معمای ژئوپلیتیکی در خلیجفارس
محمدرضا ستاری- در میانه تنشهای منطقهای و تنها دو ماه پس از امضای پیمان دفاع مشترک عربستان و پاکستان (SMDA) در شهریورماه امسال فروش ۴۸فروند جنگنده اف-۳۵ به عربستانسعودی از سوی ایالاتمتحده میتواند موازنه امنیتی در خلیجفارس را دگرگون کند. باتوجه به این پیمان و وزن سیاسی تازهای که پاکستان از تقویت توان نظامی ریاض به دست میآورد نیز اسلامآباد درحال ظهور بهعنوان نوعی میانجی امنیتی در منطقه است. همزمان این تحولات ویژه فروش اف-۳۵ و پیمان دفاع مشترک پیامدهای سیاسی و ژئوپلیتیکی قابلتوجهی برای چین، هند و جنوب آسیا داشته و در چنینشرایطی پرسش اصلی این است که فروش اف-۳۵ به عربستان چگونه نظم منطقهای در خلیجفارس را تغییر میدهد و چه تاثیری بر معادلات امنیتی و ژئوپلیتیکی آسیا دارد؟
درهمینرابطه طبق گزارشی که روز گذشته اندیشکده اروپایی مدرن دیپلماسی منتشر کرده، سفر اخیر محمدبنسلمان به واشنگتن فراتر از روابط ریاض-واشنگتن معنا داشت و به تحولات جاری منطقهای پیوند خورده بود. طبق ادعای برخی رسانهها او پیامی از سوی مقامات ایران برای ترامپ همراه داشته، درباره تحولات منطقه و بحران غزه گفتوگو کرد و حتی خواستار مداخله آمریکا در سودان شد. روشن است که عربستانسعودی درپی ایفای نقش یک مدیر امنیتی منطقه است و نوعی رهبری مبتنی بر میانجیگری، هماهنگسازی و هدایت روندهای منطقهای را دنبال میکند. بنابراین بهگفته کارشناسان درخواست عربستان برای خرید ۴۸فروند جنگنده اف-۳۵ از ایالاتمتحده به ارزش تقریبی ۱۴۲میلیارد دلار تحول مهمی است که نهتنها روابط نظامی ریاض-واشنگتن را بهعنوان یک کشور غیرعضو ناتو بازتعریف میکند بلکه نظم امنیتی خلیجفارس را تغییر داده و پیامدهای ژئوپلیتیکی غیرمستقیمی برای جنوب آسیا بههمراه دارد.
باید توجه داشت که باوجود پیوندهای عمیق سیاسی و نظامی میان اسلامآباد و ریاض پاکستان دسترسی مستقیم به فناوری اف-۳۵ نخواهد داشت. این سامانه بخشی از شبکه فرماندهی، کنترل، هماهنگی عملیاتی و حمایت اطلاعاتی آمریکا است و واشنگتن آن را بهصورت سختگیرانه کنترل میکند. درواقع ایالاتمتحده معمولا اف-۳۵ را به کشورهایی میدهد که بتوانند در چارچوب حکمرانی امنیتی آن ادغام شوند. بنابراین نقش عملیاتی پاکستان محدود به آموزش و پشتیبانی انسانی خواهد بود و جایگزین نیروهای آمریکایی نمیشود. اگر آمریکا شروط یا محدودیتهایی برای عربستان وضع کند پاکستان لزوما از مزایای سیاسی آن بهرهمند نخواهد شد. با این حال از منظر سیاسی و بازدارندگی این روند وزن راهبردی پاکستان را در جنوب آسیا افزایش داده زیرا برداشت از توان بازدارندگی آن در میان رقبا تقویت میشود.
برای عربستان نیز داشتن اف-۳۵ نیاز این کشور به نیروی انسانی متخصص، آموزش، نگهداری و تجربه عملیاتی را افزایش میدهد. پاکستان بهعنوان شریک سنتی و کشوری با تجربه گسترده در نیروی هوایی و آموزش نظامی عربستان از سال۱۹۶۷ میتواند نقشی حمایتی اما محدود ایفا کند. در سطح راهبردی ریاض به پاکستان بهعنوان بازوی امنیتی مینگرد و از آن برای حفظ همسویی با اولویتهای خود بهره میگیرد. درواقع عربستان پاکستان را عنصر کلیدی در معماری امنیتی اهلسنت دانسته بنابراین نزدیکی بیشتر ریاض و واشنگتن ممکن است انگیزه اسلامآباد برای گرایش عمیقتر به سوی پکن را کاهش دهد بهویژه در شرایطی که آمریکا خواستار همسویی بیشتر پاکستان با راهبردهایش در جنوب آسیاست. در نتیجه رفتار پاکستان بیشتر با اولویتهای عربستان هماهنگ میشود؛ چه در رقابت با ایران، چه در همکاری با آمریکا و چه در نقشسازی در جهان اهلسنت و البته همراه با محدودکردن نزدیکی با قطر یا ترکیه.
