۵ ابهام ونزوئلا پس از مادورو
جهان صنعت – اتفاقاتی که در طول یک هفته اخیر در ونزوئلا رخ داده، نهتنها از منظر سیاسی بلکه از جنبه ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیک در نظام بینالمللی اهمیت زیادی دارد. در واقع هر چند حمله برقآسا و ربایش رییسجمهوری ونزوئلا توسط نیروهای ویژه از منظر برخی کارشناسان مربوط به نیمکره غربی یعنی آمریکای لاتین است اما پیامدها و تبعات آن میتواند در معادلات بینالمللی تاثیر قابل ملاحظهای داشته باشد.
در همین رابطه طبق گزارشی که بهتازگی مجله نیویورکر منتشر کرده چنین سیاستی نشان دهنده راهبرد دولت ترامپ حداقل برای سه سال آینده است و میتواند به سایر نقاط جهان نیز تسری پیدا کند. در گزارش این مجله که با عنوان دوران طلایی ترسناک ترامپ منتشر شده آمده است: اقدامات سیاست خارجی دولت ترامپ صرفا یک چرخش سیاسی نیست بلکه نقطه عطفی راهبردی برای ایالاتمتحده محسوب شده و بیش از آنکه ناشی از اقدامات مقطعی یا سیاستهای شخصی باشد، ماهیتی ساختاری در ایالات متحده به خود گرفته است.
در واقع سیاست خارجی ایالات متحده در دولت دوم ترامپ نوعی یکجانبهگرایی عریان به خود گرفته که بیش از همه برای متحدان این کشور حائز اهمیت است. به گفته برخی تحلیلگران، سال نخست بازگشت ترامپ به قدرت با فرسایش اعتماد متحدان و تشدید شکافها در ائتلافهای سنتی آمریکا همراه بوده و رویکرد غیرقابل پیشبینی وی نهتنها هزینههای امنیتی را برای متحدان افزایش میدهد بلکه قدرت نرم آمریکا را که زمانی مزیت مهم و استراتژیک این کشور محسوب میشد، دچار تردید کرده است.
توافق ترامپ با مقامات دولت مادورو
در چنین شرایطی پس از خلع مادورو از قدرت و در حالی که به نظر میرسید ایالات متحده از خانم ماچادو به عنوان رهبر مخالفان حمایت میکند، واشنگتن در اقدامی غیرمنتظره با خانم دلسی رودریگز، معاون نیکلاس مادورو به توافق رسیده و حتی ترامپ در صحبتهای خود مدعی شده که او قرار است خواستههای ایالات متحده را برآورده کند. از سوی دیگر در حالی که ترامپ رسما اعلام کرده که نفت ونزوئلا را در اختیار میگیرد، چند روز قبل خبرگزاری یورونیوز به نقل از والاستریت ژورنال گزارش داد: بنابر ارزیابی اطلاعاتی محرمانه آمریکا، مقامات دولت مادورو از جمله دلسی رودریگز، معاون رییسجمهور ونزوئلا بهترین جانشینان برای مادورو هستند و در صورت سقوط او، بهترین موقعیت را برای هدایت دولت موقت و حفظ ثبات در کوتاهمدت دارند. بنابراین ارزیابی، اپوزیسیون برای اداره دولتموقت با مشکل مواجه میشود.
به گزارش یورونیوز به نقل از والاستریت ژورنال، مطابق با ارزیابی صورت گرفته توسط سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا(سیا) و گزارش آن به کاخسفید، ترامپ متقاعد شده که به جای ماچادو از دلسی رودریگز حمایت کند. در واقع ترامپ درست مثل دوران نخست ریاستجمهوری خود متقاعد شده بود که حفظ ثبات کوتاهمدت در ونزوئلا تنها در صورتی محقق میشود که جانشین مادورو از حمایت نیروهای مسلح و دیگر نخبگان کشور برخوردار باشد. به گفته دو منبع آگاه، سازمان سیا در هفتههای اخیر به درخواست مقامات ارشد دولت ترامپ این ارزیابی را تهیه کرده است.
