گذشت زمان؛ به سود ایران، به زیان اسرائیل

نادر کریمی جونی
کدخبر: 582280

نادر-کریمی-جونی

نادر کریمی جونی

نه فقط ترامپ و نتانیاهو که سایر رهبران غرب و بلکه جهان می‌دانند که احتمال توافق ایران با خواست‌های ایالات‌متحده و آنچه از سوی واشنگتن بازگشت تهران به میز مذاکره خوانده می‌شود، امکان‌پذیر نیست. مفادی که اخیرا از سوی دونالد ترامپ به عنوان پیش‌شرط شروع مذاکرات اعلام شده در واقع نتیجه مذاکره‌ای است که کاخ سفید می‌خواهد آن را راهبری کند. در این صورت و اگر تهران پیش‌شرط‌های اعلامی از سوی کاخ سفید را بپذیرد و به آن عمل کند، واقعا چه جایی برای مذاکره باقی می‌ماند؟ محدود شدن برد موشک‌های ایران، برچیدن تاسیسات و فعالیت‌های هسته‌ای و توقف فعالیت‌های منطقه‌ای و آنچه ایران محور مقاومت می‌خواند، همه آن چیزی است که دونالد ترامپ در ابتدای به قدرت رسیدن از ایران خواست و این خواست‌ را در قالب نامه‌ای خطاب به مقامات ارشد کشورمان، با تهران در میان گذاشت. حالا و پس از پایان جنگ با ایران در حالی که هنوز احتمال وقوع مجدد جنگ وجود دارد، کاخ سفید دوباره پیش‌شرط‌های خود را برای آغاز مذاکره اظهار کرده است. البته آمریکایی‌ها توضیح نمی‌دهند که اگر این پیش‌شرط‌ها از سوی ایران پذیرفته شود آنگاه چه چیزی برای گفت‌وگو وجود دارد؟ و از آن مهم‌تر اگر ایران این شرط را بپذیرد، ایالات‌متحده در مقابل چه چیزی به عنوان پاداش به تهران خواهد داد؟ اگر به سابقه موضوع بازگردیم، ایالات‌متحده گفته بود که در ازای پذیرش و اجرای این خواسته‌ها، البته به ایران حمله نظامی نخواهد کرد اما اکنون حمله نظامی به ایران انجام شده و این پاداش دیگر محل اعتنا نیست. مگر اینکه واشنگتن اعلام کند اگر ایران به پیش‌شرط‌های واشنگتن تن دهد، حمله مجدد به این کشور صورت نخواهد گرفت.

پاسخ ایران که از زبان رهبر آن کشور بیان شد هم‌پایه و در تقابل با خواست‌های ترامپ بود و به همان اندازه اجرای آن از سوی واشنگتن ناممکن به نظر می‌رسید. چنانکه دست برداشتن حمایت از اسرائیل، به طور مطلق تحقق‌ناپذیر به نظر می‌رسد و به همین دلیل در حالی که هر دو طرف خواست‌هایی مطرح می‌کنند که اجرای آن ناممکن به نظر می‌رسد، چرا باید انتظار داشت که میان تهران-واشنگتن همگرایی یا حتی نزدیک شدن رخ دهد؟ روشن است که روند حاضر فقط می‌تواند به افزایش تنش و واگرایی یا در خوشبیانه‌ترین حالت باقی ماندن همین فاصله موجود و شکاف فعلی منجر شود.

حالا اگر شکاف فعلی باقی بماند، تخاصم میان ایران و ایالات‌متحده یا به عبارت بهتر تخاصم میان ایران و رژیم صهیونیستی چگونه پیش‌ می‌رود و در چه نقطه‌ای پایان خواهد پذیرفت؟ در آخرین نمونه از نمایش تخاصم تل‌آویو علیه تهران، اخیرا جنگنده‌های اسرائیلی در حوالی مرزهای عراق و ایران مانور نمایشی برگزار کرده و حتی به مرزهای کشورمان نزدیک هم شده‌اند. گزارش‌هایی نیز از نفوذ برخی پرنده‌های نظامی به داخل خاک ایران وجود دارد که کسی به‌طور رسمی آن را تایید یا تکذیب نکرده است.

