از چرخش اقتصادی تا خطر هوش مصنوعی
جهان صنعت- در نگاه نخست، سال پیشرو برای چین ممکن است کمتنشتر از افقهای دورتر به نظر برسد. نقطهعطف واقعی، نه ۲۰۲۶ بلکه ۲۰۲۷ است؛ سالیکه هم پایان سومین دوره بیسابقه رهبری شی جینپینگ را رقم میزند و هم بهعنوان یک معیار غیررسمی برای آمادگی ارتش چین در سناریوی تایوان مطرح میشود. همین فاصله زمانی باعث شده پکن در میانه آشفتگیهای جهانی، رویکردی کمصداتر در پیش بگیرد. با این حال آرامش ظاهری بهمعنای حل مسائل ساختاری نیست. برعکس، بسیاری از بحرانها در زیر پوست اقتصاد و سیاست چین در حال انباشتهشدن هستند.
یکی از مهمترین نشانههای این وضعیت، بحران جمعیتی و پیامدهای اجتماعی آن است. چین سال جدید را با اعمال مالیات بر برخی ابزارهای پیشگیری از بارداری آغاز میکند؛ اقدامیکه در چارچوب تلاش دولت برای افزایش نرخ تولد قرار میگیرد. دادههای رسمی جمعیتی سال۲۰۲۵ که بهزودی منتشر میشود، چشمانداز روشنی ندارد. نرخ باروری کل بهحدود یک فرزند برای هر زن رسیده است؛ رقمی که تنها نیمی از سطح لازم برای حفظ ثبات جمعیت است. تجربه سایر کشورهای شرق آسیا نشان داده بازگرداندن چنین روندی بسیار دشوار است.
در شرایطی که سیاستهای حمایتی واقعی مانند تقویت حمایت مالی و حقوقی از والدین میتوانست بخشی از راهحل باشد، محدودیت شدید بودجه دولتهای محلی و مخالفت ایدئولوژیک رهبری چین با گسترش نظام رفاه، مسیر دیگری را تقویت کرده است. نتیجه این بنبست، چرخش واکنشی در حوزه حقوق زنان است. در سالهای اخیر فمینیسم در چین بارها هدف حمله قرار گرفته، فعالان زن بازداشت شدهاند و مقامات دولتی بارها از افول مردانگی سنتی در فرهنگ عامه ابراز نگرانی کردهاند.
نگرانکنندهتر از همه، نشانههای فزاینده دخالت دولت در حقوق باروری زنان است. تجربه دوره تکفرزندی که شامل موارد گسترده نقض استقلال بدنی زنان میشد، هنوز از حافظه جامعه پاک نشده است. با این حال نشانههایی از بازگشت همان منطق دیده میشود. در سال۲۰۲۳، دادگاهی در چنگدو سقط جنین بدون رضایت همسر را نقض حقوق مردان دانست و در نمونهای دیگر یکی از شهرستانهای یوننان از زنان خواست چرخه قاعدگی خود را به مقامات گزارش دهند. این روندها در بستری از جنسیتزدگی ساختاری بهویژه در میان نخبگان فناوری و کسبوکار تشدید میشود؛ جاییکه برخی میلیاردرها الگوهای افراطی فرزندآوری را تبلیغ میکنند و همزمان خشم مردان مازاد فاقد امکان ازدواج، به رشد زنستیزی در فضای آنلاین و آفلاین دامن میزند.
تنش پایدار با ژاپن؛ جبههای کمهزینه و پرفایده
در عرصه سیاست خارجی، رابطه چین و ژاپن یکی از پرتنشترین دورههای خود را از زمان بحران جزایر دیائویو/سنکاکو در سال۲۰۱۲ تجربه میکند. اظهارات مکرر سانائه تاکائیچی درباره احتمال مداخله ژاپن در درگیری احتمالی تایوان، خشم پکن را برانگیخته و به مجموعهای از واکنشها همانند لغو برنامههای فرهنگی ژاپن، رویاروییهای دریایی و توقف همکاریهای تجاری انجامیده است.
