عبور از تنگه وحشت
جهان صنعت– تنگه هرمز اینروزها ما را یاد نام فیلم تنگه وحشت اثر مارتین اسکورسیزی(۱۹۹۱) میاندازد. در روزهایی که بازار جهانی نفت ظاهرا آرام بهنظر میرسد پشت صحنه تجارت انرژی جهان پر از اضطراب و ترس است.
نفتکشهای غولپیکر چینی بعد از روزها توقف و انتظار دوباره از تنگه هرمز عبور کردند اما اینعبور بیش از آنکه نشانه بازگشت آرامش باشد تصویری از وحشت عمیق اقتصاد جهانی است؛ هراسی که فقط بهاحتمال جنگ مربوط نمیشود بلکه بهاین واقعیت گره خورده که جهان هنوز نتوانسته راهی برای زندگی بدون هرمز پیدا کند.
هیبت عظیم نفتکشها آرام از آبهای گرم خلیجفارس عبور میکند اما در شمایل بازار جهانی نفت اینروزها نشانی از آرامش دیده نمیشود. پشت نمودارهای نسبتا باثبات قیمت نفت موجی از نگرانی در جریان است؛ نگرانی از اینکه هر تحول سیاسی یا امنیتی در تنگه هرمز میتواند شریان اصلی انرژی جهان را دچار اختلال کند.
در ۴۸ساعت گذشته خبر عبور چند سوپرتانکر چینی از تنگههرمز بهیکی از مهمترین سیگنالهای بازار انرژی تبدیل شد. نفتکشهایی که میلیونهابشکه نفت عراق و قطر را حمل میکنند و پس از روزها تعلل و احتیاط مسیر خود را بهسمت شرق آسیا ازسر گرفتند. اینفقط یک خبر در حوزه کشتیرانی نیست بلکه نشانهای است از اضطرابی که حالا بر بزرگترین اقتصادهای جهان سایه انداخته است.
نَفَس چین، بزرگترین واردکننده نفت دنیا بیش از هر کشور دیگری به نَفَس امنیت خلیج فارس وابسته است. کارخانههای عظیم شرق چین، پالایشگاههای ساحلی و موتور صنعتی پکن هنوز با نفتی کار میکنند که بخش مهمی از آن از همین آبراه باریک عبور میکند؛ آبراهی که در باریکترین نقطه فقط چند دهکیلومتر عرض دارد اما اقتصاد جهان را زنجیروار بههم متصل نگه داشته است.
همین وابستگی باعث شده هرمز دوباره بهمرکز تحلیلهای اقتصادی و امنیتی جهان تبدیل شود. حالا دیگر فقط بهای نفت نیست که نقل سخن بازارها باشد بلکه آنها درباره امنیت مسیر نفت حرف میزنند. تفاوت مهمی که نشان میدهد جهان وارد مرحله تازهای از اضطراب انرژی شده است.
تا همین چند سال پیش بسیاری از تحلیلگران غربی تصور میکردند با افزایش تولید نفت آمریکا، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و کاهش وابستگی غرب بهنفت خاورمیانه اهمیت ژئوپلیتیکی خلیج فارس کاهش پیدا میکند. اما بحرانهای اخیر نشان داد اینتصور باطل بوده است.
شاید آمریکا امروز کمتر از گذشته بهنفت خلیج فارس وابسته باشد اما آسیا هنوز بدون اینمنطقه نمیتواند گلیم اقتصاد خود را از آب بیرون بکشد.
اینمساله فقط مربوط بهچین نیست. ژاپن، کرهجنوبی، هند و حتی بخش مهمی از بازار گاز طبیعی مایع جهان همچنان بهامنیت هرمز وابسته هستند. بههمین دلیل است که هر خبر درباره نفتکشها، مینهای دریایی، بیمه کشتیها یا تحرکات نظامی در منطقه بلافاصله بازار جهانی را دچار تنش میکند.