به گفته این منابع، این ارزیابی اطلاعاتی خانم رودریگز و دو چهره بلندپایه دیگر حکومت ونزوئلا را به عنوان گزینههای احتمالی برای اداره موقت حکومت معرفی و اعلام کرده است که این افراد میتوانند نظم و ثبات را در کشور حفظ کنند. اگرچه افراد مطلع از این ارزیابی نام این دو نفر را ذکر نکردهاند اما به گزارش والاستریت ژورنال، دیوسدادو کابیو، وزیر کشور و ولادیمیر پادرینو، وزیر دفاع دو چهره بانفوذ دیگر هستند.
به گفته مقامات پیشین آمریکایی و مقامات ونزوئلایی، این دو نفر که فرماندهی پلیس و ارتش ونزوئلا را در دست دارند، افرادی تندرو هستند که میتوانند هرگونه تلاش برای گذار به حکومت دیگر را خنثی کنند. با این حال هر دوی این افراد در ایالات متحده با اتهامات کیفری شبیه به اتهامات مادورو روبهرو هستند و بعید است که با واشنگتن همکاری کنند.
بنابراین ارزیابی، ادموندو گونزالس اوروتیا که توسط کشورهای غربی به عنوان برنده انتخابات سال ۲۰۲۴ ونزوئلا شناخته میشود و خانم ماچادو با مقاومت نیروهای امنیتی وفادار به حکومت مادورو، شبکههای قاچاق موادمخدر و رقبای سیاسی مواجه میشوند و در کسب مشروعیت به عنوان رهبر با مشکل روبهرو خواهند شد.
والاستریت ژورنال پیشتر گزارش داده بود که سازمان سیا اواخر سال گذشته یک منبع را در حلقه نزدیکان مادورو جذب کرده است و این منبع درباره مکان رهبر ونزوئلا به آمریکا گزارش داده است.
به گفته افراد مطلع از عملیات آمریکا برای بازداشت مادورو، رصد دقیق محل او توسط سازمان سیا با بهرهگیری از دیگر ابزارهای مراقبتی از جمله پهپادهای رادارگریز به نیروی دلتا فورس ارتش آمریکا امکان داد در جریان عملیات، او و همسرش را بازداشت کند.
تحلیلگران آمریکای لاتین پیشتر هشدار داده بودند که برکناری مادورو بدون جایگزین توانمند، میتواند به تقویت گروههای مسلح نظامی، سیاستمداران رقیب و گروههای غیرقانونی در داخل ونزوئلا بینجامد زیرا آنها برای کنترل کشور با یکدیگر رقابت خواهند کرد و این امر میتواند به بحران امنیتی منجر شود.
دیوید اسمیلده، استاد دانشگاه «تولین» آمریکا که بر امور مرتبط با ونزوئلا متمرکز است، معتقد است این انتظار که خانم ماچادو یا رهبر دیگری از اپوزیسیون بتواند به یکباره قدرت را در دست گیرد، رئالیسم جادویی است.
به گفته او، بهترین مسیر پس از برکناری مادورو این است که خانم رودریگز وادار شود گذار قدرت را آغاز کند. او با این حال متذکر شد مشکل اینجاست که به نظر میرسد هیچکس در آمریکا بهطور فعال درگیر مذاکره نیست.
حمایت دونالد ترامپ از دلسی رودریگز و کنار گذاشتن اپوزیسیون تحت رهبری خانم ماچادو، اوایل هفته گذشته دستیاران او و بسیاری از حامیان آمریکاییاش را غافلگیر کرد. ترامپ گفت که ماریا ماچادو در داخل کشور حمایت یا احترام کافی را برای در دست گرفتن قدرت در یک گذار دموکراتیک ندارد.
این در حالی است که پیشتر ترامپ و متحدان اصلی او علنا جنبش اپوزیسیون خانم ماچادو را بهترین گزینه برای جانشینی در جریان گذار قدرت معرفی کرده بودند. اما به گفته خوان کروز که در آن زمان مقام ارشد کاخ سفید در سیاست آمریکای لاتین بود، ترامپ در خلوت نسبت به حمایت از اپوزیسیون ونزوئلا بدبین بوده است زیرا به این نتیجه رسیده بود که آنها در دوره نخست ریاستجمهوریاش نتوانستند به وعدههای خود عمل کنند.
