«جهان‌صنعت» در گفت‌وگو با علیرضا خامسیان، پیامدهای حوادث پس از اعتراضات دی‌ماه را بررسی کرد

گفت و گو به جای تقابل؛ ضرورتی برای نجات ملی

گروه سیاسی
کدخبر: 608187
حوادث دی‌ماه نتیجه ترکیبی از فشارهای اقتصادی، شکاف‌های اجتماعی و چالش‌های فرهنگی است و برای عبور از بحران، اصلاح ادبیات رسمی، گفت‌وگوی مستمر با نسل جوان و بازتعریف سیاست فرهنگی ضروری است تا اعتماد و سرمایه اجتماعی بازسازی شوند.
گفت و گو به جای تقابل؛ ضرورتی برای نجات ملی

جهان صنعت – تحولات اخیر ایران ترکیبی از فشارهای اقتصادی، شکاف‌های اجتماعی و چالش‌های فرهنگی است که نیازمند اصلاحات ساختاری و گفت‌وگو است. تحولات اخیر در جامعه ایران تنها ناشی از فشارهای اقتصادی و معیشتی نیست. ریشه این نارضایتی‌ها در لایه‌های عمیق اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نهفته است که طی سال‌ها انباشته شده و اکنون به سطح بروز رسیده‌اند. کارشناسان تاکید می‌کنند که ساده‌سازی تحولات و نسبت دادن آنها صرفا به مسائل اقتصادی، تصویر واقعی جامعه را مخدوش می‌کند و مسیر اصلاحات را دشوارتر می‌سازد. تحلیل‌های موجود نشان می‌دهد که برای فهم کامل اتفاقات باید به ترکیبی از عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی توجه کرد و صرفا روی یک بعد تمرکز نکرد. «جهان‌صنعت» برای بررسی و تحلیل عمیق این بحران به سراغ علیرضا خامسیان، پژوهشگر علوم سیاسی و فعال اجتماعی رفت تا ابعاد آن را تفصیل کند.

 جنگ ۱۲ روزه؛ فرصتی که از دست رفت

علیرضا خامسیان می‌گوید: «جنگ ۱۲‌روزه نمادی از ایثار، همبستگی و اقتدار ملی بود. انتظار جامعه این بود که پس از آن تغییراتی در اداره کشور رخ دهد و سرمایه اجتماعی فعال به اصلاحات ساختاری منجر شود اما این فرصت به شکل ملموسی از دست رفت.» او توضیح می‌دهد: «دولت در آن مقطع، درگیر مدیریت مسائل روزمره مردم شد؛ فشارهای اقتصادی و الزامات معیشتی مانع تمرکز بر اصلاحات بلندمدت شد. در عین حال سایر ارکان حکومتی هم اقدام هماهنگی انجام ندادند. نتیجه آن شد که امید اولیه مردم به تغییرات محسوس، ناکام ماند.»

خامسیان معتقد است: «فرسایش سرمایه اجتماعی وقتی رخ می‌دهد که ظرفیت‌های جامعه برای مشارکت در تصمیم‌گیری به‌طور عملی فعال نشود. وقتی این اتفاق بیفتد، جامعه با واکنش‌های ناگهانی و گاه غیرقابل پیش‌بینی مواجه می‌شود.» او اضافه می‌کند: «نسل جوان اگر احساس کند صدایش شنیده نمی‌شود، به شکل هیجانی و اعتراضی واکنش نشان خواهد داد. تجربه اخیر نشان داد که بدون سازوکارهای موثر، سرمایه اجتماعی نمی‌تواند دوام بیاورد و اعتماد عمومی به راحتی فرسوده می‌شود.»

خامسیان همچنین درباره نقش تاریخ و خاطرات جمعی در شکل‌گیری انتظارات اجتماعی می‌گوید: «مردم با خاطرات ایثار و همبستگی، توقع داشتند دستاوردهای ملموسی در زندگی روزمره و مدیریت کشور دیده شود. وقتی این دستاوردها رخ نداد، امیدها ناامید و زمینه واکنش اجتماعی فراهم شد.»

 تقلیل‌گرایی اقتصادی؛ تحلیلی ناکامل

در نگاه برخی، فشارهای اقتصادی مهم‌ترین محرک نارضایتی‌هاست اما خامسیان می‌گوید: «تحولات اخیر محصول انباشت مسائل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است. تمرکز صرف بر اقتصاد، تحلیل جامعه را سطحی می‌کند و لایه‌های واقعی بحران نادیده گرفته می‌شوند.» او توضیح می‌دهد: «کاهش اعتماد عمومی، شکاف نسلی و محدودیت‌های فرهنگی زمینه را برای واکنش‌های شدیدتر فراهم کرده است. نسل جدید که در فضای گسترده ارتباطات و اطلاعات جهانی رشد کرده، انتظار دارد حضورش در تصمیم‌سازی دیده شود. اگر این انتظار برآورده نشود، تعارض اجتماعی شدت می‌گیرد.» خامسیان اشاره می‌کند: «اقتصاد مهم است اما کافی نیست. محدودیت‌های فرهنگی، فقدان فرصت‌های خلاقیت و بیان آزاد باعث شده جامعه در وضعیت پیچیده‌ای قرار گیرد که واکنش‌ها را گسترده و متنوع می‌کند. ما نمی‌توانیم همه چیز را به نرخ تورم و گرانی نسبت دهیم؛ عوامل هویتی و اجتماعی هم نقشی اساسی دارند.» او درباره جزئیات بیشتر می‌گوید: «نوسانات اقتصادی و معیشتی، شکاف‌ها را تشدید کرده است اما انگیزه‌های اعتراضی به این محدود نمی‌شوند. اعتراض‌ها ترکیبی از مطالبات اقتصادی و تقاضای مشارکت و دیده شدن در تصمیم‌سازی هستند. جامعه‌ای که احساس کند فقط مصرف‌کننده تصمیمات است و صدایش شنیده نمی‌شود، دیر یا زود واکنش نشان خواهد داد.»

