کارشناس بازار سرمایه مطرح کرد:

۱۱ چالش مهم بورس پس از آتش‌بس ۲ هفته‌ای

گروه بورس
کدخبر: 620273
11 چالش مهم بورس پس از آتش‌بس دوهفته‌ای از جمله توقف معاملات و چالش بازسازی صنایع آسیب‌دیده را مورد ارزیابی قرار داد.
۱۱ چالش مهم بورس پس از آتش‌بس ۲ هفته‌ای

جهان صنعت- یک کارشناس بازار سرمایه ۱۱ چالش مهم بورس پس از آتش‌بس دوهفته‌ای از جمله توقف معاملات و چالش بازسازی صنایع آسیب‌دیده را مورد ارزیابی قرار داد.

همایون دارابی با انتشار مطلبی با عنوان «۱۱درس و الزام جنگ ۳۹ روزه برای بازار سرمایه ایران» در فضای مجازی اعلام کرد: جنگ ۳۹روزه رمضان با انبوهی از حوادث دلخراش و روزهای سخت، سرانجام به آتش‌بس دوهفته‌ای رسید. در این ایام، شمار زیادی از بزرگان از جمله رهبر فقید انقلاب به فیض شهادت نائل آمدند.

حوادث تلخ و دردناکی نظیر فاجعه شهدای میناب رخ داد و حجم گسترده‌ای از امکانات و تاسیسات زیربنایی در آتش کین دشمن متجاوز نابود شد. با این وجود دشمن نتوانست به اهداف اولیه دست یابد. پیوند مستحکم و ناگسستنی دولت و ملت به‌مثابه نخ تسبیح حفظ شد تا باوجود لفاظی‌های خصمانه‌ای نظیر نابودی یک تمدن، ساختار کشور پابرجا بماند و از این گردنه تاریخی عبور کند.

تجربه دو جنگ طی یک‌سال در برگیرنده درس‌های مهمی برای بازار سرمایه است که به مهم‌ترین آنها اشاره می‌شود:

۱- چشم‌انداز سخت اقتصادی و تلاطم بازار: بدون تردید روزهای سخت و تلخی در حوزه اقتصاد پیش‌روی کشور و مردم قرار دارد. دشمن که در عرصه نظامی از دستیابی به اهداف بازمانده، اکنون همان اهداف را در میدان اقتصاد پیگیری خواهد کرد. بازار سرمایه به‌عنوان یکی از دو بال اصلی نظام مالی قطعا در روزهای آینده دشوارترین شرایط را تجربه خواهد کرد.

فشار هزینه‌های جنگ، تورم، مشکلات شرکت‌های آسیب‌دیده و ناپایداری‌های مزمن اقتصاد، بازار سرمایه را دچار تلاطم شدیدی خواهد کرد که باید از اکنون برای آن آماده بود.

۲- توقف معاملات: جنگ رمضان بار دیگر ثابت کرد بزرگ‌ترین چالش در مدیریت بازار سرمایه، توقف معاملات است. بازار سهام به‌عنوان دماسنج و آینه تمام‌نمای اقتصاد در هیچ شرایطی نباید بیش از سه روز کاری متوقف شود. توقف طولانی‌مدت باعث انباشت و سرریز ریسک‌‌ها، عدم انعکاس واقعیت در قیمت‌ها و در نهایت ایجاد پنیک(وحشت) زمان بازگشایی می‌شود.برای جلوگیری از تکرار این اشتباه، زیرساخت‌های معاملات آنلاین باید تقویت شوند و توسعه بازارها مانند بازار OTC برای حراج‌های تامین نقدینگی و توکنایز کردن دارایی‌ها در دستور کار قرار گیرد. در شرایط جنگی که دامنه حملات به دیتاسنترها نیز کشیده شد، سیستم‌های غیرمتمرکز مبتنی بر بلاکچین می‌توانند امنیت شبکه معاملات را تضمین کنند.

۳- ضرورت حیاتی سیستم پرداخت مستقل: بازار سرمایه امروز بیش از هر زمان دیگری به سیستم پرداخت مستقل از بانک‌ها نیاز دارد. تملک یک بانک تخصصی یا ایجاد پلتفرم پرداخت مستقل می‌تواند خلأهای موجود در تامین نقدینگی و انتقال چندساعته وجوه به حساب سرمایه‌گذاران را برطرف کند.

تسریع ایجاد شبکه کارت‌های بانکی متصل به بازار سرمایه برای پرداخت‌های فوری(پروژه‌ای که با سنگ‌اندازی بانک مرکزی متوقف شده) ضرورت غیرقابل‌انکار است.

۴- بحران در زیرساخت‌های اطلاعاتی و سامانه کدال: جنگ رمضان متاسفانه نقاط ضعف جدیدی را در زیرساخت‌های اطلاعاتی بازار نمایان کرد. ناپایداری و قطعی‌های مکرر شبکه کدال، اختلال در درگاه ذی‌نفعان و ضعف در زیرساخت پرداخت وجوه حق‌تقدم، دارایی سهامداران را با خطرات جدی مواجه کرد. فرآیند افزایش سرمایه‌ها همچنان با ضعف‌های ساختاری روبه‌رو است که در مواقع بحران تبدیل به پاشنه‌آشیل بازار می‌شود.

