جهان‌ صنعت وضعیت کنونی جوانان را واکاوی کرد:

تعلیق زندگی

پویا اصل‌ باغ
کدخبر: 602476
بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و شکاف ارزشی باعث شده زندگی بخش بزرگی از جوانان ایرانی در وضعیت تعلیق قرار گیرد و ناامیدی و نارضایتی در میان آنان تشدید شود.
تعلیق زندگی

پویا اصل‌ باغ– خشم، ناامیدی و بهت، همراه بسیاری از جوانان و نوجوانان ایرانی است. چیزی که امروزه قشر جوان با آن در تقابل است، صرفا مساله‌ای سیاسی یا اقتصادی نیست بلکه تعلیق و معلق ماندن زندگی است. برخلاف تصور برخی مسوولان که گمان می‌کردند روزی همین قشر قرار است از کارنامه و اقدامات آنان دفاع کند، در اعتراضات و ناآرامی‌های اخیر تعداد زیادی از جوانان و نوجوانان در صف اول ناراضیان ایستادند. پرسش اینجاست که چرا جوانان و حتی نوجوانان به این نقطه رسیده‌اند؟ پاسخ روشن است زیرا زندگی‌شان در تعلیق بوده و شرایط مطلوب و امید به آینده نداشته‌اند.

برخی برخوردهای نامناسب، بی‌توجهی به مسائل اقتصادی و نادیده گرفتن خواست‌های قشر جوان سبب شد که امروز شاهد موجی از نارضایتی در میان جوانان و نوجوانان باشیم.

جوان ایرانی در سراشیبی بحران

درحال‌حاضر نمی‌توان معیار یا پارامتری برای مشکلاتی که قشر جوان کشور با آن مواجه است بیان کرد. به‌نوعی می‌توان گفت که جوانان در کشور با انبوهی از مشکلات مواجه هستند؛ از چالش‌های اقتصادی مانند بیکاری و تورم گرفته تا آزادی‌های مدنی. براساس اعلام مرکز آمار ایران، نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ساله حاکی از آن است که ۶/‏‏۲۰‌درصد از فعالان این گروه سنی در پاییز۱۴۰۲ بیکار بوده‌اند. بررسی تغییرات فصلی نرخ بیکاری این افراد نشان می‌دهد این نرخ نسبت‌به پاییز۱۴۰۱، ۴/‏‏۱‌درصد افزایش یافته است. بررسی نرخ بیکاری گروه سنی ۱۸ تا ۳۵ساله نیز نشان می‌دهد که ۴/‏‏۱۴‌درصد از جمعیت فعال این گروه سنی در پاییز۱۴۰۲ بیکار بوده‌اند. این در حالی است که تغییرات فصلی نرخ بیکاری این افراد نشان می‌دهد این نرخ نسبت‌به پاییز۱۴۰۱، به میزان ۴/‏‏۰‌درصد کاهش یافته است.

بررسی سهم جمعیت ۱۵ساله و بیشتر دارای اشتغال ناقص نشان می‌دهد که ۱/‏‏۸۰‌درصد جمعیت شاغل، به دلایل متعدد مانند فصل غیرکاری، رکود کاری، پیدا نکردن کار با ساعت بیشتر و… کمتر از ۴۴ساعت در هفته کار کرده و آماده برای انجام کار اضافی بوده‌اند. این در حالی است که ۷/‏‏۳۷‌درصد از شاغلان ۱۵ساله و بیشتر ۴۹ساعت و بیشتر در هفته کار کردند. کارشناسان بر این باورند که کاهشی شدن نرخ بیکاری در کشور بسیار اندک است و در حال‌ حاضر مساله اشتغال نسل جدید به یک بحران تبدیل شده؛ این ارقام بیش‌از آنکه صرفا فقط یک عدد باشد، نشان از یک تهدید جدی اجتماعی است. از سوی دیگر مساله فراتر از بحث اشتغال است؛ ناامنی شغلی و ناامیدی که نمی‌گذارد جوانان به یک معیشت پایدار دست پیدا کنند هم امروز مشکل‌ساز شده است.

