پیشنهادهای تکراری برای جلوگیری از تکرار فجایع
جهان صنعت – میگویند در شرایط جنگی عاملیت جامعه به حداقل میرسد؛ این وضعیت اما در جنگی که از بیش از دو ماه با آن دست به گریبانیم و در بیش از ۲۰ روز گذشته نیز باوجود اعلام آتشبس، نه روشن است که سرنوشت این جنگ به کجا خواهد رسید و نه حتی روشن است که تا پیش از آن، در این بلاتکلیفی مطلق، ما مردم جنگزده چه باید بکنیم و چطور میتوانیم به شهروندانی فعال و پرسشگر تبدیل شویم و جامعهای را که هر کدام عضوی از آن هستیم، پیش ببریم. همزمان وضعیت احزاب و تشکلهای سیاسی نیز به همین منوال است. البته طبیعتا منظورمان از احزاب و تشکلهای سیاسی، آن دسته از احزاب خاص و خالصگرای منتهیالیه جناح راست نیست؛ چه آنکه آنان یا به بیان دقیقتر، تندروهای عضو این احزاب، هر روز بهعنوان میهمان برنامههای صداوسیما و دیگر تریبونهای حاکمیتی، مواضع مطلوب هسته سخت قدرت را تکرار میکنند. منظورمان این طیف خاص از احزاب خالصگرا نیست، دقیقا به همین دلیل که آنان خالصگرا و یکدستخواه هستند؛ حال آنکه طبیعتا وقتی در بحث از «عاملیت شهروندان» بهسراغ تشکلهای سیاسی میرویم و از احزاب سخن میگوییم، منظورمان آن معدود احزابی است که دستکم با بخشهای بیصدای جامعه همصدایی مختصری دارند.
کافی است عنوان «جبهه اصلاحات ایران» بهعنوان نهاد بالادستی و اجماعساز حدود ۳۰ حزب و تشکل سیاسی و مدنی اصلاحطلب را در همین فضای محدود اینترانت و خبرگزاریها و رسانههای داخلی جستوجو کنید، تا ببینید از آخرین بیانیه و اعلام موضع این جبهه سیاسی چند هفته میگذرد؛ جبهه سیاسی پرسروصدایی که درست یا نادرست، دستکم روی کاغذ در آخرین انتخابات سراسری کشور به پیروزی رسیده و هماکنون بر دولت مستقر اشراف دارد. در چنین شرایطی وقتی میبینیم ناگهان صدایی از «خانه احزاب ایران» بلند شده، طبیعی است که گوشمان را تیز کنیم تا مگر لابهلای این صحبتهای بهاصطلاح حزبی، نوایی از صدای مردم به گوشمان برسد. اگرچه میدانیم این نهاد در واقع همان تشکیلات حزبی فعال در کشور است که بیش از آنکه به جامعه مدنی نزدیک باشد، به دولت و حاکمیت گرایش دارد.
نامه رییس خانه احزاب ایران به رییسجمهور
با این تفاسیر نمیشود به راحتی از کنار نامه روز گذشته رییس خانه احزاب ایران به رییسجمهور گذشت؛ چه آنکه این نامه و نویسندهاش دستکم در کلام مدعی رساندن صدای مردم به گوش دولت است. نامهای که حسین کمالی در آن پس از تعریف و تمجید مفصل از عملکرد دولت در جریان جنگ ۴۰ روزه و تقدیر از تلاشهای نیروهای مسلح در جریان حملات آمریکا و اسرائیل به خاک ایران، بهنیابت از تمامی اعضا و احزاب زیرمجموعه خانه احزاب ایران اعلام آمادگی کرده که با همکاری وزارت کشور، نشستهایی را بهمنظور هماندیشی برای حل شماری از مشکلات و معضلات مردم در بیش از دو ماه گذشته برگزار کند. حسین کمالی که هماکنون بهعنوان دبیرکل حزب اسلامی کار ریاست دورهای خانه احزاب ایران را برعهده دارد و دههها پیش از این، در دولت سازندگی بهعنوان وزیر کار فعالیت کرده، در بخشی از نامه خود خطاب به مسعود پزشکیان مینویسد: «اکنون که کشور در حال عبور از شرایط دشوار جنگی است و ملت ایران بار دیگر با صبوری، ایستادگی و تحمل هزینههای سنگین از آزمونی بزرگ در این مقطع حساس سربلند بیرون آمدهاند، طبیعی است که افکار عمومی با امیدی تازه، چشمانتظار آغاز مرحلهای نو در حکمرانی، بازسازی اقتصادی، آرامش و ترمیم سرمایه اجتماعی باشد.» او که معتقد است «پایان جنگ، صرفا پایان یک درگیری نظامی نیست بلکه آغاز دورهای است که در آن، دولتها با آزمونی سختتر مواجه میشوند»، در توضیح مختصات و ویژگیهای آزمون اداره کشور در شرایط پساجنگ، بر لزوم «بازگرداندن ثبات به زندگی مردم»، «احیای تولید»، «ترمیم اعتماد عمومی» و «ایجاد افق روشن برای آینده» تاکید کرده است.
