شکست دولت در حفاظت از سفره مردم
فاطمه عباس پور– « دولت موظف است به پیریزی اقتصاد صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینههای تغذیه و مسکن و کار و بهداشت و تعمیم بیمه.»؛ آنچه خواندید اصل سوم از بند ۱۲ قانون اساسی کشور است؛ مرجعی که عالیترین سند حقوقی کشور و راهنمایی برای تنظیم قوانین دیگر به شمار می رود. امروزه اگر سری به بازار یا میادین میوه و تره بار بزنید با دیدن سبد های خالی یک حقیقت عیان بیش از پیش مشخص می شود: مسوولین به هیچ عنوان در عینیت بخشیدن به قانون، موفق نبوده اند!
در آبان، گروه خوراکیها و آشامیدنیها ،تورم نقطهای ۶۶ درصدی و تورم سالانه ۴۶.۲ درصدی ثبت کرده است؛ آمارهایی از این دست یک نکته واضح را فریاد می زنند و آن هم این است که کشورمان همین حالا نیز از منظر برخی شاخص های رفاهی برای مردم، در بحران است.
جای خالی گروه پروتئین
بر خلاف بسیاری از گفتههای مسوولان سرانه مصرف گوشت داخل ایران کمتر از استانداردهای جهانی این حوزه است. بر طبق آمار سازمان جهانی خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) سرانه مصرف گوشت قرمز و سفید در جهان ۴۱کیلوگرم است. این در حالی است که این رقم در ایران با نگاه خوشبینانه نیز به ۱۲ کیلوگرم نخواهد رسید. این کمبود چشمگیر سرانه مصرف نسبت به استاندارد جهانی رتبه ایران در مصرف گوشت در جهان را به رتبه تقریبی ۹۸ از ۱۹۶ کشور تنزل داده است.
امروزه یارانه سهدهک ابتدایی برای هر نفر ۴۰۰ تومان است. قیمت هر کیلوگرم ران گوسفند بدون استخوان در بازار از ۹۰۰هزارتومان شروع میشود و براساس منطقه به منطقه تا ارقام بالاتر ادامه دارد. یعنی یارانه یکماه یکنفر برای خرید یککیلوگرم گوشت هم کافی نیست!
برنج ایرانی و نوسانات تمام نشدنی قیمت
بازار برنج ایران این روزها تحت فشار نوسانات شدید قیمت و کمبود عرضه قرار گرفته است و خانوارها برای تأمین این کالای اساسی با محدودیت جدی مواجه هستند. کارشناسان هشدار میدهند ادامه روند فعلی افزایش بیرویه قیمت کالاهای اساسی، بهخصوص برنج ایرانی میتواند ثبات بازار را بهخطر انداخته و قدرت خرید مردم را بیش از پیش کاهش دهد.
امروزه پس از گوشت، سفره بسیاری از شهروندان ایرانی از برنج وطنی هم تهی شده و در این میان، نه از اقدام عاجل دولت برای ساماندهی قیمت بهخصوص از طریق واردات برنج پاکستانی خبری هست و نه از پاسخگویی نمایندگانی که وظیفه دارند در این شرایط نگه دار سفره مردم باشند. درحالی که بسیاری از خانوادهها برای تامین پروتئین موردنیاز خود به حبوبات به عنوان جایگزینی برای گوشت پناه برده بودند موج جدید گرانی این سنگر آخر را نیز هدف قرار داده است.
قیمت هرکیلوگرم لوبیاچیتی در بازار به ارقامی رسیده که آن را به یککالای لوکس و دورازدسترس برای بخش بزرگی از جامعه تبدیل کرده است. داستان زمانی ترسناکتر میشود که بدانیم حذف اقلام از سفره مردم بههیچعنوان محدود به گروه پروتئین نبوده است. براساس گزارشها دستکم ۳۰تا۴۵درصد خانوارها دیگر توانایی خرید سبزیجات و محصولات لبنی به اندازه نیاز روزانه خود را نداشته و این دو گروه غذایی حیاتی رسما از سفره آنها کنار گذاشته شدند.
متهم کیست؟
در این میان مردم سرگشته به دنبال این هستند که باید انگشت اتهامشان را به سمت چه کسی بگیرند؛ مشکل از کجاست؟ ریشه این وضعیت آشفته در بازار چیست؟ مرتضی افقه، کارشناس مسائل اقتصادی در این باره به «جهان صنعت» گفت: ریشه این وضعیت، بیتدبیریها و بیکفایتیهای دو سه دهه گذشته است که همچنان ادامه دارد. اما تحریمها شدت این مشکلات و ناکامیهایی را که ایجاد شده، تشدید کردهاند. بنابراین ما اکنون در موقعیتی هستیم که پس از هفت سال تشدید تحریمها، دولتهای قبلی تمام منابع موجودی را که میشد جایگزین درآمدهای تحریمشده نفت کرد، مصرف کردهاند. علاوه بر این، با روی کار آمدن ترامپ، سختگیریهای بیشتری برای تحریمها اعمال شد.
