چرا دیپلماسی به جایی نمیرسد؟
یکم- بررسیهای از سر اشاره نشان میدهد مقامهای جمهوری و آمریکا بیش از ۱۵سال است به شکلهای گوناگون و با هدفها و راهبردهایی براساس منافع ملی در حال گفتوگو بوده و هستند. در این مدت دراز اما وقوع دوجنگ در فاصله کمتر از یکسال و ادامه جنگهای محدود در شرایط امروز نشان میدهد استفاده از هنر دیپلماسی در این گفتوگوها نیروی کافی کارشناسانه نداشته است.
دوم- عجب داوری فوقالعادهای! یعنی میخواهی بگویی در این همه سال دیپلماتهای ایرانی سردوانده شدهاند و گامی پیش نرفته بلکه شرایط از جنگ دیپلماتها بهجنگ سرهنگها رسیده است؟ شوربختانه همین است. اگر جز این بود و دیپلماتهای جمهوری اسلامی راهی مییافتند نباید به سوی جنگ تمامعیار پیش میرفتیم.
سوم- پرسش ما این است چرا چنین چیزی رخ داد؟ چرا هنر دیپلماسی نداریم؟ واقعیت این است که دلایل بیفایده بودن دیپلماسی ایرانی پرشمار است اما یکی از آنها نیز در صحبتهای حشمتالله فلاحتپیشه نهفته است.
فلاحت با اشاره به فشارهای داخلی علیه دستگاه دیپلماسی گفته است: «وقتی به وزیر خارجه ایران، عراقچی، در کشور سنگ زده میشود، پای میز مذاکره هم کسی برای او بشقاب نمیگذارد.» فلاحتپیشه معتقد است: تضعیف مقامهای مسوول مذاکره در داخل، مستقیما بر قدرت چانهزنی ایران در عرصه خارجی اثر میگذارد.
چهارم- حالا پرسش شما چیست؟ پرسش این ستون از ادارهکنندگان کشور این است که این وضعیت سخت برای ایران و ایرانیان تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟ آیا میتوان امیدوار بود با تقویت تیم دیپلماسی و نیز با استفاده از عنصر انعطاف و دور نگهداشتن جنگطلبان تندرو به سویی رفت که بار دیگر جنگ رخ ندهد؟ جنگ سراسر آسیب است و به نظر نمیرسد اقتصاد خانوادهها تاب جنگ تمامعیار دیگری داشته باشد.
