LNG آمریکا و یک پارادوکس ژئوپلیتیک
جهان صنعت- دادههای ردیابی محمولههای چین از یک چرخش معنادار انرژی خبر میدهد؛ اطلاعاتی که نشان میدهد چینیها طی حدود یکسال گذشته هیچ محموله گاز طبیعی مایعشده (LNG) از آمریکا وارد نکرده و واردات نفتخام آمریکا را نیز از بهار۱۴۰۴ متوقف کردهاند. آنطور که رویترز گزارش داده است این رویداد صرفا یک تغییر تجاری کوتاهمدت نیست بلکه نشانهای از ورود روابط انرژی چین و آمریکا به مرحلهای تازه از رقابت ژئوپلیتیک و بازتعریف اهرمهای فشار متقابل است.
رویترز با اتکا به دادههای شرکت کپلر گزارش داد که درست یکسال قبل آخرین محموله LNG آمریکا که به مقصد چین تخلیه شده و پس از آن، جریان واردات LNG از آمریکا عملا به صفر رسیده است. در حوزه نفتخام نیز آخرین واردات ثبتشده چین از آمریکا به فروردین یا اردیبهشت امسال بازمیگردد و پس از آن هیچ محمولهای به مقصد چین ارسال نشده است. اهمیت این توقف زمانی روشنتر میشود که بدانیم چین تا همین اواخر یکی از مشتریان قابلتوجه انرژی آمریکا بود بهطوری که در سال گذشته حدود ۴٫۳میلیون تن LNG آمریکا را خریداری کرده بود که نزدیک به ۵درصد صادرات LNG این کشور را تشکیل میداد و واردات نفتخام آمریکا نیز در همان سال به حدود ۹۰میلیون بشکه میرسید.
رویترز مینویسد: صفر شدن واردات به مقصد چین به معنای قطع کامل روابط قراردادی نیست. شرکتهای چینی همچنان تحت قراردادهای بلندمدت LNG با آمریکا باقی ماندهاند و محمولهها را خریداری میکنند اما به جای تحویل در بنادر چین، مقصد آنها را تغییر میدهند. این محمولهها عمدتا به اروپا ارسال میشوند یا پیش از بارگیری در بازار ثانویه به طرفهای ثالث فروخته میشوند. به بیان دیگر آنچه تغییر کرده مصرف داخلی و مقصد فیزیکی محمولههاست، نه لزوما تعهدات قراردادی یا مالکیت تجاری.
براساس این گزارش، ریشه این امکان در ساختار بازار LNG آمریکا نهفته است. برخلاف برخی عرضهکنندگان که محدودیتهای سختگیرانهای برای مقصد محمولهها اعمال میکنند، بسیاری از قراردادهای LNG آمریکا انعطاف مقصد دارند. این ویژگی به خریدار اجازه میدهد محموله را به هر بازاری که سودآورتر است ارسال کند. رویترز همین انعطاف را کلید راهبرد چین میداند؛ راهبردی که به پکن اجازه میدهد در سطح سیاسی، وابستگی مستقیم به انرژی آمریکا را کاهش دهد اما در سطح بنگاهی، از فرصتهای آربیتراژی بازار جهانی LNG بهرهبرداری کند.
براساس گزارش رویترز، پس از آغاز دور تازهای از تعرفههای تلافیجویانه سال گذشته، چین آخرین محموله LNG آمریکا را دریافت و سپس واردات را متوقف کرد. در همان مقطع دولت ترامپ تعرفه ۱۰درصدی بر واردات از چین اعمال و پکن نیز در واکنش، از جمله تعرفه ۱۵درصدی بر LNG آمریکا وضع کرد. اگرچه دو کشور در آبان۱۴۰۴ به نوعی آتشبس تجاری دست یافتند اما واردات LNG چین از آمریکا به سطح پیشین بازنگشت؛ موضوعی که از دید تحلیلگران رویترز نشاندهنده عمق یافتن بیاعتمادی راهبردی در حوزه انرژی است.
در بازار جهانی پیامد فوری این تغییر جهت تقویت نقش اروپا بهعنوان مقصد اصلی LNG منعطف بوده است. اروپا که پس از کاهش گاز خط لوله روسیه بهشدت به LNG وابسته شده از محمولههای آمریکایی -حتی اگر تحت مالکیت یا واسطهگری شرکتهای چینی باشد- استقبال کرده است. این وضعیت به نوعی پارادوکس ژئوپلیتیک انجامیده است: کاهش واردات مستقیم چین از آمریکا، همزمان به افزایش جریان LNG آمریکا به اروپا کمک کرده است.
رویترز تاکید میکند که برای آمریکا، از منظر حجم صادرات، این کشور همچنان در موقعیت قدرتمندی قرار دارد. آمریکا در سال۱۴۰۲ بزرگترین صادرکننده LNG جهان شد و در یکسال اخیر حدود ۱۱۰میلیون تن LNG صادر کرده که بیش از یکچهارم عرضه جهانی را تشکیل میدهد. با این حال از دست دادن چین بهعنوان مقصد مستقیم حتی اگر موقتی باشد، این پیام را به همراه دارد که بازار انرژی نیز میتواند مانند فناوری به سمت دوپارگی ژئوپلیتیک حرکت کند و تصمیمات مشتریان بزرگ بیش از پیش تحتتاثیر ملاحظات سیاسی قرار گیرد.
چین نیز بنا بر گزارش رویترز، همزمان سیاست تنوعبخشی به منابع تامین را دنبال میکند. این کشور دسترسی قابلتوجهی به LNG از قطر و روسیه دارد و واردات گاز خط لوله از روسیه را افزایش داده است. رویترز یادآور میشود واردات LNG چین در سال۱۴۰۴ حدود ۱۴درصد کاهش یافته و به ۶۷میلیون تن رسیده که به ترکیبی از کندی رشد صنعتی، توسعه سریع انرژیهای تجدیدپذیر، افزایش تولید داخلی گاز و رشد واردات خط لوله نسبت داده میشود. در عین حال چین همچنان واردات اتان از آمریکا را در سطح بالا حفظ کرده بهطوری که بیش از ۶۰درصد صادرات اتان آمریکا را جذب میکند. این موضوع نشان میدهد راهبرد پکن قطع کامل روابط انرژی نیست بلکه تفکیک هوشمندانه میان بخشهایی است که جایگزینپذیرند و بخشهایی که مزیت اقتصادی یا فنی بالاتری دارند.
منبع: رویترز
