آشفتگی در ویترین سینمای ایران!
سمیه حاتمی امین– دومین روز جشنواره فیلم فجر بهجای آنکه نشانهای از رفع مشکلات روز نخست و رسیدن به یک نظم حداقلی باشد، با تداوم ناهماهنگیها و تاخیرهای پیاپی در جدول نمایش سالنها به پایان رسید؛ وضعیتی که نهتنها مخاطبان و اهالی رسانه را سردرگم کرد بلکه بار دیگر این پرسش را بهطور جدی مطرح کرد که چرا مهمترین رویداد سینمایی کشور همچنان با ابتداییترین مسائل اجرایی دستوپنجه نرم میکند. پیش از آغاز جشنواره، دبیر آن بهصراحت اعلام کرده بود که نسخه نهایی تمام فیلمها باید تا دوازدهم بهمنماه آماده باشد چرا که همه آثار حاضر در بخش مسابقه، در نخستین روز جشنواره اکران خواهند شد. این تاکید، دستکم روی کاغذ، نوید یک برنامهریزی منسجم و حرفهای را میداد. با این حال آنچه در عمل رخ داد، فاصلهای آشکار با این وعدهها داشت. هم در سینمای رسانه و هم در برخی سینماهای مردمی، فیلمهایی که در جدول رسمی این روز قرار داشتند با تاخیر به نمایش درآمدند؛ تاخیرهایی که نه استثنا بودند و نه محدود بلکه به یک روند تبدیل شدند. مهمترین دلیلی که از سوی مسوولان برای توجیه این وضعیت مطرح شد، به مشکلات اینترنت بازمیگشت؛ قطعیهای مکرر در هفتههای گذشته و سرعت پایین اینترنت که روند آمادهسازی فنی فیلمها را با اختلال مواجه کرده است. وضعیت اینترنت که در هفتههای گذشته سبب انتقاد جدی مردم بوده و برکسبوکار و زندگی آنها تاثیر گذاشته در شرایطی دلیل تاخیر در تکمیل فیلمها بیان میشود که برخلاف وعدهها، در سینمای رسانه حتی در برقراری ارتباط تلفنی هم مشکلاتی وجود دارد و آنتندهی مناسب نیست و همچنین اینترنت پرسرعتی هم برقرار نیست. هرچند مشکلات زیرساختی موضوعی انکارناپذیر است اما پرسش اصلی اینجاست که آیا جشنوارهای با این سطح از اهمیت، نباید پیشبینیهای لازم را برای چنین شرایطی انجام میداد؟ آیا وابسته بودن آمادهسازی نهایی فیلمها به اینترنت، آن هم تا آخرین ساعات پیش از نمایش، خود نشانهای از ضعف در برنامهریزی نیست؟
سینمای رسانه که همواره بهعنوان قلب تپنده جشنواره و محل قضاوت اولیه آثار شناخته میشود، در دومین روز جشنواره همچنان زیرسایه سنگین حالوهوای عمومی جامعه، پذیرای نمایش تنها سه فیلم شد. فضایی که نهتنها از شور و هیجان معمول سالهای گذشته فاصله داشت بلکه با بینظمیهای اجرایی نیز تشدید میشد. تاخیر در شروع سانسها، بلاتکلیفی خبرنگاران و منتقدان و تغییرات دقیقه نودی، تصویری نهچندان حرفهای از مدیریت جشنواره ارائه داد. این ناهماهنگیها تنها به مساله اکران محدود نماند. همزمان با آغاز نمایش فیلمها در سینماهای مردمی و شروع فرآیند داوری آثار، نکتهای قابلتامل بیش از پیش خودنمایی کرد: در حالی که داوری عملا آغاز شده اما هنوز اسامی هیاتداوران در هیچیک از بخشها بهطور رسمی اعلام نشده است. این ابهام، آن هم در رویدادی که شفافیت یکی از مطالبات اصلی آن بهشمار میرود، پرسشهای جدی درباره روند تصمیمگیری و میزان پاسخگویی دبیرخانه جشنواره ایجاد میکند.
