علیه اینترنت رانتی، برای حق عمومی
جهان صنعت – نزدیک به هزارو۴۰۰ساعت از قطع اینترنت سراسری در ایران میگذرد و در این ۵۹روز اگرچه ادعا شده برخی گروههای اجتماعی همچون روزنامهنگاران و خبرنگاران از این حق غیرقابلانکار برخوردارند اما واقعیت این است که دولت نهتنها این حق عمومی را بهعنوان امتیاز و رانتی خاص در اختیار اقلیتی بسیار کمشمار قرار داده بلکه حتی برخی از خبرنگاران و روزنامهنگاران نیز در تمام این ۵۹روز گذشته همچون عموم هموطنان از این حق غیرقابلانکار محروم بودند.
آنچه اما حالا در فضای رسانهای کشور همچون ندایی از حقطلبی مورد توجه قرار گرفته واکنش معقول و منطقی سازمان نظام پرستاری به اینترنت رانتی است. سازمان نظام پرستاری جمهوری اسلامی ایران روز گذشته در اطلاعیهای با تاکید بر اینکه باتوجه به محدودیتهای ایجادشده در دسترسی به اینترنت بینالملل بهدلیل شرایط جنگی کشور و دادن دسترسی محدود(اینترنت پرو) به برخی اقشار امکان اعطای این امتیاز به اعضای سازمان نظام پرستاری نیز از سوی مقامهای مسوول اعلام شد، تصریح کرد: «هرچند با توجه به نظر اکثریت اعضای شورایعالی و هیاتمدیرههای سازمان نظام پرستاری در سراسر کشور که بازتاب نظرات جامعه پرستاری است سازمان نظام پرستاری جمهوری اسلامی ایران تا زمان فراهمشدن دسترسی عموم مردم ایران به اینترنت بینالملل درخواست هیچ امتیاز ویژهای را برای اعضای خود نخواهد داشت.» این سازمان صنفی اعلام کرد: «به یاری خدا زمانی که این حق مسلم برای همه مردم ایران در دسترس باشد پرستاران در کنار عموم مردم از این امکانات استفاده میکنند.»
همزمان با این واکنش درخور تحسین سازمان نظام پرستاری رییس اتحادیه کسبوکارهای اینترنتی نیز در توئیتی که احتمالا با استفاده از سیمکارت سفید منتشر شد بر حق عموم کاربران اینترنت تاکید کرد و خواستار رفع قطعی اینترنت شد. رضا الفتنسب که معتقدست «دشمن با این شل و سفت کردنها میخواهد ما را از زندگی دور کند»، خواستار این شد که دستکم خودمان به دست خود این فاصله را بیشتر نکنیم و بر این اساس نوشت: «اینترنت را باز کنید زندگی جریان پیدا میکند.»
آنچه اما در روزها و هفتههای گذشته انتقاد کاربران محروم از اینترنت را دوچندان کرده گرانی افسارگسیخته بستههای اینترانت داخلی است. بر این اساس شاهدیم در همین یکیدوماه گذشته که سایه درگیری نظامی و قطعی سراسری اینترنت بر کشور سنگینی میکرد سرعت رشد قیمتها رکوردی پنجساله ثبت کرده است. آنطورکه پایگاه خبری زومان با استناد به کارنامه شاخص قیمت مصرفکننده برای فروردین۱۴۰۵ که ازسوی بانک مرکزی منتشر شده اعلام کرد: «ماهی که روزهایش با درگیری نظامی با آمریکا و اسرائیل گره خورده بود اما در کنار این بحران شهروندان با یک تاریکی مطلق دیجیتال و قطعی کامل اینترنت نیز دستوپنجه نرم میکردند. شاید عجیبترین رکورد این ماه به بخش ارتباطات مربوط باشد. تورم بخش ارتباطات با ثبت ۶/۲۰درصد رکورد دیگری را در این بازه زمانی رقم زد و به عبارتی شهروندان برای شبکهای که قطع بود پول بسیار بیشتری پرداختند.»
همزمان با بالاگرفتن انتقادها نسبتبه هزارو۴۰۰ساعت قطعی اینترنت در سراسر کشور و انتشار گاه و بیگاه آمار خسارات ناشی از این خودتحریمی حالا روابطعمومی سازمان نظام صنفی رایانهای استان تهران با استناد به صحبتهای تازه رییس کمیسیون اینترنت نصر تهران اعلام کرده که «قطعی اینترنت تا روزی ۵هزارمیلیاردتومان خسارت دارد.» جهانگیر آقازاده که با اشاره به خسارت روزانه قطعی اینترنت نسبتبه پیامدهای ویرانگر این اقدام توضیح میداد، گفته است: «تعدیل نیرو در شرکتهای این حوزه بهشدت افزایش یافته و در بسیاری از شرکتها بین یکششم تا یکپنجم نیروی انسانی درمعرض تعدیل قرار دارند. بهعنوان مثال در یک شرکت ۶۰۰نفره ممکن است بین ۱۰۰تا۱۵۰نفر با خطر ازدستدادن شغل مواجه شوند.» او با اشاره به پیامدهای اقتصادی قطعی اینترنت از واردشدن خسارت روزانه قابل توجه به کسبوکارهای حوزه اقتصاد دیجیتال خبر داد و گفت: «برآوردهای موجود نشان میدهد روزانه بین ۳تا۵ هزارمیلیاردتومان خسارت به این بخش وارد میشود.» به گفته آقازاده «این برآوردها صرفا به لایه اول اقتصاد دیجیتال شامل تجارت الکترونیک، فروشگاههای آنلاین و کسبوکارهای مبتنی بر اینترنت مربوط میشود و به دلیل نبود آمار دقیق این اعداد بهصورت تخمینی ارائه شدند اما نشاندهنده ابعاد جدی آسیب در این حوزه هستند.» همزمان نسیم مجیدیقهرودی، استاد دانشکده علوم ارتباطات و مطالعات رسانه نیز نسبتبه پیامدهای سیاسی و اجتماعی این اقدام حاکمیتی هشدار داده و گفته وقتی بخشی از بدنه جامعه احساس میکند که دغدغهها و فشارهای ناشی از شرایط جنگی یا اقتصادی در قاب تلویزیون جایی ندارد به ناچار برای شنیدهشدن بهسمت رفتارهای رادیکالتر سوق پیدا میکند. او با تاکید بر اینکه مساله قطع ارتباط با دهکده جهانی نیز وجه دیگری از این چالش است، میگوید: «زیان این اختلال فقط مربوط به زندگی اقتصادی مردم نیست و وقتی اعتراضات و مسائل جامعه نادیده گرفته میشوند این موضوع سبب میشود بخشی از جمعیت فکر کنند که نادیده گرفته میشوند و این نادیدهگرفتهشدن خودش سبب این است که احساس عصبانیت بیشتر شود.» مجیدی میگوید: «در شرایط بحرانی نادیدهگرفتن مساله و بحران باعث دامنزدن به آن بحران میشود و همین موضوع سبب شده که هیچگونه کاهشی در سختی مسائل به وجود نیاید بلکه مشکل دنبالهدارتر شود. برای مثال اگر آن بحران کوچک باشد با این رویکرد به تدریج تبدیل به آتش زیر خاکستر شده که با جرقه بعدی باعث اتفاقات بزرگتری میشود.»