بحث آزادی‌های مدنی و فیلترینگ نیز از جمله مصائبی است که از دیرباز قشر جوان را در خطر سرخوردگی و ناامیدی قرار داده است. حدفاصل سال‌های۷۸ تا ۱۴۰۴، کشور شاهد تحولات سیاسی و اجتماعی بزرگی بود و جنبش‌های زیادی نظیر جنبش‌های دانشجویی شکل گرفته که بیشتر آنان را جوانان تشکیل می‌دهند که در این دوران به عنوان یک قشر مطالبه‌گر در این رویدادها حضور فعالی داشتند اما محدودیت و برخورد با آنها باعث شده که جوانان ما نسبت به این مساله دچار ترس و اضطراب شوند. کارشناسان معتقدند که محدودیت و اختصاص مناسب به افراد گزینشی، مقوله مطالبه‌گری را در جامعه از بین خواهد برد. چنین مسائلی سبب شده که از دیرباز بسیاری به فکر مهاجرت باشند تا بلکه بتوانند آنگونه که علاقه دارند زندگی کنند. با این‌حال، اعتراضات اخیر به‌وضوح نشان داد که برخلاف ادعاهای برخی مبنی‌بر بی‌تفاوتی جوانان نسبت به کشور خود و خطاب کردن آنان به عنوان نسل منفعل، این نسل نه‌تنها منفعل نبوده بلکه مسائل گوناگون و مباحثی مانند «وطن» برای آنان از اهمیت بالایی برخوردار است.

آوار بحران‌های اجتماعی بر سر جوانان

سعید معیدفر، جامعه‌شناس معتقد است بسیاری از جوانان کشور درحال‌حاضر در فاجعه اقتصادی به‌ سر می‌برند. وی ضمن تشریح این مساله به چرایی حضور آنها در اعتراضات اخیر نیز اشاره کرد و به «جهان‌صنعت» گفت: در همه تغییرات و جنبش‌های اجتماعی، جوانان همواره بیشترین سهم را داشته‌اند. این پدیده تازه‌ای نیست و در طول تاریخ تحولات اجتماعی معمولا با محوریت قشر جوان شکل گرفته است؛ هرچند رهبران این جریان‌ها غالبا از نسل‌های پیشین بوده‌اند و نقش پیونددهنده میان نسل گذشته و نسل جدید را ایفا کرده‌اند. به همین دلیل وقتی حرکت‌های بزرگ اجتماعی یا سیاسی شکل می‌گیرد بخش عمده جمعیت آن را جوانان تشکیل می‌دهند. البته در جامعه ایران نیز اعتراضات صنفی مانند تجمع بازنشستگان یا معلمان را شاهد بوده‌ایم که معمولا مسالمت‌آمیز است اما زمانی که جنبش‌های گسترده و پرتنش به وجود می‌آید، جوانان در صف نخست قرار می‌گیرند. یکی از دلایل آن این است که معمولا حاکمان از نسل‌های میانسال یا سالمند هستند و نمی‌توانند خود را با تحولات سریع اجتماعی و فرهنگی به‌روز کنند. در چنین شرایطی جوانان احساس می‌کنند در وضعیتی قرار گرفته‌اند که متعلق به آنها نیست و بیشتر بر مدار کنترل نسل‌های پیشین می‌چرخد، به همین دلیل وضعیت موجود را برنمی‌تابند.

تراکم بحران‌های متعدد

معیدفر افزود: اعتراض جوانان گاهی در قالب تغییر سبک زندگی و کنش‌های اجتماعی بروز می‌کند و گاهی زمانی که با دیوارهای سخت حکمرانی مواجه می‌شوند، به شکل میدانی، خیابانی و سیاسی ظهور پیدا می‌کند بنابراین حضور جوانان در اعتراضات امری بدیهی است و اختصاصی به شرایط امروز ندارد. در کنار این مساله، جامعه ایران با وضعیتی مواجه است که حاصل تراکم بحران‌های متعدد است. بحران‌های محیط‌زیستی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و تعارض‌های ارزشی همزمان بر هم انباشته شده‌اند. یکی از مهم‌ترین این بحران‌ها، شکاف ارزشی میان جوانان و نسل‌های پیشینِ حاکم است. پیمایش‌های اجتماعی طی دهه‌های گذشته نشان می‌دهد که این فاصله هرروز بیشتر شده و تفاوت در نگرش‌ها، باورها، ارزش‌ها و سبک زندگی میان نسل جدید و نسل‌های میانسال و سالمند عمق یافته است.

