جهان صنعت پیامد تنش‌های سیاسی تحریم‌ها و بی‌ثباتی اقتصادی بر توریسم را بررسی می‌کند:

گردشگری در لبه پرتگاه

نادر نینوایی
کدخبر: 608950
صنعت گردشگری ایران، تحت فشار تحریم‌ها، بی‌ثباتی اقتصادی و بحران‌های امنیتی، با رکود شدید در جنوب کشور و تهدید تعطیلی بسیاری از بومگردی‌ها مواجه است.
گردشگری در لبه پرتگاه

نادر نینوایی– در حالی که زمستان برای جنوب ایران همیشه فصل طلایی گردشگری بوده، امسال سواحل گرم خلیج‌فارس نه بوی سفر می‌دهد و نه صدای هیاهوی مسافران در این سواحل شنیده می‌شود. آنچه می‌بینیم را نمی‌توان چالشی مقطعی ارزیابی کرد بلکه بحرانی عمیق و چندلایه بوده که صنعت گردشگری ایران را به لبه پرتگاه کشانده است. صنعتی که سال‌ها زیر فشار تحریم، ضعف ساختاری و مدیریتی، نااطمینانی سیاسی و بی‌ثباتی اقتصادی خم شده بود، اکنون در میانه بحرانی جدی ایستاده است.

گردشگری، برخلاف صنایع نفت و فولاد، صنعتی سبز و خدماتی است که می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در اقتصاد کشور داشته باشد. با این وجود صنعت توریسم برپایه «اعتماد» بنا می‌شود؛ اعتماد به امنیت، ثبات، آینده و حتی حال. وقتی این اعتماد فرو می‌ریزد، هتل‌ها و اقامتگاه‌ها هم با تخت‌های خالی و رکود مواجه می‌شوند. امروز جنوب ایران از بوشهر تا هرمزگان شاهد همین رکود و بحران آرام اما بی‌رحمانه است.

افول گردشگری در فصل طلایی سفر

اوج سفر به جنوب ایران معمولا از آبان تا پایان بهمن است؛ زمانی که سرمای شهرهای شمالی و مرکزی، هزاران نفر را به سواحل گرم می‌کشاند اما زمستان امسال به گفته فعالان این حوزه، تقاضا «به‌طرز بی‌سابقه‌ای» سقوط کرده است.

یکی از فعالان حوره بومگردی در بوشهر وضعیت را حتی بدتر از دوران همه‌گیری کرونا توصیف می‌کند. به گفته او، نه‌تنها تورهای گروهی بلکه رزروهای فردی و خانوادگی نیز به‌طور کامل لغو شده‌اند. اقامتگاه‌هایی که با پیش‌پرداخت‌های مسافران اقدام به خرید تجهیزات جدید و بهسازی فضا کرده بودند، اکنون مجبورند همان مبالغ را بازگردانند؛ پولی که دیگر در صندوق‌شان نیست.

به گفته فعالان مراکز اقامتی، تقاضا بسیار پایین‌تر از حد انتظار است و این مساله مشکلات جدی ایجاد کرده است. شرایط فعلی از دوران کرونا هم سخت‌تر است. این جمله، اگرچه کوتاه است اما معنایی تکان‌دهنده دارد. در دوره کرونا، دولت‌ها در سراسر جهان بسته‌های حمایتی برای گردشگری در نظر گرفتند. در ایران اما فعالان این حوزه می‌گویند نه در آن زمان حمایت موثری دریافت کردند و نه امروز چشم‌انداز روشنی پیش روی خود می‌بینند.

گردشگری کالایی نیست که بتوان آن را انبار کرد. اگر امروز اتاق هتل خالی بماند نمی‌توان آن را فردا فروخت. خدمات گردشگری تاریخ مصرف روزانه دارند. همین ویژگی باعث می‌شود این صنعت بیش از هر بخش دیگری از بحران‌ها آسیب ببیند.

