کاربرد سواد داده در سازمان
قدرت طاهری– سواد داده در یک سازمان به توانایی کارکنان در تمام سطوح برای خواندن، تفسیر، تجزیه و تحلیل و انتقال موثر دادهها اشاره دارد. از آنجایی که سازمانها بهطور فزایندهای به تصمیمگیری مبتنی بر داده متکی هستند، سواد داده بهعنوان یک شایستگی بسیار ضروری ظهور کرده به گونهای که کارکنان را قادر میکند از دادهها برای مزیت استراتژیک استفاده کنند. اهمیت روزافزون سواد داده ناشی از نیاز سازمانها به پیمایش در چشماندازهای پیچیده اطلاعاتی، اتخاذ تصمیمات آگاهانه و ایجاد فرهنگ نوآوری است. با ارتقای سواد داده، کسبوکارها میتوانند کارایی عملیاتی را بهبود بخشند، نوآوری را تقویت کنند و موقعیت رقابتی خود را در بازار ارتقا دهند.
در دهههای گذشته سواد داده اغلب محدود به تحلیلگران و دانشمندان داده بوده است اما تعریف آن گسترش یافته بهطوری که حالا درک گستردهتری از زمینه، تفسیر و کاربرد دادهها را دربر میگیرد. این تکامل منعکسکننده یک تغییر فرهنگی به سمت شناخت دادهها بهعنوان یک دارایی استراتژیک ضروری برای موفقیت در محیط کسبوکار جدید است. چالشهای برجسته برای دستیابی به طیفی گسترده از سواد داده شامل موانع فرهنگی، مقاومت در برابر تغییر و محدودیتهای منابع است که همگی میتوانند توانایی یک سازمان را برای استفاده کامل از دادهها مختل کنند.
مزایای تقویت سواد داده در سازمانها بسیار زیاد است از جمله توانمندسازی تصمیمگیری آگاهانه، افزایش کارایی عملیاتی و بهبود مدیریت ریسک را میتوان نام برد. کارمندانی که به مهارتهای سواد داده مجهز هستند بهتر میتوانند روندها را شناسایی کنند، بینشهای عملی به دست آورند، در برنامهریزی استراتژیک مشارکت کنند و در نهایت باعث رشد سازمان شوند. علاوه بر این یک نیروی کار باسواد داده، همکاری بین بخشها را ترویج و رویکرد منسجمتری را برای استفاده از دادهها تشویق میکند.
باوجود اهمیت آن بسیاری از سازمانها برای اجرای ابتکارات موثر سواد داده به دلیل سوءتفاهمها در مورد مفاهیم داده و مقاومت فرهنگی(آماری) در برابر اتخاذ یک طرز فکر مبتنی بر داده تلاش میکنند. استراتژیهای موفق برای ترویج سواد داده شامل برنامههای آموزشی متناسب، ایجاد یک فرهنگ مبتنیبر داده، تشویق همکاری بین بخشها و استفاده از فناوری برای در دسترس قرار گرفتن بیشتر دادهها است. پرداختن به این چالشها برای سازمانهایی که قصد دارند در دنیای به طور فزاینده دادهمحور پیشرفت کنند، ضروری است.
تحولات اولیه
در مراحل اولیه استفاده از داده، سازمانها اغلب با چالشهای مربوط به دادههای هر سازمان(مخازن داده) و عدم همکاری بین بخشها مواجه بودند. این پراکندگی مانع از تصمیمگیری و موانعی موثر برای نوآوری میشد. تلاش برای بهبود و عمومی کردن داده به خارج از سازمان شروع به افزایش کرد زیرا کسبوکارها نیاز به ایجاد یک فرهنگ مبتنی بر داده را تشخیص دادند که همکاری بین عملکرد و اشتراکگذاری دادهها را تشویق میکرد.
ادغام تجزیه و تحلیل دادهها در فرآیندهای تجاری نهتنها به مهارتهای فنی بلکه به یک تغییر فرهنگی(آماری) به سمت ارزشگذاری دادهها بهعنوان یک دارایی استراتژیک نیاز داشت.
ظهور ابتکارات سواد داده
مسیر ارتقای سواد داده در سازمانها چندان آسان نبوده است. بسیاری از سازمانها با مقاومت از سوی ذینفعان از جمله مدیران و کارکنان که نسبت به سودمندی ابزارهای مبتنی بر داده بدبین بودند، مواجه میشدند. حامیان سواد به در دسترس قرارگرفتن دادهها برای همگان متمرکز شدند و پتانسیل آن را برای بهبود عملکردهای مختلف مانند تجزیه و تحلیل عملکرد و بهینهسازی آموزش نشان دادند.
سازمانها شروع به درک این موضوع کردند که تقویت سواد داده برای حفظ مزیت رقابتی بسیار مهم است. این موضوع که موفقیت صرفا به داشتن دسترسی به دادهها نیست بلکه به تجهیز افراد به مهارتهای تفسیر و انتقال موثر آن نیز بستگی دارد، تشخیص داده شد. در نتیجه برنامههای آموزشی با هدف بهبود سواد داده ضروری شدند و نهتنها بر کسب مهارتهای فنی بلکه بر اهمیت ایجاد یک طرز فکر آگاه به داده نیز تاکید کردند.
درک معاصر(سواد داده)
امروزه سواد داده بهعنوان یک ویژگی با ارزش در تمام سطوح یک سازمان تلقی شده و محدود به دانشمندان یا تحلیلگران داده نیست. در عوض یک مهارت اساسی برای همه کارکنان است که آنها را قادر میکند در نقشهای مربوطه خود تصمیمات آگاهانه بگیرند. از آنجایی که کسبوکارها به انطباق با خواستههای دنیای داده محور ادامه میدهند، تاکید بر سواد داده تشدید شده و پیشبینی میشود که تا پایان این دهه (سال۱۴۱۰خورشیدی) به یکی از پرتقاضاترین مهارتها تبدیل شود. این تکامل مداوم بر اهمیت یادگیری و سازگاری مستمر برای استفاده کامل از پتانسیل دادهها در هدایت موفقیت سازمانی تاکید میکند.
پژوهشگر و کارشناس علم داده
