جغرافیای زخم زنانه
پویا اصل باغ– چندی پیش ویدئویی کوتاه اما دلخراش از افغانستان در فضای مجازی منتشر شد؛ تصاویری که بار دیگر یکی از تلخترین بحرانهای منطقه را یادآوری کرد. در این ویدئو زنی با پوشش کامل در روز روشن و مقابل چشمان رهگذران هدف گلوله نیروهای طالبان قرار میگیرد. همزمان گزارشها از هرات تا کابل از تشدید بازداشت زنان توسط ماموران امربهمعروف طالبان حکایت دارد؛ روندی که نشان میدهد حتی زنانی که تمامی الزامات پوششی موردنظر حاکمان افغانستان را رعایت میکنند نیز از محدودیتها و برخوردهای خشونتآمیز در امان نیستند. این روایتها برای جامعه ایرانی نیز ناآشنا و غریب نیست. در سالهای اخیر از مرگ مهسا امینی پس از بازداشت گشت ارشاد گرفته تا افزایش موارد خشونت علیه زنان و قتلهای ناموسی این پرسش را یادآوری میکند قرار است سرانجام این جغرافیای خونین علیه زنان چهزمانی از بین رود؟ میان ایران و افغانستان تفاوتهای اساسی وجود دارد اما در یکنقطه بههم میرسند؛ جاییکه زنان بیشاز همه درمعرض تبعیض، کنترل و خشونت قرار میگیرند. ویدئوی منتشرشده از افغانستان بار دیگر این واقعیت را برجسته کرد که خشونت علیه زنان را نمیتوان صرفا بهمساله پوشش یا سبک زندگی نسبت داد. هنگامی که حتی زنان دارای حجاب کامل نیز از برخوردهای خشن در امان نیستند روشن میشود که مساله فراتر از ظاهر افراد و ریشهدارتر از آن چیزی است که در تریبونها و محافل سیاسیون مطرح میشود.
قتل زنان و دیگر هیچ
براساس گزارشهای منتشرشده از افغانستان همچنان آمار دقیق و جامعی از میزان قتل و خشونت علیه زنان در این کشور در دسترس نیست اما دادههای موجود از تشدید این بحران حکایت دارد. براساس آخرین گزارش هیات معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان که همزمان با روز جهانی محو خشونت علیه زنان در سال دگذشته منتشر شد، موارد خشونت علیه زنان و دختران افغانستانی طی کمتر از دوسال حدود ۴۰درصد افزایش یافته است. برآوردها نشان میدهد که درحالحاضر حدود ۲/۱۴میلیون زن در افغانستان نیازمند حمایتهای فوری و کمکهای بشردوستانه هستند. این درحالی است که وزارت امربهمعروف و نهیازمنکر طالبان مدعی شده در سال گذشته بیش از ۳۴۰۰پرونده مرتبط با حقوق زنان را بررسی و حلوفصل کرده و بهشکایتهای هزاران زن رسیدگی شده است. با این حال بسیاری از نهادهای بینالمللی معتقدند محدودیتهای گسترده طالبان در حوزه آموزش، اشتغال و حضور اجتماعی زنان همچنان یکی از مهمترین چالشهای پیشروی زنان افغانستان بهشمار میرود.
در ایران نیز اگرچه هنوز آمار رسمی و جامعی از میزان خشونت و قتل زنان در ماههای اخیر منتشر نشده اما گزارشهای موجود از تداوم این روند نگرانکننده حکایت دارد. براساس دادههای منتشرشده در ششماههنخست سال۱۴۰۴ دستکم ۱۳۲زن در کشور بهقتل رسیدند. این آمار بهتفکیک ماه شامل ۱۷مورد در فروردین، ۳۱مورد در اردیبهشت، ۲۳مورد در خرداد، ۲۳مورد در تیر، ۲۳مورد در مرداد و ۱۵مورد در شهریور بوده است.
بررسی پراکندگی جغرافیایی این قتلها نیز نشان میدهد استانهای تهران، سیستانوبلوچستان، خراسانرضوی، لرستان، مازندران، فارس، خوزستان و اصفهان درمقایسه با سایر استانها موارد بیشتری از قتل و خشونت علیه زنان را ثبت کردند. ازسوی دیگر آمارهای غیررسمی از افزایش خشونت خانگی در کشور خبر میدهند. براساس یکی از این گزارشها حدود ۴۰درصد زنان در ششماههنخست سالگذشته دستکم یکی از اشکال خشونت اعم از خشونت فیزیکی، جنسی یا کلامی را تجربه کردند.