خامسیان اضافه می‌کند: «عدم پاسخگویی به این نیازها و محدود کردن حضور نسل جوان در فرآیند تصمیم‌گیری، به‌تدریج منجر به کاهش سرمایه اجتماعی و تضعیف اعتماد عمومی می‌شود. این روند، زمینه بروز بحران‌های بزرگ‌تر را فراهم می‌کند.»

 اصلاح ادبیات رسمی و بازتعریف سیاست فرهنگی

خامسیان معتقد است: «اصلاح ادبیات رسمی در مواجهه با مردم، به‌ویژه نسل جوان، ضروری است. هنوز در برخی سخنرانی‌ها و پیام‌ها نوعی ادبیات از موضع بالا دیده می‌شود که نسل جدید آن را نمی‌پذیرد.» او ادامه می‌دهد: «نسل جوان انتظار دارد حضورش در تصمیم‌گیری و گفت‌وگو دیده شود. صرفا شنیده شدن کافی نیست؛ اگر احساس کند نادیده گرفته شده، واکنش نشان خواهد داد.» او توضیح می‌دهد: «بازتعریف سیاست فرهنگی از کنترل‌محوری به گفت‌وگو، ایجاد فرآیندهای مستمر ارتباطی با نسل جوان و ارائه تصویری متوازن و منصفانه از تاریخ می‌تواند اعتماد و همکاری میان جامعه و حاکمیت را افزایش دهد. ارائه روایت متوازن از گذشته و حال، جلوی گرایش به نوستالژی یا واکنش‌های هیجانی را می‌گیرد و نسل جدید را به درک واقعیت‌های موجود هدایت می‌کند.»

خامسیان می‌گوید: «به‌روزرسانی روایتی برپایه تجربه زیسته مردم، نه‌صرفا مناسکی و مناسبتی عمل کردن می‌تواند بحران هویت و معنا را کاهش دهد. کرامت انسانی، عدالت اجتماعی و آزادی‌ باید برجسته شود تا نسل جوان احساس کند هویت دینی با زندگی واقعی او پیوند خورده است.» او درباره استمرار این اصلاحات تاکید می‌کند: «اجرای پراکنده و مقطعی برنامه‌ها کافی نیست. گفت‌وگو و ارتباط با نسل جوان به ویژه نسل موسوم به نسل z باید مستمر و هدفمند باشد تا اثر واقعی داشته باشد و اعتماد بازسازی شود.»

 مشارکت جوانان، اصلاح رسانه و پرهیز از جزیره‌ای عمل کردن

خامسیان تاکید می‌کند: «مشارکت واقعی جوانان در تصمیم‌سازی و مدیریت کشور شرط عبور از شکاف اجتماعی است. انتقال تدریجی قدرت تصمیم‌گیری به نسل جوان نباید صرفا نمادین باشد بلکه باید با آموزش‌وپرورش مدیران جوان و ایجاد فرصت واقعی همراه شود.» او می‌گوید: «نظام رسانه‌ای کشور نیز نیازمند اصلاحات اساسی است. فعالان رسانه‌ای، انسان رسانه‌های فعال و خلاق حامی میهن و فضای مجازی باید به رسمیت شناخته شوند و برای روایت‌سازی موثر و پاسخگویی به افکار عمومی، میدان عمل داشته باشند.» او اضافه می‌کند: «تجربه نشان داده است که جزیره‌ای عمل کردن ارکان حاکمیت، مانع اصلی اصلاحات و نوسازی ساختاری است. در کنار اقتدار، عقلانیت اجتماعی و درک تحولات نسلی باید تقویت شود. برخورد صرفا امنیتی یا محدودسازی رسانه‌ها، کارآمدی نخواهد داشت و اعتماد عمومی بیش از پیش تضعیف می‌شود.»

خامسیان همچنین در جمع‌بندی سخنانش می‌گوید: «هیچ شکافی ذاتا غیرقابل ترمیم نیست اما ترمیم آن مستلزم اراده، صداقت و استمرار است. اقدامات مقطعی و واکنشی کافی نیست و گفت‌وگو با نخبگان و جامعه باید به یک سازوکار دائمی تبدیل شود تا خروجی آن در سیاستگذاری‌ها دیده شود.» این پژوهشگر علوم سیاسی به شعارهایی بخش‌هایی از جامعه در حوادث دی‌ماه اشاره می‌کند و می‌گوید: شعارهای نوستالژیک الزاما به معنای تایید تمام‌عیار یک نظام پیشین نیستند بلکه بیان بعضا نمادین فقدان نظم، کارآمدی و کرامت در زمان حال هستند. خطر اصلی نه در خود نوستالژی بلکه در تبدیل آن به اسطوره‌ای غیرقابل نقد است؛ جایی که گذشته از حوزه تحلیل تاریخی خارج و به قلمرو تقدیس سیاسی منتقل می‌شود، به‌ویژه از سوی نسلی که در آن مقطع زمانی زیست نکرده‌اند.» خامسیان در پایان سخنانش هشدار می‌دهد: «بی‌توجهی به ضرورت‌ها، هزینه‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بیشتری به همراه خواهد داشت اما جامعه ایران همچنان ظرفیت بازسازی اعتماد، همبستگی و سرمایه اجتماعی خود را دارد مشروط بر آنکه تصمیم‌های دشوار و ضروری به تعویق نیفتد و ارکان حاکمیت همسو و همگرایانه عمل کنند.»

آخرین اخبار