رییس خانه احزاب ایران با تاکید بر اینکه «امروز نگرانیهای فراوانی در میان مردم، کارگران، تولیدکنندگان، فعالان اقتصادی، اصناف، کارمندان، جوانان و نخبگان وجود دارد که اگر بهصورت سریع، هوشمندانه و صادقانه مورد توجه قرار نگیرد، میتواند ضمن به حاشیه راندن وفاق مقدس ملی که در کشور شکل گرفته است، آثار مهلک و عمیقی در جامعه برجای بگذارد»، در ادامه برخی از مهمترین نکاتی را که میتواند چالشهای کوتاه و بلندمدت ایجاد کند، برشمرده و بر این اساس از «فشار معیشتی و فرسایشی بر طبقات ضعیف و متوسط جامعه»، «بحران خاموش تولید و فرسودگی فضای کسبوکار»، «تعدیل نیروی کار، بیکاری و مهاجرت سرمایه انسانی»، «نارسایی اجرایی و فاصله تصمیم تا اجرا»، «ضرورت بازسازی سرمایه اجتماعی از مسیر گفتوگو» و سرانجام «نیاز جامعه به صداقت بیشتر و اجرای عدالت فراگیر و نه صرفا وعدههای تکراری» به این عنوان نام برده است.
فشار معیشتی و فرسایشی بر طبقات ضعیف و متوسط جامعه
رییس خانه احزاب ایران در بخشی از این نامه که جهت انتشار در اختیار «جهانصنعت» قرار گرفته، با هشدار نسبت به اینکه «افزایش هزینههای زندگی»، «کاهش قدرت خرید»، «نااطمینانی نسبتبه آینده»، «رکود درآمدی» و «تورم مزمن»، «فشار سنگینی بر خانوارها وارد کرده و در آیندهای بسیار نزدیک به معضلی عظیم بدل خواهد شد»، مینویسد: «طبقه متوسط که ستون ثبات اجتماعی هر کشوری است، در معرض تضعیف جدی قرار دارد و اقشار ضعیف نیز بیش از گذشته آسیبپذیر شدهاند.» دبیرکل حزب اسلامی کار بر این اساس مینویسد: «ضروری است دولت با یک برنامه شفاف و زمانبندیشده، سیاستهای تثبیت معیشت، کنترل تورم، حمایت هدفمند از بیماران و افراد فاقد درآمد و اقشار کمدرآمد و احیای قدرت خرید مردم را در اولویت نخست قرار دهد.»
بحران خاموش تولید و فرسودگی فضای کسبوکار
کمالی همچنین با اشاره به «بحران خاموش تولید و فرسودگی فضای کسبوکار» که درپی قریب به ۴۰ روز جنگ و بیش از ۲۰ روز بلاتکلیفی پس از آن، گریبان جامعه ایرانی را گرفته، نوشته است: «بخش مهمی از تولیدکنندگان کشور با مشکلاتی چون کمبود نقدینگی، نوسانات ارزی، دشواری تامین مواد اولیه، بیثباتی مقررات، فشار مالیاتی نامتوازن، ضعف زیرساخت و کاهش تقاضا روبهرو هستند.» او مینویسد: «تولید ملی بیش از شعار، نیازمند امنیت تصمیمگیری، ثبات مقررات، کاهش بوروکراسی، تامین سرمایه در گردش، دسترسی به بازار و اعتماد منطقی به بخش خصوصی است.» رییس خانه احزاب ایران بر این اساس هشدار داده که «اگر تولیدکننده هر روز نگران بخشنامه جدید، هزینه جدید یا مانع جدید باشد، اقتصاد بیش از این وارد مسیر فرسایش میشود.»
