چرا آمریکا خواهان نفت و گاز ایران است؟

محمود خاقانی
کدخبر: 608211
نیاز صنایع پیشرفته آمریکا به انرژی و مواد معدنی کمیاب، تمرکز راهبردی واشنگتن بر منابع نفت و گاز کشورهایی مانند ایران را تشدید کرده است.
چرا آمریکا خواهان نفت و گاز ایران است؟

محمود خاقانی*– الیگارشی نوپای آمریکا، متشکل از صاحبان ثروت و قدرت در صنایع پیشرفته به‌ویژه هوش مصنوعی که نقش مهمی در حمایت از دونالد ترامپ برای پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری‌۲۰۲۴ ایفا کردند، به‌خوبی آگاهند که توسعه صنعت هوش مصنوعی به دو عامل حیاتی وابسته است؛ مصرف عظیم انرژی و دسترسی پایدار به عناصر کمیاب زیرزمینی. این واقعیت پیوندی مستقیم میان فناوری‌های نوین و سیاست خارجی ایالات‌متحده ایجاد کرده؛ پیوندی‌که موجب تمرکز راهبردی آمریکا بر کشورهایی با منابع غنی انرژی فسیلی و مواد معدنی کمیاب شده است.

در این چارچوب کشورهایی مانند ایران، ونزوئلا، عراق، سوریه، لیبی، سودان و برخی کشورهای آسیای مرکزی در کانون توجه سیاست خارجی آمریکا قرار گرفته‌اند. همزمان دولت دونالد ترامپ رویکردی انتقادی و حتی خصمانه نسبت‌به سرمایه‌گذاری سنگین در انرژی‌های تجدیدپذیر اتخاذ کرده و آمریکا را از توافق پاریس خارج کرد. پیمان پاریس که ذیل کنوانسیون چارچوب سازمان ملل متحد درباره تغییرات اقلیمی(UNFCCC) تعریف می‌شود در سال۲۰۱۵ با هدف کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و سازگاری با تغییرات اقلیمی به تصویب رسید و تا سال۲۰۱۷ توسط ۱۹۵‌کشور امضا و ۱۴۷‌کشور تصویب شد. خروج آمریکا از این توافق نشانه‌ای روشن از اولویت‌زدایی سیاست اقلیمی در دولت ترامپ بود.

پایان سرمایه‌گذاری در انرژی‌های سبز

در دوره دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، سیاست‌های انرژی سبز به‌طور مستقیم هدف قرار گرفت. دولت آمریکا با صدور دستورات اجرایی و لغو یا کاهش اعتبارات مالیاتی، مسیر توسعه فناوری‌های انرژی پاک را مسدود کرد و در مقابل شرکت‌های نفت و گاز را به افزایش تولید سوخت‌های فسیلی تشویق کرد. پیامد این رویکرد رکود عمیق در صنعت انرژی‌های تجدیدپذیر بود.

براساس داده‌های رسمی، سرمایه‌گذاری در صنایع تولید فناوری انرژی پاک در سال۲۰۲۵ به‌شکل محسوسی کاهش یافت به‌طوری‌‌که حجم سرمایه‌گذاری از ۳/۵۰‌میلیارددلار در سال‌۲۰۲۴ به ۹/۴۱‌میلیارددلار رسید. افزون‌بر این حدود ۷/۲۲‌میلیارددلار از پروژه‌های جدید فناوری انرژی پاک به دلیل افزایش نااطمینانی سرمایه‌گذاران لغو شد. این روند منجربه از دست رفتن دست‌کم ۱۰‌هزار شغل در صنعت انرژی سبز آمریکا در سال۲۰۲۵ شد؛ صنعتی که در سال‌های پیش از آن یکی از موتورهای اشتغالزایی محسوب می‌شد.

دستورات اجرایی و تناقض در وعده‌ها

دونالد ترامپ همواره وعده داده است که ظرفیت تولید داخلی آمریکا را افزایش داده و مشاغل بیشتری برای شهروندان آمریکایی ایجاد خواهد کرد. با این حال گزارش‌های تحلیلی از جمله گزارش اویل‌پرایس در بهمن‌۱۴۰۴ نشان می‌دهد که سیاست‌های دولت ترامپ عملا به گسترش برخی صنایع خاص و محدودسازی سایر بخش‌ها انجامیده است.

ترامپ در جریان کارزار انتخاباتی۲۰۲۴ ادعا می‌کرد که با بازگشت به کاخ سفید میلیون‌ها شغل ایجاد خواهد کرد و دستمزد کارگران آمریکایی به‌طور چشمگیری افزایش می‌یابد. پس از آغاز دوره دوم ریاست‌جمهوری در ژانویه۲۰۲۵ اما تمرکز اصلی دولت بر گسترش تولید سوخت‌های فسیلی- نفت، گاز و زغال‌سنگ- اعلام شد. ترامپ در سخنانی صریح گفت: «بحران تورم ناشی از هزینه‌های گزاف انرژی است و به همین دلیل وضعیت اضطراری ملی انرژی اعلام می‌کنم، ما حفاری خواهیم کرد.»

افزایش تولید نفت و گاز و تداوم سیاست‌های تاریخی

از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون، تامین امنیت انرژی و تسلط بر مناطق دارای منابع غنی نفت و گاز، به یکی از ارکان اصلی سیاست خارجی آمریکا و متحدانش تبدیل شده است. کودتای ۲۸‌مرداد‌۱۳۳۲ در ایران که با مداخله مستقیم آمریکا و بریتانیا به براندازی دولت منتخب دکتر مصدق انجامید، نمونه‌ای بارز از این راهبرد تاریخی است.

