اولین تریلیونر تاریخ
محمدرضا ستاری – همزمان با بزرگترین عرضه اولیه سهام در ایالاتمتحده که منجربه فروشرفتن ۷۵میلیارد دلار از سهام شرکت اسپیسایکس شد ایلانماسک بهعنوان مالک این شرکت بهاولین تریلیونر تاریخ تبدیل شد. درهمینرابطه رویترز در گزارشی با اشاره بهاهمیت این موضوع آورده: کمتر رهبر تجاری بهاندازه ایلانماسک در فرهنگ عمومی و فضای اجتماعی نفوذ کرده است. اینکارآفرین جاهطلب که بهیکی از چهرههای محوری فرهنگ اینترنتی تبدیل شده ثروتی اندوخته که او را بهنخستینتریلیونر جهان بدل کرده است.
این موضوع از آنجا مهم است که در دورانی که نگرانیها درباره نابرابری اقتصادی افزایش یافته و نگاه عمومی بهابرثروتمندان تا حد زیادی منفی شده ماسک توانسته باوجود ثروت سرسامآورش همچنان گروهی وفادار از طرفداران خود را حفظ کند. این در حالی است که او برخلاف چهرههایی مانند وارن بافت فاقد شخصیت صمیمی و مردمی است که بسیاری از سرمایهداران بزرگ را نزد افکار عمومی محبوب کرده بود.
طرفداران ماسک سبک بیپرده و بدون سانسور او را بخشی از جذابیتش میدانند اما منتقدانش او را متهم میکنند که قدرتی شبیه بهالیگارشها در اختیار دارد. آنها نسبتبه شیوه اداره شرکتهای او و مداخلات سیاسی روزافزون و جناحیاش ابراز نگرانی کردند. بااینحال شرکت اسپیسایکس مجموعه عظیم فعال در حوزه موشک، ماهواره و هوش مصنوعی که همراه با تسلا هسته اصلی امپراتوری تجاری ماسک را تشکیل میدهد روز پنجشنبه در عرضه اولیه سهام خود رکورد ۷۵میلیارد دلار سرمایه جذب کرد؛ رخدادی که نشاندهنده اشتیاق چشمگیر سرمایهگذاران بهکسبوکارهای اوست. پیش از عرضه سهام مجله فوربس ثروت ماسک را حدود ۷۸۰میلیارد دلار برآورد کرده بود؛ رقمی که فاصله بسیار زیادی با نفر دوم فهرست یعنی لری پیج همبنیانگذار گوگل داشت. درهمینرابطه مت دوروت، معاون بخش ثروت فوربس میگوید: ثروت دومین فرد ثروتمند جهان حدود ۳۰۰میلیارد دلار بوده یعنی کمتر از یکسوم ثروتی که ماسک اکنون دراختیار دارد. تاکنون فقط یک نفر دیگر یعنی لری الیسون، بنیانگذار اوراکل توانسته بود بهثروت ۴۰۰میلیارد دلاری برسد. بخش عمده ثروت ماسک اکنون در اسپیسایکس متمرکز است؛ جایی که او سهامی بهارزش تقریبی ۸۶۶میلیارد دلار در اختیار دارد. براساس محاسبات رویترز و با استناد بهاسناد شرکت با احتساب ارزش تسلا و سایر داراییهایش ثروت خالص او پس از آغاز معاملات سهام در روز جمعه از ۱/۱تریلیون دلار فراتر رفت. این محاسبات شامل سهام و پاداشهایی نیز میشود که بهتدریج در اختیار او قرار میگیرند.
ماسک ابتدا ازطریق تسلا و اسپیسایکس بهچهرهای شناختهشده تبدیل شد و سپس با خرید ۴۴میلیارد دلاری شبکه اجتماعی توئیتر در سال۲۰۲۲ نفوذ خود را بیش از پیش گسترش داد. این معامله بهاو امکان دسترسی مستقیم بهصدهامیلیون کاربر را داد و او را بهیکی از صداهای پرنفوذ در عرصههایی مانند سیاست، مهاجرت، هزینههای دولتی و آزادی بیان تبدیل کرد.ورود او بهعرصه سیاست بهخصوص نقشآفرینی در وزارت کارآمدی دولت دولت دونالد ترامپ در سال گذشته نیز از جنجالیترین اقدامات او بوده است. پیامدهای سیاسی این حضور همزمان با کاهش فروش تسلا در چندین بازار بینالمللی در سال۲۰۲۵ رخ داد؛ زمانیکه اعتراضات و تحریمهای مصرفکنندگان علیه اینخودروساز برقی شدت گرفت.