معیدفر ادامه داد: اگرچه خود ساختار حاکم نیز تغییراتی داشته اما سرعت، شتاب و عمق تغییرات در نسل جوان بسیار بیشتر بوده است. همین ناهماهنگی به شکل‌گیری احساس بیگانگی میان جوانان و ساختار قدرت منجر شده است. از سوی دیگر بحران اقتصادی سهم بیشتری از فشار را بر دوش جوانان گذاشته است. بخش قابل‌توجهی از جوانان یا بیکارند یا اگر شاغل باشند، درآمدشان پاسخگوی حداقل‌های زندگی نیست. امکانات شغلی محدود است و همان فرصت‌های اندک نیز توان تامین استقلال اقتصادی را فراهم نمی‌کند. در چنین شرایطی جوانان ناچارند به خانواده‌های خود وابسته بمانند و امکان شروع یک زندگی مستقل برایشان فراهم نیست.

جسارت بالای جوانان

این جامعه‌شناس اضافه کرد: در حالی که مسوولان از ازدواج نکردن یا فرزندآوری جوانان گلایه می‌کنند، واقعیت این است که بسیاری از آنها هنوز از نظر اقتصادی روی پای خود نایستاده‌اند. این وضعیت احساس بیهودگی، واماندگی و بیگانگی اجتماعی ایجاد می‌کند؛ احساسی که می‌تواند خود را در قالب مهاجرت، آسیب‌های اجتماعی یا ناآرامی‌های خیابانی نشان دهد. وقتی جوان احساس می‌کند نه شغلی دارد، نه سهمی از آینده می‌برد و نه منفعتی از جامعه نصیبش می‌شود، طبیعی است که نسبت به وضعیت موجود تمکین نکند. به همین دلیل با هر جرقه‌ای، جوانان نخستین گروهی هستند که به خیابان می‌آیند؛ با جسارت بیشتر، هزینه‌های سنگین‌تر و حتی تلفات بالاتر. مجموعه این عوامل است که حضور پررنگ جوانان در اعتراضات اخیر را شکل داده است.

مسائل جوان ایرانی فراتر از یک بحران

علیرضا شریفی‌یزدی، جامعه‌شناس می‌گوید: برخلاف برخی نقاط جهان، جوانان ایرانی با کوهی از مشکلات در زندگی خود مواجه هستند که بسیاری از آنها طبیعی نیست. او در این‌باره به «جهان‌صنعت» گفت: در همه جای دنیا اعتراضات خیابانی بیش از هر چیز بر پایه هیجان شکل می‌گیرد. قشر نوجوان و جوان به‌دلیل غلبه هیجان بر منطق، بیشترین آمادگی را برای حضور در کنش‌های خیابانی دارند. از سوی دیگر ناآرامی‌های خیابانی ویژگی تحرکی دارند یعنی فرد باید در لحظه بتواند واکنش نشان دهد، فرار کند یا از خود دفاع کند. این توان جسمی معمولا در میان جوانان بیشتر از میانسالان و سالمندان است. در ایران اما عوامل عمیق‌تری نیز دخیل است. بخش بزرگی از جوانان چشم‌انداز روشنی برای آینده زندگی خود نمی‌بینند. وقتی با آنها گفت‌وگو می‌کنیم، موجی از ناامیدی و سرخوردگی دیده می‌شود. این سرخوردگی به‌طور طبیعی به خشم تبدیل شده و خشم نیز می‌تواند به پرخاش اجتماعی بینجامد. بسیاری از این افراد معتقدند صدایشان شنیده نمی‌شود؛ نه در خانواده، نه در مدرسه و دانشگاه، نه در محیط کار و نه در سطح جامعه. در چنین شرایطی فرد به این نتیجه می‌رسد که تنها راه شنیده شدن، اعتراض خیابانی و گاهی رفتارهای پرتنش است.