براساس برخی گزارشهای رسمی و غیررسمی منتشرشده ازسوی نهادهای حقوق بشری در سهماههنخست سال۱۴۰۵ بیشاز ۲۰مورد قتل زنان در کشور بهثبت رسیده است. بیشتر این خشونتها توسط افراد نزدیک زنان رخ داده است. ازسویدیگر مسائل ناموسی، اختلافات خانوادگی و مشکلات اقتصادی عمده دلایل چنین اتفاقاتی بوده است. واکاوی این مساله نیاز بهآمار و ارقام دقیق و قابل استنادی دارد اما متاسفانه مسائل مربوط بهزنان در کشور با محرمانگی عجیبی روبهرو بوده و این موضوع کار را برای محققان و خبرنگاران دشوار کرده است. بهباور کارشناسان تداوم چنین روندی از وجود بحرانی عمیق در بطن جامعه حکایت دارد؛ بحرانی که ریشههای آن را باید در مجموعهای از عوامل فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و فردی جستوجو کرد.
کارشناسان معتقدند که شکلگیری آسیبهای اجتماعی ازجمله خشونت و قتل علیه زنان یکسری دلایل ریشهای و زیرپوستی دارد. در تحقیقات انجامشده ضعف آموزش و عدم آگاهی یکی از اصلیترین دلایل مطرح شده است. درواقع بسیاری از افرادی که مرتکب قتل میشوند یا قربانی قتل و خشونت در کودکی و نوجوانی خود هستند اطلاعات و آموزشهای لازم را نیاموختند. همین امر موجب میشود که در آینده افراد دستبه خشونت بزنند یا دربرابر خشونت ناتوان بمانند.
یکی دیگر از دلایل ریشهای این موضوع سابقه خشونت در افراد است. طبق مطالعات انجامشده در یکی از کشورهای اروپایی مشخص شد بخش زیادی از انجامدهندگان قتل و خشونت علیه زنان در کودکی خود بارها چنین وقایعی را تجربه کردند. بیان شده که والدین اینگونه افراد هم سابقه ارتکاب خشونت را داشتند: برای مثال طبق تخمینهای زدهشده در اسپانیا نزدیک به۳۹درصد از مادران مرتکبان بهقتل و خشونت علیه زنان تجربه آزارهای جنسی و کلامی داشتند. علاوهبر موارد مطرحشده یکی از اصلیترین دلیلها در کشورهای منطقه بحث فرهنگ، اعتقادات و سنت است. متاسفانه در بسیاری از موارد و پروندههای مربوط بهقتل زنان ملاحظه شده که افراد(بهخصوص پدران، همسران و برادران) فرد قربانی بهدلایل ناموسی اعم از پوشش، رفتار و حتی همکلامی با یک مرد غریبه مرتکب چنین عملی شدند. بسیاری از کارشناسان معتقدند که مساله فوق بیشترین موارد خشونت را در کشور بهخود اختصاص داده است. علل مطرحشده دلایل ریشهای پدیده قتل و خشونت علیه زنان بود اما یکسری عوامل فردی، اقتصادی و اجتماعی وجود دارد که بهشکلگیری این مساله کمک میکند.
زن؛ قربانی قدرت
سیمین کاظمی، جامعهشناس با ابراز نگرانی نسبتبه تشدید خشونت علیه زنان ایرانی و افغانستانی به«جهانصنعت» گفت: زنان افغانستان زیر سلطه یک نظام تمامیت خواه مذهبی مردسالار هستند که هیچ حقی برای زنان قائل نیست و زنان همچون بردگان فاقد حقوق انسانی در شرایطی بهغایت ظالمانه گرفتار شدند.
اعتراض زنان افغانستانی نشان میدهد مقاومت همچنان زنده است و زنان مرعوب نظام زن ستیز و خشن طالبان نشدند و تا پای جان از مطالبه حقوق مسلمشان یعنی کار، تحصیل و آزادی دست نمیکشند.