۵- چالش سنگین بازسازی صنایع آسیب‌دیده: یکی از مبرم‌ترین چالش‌های پیش‌رو، بازسازی ابرپروژه‌ها و شرکت‌های صنعتی عظیمی است که در جریان جنگ آسیب دیده‌اند. صنایعی نظیر فولاد مبارکه، فولاد خوزستان و پتروشیمی‌های مبین، فجر، دماوند و جم. در این مقطع، افشای شفاف اطلاعات، مساعدت حاکمیت در تامین مالی طرح‌های بازسازی و اتخاذ سیاست‌های حمایتی از سوی سازمان بورس برای کاهش زیان سهامداران این شرکت‌ها، نقشی کلیدی ایفا خواهد کرد.

۶- خلأ نهادهای بازارگردان و کارگزار- معامله‌گر: بازار سرمایه همچنان فاقد سیستم بازارگردانی موثر است. غفلت از دو رکن اساسی بازارگردانی علمی و نهاد کارگزار-معامله‌گر، سیستم معاملات را ناپایدار و کُند کرده است. بدون این دو بازوی محرک، بازار همواره در برابر شوک‌‌ها آسیب‌پذیر است. رفع این نقیصه، دسترسی عادلانه سرمایه‌گذاران به نقدشوندگی را تضمین می‌کند.

۷- سنجش تاب‌آوری نهادهای مالی: موضوع تاب‌آوری حتی در شرایط صلح نیز چالشی همیشگی است. عدم توزیع عادلانه درآمدها سبب شده تا با بروز شوک‌های سهمگینی نظیر جنگ، بخشی از نهادهای مالی به ویژه سبدگردان‌های نوپا در معرض آسیب جدی قرار گیرند. رصد مستمر وضعیت جریان نقد این شرکت‌ها و ارائه کمک‌های حمایتی می‌تواند از بحران‌های دومینو وار جلوگیری کند.

۸- خطر مکش نقدینگی توسط دولت (تامین مالی بازسازی): دوران پس از جنگ، زمان نیاز شدید دولت به منابع مالی برای بازسازی زیرساخت‌‌هاست. راهکار سنتی دولت‌ها در این شرایط انتشار گسترده اوراق بدهی است. سازمان بورس و ارکان بازار باید با سیاستگذار اقتصادی رایزنی کنند تا انتشار بی‌رویه این اوراق به مکیده شدن نقدینگی اندک بازار سهام و افزایش غیرقابل‌کنترل نرخ بهره(اخزا) منجر نشود. دولت نباید هزینه بازسازی را با قربانی کردن بازار سهام تامین کند.

۹- بحران شکاف ارزی و لزوم عبور از تثبیت دستوری: شوک‌های جنگی بطور طبیعی باعث جهش نرخ ارز در بازار آزاد می‌شوند. در این شرایط پافشاری بر تثبیت دستوری و سرکوب نرخ ارز نیمایی خطای استراتژیک بزرگی است. شرکت‌های ارزآوری که تاسیسات آنها آسیب دیده، مجبور هستند تجهیزات جایگزین را با نرخ آزاد یا نزدیک به آن تامین کنند اما درآمدها با نرخ سرکوب‌شده تسعیر می‌شود. این شکاف حاشیه سود شرکت‌ها را نابود می‌کند بنابراین کاهش فاصله ارز نیما و آزاد برای بقای صنایع بورس یک الزام قطعی است.

۱۰- معافیت‌های مالیاتی به‌عنوان بسته محرک حمایتی در دوران پس از جنگ: سیاست‌های انقباضی مالیاتی جوابگو نیست. حاکمیت باید برای شرکت‌های آسیب‌دیده فیزیکی و نهادهای مالی که در جریان جنگ متحمل زیان‌های سنگین شدند، معافیت‌های مالیاتی ویژه و تنفس در پرداخت دیون در نظر بگیرد. این اقدام نه‌تنها به احیای سریع‌تر صنایع کمک می‌کند بلکه پیامی مثبت برای حفظ انگیزه سهامداران و جلوگیری از فرار سرمایه خواهد بود.

۱۱- مدیریت روانی بازار و لزوم صدای واحد اقتصادی سرمایه: در این مقطع حساس اثر روانی اظهارنظرهای مقامات، گاهی از خود واقعیت‌‌های اقتصادی بیشتر است. تیم اقتصادی دولت، بانک مرکزی و سازمان بورس باید با یک صدا و پروتکل واحد با بازار صحبت کنند. اظهارنظرهای متناقض و تصمیمات خلق‌الساعه، تنها به وحشت سهامداران خرد دامن می‌زند. ترمیم اعتماد ازدست‌رفته نیازمند شفافیت، صداقت و حمایت کلامی و عملی هماهنگ است.

منبع: بورس پرس

آخرین اخبار