آنچه اینروزها بیش از همه توجه تحلیلگران را جلب کرده اما تغییر تدریجی مسیر تجارت جهانی نفت است. برخی نفتکشها حالا ترجیح میدهند راهشان را کج کرده و مسیرهای طولانیتر و پرهزینهتری را انتخاب کنند تا ریسک عبور از هرمز را کاهش دهند. اینیعنی تجارت انرژی جهان آرامآرام در حال بازطراحی است؛ تغییری که میتواند هزینه حملونقل، بیمه و در نهایت قیمت جهانی انرژی را افزایش دهد.
درظاهر نفت هنوز جریان دارد و صادرات متوقف نشده اما در واقعیت بازار وارد مرحلهای شده که هزینه نااطمینانی از خود بحران مهمتر شده است. شرکتهای بیمه دریایی نرخها را بالا بردند، برخی شرکتهای کشتیرانی درباره عبور از منطقه محتاطتر شدند و معاملهگران نفت بیش از هر زمان دیگری بهاخبار خلیج فارس واکنش نشان میدهند.
این دقیقا همان نقطهای است که هرمز را از یک گذرگاه جغرافیایی بهیک ابزار قدرت ژئوپلیتیکی تبدیل میکند. جهان شاید بتواند با نفت گران کنار بیاید اما با نااطمینانی مزمن در قلب تجارت انرژی هرگز آبش در یک جوی نمی رود.
در همین فضا کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس نیز بهسرعت در حال بازنگری در معادلات صادرات انرژی هستند.
عربستان و امارات سالهاست روی مسیرهای جایگزین سرمایهگذاری میکنند؛ از خطوط لولهای که نفت را بدون عبور از هرمز بهدریای سرخ یا دریای عمان منتقل میکند تا توسعه بنادر جدیدی که قرار است وابستگی بهاین آبراه را کاهش دهند.
با اینحال واقعیت ایناست که هیچکدام از اینپروژهها هنوز نتوانستند جای هرمز را بگیرند. حجم عظیم نفت و گازی که هر روز از اینمنطقه عبور میکند آنقدر بالاست که حذف کامل آن از معادلات جهانی تقریبا غیرممکن بهنظر میرسد. بههمین دلیل حتی زمزمه ناامنی در اینمنطقه کافی است تا بازارها بههم بریزد.
در اینمیان نقش چین بیش از گذشته برجسته شده است. پکن تا همین چندسال پیش ترجیح میداد در مسائل امنیتی خلیجفارس مستقیما دخالت نکند و بیشتر روی تجارت تمرکز کند اما حالا بهنظر میرسد چین هم فهمیده امنیت انرژی فقط یک مساله اقتصادی نیست بلکه بخشی از امنیت ملی کشورهاست.
عبور اخیر نفتکشهای چینی از هرمز را میتوان نمادی از همین تغییر دانست. چین نمیتواند خلیجفارس را رها کند همانطورکه اقتصاد جهانی هم هنوز قادر نیست برای هرمز جایگزینی واقعی پیدا کند.
شاید بههمین دلیل است که بازار نفت اینروزها بیش از جنگ از ابهام میترسد؛ ابهام درباره اینکه اگر بحران طولانی شود چه اتفاقی خواهد افتاد. آیا قیمت نفت جهش میکند، زنجیره تامین جهانی آسیب میبیند، اقتصادهای آسیایی وارد رکود انرژی میشوند و مهمتر از همه جهان میتواند بدون آرامش در هرمز بهحیات اقتصادی عادی ادامه دهد؟ بهراستی چه بهروز نفت و فرآورده و دیگر کالاها خواهد آمد؟
فعلا پاسخ بسیاری از اینپرسشها روشن نیست اما یک واقعیت هر روز آشکارتر میشود و آن اینکه تنگه هرمز هنوز همان نقطهای است که نبض اقتصاد جهان در آن میتپد؛ گلوگاهی باریک که اضطرابش میتواند بازارهای جهانی را از شانگهای تا لندن و از دهلی تا نیویورک تحتتاثیر قرار دهد و شاید مهمترین تصویر اینروزهای جهان همین باشد؛ نفتکشهایی که از میان آبهای ظاهرا آرام(اما تو بخوان از تنگه وحشت) عبور میکنند درحالیکه اقتصاد جهانی پشت سر آنها با اضطراب نفس میکشد.
منبع: نفت خبر