مسیر رشد ایلانماسک
ایلانماسک ۵۴ساله در پرتوریای آفریقای جنوبی از مادری کانادایی و پدری آفریقای جنوبی متولد شد. او در دانشگاه پنسیلوانیا تحصیل کرد و در سال۱۹۹۷ فارغالتحصیل شد.
ماسک در سال۲۰۰۸ مدیریت عامل تسلا را بر عهده گرفت و با این باور که خودروهای برقی میتوانند عملکرد بالا را با قابلیتهای مبتنی بر نرمافزار ترکیب کنند بهبازتعریف صنعت خودروسازی جهان کمک کرد. برخی تحلیلگران صنعت خودرو معتقدند موفقیت تسلا و ارزش بازاری بیش از یک تریلیون دلاری آن خودروسازان سنتی را وادار کرد بهسمت خودروهای برقی حرکت کنند.
امروزه بسیاری از سرمایهگذاران بر این باورند که ماسک میتواند همین موفقیت را در حوزه فضا و هوشمصنوعی نیز تکرار کند. با این حال اسپیسایکس همچنان بهسرمایهگذاریهای عظیم نیاز دارد و بخش عمده ارزشگذاری آن بر فناوریهایی استوار است که ممکن است سالها یا حتی دههها طول بکشد تا بهسودآوری تجاری برسند. فراتر از تسلا و اسپیسایکس ماسک در تاسیس پنجشرکت دیگر نیز مشارکت داشته؛ از جمله شرکت حفاری تونل بورینگ کامپنی و شرکت نورالینک که در زمینه ایمپلنتهای مغزی فعالیت میکند.
ماسک در مقام مدیرعامل تسلا همواره بهیک اندازه مورد تحسین و انتقاد قرار گرفته است. بسیاری او را عامل اصلی تبدیلشدن تسلا بهارزشمندترین خودروساز جهان میدانند. مدیران شرکتهای سنتی خودروسازی سالها تهدید تسلا را جدی نمیگرفتند و باور نداشتند که یک استارتاپ بتواند خودروهای برقی را در مقیاس انبوه و بهصورت سودآور تولید کند.
درهمینرابطه باب لوتز، نایبرییس پیشین جنرال موتورز میگوید: او احترام جهانی بهنبوغ آمریکایی در مهندسی خودرو را دوباره احیا کرد.
درعینحال تسلا با چالشهای حقوقی و نگرانیهای سهامداران درباره مدیرعامل مشهور خود نیز روبهرو بوده؛ بهخصوص درمورد بسته پاداش سال۲۰۱۸ او که زمانی ارزشی معادل ۵۶میلیارد دلار داشت. نفوذ ماسک بهاندازهای گسترده شده که تحلیلگران بازار شبکه شرکتهای تحت مدیریت و نفوذ او را ماسکونومی (Muskonomy) نامیدند. این پدیده باعث شکلگیری مفهومی شده که برخی سرمایهگذاران از آن با عنوان «پریمیوم ایلان» یاد میکنند؛ افزایش ارزش شرکتها که بههمان اندازه که بر شاخصهای مالی متکی بوده بر اعتماد بهچشمانداز و تواناییهای شخص ایلانماسک نیز استوار است.
مت کندی، استراتژیست ارشد شرکت رنسانس کپیتال که در زمینه عرضههای اولیه سهام و صندوقهای قابل معامله فعالیت کرده بهخبرگزاری رویترز میگوید: همانگونهکه سرمایهگذاری در تسلا درواقع شرطبندی روی ایلانماسک بود اسپیسایکس نیز شرطبندی روی شخص اوست.
او میافزاید: ارزش بازاری بین ۵/۱تا۲تریلیوندلار عملا تمام روشهای سنتی ارزشگذاری را بیاعتبار میکند و بهتر است آن را با عنوان پریمیوم ایلانماسک توصیف کنیم.
بنابراین بسیاری از سرمایهگذاران معتقدند ماسک میتواند موفقیت خود در صنعت خودرو را در حوزه فضا و هوشمصنوعی نیز تکرار کند. با این حال اسپیسایکس همچنان بهسرمایهگذاریهای کلان نیازمند بوده و بخش مهمی از ارزش آن بر فناوریهایی استوار است که شاید سالها یا حتی دههها تا تجاریشدن فاصله داشته باشند.
درنتیجه آنچه ایلانماسک را از دیگر میلیاردرهای جهان متمایز میکند صرفا حجم ثروت او نبوده بلکه توانایی او در تبدیلشدن بهیک پدیده فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بوده که ارزش شرکتهایش را فراتر از معیارهای متعارف مالی سوق داده و نوعی اقتصاد مبتنی بر شخصیت را در بازارهای جهانی شکل داده است.
