-
شماری از سیاستبازان که مناصب بهظاهر سیاسی هم ندارند و شماری دیگر که دلبستگیهای ناشناس دارند و از مسیر جریان استیلایافته بر کشور نافرمانی زیر پوستی دارند باورشان این است که برای آرامش در کشور باید استکبار آمریکا را شکست دهیم.
-
طبلها و شیپورهای جنگ از واشنگتن و تلآویو کوبیدن و نواختن آغاز کردهاند و با استفاده از شبکههای اجتماعی و رسانههای پرنفوذ صدای خود را به گوش جهان میرسانند.
-
این روزها ایران در شرایط «نه جنگ، نه صلح» عملا درگیر نوعی فرسایش تدریجی شده است؛ شرایطی مبهم که نه به ثبات و آرامش اقتصادی منجر شده و نه یک نقطه پایان روشن برای بحرانها ترسیم کرده است.
-
برخی رسانههای ایرانی نزدیک به هسته اصلی قدرت به همراه بعضی چهرههای رسانهای که به اطلاعات دسترسی دارند طوری مینویسند گویا در همین چند روز آینده آتشبس لرزان برقرار شده میان جمهوری اسلامی و آمریکا شکسته میشود و جنگ رخ میدهد.
-
ایرانیان به ویژه آن دسته از ایرانیانی که اخبار را از نزدیک دنبال میکنند و نیمنگاهی به آینده دارند، هیچ نشانه جدیدی از وقوع یک طوفان مشاهده نمیکنند
-
با توجه به تحولات پرشتاب و پیچیده در منطقه و همچنین پیرو یادداشت قبلی خود با عنوان «خطی نبودن مذاکرات بین کشورها»، اینک بر آنم تا براساس همان چارچوب نظری، به تحلیل واپسین اقدامات واشنگتن و بازیگران منطقهای بپردازم.
-
تصور نمیشود که کسی از احمقانه خواندن پاسخ ایران به ایالاتمتحده از جانب ترامپ، متعجب و شگفتزده شده باشد.
-
بحثهای تندی درباره اینکه برای پایان دادن به جنگ آیا میتوان از هنر مذاکره استفاده کرد و با مذاکره به اهداف و خواستهای کشور دست یافت یا نه، صورت گرفته است.
-
جمهوری اسلامی به این باور بدون برگشت رسیده که نباید گامی به پس نهد و جوری نشان دهد که دشمن بوی ناتوانی از آن به بینیاش برسد.
-
ادارهکنندگان کشور و جنگ و آتشبس اطلاعات پرشماری دارند و برپایه آن اطلاعات از رفتار و گفتارهای مقامهای آمریکایی میگویند این کار باید بشود و آن کار نباید بشود و برای زندگی میلیونها ایرانی گرفتارشده تصمیم میگیرند.





