پیش بینی قیمت طلا ؛ تازه اول راه است!
جهان صنعت – افزایش شتابان قیمت طلا در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که این فلز گرانبها به بخشی پایدار از رفتار جدید سرمایهگذاران جهانی بدل شده است. قیمت طلا در کمتر از یک ماه از آغاز سال جدید بیش از ۲۰ درصد رشد کرده و برای نخستینبار در تاریخ از مرز ۵۰۰۰ بهازای هر اونس عبور کرده است؛ سطحی که بسیاری از تحلیلگران انتظار داشتند شاید در پایان سال ۲۰۲۶ مشاهده شود، نه در نخستین هفتههای آن. نکته مهم آن است که این جهش در شرایطی رخ داده که سیگنالهای متناقض سیاسی و مالی بهطور همزمان در بازار جریان داشتهاند.
در فضای فعلی، طلا در کانون آنچه به معامله تضعیف ارزش داراییها معروف شده قرار گرفته است. سرمایهگذارانی که نگران افزایش هزینههای مالی دولتها، تنشهای ژئوپلیتیکی و تضعیف هنجارهای نهادی هستند، بهتدریج از اوراق قرضه دولتی و دلار فاصله گرفته و به یکی از قدیمیترین پناهگاههای سرمایه روی آوردهاند. از زمانی که بسته گسترده تعرفههای جهانی دولت آمریکا در سال گذشته اعلام شد، بازار سهام آمریکا نوسانات شدیدی را تجربه کرده است. در روزهایی که شاخص S&P 500 بیش از یک درصد افت کرده، طلا بهطور متوسط روزانه ۰.۶ درصد رشد داشته است. اما نکته معنادارتر آن است که حتی در روزهای صعودی بورس نیز طلا عقب ننشسته و در روزهایی که شاخص سهام بیش از یک درصد رشد کرده، قیمت طلا بهطور میانگین ۰.۲ درصد افزایش یافته است. این همحرکتی غیرمتعارف نشان میدهد طلا دیگر صرفاً ابزار پوشش ریسک در دوران بحران نیست، بلکه به دارایی مکمل در چرخههای صعودی نیز تبدیل شده است.
نقش کلیدی بانکهای مرکزی و تغییر ترکیب تقاضا
در سالهای اخیر، یکی از پیشرانهای اصلی رشد قیمت طلا، تقاضای بانکهای مرکزی کشورهای نوظهور بوده است؛ تقاضایی که چین در صدر آن قرار دارد. این نهادهای بهشدت محتاط، دوباره به طلای فیزیکی روی آوردهاند تا داراییهای خود را در برابر بیثباتیهای ژئوپلیتیکی محافظت کنند. اما دادههای مربوط به صندوقهای سرمایهگذاری مبتنی بر طلا نشان میدهد که ترکیب تقاضا در حال تغییر است و بازیگران تازهای وارد میدان شدهاند.
دارایی صندوقهای قابل معامله مبتنی بر طلا در سطح جهانی اکنون از ۴,۰۰۰ تن فراتر رفته و تنها در سال ۲۰۲۵، موجودی این صندوقها ۲۵ درصد افزایش یافته است. ارزش کل این داراییها به بیش از ۶۵۰ میلیارد دلار رسیده که نشاندهنده گسترش چشمگیر مشارکت سرمایهگذاران است؛ مشارکتی که بیش از آنکه ناشی از دغدغههای امنیتی باشد، از جذابیت بازدهی و مزایای تنوعبخشی سبد داراییها سرچشمه میگیرد.
پیشتازی آسیا در موج جدید سرمایهگذاری
در این تحول، سرمایهگذاران آسیایی نقش محوری ایفا میکنند. طی دو سال گذشته، دارایی صندوقهای قابل معامله طلای مستقر در آسیا بیش از سه برابر شده و به ۴۶۰ تن رسیده است. در سهماهه پایانی سال ۲۰۲۵، یکی از صندوقهای طلای چین دومین جذب سرمایه بزرگ را در میان صندوقهای طلای جهان ثبت کرده است؛ رقمی که تنها از صندوق پرچمدار یکی از بزرگترین مدیران دارایی آمریکا کمتر بوده، آن هم در شرایطی که حجم داراییهای صندوق آمریکایی بیش از ده برابر آن است. صندوقهای بزرگ در ژاپن و کره جنوبی نیز افزایشهای قابلتوجهی در سرمایهگذاریهای طلایی خود گزارش کردهاند.
این روند تنها به صندوقها محدود نمانده است. برخی از مدیران دارایی برجسته آسیایی بهطور علنی سهم طلا را در سبد ثروت خود افزایش دادهاند. افزون بر این، مسیر ورود سرمایهگذاران نهادی بزرگتر نیز در حال هموار شدن است. مجوزهای جدید برای صندوقهای بازنشستگی و شرکتهای بیمه در برخی اقتصادهای بزرگ آسیایی، امکان تخصیص بخشی از داراییها به طلا را فراهم کرده و دامنه تقاضای نهادی را گسترش داده است.
تردیدهای نظری و واقعیتهای بازار
از منظر کلاسیک مدیریت دارایی، طلا همواره با دیده تردید نگریسته شده است. داراییای که هیچ جریان نقدی ایجاد نمیکند و نمیتوان آن را با روشهای مرسوم ارزشگذاری تنزیل جریان سود سنجید، برای بسیاری از مدیران محتاط چندان جذاب نیست. اتکای کامل ارزش طلا به قیمتی که خریداران آینده حاضر به پرداخت آن هستند، همواره بهعنوان نقطهضعف این فلز مطرح بوده است.
با این حال، عملکرد طلا در سالهای اخیر این نگاه را به چالش کشیده است. شواهد نشان میدهد که طلا نهتنها در دورههای وحشت بازار نقش ضربهگیر را ایفا میکند، بلکه در سایر دورهها نیز بهآرامی بازدهی ایجاد میکند. تحلیلهای مربوط به ترکیب کلاسیک ۶۰ درصد سهام و ۴۰ درصد اوراق نشان میدهد که جایگزینی نیمی از بخش اوراق با طلا میتوانست بازده سالانه را بهطور محسوسی افزایش دهد، آن هم بدون افزودن نوسان معنادار به سبد دارایی.
ظرفیت نهفته در پرتفویهای غربی
با وجود این تحولات، سهم طلا در پرتفویهای نهادی غرب همچنان ناچیز است. نسبت طلا به کل ثروت آمریکاییها در قالب سهام و اوراق، کمتر از یکپنجم درصد برآورد میشود. اما حساسیت بازار طلا به همین تغییرات کوچک قابلتوجه است. برآوردها نشان میدهد که هر افزایش بسیار جزئی در این سهم، میتواند اثر قابلملاحظهای بر قیمت جهانی طلا داشته باشد. از این رو، برای تداوم روند صعودی طلا نیازی به آن نیست که سرمایهگذاران غربی به سطح اشتیاق سرمایهگذاران آسیایی برسند؛ حتی تغییرات محدود در رفتار تخصیص دارایی نیز میتواند موتور این رشد را روشن نگه دارد.
