تولید و خدمات در عصر جدید
رضا موسایی، پژوهشگر اقتصاد توسعه
مقاله دنی رودریک تحت عنوان «الزامات تولید»(۲۰۱۱) و مقاله اخیر او با عنوان «چگونه به تولید بدبین شدم»(۲۰۲۶) در نگاه اول متناقض بهنظر میرسند؛ یکی بر اهمیت حیاتی تولید تاکید دارد و دیگری هشدار میدهد که الگوی سنتی صنعتیشدن دیگر کارآمد نیست اما این دو در کنار هم، یک نقشه راهبردی برای اقتصاد ایران ترسیم میکنند: نه میتوان از تولید عبور کرد و نه میتوان با روشهای گذشته به آن رسید.
تولید همچنان «پلهبرقی» است اما خطر «صنعتیزدایی پیشرس» جدی است
رودریک در سال۲۰۱۱ تولید را «فعالیت پلهبرقی» مینامید؛ جایی که بهرهوری بهطور خودکار رشد میکند اما او در ۲۰۲۶ هشدار میدهد که بسیاری از کشورهای در حال توسعه دچار صنعتیزدایی پیشرس (Premature Deindustrialization) شدهاند یعنی سهم صنعت در اقتصادشان پیش از آنکه به ثروت و بلوغ برسند، رو به افول گذاشته است. نکته برای ایران: اقتصاد ایران سالهاست که با این پدیده دستبهگریبان است. غلبه سوداگری بر تولید و هزینههای بالای مبادله باعث شده سرمایهها به جای کارخانه، به سمت داراییهای غیرمولد بروند. احیای این پلهبرقی، اولین قدم در مسیر اقتصاد مقاومتی و بازگرداندن ثقل اقتصاد به سمت بخش حقیقی است.
خدمات مولد؛ رکن درونزایی اقتصاد
یکی از یافتههای کلیدی دنی رودریک در سال۲۰۲۶ این است که خدمات دیگر صرفا بخش مصرفی نیست. در اقتصادهای موفقی مثل هند، خدمات غیرقابل مبادله(لجستیک، توزیع هوشمند، خدمات فنی- مهندسی) موتور رشد شدهاند.این موضوع با مفهوم «درونزایی» در اقتصاد مقاومتی کاملا همسو است. در اقتصاد ایران بخش خدمات سهم بزرگی دارد اما بهرهوری آن پایین است. سرمایهگذاری در دیجیتالیسازی خدمات و پیوند آن با فناوری میتواند این بخش را به جایگاهی برساند که هم اشتغال ایجاد کند و هم در برابر تکانههای خارجی (تحریم) مقاوم باشد.
تولید بدون اشتغال؛ تله اقتصاد دوپاره
رودریک هشدار میدهد که صادرات تولیدی زیاد لزوما به معنای رفاه نیست. اگر این تولید در «جزایر مدرن» محصور بماند و با بدنه جامعه(بنگاههای کوچک) وصل نشود، شکست میخورد.این دقیقا آسیبپذیری صنایع بزرگ ایران(مثل پتروشیمی و فولاد) است. از منظر اقتصاد مقاومتی تولید زمانی ارزشمند است که «مردمی» باشد یعنی صنایع بزرگ باید بهعنوان پیشران، شبکهای از بنگاههای کوچک و متوسط (SMEs)را تغذیه کنند تا اشتغال پایدار و گسترده ایجاد و ارزش افزوده در تمام سطوح جامعه پخش شود.
سیاست ارزی رقابتی؛ کلید تابآوری
دنی رودریک تاکید میکند که کشورهای موفق «ارزهای رقابتی» را حفظ کردهاند. در ایران نوسانات ارزی و سرکوب قیمتها مزیت تولید را مخدوش کرده است. مدیریت نرخ ارز نه با هدف ارزانسازی مصنوعی واردات بلکه با هدف حمایت از تولید داخلی و تشویق صادرات غیرنفتی، از ارکان اصلی مقاومسازی اقتصاد است. نرخ ارزی که مشوق تولید باشد، بهترین پدافند در برابر فشارهای اقتصادی خارجی است.
برونگرایی هوشمند و تولید دانشبنیان
رودریک ۲۰۲۶ معتقد است: تولیدات آینده باید «مهارتمحور» باشند. این یعنی ایران دیگر نمیتواند صرفا با تکیه بر نیروی کار ارزان رقابت کند. مسیر سوم برای ایران، تمرکز بر تولید دانشبنیان است؛ حوزهای که در آن «مغزافزار» جایگزین خامفروشی میشود. این نوع تولید بهدلیل پیچیدگی و ارزشافزوده بالا، بهسادگی قابل حذف از زنجیره جهانی نیست و این یعنی رسیدن به «برونگرایی هوشمند.»
نتیجهگیری: مسیر سوم برای ایران در افق ۲۰۲۶
اقتصاد ایران نباید در سودای تکرار مدل دهههای ۶۰ میلادی(صنعتیشدن کلاسیک) بماند. راه سوم دنی رودریک که با منطق اقتصاد مقاومتی پیوند خورده، بر چهار پایه استوار است:
تقویت بهرهوری در خدمات: تبدیل خدمات از یک بخش مصرفی به یک بخش مولد و صادراتی با ابزار فناوری.
اتصال صنایع بزرگ به زنجیره تامین داخلی: برای جلوگیری از ایجاد جزایر ایزوله صنعتی و تحقق مردمیسازی اقتصاد.
سیاست ارزی باثبات و رقابتی: جهت خلعسلاح رقبای وارداتی و تقویت توان صادراتی.
سرمایهگذاری در مهارتهای جدید: آمادگی برای تولیدی که دیگر متکی به تعداد کارگر نیست بلکه متکی به عمق دانش است.
به زبان ساده: ما باید «تولید هوشمند» را با «خدمات مولد» پیوند بزنیم تا اقتصادی بسازیم که هم در داخل شغل ایجاد کند و هم در برابر طوفانهای جهانی تابآور و مقاوم باشد.

