک چالش بالقوه محسوب میشود. همچنین، افزایش نقش بازیگرانی مانند روسیه ممکن است در برخی حوزهها به رقابت ضمنی با ایران در بازارهای انرژی منجر شود.
در همین رابطه است که میتوان گفت، راهبرد بهینه برای ایران در این شرایط، بهرهبرداری هوشمندانه از مزیت ژئوپلیتیکی خود، مدیریت تنشها بهگونهای که از تشدید غیرضروری بحران جلوگیری شود و همزمان تقویت همکاریهای اقتصادی با قدرتهای غیرغربی است. در واقع ایران میتواند با حفظ تعادل میان بازدارندگی و دیپلماسی، هم از فرصتهای ناشی از بحران انرژی بهرهمند شود و هم ریسکهای بلندمدت آن را مدیریت کند.
