«جهان‌صنعت» به بررسی روند مصرف انرژی در کشور می‌پردازد

یارانه ارزان، مصرف بی‌ مهار

احسان کشاورز
کدخبر: 603820
مصرف انرژی در ایران به دلیل سیاست قیمت‌گذاری ارزان و یارانه‌ای بی‌وقفه افزایش یافته است.
یارانه ارزان، مصرف بی‌ مهار

احسان کشاورز- در اقتصاد ایران مصرف انرژی نه یک رفتار فردی بلکه یک پیام سیاستی است؛ پیامی که طی بیش از یک دهه بی‌وقفه تکرار شده: انرژی ارزان است، بیشتر مصرف کن. نتیجه این پیام امروز در اعداد رسمی مصرف فرآورده‌های نفتی دیده می‌شود؛ اعدادی که نشان می‌دهد مساله انرژی در ایران، نه کمبود تولید بلکه وفور تقاضای یارانه‌ای است.

براساس داده‌های مصرف فرآورده‌های نفتی، مجموع مصرف بنزین، گازوئیل، نفت‌کوره و سایر فرآورده‌ها از حدود ۹۵‌میلیارد لیتر در سال۱۳۹۰ به بیش از ۱۰۳‌میلیارد لیتر در سال‌۱۴۰۳ رسیده است آن‌هم در اقتصادی که نه جمعیت آن دو برابر شده و نه بهره‌وری انرژی بهبود یافته است.

در این میان بنزین و گازوئیل به‌عنوان دو سوخت اصلی نقش محوری در این جهش مصرف داشته‌اند. مصرف بنزین در فاصله سال‌های۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ بیش از دوبرابر شده و از حدود ۵۶/۲۱‌میلیارد لیتر به بیش از ۵/۴۵‌میلیارد لیتر رسیده است. گازوئیل نیز با وجود نوسانات مقطعی در سطحی بالا تثبیت شده و در سال‌های اخیر به مرز ۴۴‌میلیارد لیتر نزدیک شده است.

این ارقام تنها روایت «مصرف بیشتر» نیستند بلکه بازتاب یک الگوی اقتصادی هستند که بر پایه سوخت ارزان و بی‌سیگنال قیمتی شکل گرفته است. حتی نفت‌کوره، سوختی که تصور می‌شد به حاشیه رانده شده، با بروز ناترازی در گاز و برق دوباره به مدار بازگشته و در برخی سال‌ها جهش‌هایی چندبرابری را تجربه کرده است.

این بازگشت نشانه‌ای روشن از آن است که مساله انرژی در ایران حل نشده بلکه صرفا به تعویق افتاده است. آنچه این ارقام را نگران‌کننده‌تر می‌کند، پیوند مستقیم آنها با یارانه پنهان انرژی است. هر لیتر مصرف بیشتر، در شرایطی که قیمت داخلی فاصله‌ای عمیق با قیمت مرجع منطقه‌ای و جهانی دارد، به معنای یارانه بیشتر، فشار بیشتر بر بودجه و ناترازی بیشتر در اقتصاد است.

مصرف بالا، نه نتیجه رفاه پایدار بلکه حاصل قیمت‌گذاری‌ای بوده که هزینه واقعی انرژی را پنهان کرده است. این گزارش پیش از آنکه درباره پول و دلار باشد، درباره رفتار مصرفی‌ای است که سیاستگذاری آن را ساخته؛ رفتاری که اگر اصلاح نشود، نه‌تنها یارانه انرژی بلکه مسیر اقتصاد ایران را نیز پرهزینه‌تر خواهد کرد.

بنزین ارزان، تقاضای لجام‌گسیخته

داده‌های مصرف فرآورده‌های نفتی نشان می‌دهد آنچه امروز به‌عنوان بحران بنزین مطرح می‌شود، نتیجه یک جهش ناگهانی نیست بلکه محصول انباشت سال‌به‌سال مصرف در سایه قیمت‌گذاری یارانه‌ای است. مصرف بنزین که در سال۱۳۹۰ حدود ۵/۲۱‌میلیارد لیتر بود، در کمتر از یک‌دهه به ۵/۳۴‌میلیاردلیتر در سال‌۱۴۰۰ رسید یعنی افزایشی بیش از ۱۳‌میلیاردلیتر، معادل رشد ۶۰درصدی.

