زنجیره تامین؛ جایی که سرنوشت سود و زیان پتروشیمی رقم می‌خورد

گروه اقتصادی
کدخبر: 613715
در صنعتی که هر تصمیم می‌تواند میلیون‌ها دلار سود یا زیان به‌همراه داشته باشد، زنجیره تامین دیگر یک مفهوم فنی یا اجرایی نیست. دکتر یونس نظری با سابقه مدیرعاملی و عضویت در هیات‌مدیره شرکت‌های پتروشیمی و نفتی، معتقد است زنجیره تامین به میدان اصلی قدرت مدیریتی در صنعت پتروشیمی تبدیل شده؛ میدانی که نادیده‌گرفتن آن هزینه‌ای بسیار سنگین دارد.
زنجیره تامین؛ جایی که سرنوشت سود و زیان پتروشیمی رقم می‌خورد

جهان صنعت –  در صنعتی که هر تصمیم می‌تواند میلیون‌ها دلار سود یا زیان به‌همراه داشته باشد، زنجیره تامین دیگر یک مفهوم فنی یا اجرایی نیست. دکتر یونس نظری با سابقه مدیرعاملی و عضویت در هیات‌مدیره شرکت‌های پتروشیمی و نفتی، معتقد است زنجیره تامین به میدان اصلی قدرت مدیریتی در صنعت پتروشیمی تبدیل شده؛ میدانی که نادیده‌گرفتن آن هزینه‌ای بسیار سنگین دارد. در ادامه گفت‌وگوی دکتر یونس نظری، مدیرعامل شرکت طراحی مهندسی پارس پنگان را با «جهان‌صنعت» را می‌خوانید.

زنجیره تامین، قلب تپنده صنعت پتروشیمی است

زنجیره تامین در صنعت پتروشیمی را باید به‌عنوان یک سیستم زنده دید، نه مجموعه‌ای از فرآیندهای مجزا. از لحظه‌ای که تصمیم می‌گیریم خوراک از کدام منبع تامین شود تا زمانی که محصول نهایی به مشتری تحویل داده می‌شود مجموعه‌ای از تصمیم‌های به‌هم‌ پیوسته گرفته می‌شود که هرکدام می‌تواند اثر دومینویی بر کل شرکت داشته باشد. در تجربه من، چه در مقام مدیرعامل و چه در هیات‌مدیره، بارها دیده‌ام که تمرکز بیش از حد بر تولید، بدون توجه به زنجیره تامین، باعث ایجاد گلوگاه‌های پنهان شده است. این گلوگاه‌ها ممکن است در کوتاه‌مدت دیده نشوند اما در شرایط بحرانی خود را به‌صورت توقف تولید، عدم ایفای تعهدات یا فشار نقدینگی نشان می‌دهند.

زنجیره تامین در پتروشیمی فقط «پشتیبان تولید» نیست بلکه بخشی از معماری تصمیم‌سازی شرکت است. اگر این معماری درست طراحی نشده باشد حتی بهترین مدیران تولید و فروش هم نمی‌توانند عملکرد مطلوبی ارائه دهند. به همین دلیل است که معتقدم زنجیره تامین قلب تپنده صنعت پتروشیمی است؛ قلبی که سلامت یا بیماری آن مستقیما بر حیات شرکت اثر می‌گذارد.

بزرگ‌ترین خطای مدیریتی؛ نگاه جزیره‌ای به زنجیره تامین

یکی از خطاهای مزمن در صنعت پتروشیمی، نگاه جزیره‌ای به زنجیره تامین است. در بسیاری از شرکت‌ها هر واحد اهداف خودش را دنبال می‌کند؛ تولید به‌دنبال حداکثر ظرفیت، فروش به‌دنبال بازارهای جدید و مالی به‌دنبال کنترل هزینه‌ها، بدون آنکه یک تصویر یکپارچه وجود داشته باشد. این نگاه جزیره‌ای باعث می‌شود تصمیم‌هایی اتخاذ شود که در ظاهر منطقی هستند اما در عمل به زیان کل شرکت تمام می‌شوند. برای مثال افزایش تولید بدون درنظر گرفتن ظرفیت لجستیک یا شرایط بازار منجر به انباشت موجودی و فشار مالی می‌شود. در سال‌های مدیریتی‌ام بارها تلاش کردم این نگاه را اصلاح کنم و زنجیره تامین را به‌عنوان نقطه اتصال واحدها معرفی کنم. جایی که منافع تولید، فروش، لجستیک و مالی باید هم‌راستا شوند. زنجیره تامین موفق زنجیره‌ای است که جزایر سازمانی را به یک سرزمین واحد تبدیل می‌کند؛ سرزمینی که تصمیم‌ها در آن با نگاه کلان گرفته می‌شوند.