وی افزود: جنگ ۱۲ روزه را پشت سر گذاشتیم و اکنون دولت هیچ منابعی در خزانه ندارد. از یک طرف منابع تمام شده و از طرف دیگر بحرانهایی که بیتدبیریها و بیکفایتیهای سه دهه گذشته بستر آن بودهاند، اکنون خود را نشان دادهاند: بحران آب، بحران ناترازیهای متعدد و امثالهم. اما ساختارهای ناکارآمد موجود عامل اصلی این وضعیت هستند؛ و حتی اگر تحریمها هم برداشته شوند، وضعیت ما همین خواهد بود. البته رفع تحریمها اندکی گشایش ایجاد میکند، اما مادامی که تفکری که بر نظام تصمیمگیری حاکم است، اولویتش مسائلی غیر از رفاه و معیشت مردم باشد-مسائلی ایدئولوژیک-به نتیجه نخواهیم رسید. یعنی وضعیت همین است که میبینیم.
دهک های پایین جامعه، نخستین قربانیان
این کارشناس مسائل اقتصادی ادامه داد: وقتی تولید ملی کاهش پیدا میکند و تورم افزایش مییابد، بیشترین اثر تورم ابتدا بر دهکهای پایین وارد میشود. یعنی فشار اصلی بر اقشاری است که درآمدشان، با توجه به سطح تورم، در حدی است که حتی نمیتوانند نیازهای غذایی لازم برای بقای خود را تأمین کنند. این شرایط ادامه داشته و متأسفانه تداوم آن باعث شده است نه تنها دهکهای پایین طی این دو سه دهه در رنج باشند، بلکه طبقه متوسط نیز به مرور، لایهلایه به زیر خط فقر سقوط کند. تعداد افرادی که نمیتوانند مواد غذایی مورد نیاز خود را تأمین کنند، اگر این شرایط ادامه پیدا کند، روزبهروز بیشتر خواهد شد. این مسئله هم در اقتصاد تبعاتی دارد و هم تبعات سیاسی، اجتماعی و تنشهایی را در پی خواهد داشت.
وی هشدار داد: تظاهرات، شورشهای کور و همه این اتفاقات از جمله این تبعات است. اگر این روند ادامه پیدا کند، چنین تنشهایی را شاهد خواهیم بود. خصوصاً تصمیمات اخیر دولت که وسوسه شده نرخ ارز را افزایش دهد یا قیمت بنزین را بالا ببرد. اگر این اتفاقات رخ دهد، تنشها ممکن است زودتر ایجاد شوند. متأسفانه ممکن است دولت در کوتاهمدت از آرمانهای امنیت غذایی چشم بپوشد و دست به واردات گسترده بزند، اما با این کار هم نمیتواند قیمتها را کنترل کند.
وی افزود: در شرایط بحرانی معمولاً دولتها باید از اقشار کمدرآمد حمایت کنند. این مسئله نه فقط در کشور ما، بلکه در همه کشورها—حتی کشورهای سرمایهداری—رایج است. سیستم کوپن، جیرهبندی، کنترل قیمت… اما متأسفانه برخی اقتصادخواندهها که به شرایط موجود بیاعتنا هستند، مرتب بر طبل افزایش قیمت میکوبند. در حالیکه دولت باید مطمئن شود دهکهای پایین حداقل مواد لازم برای بقای خود را تأمین میکنند. بهترین راه این است که اگر دادههای آماری کافی باشد، سهم یارانه دو سه دهک بالایی را که بنا بوده حذف شوند، به دهکهای پایین اضافه کند؛ نه اینکه دهکهای بالایی را حذف کند و سهم آنها را به هزینههای جاری خود بیفزاید و دهکهای پایین را همچنان با یارانههایی که نصف آن به دلیل تورم بیارزش شده، رها کند.
شایعه ترسناک ارز صد هزار تومانی
شایعه گران کردن نرخ ارز یا حذف خاموش ارز ترجیحی نیز این روز ها موجی از نگرانی را میان کارشناسان و مردم به وجود آورده است، افقه در اینباره گفت: دولت میخواهد ارز را به ۱۰۰ هزار تومان برساند. اگر چنین اتفاقی بیفتد، یک موج تورمی عجیب و غریب در بازار رخ میدهد.
کارشناسان دلسوز بارها و بارها در این خصوص به دولت هشدار داده اند. متاسفانه عده ای از اقتصاد خوانده هایی که اشاره کردم به شرایط موجود بی اعتنا هستند، مرتب دولت را تحریک می کنند و وعده یک سری «معجزه» می دهند. اما اگر این اتفاق بیفتد، تورم شاید از دوره آقای رییسی-که آن زمان ارز ۴۲۰۰ تومانی خذف شد-هم بییشتر شود و لطمه جدی تری به طبقات آسیب پذیر وارد کند.
