کارفرمایان و چشمانداز آینده
جامعه ایرانی ساکن ترکیبی از گروههای گوناگون اجتماعی- اقتصادی است. هر گروه اجتماعی در ایران امروز بخواهد یا نخواهد منافعی دارد که با دیگر همگروههایش گره خورده و نمیتواند به سادگی از درهم تنیدگیها دور شود. به این ترتیب است که هر گروه اجتماعی- اقتصادی شاید بدون اینکه نیت و رفتاری از پیش اندیشیده داشته باشد دنبال کاری میرود که منافع آنها و افراد وابسته به آن گروه افزایش یابد. کارفرمایان ایرانی در بخش خصوصی نیز یکی از گروههای اجتماعی- اقتصادی به حساب میآیند. این گروهها در سالهای پس از انقلاب اسلامی بهمن۱۳۵۷ تا امروز از راههای پرپیچوخمی عبور کرده و به اینجا رسیدهاند. در حال حاضر برخلاف دولتهای پس از انقلاب اسلامی که کارآفرینهای خصوصی نزد دولت و روشنفکران و حتی شهروندان اعتبار نداشتند در جایی ایستادهاند که دولت چهاردهم در هر فرصتی به آنها ادای احترام میکند و میگوید هر کاری بتواند برای توسعه کارآفرینان و کارفرمایان انجام میدهد. از سوی دیگر کارفرمایان ایرانی با پویش زمان در ۴۷سال تازهسپریشده به این نتیجه رسیدهاند که از دولتها بخواهند برای آنها روشن کند در آینده دور و نزدیک و میانه میخواهد به کدام راه برود و چشمانداز چیست تا آنها نیز با همان چشمانداز خود را سازگار کنند. حالا و در شرایطی که نیمه نخست سال۱۴۰۴ تا سه هفته دیگر تمام میشود کارفرمایان از دولت انتظار دارند تا جایی که شفافیت اجازه میدهد به آنها توضیح دهد روندها و فرآیندها در نیمه دوم سال۱۴۰۴ در سطح کلان حکمرانی اقتصادی به کدام سو خواهند رفت.
کارفرمایان میخواهند بدانند سقف و کف فعالیتهای نهاد دولت در این وضعیت چیست؟ البته دولت شاید بگوید بخشی از داستان که در اختیار وزارت خارجه ایران است را میتواند ببیند و به همین دلیل ترسیم چشمانداز کلان در همین سطح باقی خواهد ماند. این داوری دولت درست است اما دردی از دردهای کارآفرینان را برطرف نمیکند. دولت میتواند و باید چشمانداز بهتر و کاملتری از وضعیت کلان اقتصاد به کارفرمایان ارائه کند. البته چیزی که میتوان اکنون دید این است که کارفرمایان در ترسیم چشمانداز برای آینده بدانند که گشایشی در سیاست خارجی به ویژه در مناسبات ایران و آمریکا پدیدار نخواهد شد در حالی که انتظار میرود مدیران با لحاظ کردن این متغیر مهم برای خود برنامهریزی کنند زیرا حرکت در مسیر دیگر زیانبار خواهد بود.