از سوی دیگر سفر برای بسیاری از خانوارها یک اولویت ثانویه است. وقتی هزینه مسکن، خوراک و درمان سر به فلک می‌کشد، طبیعی است که سفر از سبد مصرفی حذف شود. کاهش قدرت خرید در سال‌های اخیر، گردشگری داخلی را به شدت کوچک کرده است. حالا بحران‌های امنیتی و سیاسی نیز به این زخم کهنه نمک زده‌اند.

زخم‌های کهنه، شوک‌های تازه

صنعت گردشگری ایران سال‌هاست در مسیر نزولی حرکت می‌کند. تحریم‌های بین‌المللی تصویر مخدوش ایران در رسانه‌های جهان، دشواری‌های نقل‌وانتقال پول و محدودیت‌های ویزا ورود گردشگران خارجی را به حداقل رسانده بود. بسیاری از بومگردی‌ها و اقامتگاه‌های سنتی که زمانی چشم به بازار اروپا و شرق آسیا داشتند، ناچار شدند روی گردشگران داخلی حساب باز کنند.

سال‌۲۰۲۵ اما ضربه تازه‌ای وارد کرد؛ درگیری ۱۲روزه با اسرائیل در خردادماه یکی از نقاط اوج بحران گردشگری ایران بود. هرچند با پایان درگیری، امیدی شکننده برای بازگشت ثبات شکل گرفت اما این امید دیری نپایید. فشارهای اقتصادی که در طول سال انباشته شده بود، در پایان سال به اعتراضات عمومی انجامید؛ اعتراضاتی که به خشونت کشیده شد و قربانیانی بر جای گذاشت.

مقام‌های رسمی برای کنترل اوضاع، اینترنت سراسری را قطع کردند. این تصمیم اما ضربه‌ای مضاعف به گردشگری کشور وارد کرد. در عصری که رزرو، بازاریابی و ارتباط با مشتریان عمدتا آنلاین انجام می‌شود، قطع اینترنت به معنای خاموش شدن چراغ کسب‌وکارهاست.

یک اقامتگاه بومگردی بدون دسترسی به پلتفرم‌های رزرو آنلاین، بدون امکان پاسخگویی به مسافران و بدون حضور در شبکه‌های اجتماعی، عملا نامرئی می‌شود. در شرایطی که اعتماد عمومی نیز آسیب دیده، این نامرئی شدن به معنای حذف کامل از بازار است.

علاوه بر این، اثرات روانی رویدادهای تلخ دی‌ماه و نگرانی از احتمال درگیری‌های تازه، اشتیاق به سفر را به حداقل رسانده است. سفر نیازمند احساس امنیت و آرامش است. وقتی فضای عمومی جامعه ملتهب باشد، چمدان‌ها بسته نمی‌شوند.

تحت‌تاثیر این وضعیت پرتنش هم گردشگری ورودی تقریبا منجمد شده و هم گردشگری داخلی به پایین‌ترین سطح خود رسیده است. جنوب ایران که در این فصل باید مملو از مسافر باشد، اکنون با اتاق‌های خالی و سواحل خلوت دست‌وپنجه نرم می‌کند.

بومگردی‌ها در آستانه خاموشی

اگر هتل‌های بزرگ دست‌کم به ذخایر مالی یا پشتوانه‌های سازمانی دسترسی دارند، بومگردی‌های کوچک چنین امکانی ندارند. بسیاری از این واحدها خانوادگی هستند؛ خانه‌هایی که با سرمایه اندک و وام‌های سنگین به اقامتگاه تبدیل شده‌اند و حالا در معرض تعطیلی قرار دارند.

برخی اقامتگاه‌ها به دلیل نبود درآمد و سود نزدیک به صفر، ناچار به فروش ملک خود شده‌اند اما حتی فروش هم آسان نیست زیرا در فضای فعلی، کمتر کسی حاضر است در حوزه گردشگری سرمایه‌گذاری کند.