در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ، سیاست «ایران‌هراسی» زمینه فروش گسترده تسلیحات به کشورهای تولیدکننده نفت‌وگاز و استقرار پایگاه‌های نظامی آمریکا در این کشورها را فراهم کرد. همزمان با مداخلات سیاسی و نظامی در کشورهایی چون لیبی، سوریه، عراق، سودان و ونزوئلا، کنترل بر منابع انرژی این کشورها تقویت شد. در ادامه همین سیاست، دولت ترامپ و متحدانش تلاش می‌کنند با فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی، زمینه تغییر ساختار قدرت در ایران را فراهم آورند. ترامپ بارها تاکید کرده است که آمریکا بزرگ‌ترین ذخایر نفت‌و‌گاز جهان را در اختیار دارد و از آنها استفاده خواهد کرد.

سیاست جنگ تعرفه‌ها و ناکامی در تولید داخلی

دولت ترامپ با اتکا به انرژی ارزان، سیاست «جنگ تعرفه‌ها» را به‌عنوان ابزاری برای بازگرداندن تولید به داخل آمریکا معرفی کرد. هدف این سیاست افزایش هزینه واردات کالاهای خارجی و تشویق سرمایه‌گذاری در تولید داخلی بود. با این حال پس از حدود یک سال نتایج مورد انتظار محقق نشد.

اشتغال در بخش تولید در ماه‌های ابتدایی دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ تقریبا ثابت ماند و سپس برای هشت‌ماه متوالی کاهش یافت. رشد دستمزد کارگران کارخانه‌ها نیز در سال‌۲۰۲۵ کند شد. منتقدان این سیاست معتقدند که سرمایه‌گذاری در ساخت کارخانه‌های جدید کاهش یافته و چشم‌انداز رشد میان‌مدت اقتصاد آمریکا با تردیدهای جدی مواجه است. در این میان صنعت انرژی سبز بیش از سایر بخش‌ها آسیب دید.

مقایسه با دوره جو بایدن

ترامپ به‌طور مداوم سیاست‌های انرژی دولت جو بایدن را مورد انتقاد قرار می‌دهد. داده‌ها اما نشان می‌دهد که در دوره بایدن صنعت فناوری انرژی‌های پاک در آمریکا رشد قابل‌توجهی داشت. سرمایه‌گذاری گسترده در تولید باتری، خودروهای برقی، پنل‌های خورشیدی و سایر فناوری‌های پاک- که با حمایت قانون کاهش تورم (IRA) تامین مالی می‌شد- منجر به ایجاد ‌هزاران شغل و افزایش اعتماد سرمایه‌گذاران به رشد بلندمدت این بخش شد.

دولت ترامپ چه می‌کند؟

در مقابل، دولت ترامپ با صدور دستورات اجرایی متعدد، کاهش اعتبارات مالیاتی و تشویق مصرف‌کنندگان به خرید خودروهای پرمصرف، مسیر توسعه انرژی‌های پاک را محدود کرده است. طبق داده‌هایClean Investment Monitor، شرکت‌ها در سال۲۰۲۵ حدود ۹/۴۱‌میلیارددلار در کارخانه‌های تولید فناوری پاک سرمایه‌گذاری کردند که کاهش چشمگیری نسبت‌به سال قبل دارد. لغو پروژه‌ها نیز به‌طور گسترده ادامه یافت.

شرکتBila Solar  برنامه توسعه ظرفیت تولید خود در ایندیاناپولیس را متوقف کرد، Helieneکانادا در حال بازنگری پروژه مینه‌سوتا است و شرکت نروژی NorSun  توسعه طرح‌های خود در آمریکا را به حالت تعلیق درآورد. همچنین دو مزرعه بادی فراساحلی در شمال‌شرق آمریکا به‌دلیل مخالفت دولت ترامپ در معرض تعطیلی قرار گرفتند که به از دست رفتن ‌هزاران شغل انجامید.

اگر آمریکا شکست بخورد

کارشناسان اقتصاد انرژی هشدار می‌دهند که اگر آمریکا در پروژه‌های خود برای تسلط سیاسی و اقتصادی بر کشورهایی مانند ایران ناکام بماند و نتواند دولتی مطیع یا دست‌کم مشابه الگوی ونزوئلا ایجاد کند، با شکستی راهبردی مواجه خواهد شد؛ شکستی که یادآور تجربه تحقیرآمیز سال‌۱۳۵۷ در ایران است. چنین وضعیتی می‌تواند موجی از مقاومت در میان کشورهای تولیدکننده نفت‌وگاز ایجاد کند.

بر همین اساس سرمایه‌گذاری‌های گسترده‌ای ـ از جمله توسط چهره‌هایی مانند ایلان‌ماسک ـ برای حمایت از مخالفان جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است. به سرمایه‌گذاران وعده داده شده که در صورت تغییر ساختار قدرت با فروش نفت و گاز ایران سودهای کلان نصیب آنان خواهد شد. تحقق این سناریو اما بیش از هر زمان دیگری با عدم قطعیت و ریسک‌های ژئوپلیتیکی جدی همراه است.

* کارشناس بین‌المللی انرژی

آخرین اخبار