از سوی دیگر جدول نمایش جشنواره در روز سوم نیز از تغییرات در امان نماند. اعلام جابهجایی میان دو فیلم، آن هم پس از انتشار جدول رسمی بار دیگر بر آشفتگی برنامهریزی صحه گذاشت. براساس اطلاعیه منتشر شده، فیلم «نیمشب» به کارگردانی محمدحسین مهدویان بهجای روز نوزدهم بهمن، در روز سیزدهم بهمن در سینمای رسانه اکران میشود و جایگزین فیلم «سقف» ساخته ابراهیم امینی میشود. چنین تغییراتی هرچند ممکن است از منظر اجرایی ناگزیر به نظر برسد اما برای رسانهها، منتقدان و حتی مخاطبان حرفهای که برنامهریزی دقیقی براساس جدول جشنواره دارند، مشکلات متعددی ایجاد میکند. نکته قابلتامل اینجاست که بسیاری از این مشکلات، مسبوق به سابقه هستند. جشنواره فیلم فجر در سالهای گذشته نیز بارها با مساله تاخیر، تغییر جدول و ناهماهنگیهای اجرایی مواجه بوده است. تکرار این چرخه، این شائبه را تقویت میکند که یا تجربههای گذشته بهدرستی تحلیل نمیشوند یا ارادهای جدی برای اصلاح ساختار اجرایی جشنواره وجود ندارد. در هر دو حالت، نتیجه یکی است: کاهش اعتماد عمومی و خدشهدار شدن اعتبار جشنواره.
برای مخاطب سینمایی، جشنواره فیلم فجر تنها مجموعهای از فیلمها نیست بلکه ویترین سینمای ایران و نمادی از توان مدیریتی و فرهنگی کشور بهشمار میرود. وقتی این ویترین با بینظمی، تاخیر و تصمیمهای ناگهانی همراه میشود، طبیعی است که تصویر کلی نیز آسیب ببیند. این مساله بهویژه برای سینمای رسانه اهمیت دوچندان دارد؛ جایی که بازتاب اولیه آثار شکل میگیرد و روایت جشنواره به افکار عمومی منتقل میشود. از منظر حرفهای، تاخیر در نمایش فیلمها و تغییرات مکرر جدول، نهتنها به رسانهها آسیب میزند بلکه به خود فیلمها نیز لطمه وارد میکند. فیلمی که با تاخیر اکران میشود یا جایگاه نمایشش تغییر میکند ممکن است در فضایی نامناسب دیده شود و از توجه لازم محروم بماند. این موضوع، در نهایت به ضرر فیلمسازان و کل چرخه سینما تمام میشود؛ چرخهای که جشنواره قرار است حامی و تسهیلگر آن باشد، نه مانع. آنچه در روزهای ابتدایی جشنواره امسال رخ داد، بیش از آنکه حاصل عوامل پیشبینی نشده باشد، نشانهای از ضعف در هماهنگی و مدیریت اجرایی است. توجیه مشکلات با ارجاع به اینترنت یا شرایط بیرونی، اگرچه ممکن است بخشی از واقعیت را توضیح دهد اما نمیتواند پاسخگوی همه انتقادها باشد. انتظار میرود جشنوارهای با این سابقه و اهمیت، سازوکارهایی انعطافپذیر و در عین حال دقیق برای مواجهه با بحرانها داشته باشد. ادامه این روند بدون پذیرش مسوولیت و ارائه توضیحی شفاف به افکار عمومی، میتواند فاصله میان جشنواره و بدنه حرفهای سینما را بیش از پیش افزایش دهد. جشنواره فیلم فجر اگر قرار است همچنان جایگاه خود را بهعنوان مهمترین رویداد سینمایی کشور حفظ کند، ناگزیر است از سطح شعار و وعده عبور کرده و در عمل به نظم، شفافیت و احترام به مخاطب پایبند باشد؛ امری که دستکم در روزهای نخست جشنواره امسال، محقق نشده است.