این مراکز پیش‌تر تمرکز خود را بر جذب گردشگران خارجی گذاشته بودند اما اکنون تنها به بازار داخلی متکی هستند؛ بازاری که خود در بحران است. لغو سفرها و خالی ماندن اتاق‌ها در حساس‌ترین زمان سال، آخرین امیدها برای بهبود را خاموش کرده است.

پیامدهای این وضعیت فراتر از افول اقتصادی یک اقامتگاه است. بومگردی‌ها معمولا در روستاها و شهرهای کوچک فعالیت می‌کنند و با فروش صنایع‌دستی، محصولات محلی و خدمات جانبی زنجیره‌ای از اشتغال ایجاد می‌کنند. تعطیلی یک اقامتگاه یعنی قطع شدن این زنجیره یعنی کاهش فروش قالیچه‌ها، سفال‌ها، خوراکی‌های محلی و حتی محصولات کشاورزی.

در مناطقی که فرصت‌های شغلی محدود است، گردشگری می‌توانست موتور محرک توسعه باشد. اکنون اما این موتور در حال خاموش شدن است. جوانانی که با امید به اشتغال در زادگاه خود مانده بودند، دوباره به فکر مهاجرت می‌افتند؛ مهاجرت به شهرهای بزرگ یا حتی خارج از کشور.

صنعتی که پشتوانه ندارد

شاید مهم‌ترین پرسش این باشد که چرا گردشگری ایران تا این اندازه آسیب‌پذیر شده است؟ پاسخ را باید در نبود سیاستگذاری پایدار و حمایت هدفمند جست‌وجو کرد.

در بسیاری از کشورها گردشگری به‌عنوان یک صنعت راهبردی شناخته می‌شود؛ صنعتی که ارزآوری، اشتغالزایی و دیپلماسی فرهنگی را همزمان پیش می‌برد اما در ایران، این حوزه اغلب در سایه نفت و سیاست قرار گرفته است. هر بحران سیاسی یا امنیتی، بی‌درنگ گردشگری را قربانی می‌کند؛ بی‌آنکه سازوکار جبرانی موثری وجود داشته باشد.

فعالان این حوزه می‌گویند در زمان بحران، نه تسهیلات ارزان‌قیمت در اختیارشان قرار می‌گیرد، نه معافیت‌های مالیاتی معنادار و نه برنامه‌ای جدی برای بازسازی تصویر ایران در بازارهای جهانی وجود دارد. در نتیجه هر شوک تازه‌ای می‌تواند کسب‌وکارهای کوچک را به‌طور کامل از صحنه حذف کند.

از سوی دیگر نبود اینترنت پایدار و محدودیت‌های ارتباطی، رقابت‌پذیری ایران را در بازار جهانی گردشگری کاهش داده است. گردشگری مدرن بدون اتصال جهانی معنا ندارد. وقتی گردشگر خارجی نتواند به‌راحتی پرداخت انجام دهد، ارتباط بگیرد یا حتی تجربه سفر خود را به اشتراک بگذارد، مقصدهای دیگر را انتخاب می‌کند.

بحران کنونی نشان داد که گردشگری ایران نه سپر حمایتی دارد و نه نقشه راه روشنی برای عبور از بحران. اتاق‌های خالی جنوب، فقط نماد رکود یک فصل نیستند؛ نشانه هشداردهنده‌ای هستند از صنعتی که اگر چاره‌ای برایش اندیشیده نشود ممکن است بخش بزرگی از ظرفیت خود را برای همیشه از دست بدهد.

زمستان روبه پایان است و بسیاری از فعالان این حوزه با بدهی‌های انباشته و امیدهای کمرنگ به استقبال سال جدید می‌روند. پرسش اینجاست که آیا تصمیم‌گیران، پیش از آنکه چراغ بومگردی‌های بیشتری خاموش شود، برای نجات این صنعت گامی جدی برخواهند داشت یا گردشگری ایران همچنان نخستین قربانی هر بحران تازه خواهد بود.

آخرین اخبار