نقطه‌عطف واقعی اما از ابتدای دهه‌۱۴۰۰ آغاز می‌شود. در سال۱۴۰۱ مصرف بنزین به ۵/۳۸‌میلیارد لیتر رسید؛ افزایشی نزدیک به ۴‌میلیارد لیتر فقط در یک‌سال.

این روند در سال‌۱۴۰۲ شتاب گرفت و مصرف بنزین با جهشی کم‌سابقه به حدود ۴۴‌میلیاردلیتر رسید یعنی بیش از ۵/۹‌میلیارد لیتر افزایش نسبت‌به سال۱۴۰۰. در سال‌۱۴۰۳ نیز این مسیر متوقف نشد و مصرف به حدود ۵/۴۵‌میلیارد لیتر رسید؛ رقمی که به‌روشنی نشان می‌دهد مصرف بنزین در ایران طی ۱۳‌سال، بیش از دو برابر شده است.

این رشد صرفا در حجم مطلق مصرف خلاصه نمی‌شود. سهم بنزین از کل مصرف فرآورده‌های نفتی نیز به‌طور معناداری افزایش یافته است. در سال۱۳۹۰ بنزین حدود ۲۳‌درصد از کل مصرف فرآورده‌ها را تشکیل می‌داد.

این سهم در سال‌۱۴۰۰ به حدود ۴۰‌درصد رسید و در سال‌های۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ از مرز ۴۰‌درصد عبور کرد. به بیان دیگر امروز تقریبا نیمی از کل مصرف فرآورده‌های نفتی کشور صرف بنزین می‌شود.

اهمیت این ارقام زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم در همین بازه، نه تحول بنیادینی در ناوگان حمل‌ونقل رخ داده و نه بهره‌وری انرژی بهبود یافته است. افزایش مصرف بنزین نه حاصل رشد تولید بلکه نتیجه مستقیم فقدان سیگنال قیمتی و تثبیت قیمت بنزین در سطوحی به‌مراتب پایین‌تر از هزینه واقعی است. بنزین ارزان در ظاهر ابزاری برای حمایت از مصرف‌کننده است اما در عمل به موتور محرک تقاضای بی‌مهار تبدیل شده است.

وقتی مصرف سالانه تنها در سه‌سال بیش از ۱۱‌میلیارد لیتر افزایش می‌یابد، پیام روشن است: سیاست قیمت‌گذاری نه‌تنها مصرف را مهار نکرده بلکه آن را تشویق کرده است آن‌هم با هزینه‌ای که دیر یا زود به اقتصاد بازمی‌گردد.

گازوئیل یارانه‌ای، اقتصاد پرمصرف

اگر بنزین ویترین مصرف انرژی در ایران باشد، گازوئیل موتور پنهان اقتصاد یارانه‌ای است. داده‌های مصرف فرآورده‌های نفتی نشان می‌دهد گازوئیل در تمام سال‌های مورد بررسی، بزرگ‌ترین سهم را در سبد مصرف داشته و به‌تنهایی ستون فقرات مصرف سوخت کشور را تشکیل داده است. مصرف گازوئیل که در سال۱۳۹۰ حدود ۵/۳۷‌میلیاردلیتر بود، با وجود نوسانات مقطعی، هرگز وارد مسیر کاهشی پایدار نشد.

در سال‌۱۴۰۰ مصرف گازوئیل به حدود ۵/۳۸‌میلیارد لیتر رسید؛ رقمی که نشان می‌داد حتی در شرایط محدودیت‌های اقتصادی و رکود نسبی، تقاضای این حامل انرژی کاهش نیافته است. جهش اصلی اما در سال۱۴۰۱ رخ داد؛ جایی که مصرف گازوئیل به ۵/۴۲میلیارد لیتر افزایش یافت.

این یعنی افزایشی حدود ۴میلیاردلیتر فقط در یک‌سال؛ رشدی که به‌خوبی وابستگی شدید بخش‌های مولد و شبه‌مولد اقتصاد به سوخت ارزان را نشان می‌دهد. این روند در سال‌۱۴۰۲ نیز ادامه یافت و مصرف گازوئیل به ۴۴‌میلیاردلیتر رسید؛ بالاترین رقم ثبت‌شده در کل دوره بررسی. هرچند در سال‌۱۴۰۳ مصرف اندکی کاهش یافت و به حدود ۵/۴۱میلیارد لیتر رسید اما این کاهش نه نشانه اصلاح ساختاری بلکه بیشتر بازتاب نوسانات مقطعی در فعالیت‌های اقتصادی و محدودیت‌های عرضه است. در مجموع مصرف گازوئیل در فاصله سال‌های۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ در سطحی بسیار بالا و تثبیت‌شده باقی مانده است.

