اقتصاد در تلاقی جنگ و تحریم
فرزین سوادکوهی*– صنعت نفت ایران بهعنوان ستون فقرات اقتصاد کشور در سالهای اخیر همزمان با تشدید تحریمهای بینالمللی و تهدیدات ناشی از درگیریهای منطقهای، با یکی از پیچیدهترین دورههای خود مواجه شده است. کاهش یا اصلا قطع صادرات، محدودیت در دسترسی به بازارهای جهانی و افزایش هزینههای امنیتی، تنها بخشی از چالشهایی بوده که چشمانداز اقتصادی کشور را تحتتاثیر قرار داده است؛ چالشهایی که نفت ایران شاید حتی در دوران جنگ هشتساله با عراق آن را تجربه نکرده بود.
صنعت نفت ایران همواره نقشی حیاتی در تامین منابع ارزی، بودجه دولت و تراز تجاری کشور ایفا کرده. با این حال در دهه گذشته، این صنعت بهطور همزمان تحت فشار دو عامل کلیدی تحریمهای گسترده اقتصادی و تنشهای نظامی و امنیتی در منطقه قرار گرفته است.
تحریمهای نفتی بهویژه پس از خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ بهطور مستقیم صادرات نفت ایران را هدف قرار دادند. در آن دوران صادرات نفت ایران از حدود ۵/۲میلیون بشکه در روز در سال۲۰۱۷ به کمتر از ۵۰۰هزار بشکه در برخی مقاطع کاهش یافت. این افت شدید نهتنها درآمدهای ارزی کشور را کاهش داد بلکه باعث اختلال در برنامهریزیهای اقتصادی دولت نیز شد.
در چنین شرایطی ایران تلاش کرده با استفاده از روشهایی مانند فروش غیرمستقیم، تخفیفهای قابلتوجه و استفاده از واسطهها، بخشی از بازار خود را حفظ کند. چین بهعنوان مشتری بزرگ نفت در سالهای اخیر به یکی از مقاصد اصلی نفت ایران تبدیل شده است. با این حال فشارهای سیاسی و اقتصادی آمریکا بر شرکتها و بانکهای چینی، فرآیند صادرات نفت به این کشور را با پیچیدگیهای جدی مواجه کرده است.
محدودیت در دسترسی به سیستمهای بانکی بینالمللی نیز یکی دیگر از چالشهای اساسی است. حتی در مواردی که نفت ایران به فروش میرسد، بازگشت ارز حاصل از آن به کشور با تاخیر یا از طریق مسیرهای غیرشفاف انجام میشود. این مساله باعث افزایش هزینههای مبادلاتی و کاهش کارایی اقتصادی شده است. در کنار تحریمها، تهدیدات ناشی از جنگ و بیثباتی منطقهای نیز بهطور مستقیم بر صنعت نفت تاثیر گذاشتهاند. تاسیسات نفتی، خطوط لوله و زیرساختهای صادراتی همواره در معرض خطر حملات یا خرابکاری قرار دارند. افزایش هزینههای امنیتی برای حفاظت از این زیرساختها، بار مالی قابلتوجهی را بر دوش دولت و شرکت ملی نفت ایران گذاشته؛ باری که حالا با افزایش درگیریهای جنگی معلوم نیست تا چه میزان کمر اقتصاد کشور را خم کند.
از سوی دیگر ریسکهای ژئوپلیتیک باعث شده بسیاری از شرکتهای بینالمللی از سرمایهگذاری در پروژههای نفتی ایران خودداری کنند. این موضوع بهویژه در حوزه توسعه میادین مشترک که نیازمند فناوری پیشرفته و سرمایهگذاری کلان است، اهمیت بیشتری پیدا میکند. در نتیجه ایران در رقابت با کشورهای همسایه برای برداشت از این میادین، با چالشهای جدی مواجه شده است. یکی دیگر از پیامدهای مهم این شرایط، فرسودگی زیرساختها و کاهش ظرفیت تولید است. نبود سرمایهگذاری کافی و دسترسی محدود به فناوریهای نوین یا اصلا محرومیت کامل از آنها، باعث شده برخی از میادین نفتی ایران با افت تولید مواجه شوند. برآوردها نشان میدهد که برای حفظ سطح تولید فعلی، سالانه به دههامیلیارد دلار سرمایهگذاری نیاز است؛ رقمی که در شرایط فعلی تامین آن غیرممکن یا دستکم بسیار دشوار به نظر میرسد. از منظر کلان اقتصادی کاهش درآمدهای نفتی تاثیر مستقیمی بر بودجه دولت دارد. در سالهای اخیر سهم نفت در بودجه کاهش یافته اما همچنان وابستگی قابلتوجهی وجود دارد. کسری بودجه ناشی از کاهش درآمدهای نفتی، اغلب از طریق استقراض یا افزایش پایه پولی جبران شده که خود به افزایش نرخ تورم منجر شده است.
افزایش نرخ ارز نیز یکی دیگر از پیامدهای این وضعیت است. کاهش ورود ارز به کشور فشار بر بازار ارز را افزایش داده و باعث تضعیف ارزش پول ملی شده است. این مساله بهطور مستقیم بر قدرت خرید مردم و هزینههای زندگی تاثیر گذاشته و به افزایش نارضایتیهای اجتماعی دامن زده است.
در بخش تجارت خارجی، محدودیتهای صادرات نفت باعث شده ایران به سمت افزایش صادرات غیرنفتی حرکت کند. هرچند این روند در برخی بخشها موفقیتهایی به همراه داشته اما حالا بهخصوص با مناقشات جاری، جایگزینی کامل درآمدهای نفتی با صادرات غیرنفتی همچنان یک چالش بزرگ محسوب میشود؛ غیر ممکنی که میتواند نفس اقتصاد کشور را به یکباره قطع کند. چشمانداز آینده صنعت نفت ایران بهشدت به تحولات سیاسی و دیپلماتیک وابسته است. در صورت کاهش تنشها و رفع یا کاهش تحریمها، امکان بازگشت سریعتر ایران به بازار جهانی نفت وجود دارد.
ایران با داشتن یکی از بزرگترین ذخایر نفت و گاز جهان، همچنان ظرفیت بالایی برای افزایش تولید و صادرات دارد. اما حالا دیگر قائل بودن این ظرفیت به خودی خود مشکلی را برطرف نمیکند. با این حال تداوم وضعیت فعلی میتواند پیامدهای بلندمدتی به همراه داشته باشد. از دست دادن سهم بازار، عقبماندگی فناوری و کاهش جذابیت برای سرمایهگذاران خارجی، از جمله این پیامدها هستند. در چنین شرایطی اتخاذ سیاستهای اقتصادی هوشمندانه، تنوعبخشی به منابع درآمدی و کاهش وابستگی به نفت بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند؛ موقعیتی که اگر با خردورزی مورد مداقه قرار نگیرد تمام فرصتهای باقیمانده شکوفایی اقتصاد وابسته به نفت ایران را به یکباره باطل میکند.
در نهایت باید گفت که صنعت نفت ایران در نقطهای حساس قرار دارد؛ نقطهای که در آن تصمیمات سیاسی و اقتصادی میتوانند مسیر آینده این صنعت و بهتبع آن اقتصاد کشور را بهطور اساسی تغییر دهند. ترکیب فشارهای ناشی از جنگ و تحریم، آزمونی جدی برای تابآوری اقتصاد ایران ایجاد کرده است؛ آزمونی که نتیجه آن تاثیرات عمیقی بر زندگی میلیونها ایرانی خواهد داشت.
* تحلیلگر انرژی