اقتصاد مبتنی بر شخصیت
درهمینراستا برخی از تحلیلگران معتقدند صعود ایلانماسک بهجایگاه نخستین تریلیونر جهان صرفا یک رویداد مالی نبوده بلکه نشانهای از تحول عمیق در ساختار سرمایهداری معاصر است. در اقتصاد امروز ارزش شرکتها بیش از آنکه صرفا بر داراییهای فیزیکی و سودآوری فعلی متکی باشد بر روایت، نفوذ فرهنگی و انتظار از آینده استوار شده است. درنتیجه پریمیوم ایلان که سرمایهگذاران از آن سخن میگویند بیانگر همین پدیده بوده یعنی بازاری که شخصیت و چشمانداز یک فرد را بهعامل اصلی ارزشگذاری تبدیل میکند.
از منظر اقتصادی تمرکز بخش عمده ثروت ماسک در اسپیسایکس اهمیت ویژهای دارد. این شرکت هنوز بهسودآوری پایدار نرسیده و نیازمند سرمایهگذاریهای عظیم است اما بازار برای آن ارزشی قائل بوده که با معیارهای سنتی مالی دشوار میتوان توضیح داد. دلیل اصلی انتظار از تسلط آینده بر زیرساختهای فضایی، اینترنت ماهوارهای و کاربردهای نظامی و هوش مصنوعی است. بهعبارت دیگر سرمایهگذاران امروز نه برای درآمد فعلی بلکه برای تصاحب بازارهای راهبردی دهههای آینده پول میپردازند.
این وضعیت شباهتهایی با دوران حباب داتکام داشته اما یک تفاوت کلیدی نیز وجود دارد: شرکتهای ماسک برخلاف بسیاری از استارتاپهای آن دوره دارای فناوری واقعی، زیرساخت عملیاتی و قراردادهای دولتی هستند. درواقع اسپیسایکس اکنون بخش مهمی از توان پرتاب فضایی آمریکا را در اختیار دارد و شبکه استارلینک بهابزار ارتباطی حیاتی در بحرانها و جنگها تبدیل شده است. بنابراین ارزشگذاری بالای این شرکت صرفا محصول هیجان بازار نیست بلکه بازتاب نقش فزاینده آن در امنیت ملی و رقابت ژئوپلیتیکی آمریکا نیز هست.
درنتیجه از منظر استراتژیک نفوذ ماسک نشاندهنده همگرایی بیسابقه میان سرمایه خصوصی و قدرت دولتی است. او همزمان مالک یک خودروساز جهانی، شبکه اجتماعی پرنفوذ، شرکت فضایی و مجموعهای از فناوریهای نوظهور مانند رابط مغز و ماشین است. چنین تمرکزی از قدرت اقتصادی و اطلاعاتی او را بهبازیگری تبدیل کرده که میتواند بر سیاست، افکار عمومی و حتی زیرساختهای حیاتی اثر بگذارد. بنابراین این همان چیزی است که منتقدان از آن با تعبیر قدرت الیگارشی یاد میکنند.
درچنینشرایطی برخی از کارشناسان معتقدند برای اقتصاد جهانی مدل «ماسکونومی» پیامدهای دوگانه دارد: از یکسو سرمایهگذاری جسورانه در فناوریهای پیشرفته میتواند نوآوری، بهرهوری و رشد بلندمدت را تقویت کند اما از سوی دیگر اتکای بیش از حد بازارها بهکاریزما و تصمیمات یک فرد ریسک سیستماتیک ایجاد میکند. درنتیجه اگر اعتماد بهروایت ماسک تضعیف شود ارزش شرکتهای وابسته بهاو بهسرعت دچار نوسان شدید خواهد شد؛ مسالهای که باتوجهبه حضور گسترده سرمایهگذاران خرد و صندوقهای بزرگ در این شرکتها آثار فراتر از یک بنگاه منفرد خواهد داشت.
درهمینرابطه است که برخی از ناظران معتقدند ظهور ماسک بهعنوان نخستین تریلیونر تریلیونر جهان نماد گذار از سرمایهداری صنعتی بهسرمایهداری پلتفرمی و شخصیتمحور است؛ جایی که قدرت اقتصادی، فناوری، رسانه و سیاست در دستان معدودی از بازیگران فوقالعاده ثروتمند متمرکز میشود. بنابراین این روند فرصتهای نوآورانه بزرگی ایجاد میکند اما همزمان پرسشهای جدی درباره رقابت، حکمرانی و توزیع قدرت در اقتصاد جهانی بههمراه دارد.