سهم گازوئیل از کل مصرف فرآورده‌های نفتی نیز تصویر روشنی ارائه می‌دهد. در اغلب سال‌ها گازوئیل بین ۳۵ تا ۴۵‌درصد از کل مصرف را به خود اختصاص داده و در برخی سال‌ها حتی از بنزین نیز پیشی گرفته است.

این یعنی بخش حمل‌ونقل سنگین، کشاورزی، نیروگاه‌ها و صنایع انرژی‌بر عملا بر پایه سوخت یارانه‌ای می‌چرخند. پیام این ارقام روشن است: گازوئیل ارزان به‌جای افزایش بهره‌وری، به تداوم الگوی پرمصرف تولید و حمل‌ونقل دامن زده است.

اقتصادی که هزینه واقعی انرژی را درک نکند، نه انگیزه‌ای برای نوسازی دارد و نه فشاری برای اصلاح ساختار. گازوئیل یارانه‌ای اگرچه چرخ اقتصاد را می‌چرخاند اما همزمان آن را به مصرفی وابسته و پرهزینه گره زده است.

نفت‌کوره بازگشت، ناترازی عیان

نفت‌کوره شاید در نگاه اول سوختی حاشیه‌ای به نظر برسد اما روند مصرف آن در سال‌های اخیر نشان می‌دهد این حامل انرژی به‌محض بروز ناترازی در گاز و برق، دوباره به خط مقدم تامین انرژی بازمی‌گردد.

داده‌های مصرف فرآورده‌های نفتی نشان می‌دهد نفت‌کوره در ابتدای دهه‌۹۰ سهم قابل‌توجهی در سبد مصرف داشت اما در میانه دهه، به‌تدریج از مدار خارج شد؛ روندی که بیش از آنکه حاصل اصلاح ساختاری باشد، نتیجه تغییرات مقطعی در دسترسی به گاز بود.

در سال۱۳۹۰ مصرف نفت‌کوره حدود ۲۸‌میلیارد لیتر ثبت شده بود. این رقم در سال‌های بعد نوسان داشت اما از سال‌۱۳۹۳ به بعد وارد مسیر کاهشی شد و در سال‌۱۳۹۷ به کف تاریخی خود یعنی حدود ۵میلیارد لیتر رسید.

بسیاری این افت شدید را نشانه موفقیت سیاست‌های انرژی دانستند؛ تفسیری که چندان دوام نیاورد. از سال‌۱۳۹۸ به بعد با تشدید ناترازی گاز و افزایش فشار بر شبکه برق، مصرف نفت‌کوره دوباره افزایش یافت. در سال۱۴۰۰ مصرف به ۵/۸ میلیارد لیتر رسید و این روند در سال‌های بعد شتاب گرفت. در سال‌۱۴۰۱ مصرف نفت‌کوره جهشی کم‌سابقه را تجربه کرد و به حدود ۵/۲۲میلیارد لیتر رسید؛ افزایشی بیش از ۱۴‌میلیاردلیتر فقط در یک‌سال.

این روند در سال‌۱۴۰۲ نیز ادامه یافت و مصرف نفت‌کوره به حدود ۲۶‌میلیارد لیتر رسید؛ رقمی نزدیک به اوج مصرف ابتدای دهه۹۰. هرچند در سال۱۴۰۳ مصرف نفت‌کوره دوباره کاهش یافت و به حدود ۵/۱۲میلیاردلیتر رسید اما این کاهش به‌معنای حل مساله نیست. تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد نفت‌کوره نه حذف شده و نه جایگزین پایدار یافته بلکه به‌عنوان سوخت اضطراری ناترازی عمل می‌کند؛ سوختی که هر زمان گاز کم می‌آید، دوباره به مدار بازمی‌گردد.

بازگشت نفت‌کوره فقط یک مساله انرژی نیست؛ پیامدهای زیست‌محیطی، هزینه‌های پنهان اقتصادی و تشدید یارانه انرژی از تبعات مستقیم آن است. نفت‌کوره ارزان، اگرچه در کوتاه‌مدت برق را روشن نگه می‌دارد اما در بلندمدت نشانه‌ای روشن از شکست سیاستگذاری در مدیریت مصرف و عرضه انرژی است.

نمودار میزان مصرف سوخت_های مختلف در کشور

آخرین اخبار