نتیجه  نگرفتن مطالبات پیشین

شریفی یزدی افزود: عامل دیگر تقلید اجتماعی است. نوجوانان و جوانان از نظر روانشناسی اجتماعی بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند. وقتی بخشی از یک گروه دست به اعتراض می‌زند این رفتار به‌سرعت در میان دیگران تکثیر می‌شود؛ پدیده‌ای که در میان قشر بزرگسال یا سالمند بسیار کمتر دیده می‌شود. علاوه‌بر این، ناکامی‌های پیشین نیز موثر است. وقتی جوانان تجربه می‌کنند که روش‌های دیگر برای انتقال مطالبات‌شان نتیجه نداده، به این جمع‌بندی می‌رسند که باید مسیر خیابان را انتخاب کنند. در مقابل در بخشی از نظام حکمرانی این تصور وجود دارد که چون در سال‌های گذشته برخورد کافی صورت نگرفته و امتیازهایی داده شده، جوانان «زیاده‌خواه» شده‌اند. این تحلیل به نظر من نادرست است و می‌تواند تصمیم‌گیران را به سمت رفتارهای غلط سوق دهد. مساله اصلی نه امتیازدهی بلکه شنیده نشدن صدا و شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حاکم بر جامعه است.

بحران اقتصادی؛ منشأ اصلی همه چالش‌ها

این جامعه‌شناس بیان کرد: مهم‌ترین چالش امروز کشور مسائل اقتصادی است؛ مسائلی که صرفا اقتصادی نیستند و به‌شدت سیاست‌زده‌اند. راه‌حل مشکلات اقتصادی ایران نیز فقط اقتصادی نیست بلکه نیازمند حل‌وفصل مسائل سیاسی است. برای جوانان آینده معنا دارد: کار، مسکن، ازدواج، آموزش و امنیت روانی. وقتی این حداقل‌ها تامین نشود، فرد دچار ناامیدی می‌شود. این ناامیدی گاهی به مهاجرت، گاهی به آسیب‌های اجتماعی مانند اعتیاد، خودکشی و طلاق و درنهایت به ناآرامی‌های اجتماعی و خیابانی تبدیل می‌شود.

سرمایه اجتماعی تقریبا صفر کشور

شریفی یزدی در پایان به شکاف میان جوانان و مقامات نیز اشاره کرد و توضیح داد: از منظر سرمایه اجتماعی نیز می‌توان گفت از سال‌۱۳۸۴ به بعد، اعتماد عمومی در کشور روند نزولی پیدا کرده است. این روند در سال‌۱۳۸۸ تشدید، در ابتدای دولت روحانی تا حدی ترمیم اما از سال‌های۱۳۹۶ و ۱۳۹۷ دوباره شکاف میان جامعه و مسوولان عالی‌رتبه عمیق‌تر شد. کاهش مشارکت مردم، افت اعتماد نهادی و ضعف شفافیت نشانه‌های این فرسایش است. سال گذشته و تابستان امسال دو رویداد رخ داد که امکان ترمیم نسبی این شکاف را فراهم کرده بود؛ یکی انتخابات ریاست‌جمهوری۱۴۰۳ و دیگری جنگ ۱۲روزه که تا حدی همبستگی ایجاد کرد اما به‌دلیل ناکارآمدی دولت مسعود پزشکیان، این ترمیم پایدار نماند. رخدادهای اخیر دوباره این شکاف را عمیق‌تر و جامعه را وارد وضعیتی دوقطبی کرده است. شکافی که درحال‌حاضر با آن مواجه هستیم، به مراتب بیشتر و بیشتر خواهد شد.

آخرین اخبار