در این میان تردید دونالد ترامپ در حمایت قاطع از ژاپن میتواند جسارت بیشتری به چین ببخشد. حتی اگر شدت تنش کاهش یابد، هدف گرفتن توکیو برای مقامات چینی و جریانهای ملیگرا، ابزاری ساده و کمهزینه برای بسیج افکار عمومی است.
از سوی دیگر تاکائیچی نیز از این فضا سود میبرد؛ حمایت عمومی از موضع دولت او به ۶۱درصد رسیده و همین مشوقی برای اتخاذ مواضع تندتر است. در چنین شرایطی احتمال آزمونهای پرریسکتر از سوی توکیو از جمله سفر احتمالی نخستوزیر ژاپن به معبد یاسوکونی، نماد حساسیتبرانگیز گذشته نظامی ژاپن افزایش مییابد.
چرخش اقتصادی که به مقصد نمیرسد
در حوزه اقتصاد چین همچنان تلاش میکند مدل رشد خود را از اتکای سنگین به سرمایهگذاری و صادرات، به سمت مصرف داخلی تغییر دهد؛ هدفی که سالهاست محقق نشده است. این اولویت اخیرا بار دیگر در سطح رهبری برجسته شده، آنهم در شرایطی که نااطمینانی جهانی و احتمال بازگشت جنگ تجاری با آمریکا، فشار مضاعفی ایجاد کرده است. با این حال موانع این چرخش همچنان پابرجاست.
مهمترین مانع، بیاعتمادی عمیق خانوارها نسبتبه آینده است. کاهش نرخ تولد خود بازتابی از اضطراب نسل جوان است و تجربه همهگیری کرونا نیز اعتماد عمومی به کارآمدی دولت را به شدت تضعیف کرد. نتیجه این وضعیت ترجیح پسانداز بر مصرف است. در عین حال موفقیتهای علمی و فناورانه چین واقعیتی دیگر را پنهان میکند. اقتصاد مبتنیبر فناوری پیشرفته، برای بخش بزرگی از جامعه کارآمد نیست. قدرت اقتصادی و سیاسی نخبگان شهری، سیاستگذاری را بهنفع حدود ۱۰درصد بالای جامعه منحرف کرده و نیازهای ۵۰درصد پایین را به حاشیه رانده است.
خطر بزرگ هوش مصنوعی
یکی از پرریسکترین سناریوهای پیشروی چین در۲۰۲۶، نه اقتصادی است و نه ژئوپلیتیک بلکه فناورانه است. احتمال وقوع یک فاجعه بزرگ با ریشه در سوءاستفاده از هوشمصنوعی، سناریویی دور از ذهن نیست. موج تازه توسعه هوشمصنوعی که با عرضه مدلهای پیشرفته در سال۲۰۲۵ شتاب گرفت، اگرچه با احتیاط بیشتری نسبتبه آمریکا هدایت میشود اما در سطح محلی الگوی آشنایی را تکرار میکند که شتاب برای استفاده از فناوری، بدون درک دقیق پیامدها و بدون نظارت موثر است.
در کشوری که ترکیبی از سادهسازی، فساد اداری، نظارت ضعیف و کمسوادی فنی مدیران محلی وجود دارد، سپردن امور حساس به مدلهای زبانی یا سامانههای پیشبینی میتواند پیامدهای فاجعهباری داشته باشد؛ از مدیریت تامین دارو و گرمایش زمستانی گرفته تا پایش زیرساختها. افزونبر این، پیوند هوشمصنوعی با پارانویای سیاسی، خطر دیگری است. تجربه استفاده از مدلهای پیشبینی برای سرکوب و بازداشتهای گسترده نشان داده که تعمیم این ابزارها میتواند موجی از خطاهای پرهزینه و برخوردهای اشتباه ایجاد کند.
منبع: جهانصنعتنیوز