علاوهبراین عامل اولیه تظاهرات یعنی بازداشت زنانی که چادری/برقع نپوشیدند نیز نشان دیگری از مقاومت و ایستادگی دربرابر کنترل دولتی بر پوشش زنان است. خشونت خیابانی علیه زنان وجه عریان خشونت ساختاری است که در ابعاد و سطوح مختلف بر زنان اعمال میشود. طالبان براساس قرائتی که از دین اسلام دارد و برای اجرای تفکرات خود خشونت را تجویز و اجرا میکند.
وی افزود: هم در ایران و هم در افغانستان خشونت علیه زنان بهاشکال مختلف اعمال شده اما در افغانستان خشونت دولتی در شدیدترین شکل خود بر زنان اعمال میشود. در ایران خشونت نهادی بیشتر با سکوت و انفعال حکومت در مورد خشونت علیه زنان اعمال شده است.
در افغانستان دولت که بیشترین قدرت و زور را در اختیار دارد زنان را سرکوب و هر تخطی را بهسختترین وجه مجازات میکند. درشرایطیکه چنین شکلی از خشونت دولتی بر زنان اعمال میشود سایر انواع خشونت مثل خشونت خانگی اساسا نامرئی شده و بهحساب نمیآیند.
مرزهای مشترک خشونت
اینجامعهشناس با بیان اینکه سایر انواع خشونت مثل خشونت روانی، اقتصادی و جنسی و… کمتر مورد توجه قرار میگیرند، گفت: خشونت فیزیکی واضحترین شکل خشونت است و خودش یا آثارش قابل مشاهده هستند. از این رو یک خشونت مشهود و ملموستر است و پیامدهای فوری و جدی برای سلامت و جان زنان داشته چنانکه سالانه شماری از زنان قربانی میشوند اما سایر انواع خشونت مثل خشونت روانی، اقتصادی و جنسی و … کمتر مورد توجه قرار میگیرند چون کمتر مشهود و تبعات آنها فوری نیست. در هردوکشور همه انواع خشونت علیه زنان وجود دارد ولی آمار دقیقی از آن در دست نیست. از وضعیت زنان افغانستانی اطلاع زیادی در دست نیست اما بازداشت آنها بهخاطر پوشش بهدست ماموران حکومت طالبان و اعتراضات خیابانی برای کار تحصیل و آزادی نشان میدهد که آنها تسلیم سرکوب و ستم و محدودیتهای حکومتی نشدند و مقاومتشان مایه دلگرمی همه زنان و آزادیخواهان جهان است. در ایران نیز زنان در ۱۰۰سال گذشته جنبشی را برای کنارزدن محدودیتها و مبارزه با تبعیض جنسیتی بنیان نهادند و مقاومت دربرابر نابرابری جنسیتی کماکان ادامه دارد و نمودهای آن را چه در جنبش های اجتماعی اعتراضی و چه در زندگی روزمره شاهد هستیم. کاظمی اظهار کرد: نظام فرهنگی اجتماعی مردسالاری که بهروابط نابرابر قدرت بین مرد و زن شکل داده سابقهای طولانی دارد و در همه ارکان زندگی اجتماعی ریشه دوانده است. بر این اساس خشونت ابزاری برای کنترل زنان و اعمال ارزش های مردسالاری بر زنان است. هر زن که هنجارهای جامعه مردسالاری را رعایت نکرده یا از آنها عبور کند سزاوار تنبیه و مجازات شناخته میشود. انضباط مردسالاری که بر زنان اعمال میشود مغایر با آزادی و حقوق انسانی زنان است و از این رو وقتی زنان بهحقوقشان آگاه میشوند زیر بار محدودیتهای دولت/ قانون، عشیره/فرهنگ و خانواده نرفته و ممکن است مورد خشونت قرار گیرند.
جغرافیای مقاومت زنان
اینجامعهشناس درپایان افزود که مقاومت زنان منطقه متوقف نخواهد شد چون هرچه میگذرد زنان بیشتر بهحقوقشان آگاه میشوند و کمتر ستم و تبعیض جنسیتی را تحمل خواهند کرد. حرکتهای زنان برای دستیابی بهحقوق برابر ادامه پیدا خواهد کرد و این حرکتها قطعا دستاوردهای مثبتی برای زنان بهارمغان میآورد.