تجربه میدانی؛ حلقه گمشده مدیریت زنجیره تامین

مدیریت زنجیره تامین در صنعت پتروشیمی بدون تجربه میدانی، عملا ناقص است. بسیاری از چالش‌های این حوزه در هیچ کتاب یا دستورالعملی به‌طور کامل قابل پیش‌بینی نیستند. کسی که در شرایط واقعی با تاخیر خوراک، مشکلات بندری، محدودیت‌های حمل‌ونقل یا تغییر ناگهانی مقررات مواجه نشده باشد، نمی‌تواند تصمیم‌های به‌موقع و موثر بگیرد. این مسائل نیازمند قضاوت مدیریتی مبتنی بر تجربه هستند. در دوران کاری، بارها با شرایطی مواجه شدم که هیچ گزینه ایده‌آلی وجود نداشت. در چنین موقعیت‌هایی، تجربه میدانی به مدیر کمک می‌کند ریسک‌ها را اولویت‌بندی کند و کم‌هزینه‌ترین مسیر را انتخاب کند. به‌همین دلیل است که معتقدم آموزش زنجیره تامین باید همزمان علمی و تجربی باشد؛ ترکیبی از تحلیل داده و درک واقعیت‌های میدانی صنعت.

سودآوری، بیش از آنکه در تولید باش، در زنجیره تامین است

در نگاه سنتی، سودآوری بیشتر به تولید و فروش نسبت داده می‌شود اما تجربه عملی من نشان می‌دهد بخش قابل‌توجهی از سود یا زیان شرکت‌ها در زنجیره تامین رقم می‌خورد. تصمیم‌هایی مانند انتخاب شرایط تحویل، نحوه مدیریت موجودی، نوع قراردادهای حمل‌ونقل و حتی زمان‌بندی فروش، تاثیر مستقیمی بر جریان نقدی و حاشیه سود دارند. در برخی شرکت‌ها دیده‌ام که با وجود تولید مناسب به‌دلیل ضعف در زنجیره تامین، سود واقعی شرکت به‌شدت کاهش یافته است. این کاهش معمولا در قالب هزینه‌های پنهان ظاهر می‌شود و به‌راحتی قابل ردیابی نیست. مدیری که زنجیره تامین را به‌درستی مدیریت کند، می‌تواند بدون افزایش ظرفیت تولید، عملکرد مالی شرکت را به‌طور معناداری بهبود دهد.

تاب‌آوری؛ اولویت اول زنجیره تامین در شرایط پرریسک

شرایط امروز صنعت پتروشیمی، شرایط عدم قطعیت است. نوسانات بازار محدودیت‌های بین‌المللی و ریسک‌های لجستیکی، محیطی پرریسک ایجاد کرده‌اند. در چنین فضایی، تمرکز صرف بر کاهش هزینه می‌تواند خطرناک باشد. اولویت اصلی باید تاب‌آوری زنجیره تامین باشد یعنی توان ادامه فعالیت در شرایط بحرانی.

تاب‌آوری به معنای داشتن گزینه‌های جایگزین قراردادهای منعطف و توان تصمیم‌گیری سریع است. این موضوع نیازمند سرمایه‌گذاری فکری و مدیریتی است، نه‌صرفا هزینه مالی. شرکت‌هایی که تاب‌آوری را در زنجیره تامین خود نهادینه کرده‌اند حتی در شرایط سخت نیز توانسته‌اند سهم بازار و اعتبار خود را حفظ کنند.

نقش هیات‌مدیره؛ زنجیره تامین باید در سطح راهبردی دیده شود

از نگاه من، هیات‌مدیره‌ها باید زنجیره تامین را به‌عنوان یک موضوع راهبردی ببینند، نه صرفا اجرایی. بسیاری از ریسک‌های کلان شرکت، مستقیما از این حوزه ناشی می‌شود. در دوره‌هایی که در هیات‌مدیره حضور داشتم همواره تاکید می‌کردم گزارش‌های زنجیره تامین باید هم‌سطح گزارش‌های مالی بررسی شوند.

تصمیم‌های بزرگ بدون تحلیل زنجیره تامین، تصمیم‌های ناقص هستند. این مساله به‌ویژه در پروژه‌های توسعه‌ای اهمیت دوچندان دارد. هیات‌مدیره‌ای که زنجیره تامین را درک کند، می‌تواند مسیر پایدارتری برای شرکت ترسیم کند.

جمع‌بندی

زنجیره تامین محل تلاقی تجربه، علم و تصمیم‌سازی است. هر شرکتی که این حوزه را جدی بگیرد حتی در سخت‌ترین شرایط هم شانس بقا و رشد خواهد داشت.

آخرین اخبار