سوالات بیپاسخ
در همین رابطه مجله فارنپالسی گزارش داده اقدام دولت ترامپ برای دستگیری مادورو و خلع وی از قدرت، همچنان با ابهامات اساسی مواجه است زیرا کنار رفتن مادورو و جانشین شدن معاون وی به جایش به معنای فروپایشی کامل نظام چاویستا در ونزوئلا نیست. بنابراین پنج پرسش بیپاسخ هنوز در خصوص سرنوشت ونزوئلا وجود دارد.
نخستین موضوع بحث نحوه بازسازی مالی این کشور است. ونزوئلا سالهاست که با فروپاشی اقتصادی و ابر تورم مواجه است که نهتنها ظرفیت تولید بلکه نظام اقتصادی این کشور را با بحرانی بیسابقه مواجه کرده است. به همین دلیل تغییر راس قدرت بدون برنامهای مشخص جهت بازسازی صنعت نفت، اصلاحات اقتصادی، مهار تورم و همچنین سرمایهگذاری خارجی تداعیکننده تجربه کشورهایی با گذارهای سیاسی مشابه است که نشان میدهد تزریق منابع خارجی بدون اصلاح نهادی، اغلب به اتلاف منابع و بازتولید فساد میانجامد. دومین موضوع بحث تحریمهای ونزوئلاست. زمانبندی و چگونگی رفع یا تعلیق تحریمها نقشی تعیینکننده در سرعت احیای اقتصاد دارد و اگر تحریمها پیش از تثبیت نهادهای جدید برداشته شوند، احتمال بازگشت شبکههای رانتی و سوءاستفاده از منابع افزایش مییابد اما تداوم بیش از حد آنها نیز میتواند مشروعیت دولت جدید را تضعیف کرده و فشار اجتماعی را تشدید کند. لذا یافتن این تعادل یکی از دشوارترین چالشهای سیاستگذاری خواهد بود.
پرسش سوم به میزان نفوذ بازیگران خارجی در ساختار قدرت پس از مادورو مربوط است. روسیه، چین و حتی بازیگران منطقهای طی سالها در بخشهای انرژی، مالی و امنیتی ونزوئلا ریشه دواندهاند. بنابراین خروج مادورو الزاما به معنای خروج این بازیگران نیست و هرگونه تلاش آمریکا برای بازتعریف نظم سیاسی کشور، واکنشهای ژئوپلیتیکی متقابل را بهدنبال خواهد داشت. این امر همچنین میتواند هزینههای دیپلماتیک و امنیتی واشنگتن را افزایش دهد.
چهارمین ابهام، انسجام داخلی و خطر بیثباتی مزمن است. نظام مادورو تنها یک فرد نیست بلکه شبکهای از نهادهای نظامی، امنیتی و اقتصادی است که منافع مشترک دارند. بنابراین بدون سازوکارهایی برای مصالحه، ادغام نخبگان و تضمین امنیت بازیگران کلیدی، احتمال مقاومتهای پراکنده، کودتاهای خاموش یا بازتولید اقتدارگرایی وجود دارد؛ وضعیتی که نه به ثبات اقتصادی و نه به کاهش بحران مهاجرت کمک میکند.
همچننی پرسش پنجم به هدف راهبردی ایالاتمتحده بازمیگردد. آیا هدف صرفا حذف یک رهبر نامطلوب است یا ایجاد ثبات پایدار در یکی از حساسترین نقاط آمریکای لاتین؟ اگر گزینه دوم مدنظر باشد، تغییر رژیم باید بخشی از راهبردی مرحلهبندی شده، چندجانبه و مبتنی بر بازسازی نهادی باشد. در غیر این صورت، خروج مادورو ممکن است تنها آغاز مرحلهای جدید از بیثباتی باشد؛ مرحلهای که هزینههای آن از منظر اقتصادی و استراتژیک برای ونزوئلا و آمریکا سنگینتر از گذشته خواهد بود.