البته عراقی‌ها وقوع چنین عملیات مانور را تکذیب کرده‌ا‌ند اما گزارش‌های نظامی انجام این عملیات را تایید می‌کند. در واقع رژیم صهیونیستی با این مانور به تهران پیام داده است که تهدید همچنان وجود دارد. همزمان موساد، سرویس اطلاعات خارجی اسرائیل در حساب کاربری خویش نوشت: «بازی وقتی شروع می‌شود که خیال جمهوری اسلامی در مطمئن‌ترین حالت ممکن باشد. جنگ ۱۲روزه مثل یک بازی کودکانه به نظرتان خواهد رسید.»

در همین حال برخی مقامات اسرائیلی نیز تهدید می‌کنند که در جنگ احتمالی آینده علاوه بر نمادها و مقامات ممکن است برخی تاسیسات اقتصادی ایران نیز مورد هدف قرار گیرد. این تهدیدها همانقدر که ممکن است بلوف باشد و صهیونیست‌ها برای فرار از ترس، فریادهای بلند بزنند، به همان اندازه هم ممکن است واقعیت باشد و مانند آغاز جنگ ۱۲روزه، نظامیان و سیاستمداران ایرانی غافلگیر شوند. با این حال مقامات ایرانی می‌گویند درس‌هایی که از جنگ ۱۲روزه گرفته شده، مانع از آن می‌شود که مومن از یک سوراخ دو بار گزیده شود و برای بار دیگر برنامه‌ریزان و مدافعان ایرانی غافلگیر شوند.

راهبردی که اکنون از سوی راهبردنویسان ایرانی اتخاذشده و پیش برده می‌شود خویشتنداری از دامن زدن به تنش‌ها، افزایش قابلیت‌های داخلی در منطقه و خرید زمان است. در واقع مساعی دیپلماتیک ایران چه در اشتراک و افزایش و تعمیق مناسبات با دوستان و همکاران و چه در مقابل سایرین و از جمله کشورهای متخاصم آن است که به تنش‌ها دامن زده نشود. تهران همانطور که رییس‌جمهور پزشکیان چندی پیش تصریح کرد، به خوبی می‌داند که در جنگ احتمالی دوستان فعلی هم به کمک کشورمان نمی‌آیند، چنانکه در جنگ گذشته هم نیامدند. از این بابت به عقب انداختن یک جنگ احتمالی و فرار از تقابل نظامی بهترین و امن‌ترین گزینه است چراکه اگر منازعه دوباره به جنگ بینجامد، معلوم نیست سرنوشت آن به چه نقطه‌ای ختم شود. در عین حال از افزایش توان نظامی و عملیاتی خود و همکارانش در منطقه غافل نشده است. پیروزی هواداران ایران در انتخابات مجلس عراق احتمالا بهترین خبر برای مقامات تهران بوده است چراکه در پرتو فعالیت‌های سیاسی- نظامی هواداران جمهوری اسلامی ایران در عراق، سایر بازوهای منطقه‌ای کشورمان می‌توانند تقویت شوند. در نهایت ایران می‌خواهد دوره چهارساله زمامداری دونالد ترامپ که سال اول آن سپری شده است هرچه زودتر به پایان برسد تا از این ستون به ستون دیگر فرجی حاصل شود و خطرهای بالقوه و بالفعل کاهش پیدا کند.

در طرف مقابل هرچند کاخ سفید این روزها با دردسرهای زیاد و بزرگی مواجه است که تمرکز آن را بر موضوع ایران کاهش داده اما اوضاع در تل‌آویو اینگونه نیست و رهبران اسرائیلی می‌دانند که با رفتن ترامپ، آزادی عمل و توانایی آنان برای از بین بردن مهم‌ترین و دشمن اصلی ایشان به طور حتم، کاهش پیدا می‌کند. از این بابت تل‌آویو مترصد آن است که شرایط لازم را برای از میان برداشتن و پایان دادن به موجودیت جمهوری اسلامی ایران فراهم کند. قابل درک است که گذشت زمان همانقدر که به نفع جمهوری اسلامی ایران پیش می‌رود و اهداف تهران را محقق می‌کند، به همان اندازه به زیان ایالات‌متحده و مخصوصا تل‌آویو است و تهدیدها علیه اسرائیل را افزایش می‌دهد.

وب گردی