از دیدگاه هند این پیام آشکاری است مبنی بر اینکه پاکستان اکنون میتواند نقش فعالتری در یکمحور امنیتی خلیج فارس ایفا کند. درنتیجه به گفته برخی کارشناسان به نظر میرسد دهلینو باید روابط دفاعی خود با کشورهای خلیج را با دقت بیشتری تنظیم کند. با این حال نباید فراموش کرد که هند روابط خود با اعراب خلیجفارس را بیشتر از منظر چین و اقتصاد انرژی مینگرد تا پاکستان. بهطوری که تجارت هند با کشورهای خلیج در سالهای۲۰۲۵–۲۰۲۴ از ۱۷۸میلیارد دلار فراتر رفت.
در خصوص چین، آمریکا بهشدت نگران است که پکن از طریق همکاری ریاض-اسلامآباد یا مسیرهای دیگر به دادههای حساس اف-۳۵ دست یابد. طبق گزارش آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا در ۱۴نوامبر، اگرچه چنین انتقالی پرریسک بوده اما امکانپذیر است. ژنرال چارلز والد، معاون پیشین فرماندهی اروپا اشاره کرده که گرچه عربستان احتمالا اطلاعات اف-۳۵ را افشا نمیکند اما چین همچنان میتواند به برخی جزئیات فنی دست یافته و آنها را در برنامه جنگنده نسلپنجم یا دیگر طرحهای هوافضا و دفاعی خود به کار گیرد. چین با حجم تجارت ۲۸۸میلیارد دلاری با کشورهای عرب خلیجفارس یعنی چهاربرابر رقم ۷۷میلیارد دلاری آمریکا و سرمایهگذاریهای گسترده در انرژی، زیرساخت و فناوری نفوذی عمیق دارد؛ نفوذی که حضور اف-۳۵ در عربستان آن را تضعیف نخواهد کرد.
تاثیر بر نظم امنیتی آسیا و خلیجفارس
در چنین شرایطی ترکیب ایالاتمتحده(رهبری)، عربستانسعودی(اف-۳۵) و پاکستان(شریک امنیتی) میتواند نظم امنیتی تازهای در منطقه ایجاد کند که در آن آمریکا معمار اصلی است و پاکستان نقش بازدارنده راهبردی دارد. این نظم جدید بیش از آنکه یک اتحاد نظامی صرف باشد بر بازدارندگی هوایی و امنیت مشترک با محوریت مقابله با چین و ایران استوار خواهد بود.
درواقع فروش اف-۳۵ همراه با پیمان دفاع مشترک عربستان–پاکستان یک جابهجایی مهم در موازنه ژئوپلیتیکی خلیجفارس بهشمار میآید. اهمیت این موضوع زمانی روشنتر میشود که بدانیم این پیمان احتمالا با هماهنگی آمریکا برای شکلدهی به نظم مطلوب آن در منطقه ایجاد شده؛ مشابه نقشی که توافقنامههای ابراهیم ایفا میکنند. پاکستان بهعنوان میانجی امنیتی خلیجفارس مطرح میشود با نقشی مکمل اما نه تعیینکننده در نظم تازه منطقه. درنتیجه این روند برای چین چالشی در سطح نظامی ایجاد کرده هرچند نفوذ اقتصادی آن پابرجا میماند.
تاثیر این روند بر جنوب آسیا نیز غیرمستقیم است اما ورود عربستان به چتر امنیتی آمریکا با جنگندههای اف-۳۵ این کشور را در موقعیت شریک ارشد غیرناتو قرار میدهد. پیوندهای امنیتی نزدیک ریاض با اسلامآباد بهویژه از رهگذر توافق ۱۷سپتامبر به عربستان امکان میدهد رفتار پاکستان را تحتتاثیر قرار دهد. این تحول بهجای ایجاد تغییر ساختاری نوعی موازنه نرم در جنوب آسیا ایجاد میکند.
در نتیجه میتوان گفت برخلاف تصور رایج فروش اف-۳۵ احتمالا صنعت هوافضای عربستان را دگرگون نکرده و برتری هوایی قاطع ایجاد نخواهد کرد. ظرفیت عملیاتی این جنگندهها برای عربستان محدود است و بهتنهایی موازنه منطقهای را تغییر نمیدهد. اهمیت راهبردی این معامله در تعمیق روابط نظامی و امنیتی واشنگتن–ریاض، شکلدهی شبکههای اطلاعاتی و عملیاتی مشترک و تقویت همسویی راهبردی با اسرائیل تحت چتر امنیتی آمریکاست.
بنابراین فروش اف-۳۵ صرفا یک معامله تسلیحاتی نبوده بلکه نمادی از هماهنگی عمیق آمریکا و عربستان است؛ امری که قدرت هوایی آمریکا در منطقه را تقویت کرده و ممکن است عربستان را به یک شریک عملیاتی در ماموریتهای منطقهای تبدیل کند.
همزمان این معامله به مهار گرایش عربستان به سوی چین کمک میکند. ازسوی دیگر تاثیر آن بر جنوب آسیا هرچند محدود اما معنادار است زیرا پیوندهای سیاسی و نظامی ناشی از آن میتواند بهطور غیرمستقیم بر پاکستان فشار وارد کند. این موضوع همچنین هند را وادار میکند دیپلماسی و همکاریهای امنیتی خود با کشورهای خلیجفارس را بازنگری و تقویت کند و توجه بیشتری به امنیت دریایی و اطلاعاتی در خلیجفارس داشته باشد.