تعدیل نیروی کار، بیکاری و مهاجرت سرمایه انسانی
کمالی که معتقد است «ناامیدی بخشی از نیروی فعال و تحصیلکرده» و «گسترش میل به مهاجرت»، از مهمترین تهدیدهای آینده کشور است، با تاکید بر اینکه «سرمایه انسانی، مهمترین سرمایه هر کشور است»، هشدار داده که «از دست رفتن آن خسارتی جبرانناپذیر محسوب میشود.» رییس خانه احزاب ایران بر این اساس خواستار تغییر راهبردی سیاستهای اشتغالزایی دولت چهاردهم شده و مینویسد: «ضروری است دولت با سیاستهای اشتغالزا، میدان دادن به نوآوری، اقتصاد دیجیتال، شرکتهای دانشبنیان، کارآفرینی و شایستهسالاری، امید را به نسل جوان بازگرداند.»
نارسایی اجرایی و فاصله تصمیم تا اجرا
وزیر کار دولت سازندگی که معتقد است «بخش مهمی از مشکلات کشور نه در سطح تصمیم بلکه در مرحله اجرا شکل میگیرد»، به تبیین برخی از دلایل اصلی بروز این وضعیت پرداخته و بر این اساس از «تعدد مراکز تصمیمگیری»، «ضعف هماهنگی دستگاهها»، «کندی و فشل بودن بوروکراسی»، «نبود پاسخگویی و فرسایش اداری» به این عنوان نام برده و هشدار میدهد که ادامه بیتوجهی به این مصائب و معضلات اساسی و ساختاری در اداره مملکت، هزینه اداره کشور را بالا برده است. دبیرکل حزب اسلامی کار که راهکار مدیریت این اوضاع بحرانی در نظام و ساختار اجرایی مملکت را در «اصلاح ساختار اجرایی»، «چابکسازی دولت»، «مبارزه واقعی با فساد»، «شفافیت فرآیندها» و «ارزیابی مستمر توانایی و کارایی مدیران» میداند، در رابطه ادامه بیتوجهی به این مساله هشدار داده و تاکید کرده که اقدام عاجل دولت چهاردهم در راستای اجرای این راهکار، «یک ضرورت فوری است، نه انتخاب اختیاری!»
ضرورت بازسازی سرمایه اجتماعی از مسیر گفتوگو
رییس خانه احزاب ایران در بخش دیگر نامه خود خطاب به رییسجمهور به موضوعی اشاره کرده که در این سالها و دههها، بیش از هر مسالهای درباره آن اظهارنظر شده و البته کمتر از هر موضوعی برایش اقدام واقعی صورت گرفته است. کمالی با تاکید بر «ضرورت بازسازی سرمایه اجتماعی از مسیر گفتوگو» مینویسد: «بدون شک مهمترین نیاز امروز کشور، باز شدن باب گفتوگوی واقعی، مستمر و محترمانه میان دولت و جامعه است.» او همچنین با تاکید بر اینکه «گفتوگو نشانه ضعف نیست بلکه نشانه بلوغ حکمرانی است»، نوشته است: «مردم نیاز دارند شنیده شوند، نخبگان نیاز دارند مشارکت داده شوند، احزاب نیاز دارند نقشآفرین باشند، کارشناسان نیاز دارند بدون هراس، نقد و پیشنهاد ارائه کنند.» کمالی با تاکید بر اینکه «مشارکت دادن جامعه، تهدید نیست بلکه بزرگترین فرصت برای حل مسائل ملی است»، خطاب به رییسجمهور پیشنهاد میشود که «دولت با ابتکار مستقیم، سازوکاری ملی برای گفتوگوی منظم میان نمایندگان مردم و اقشار اجتماعی، احزاب و جریانهای سیاسی قانونی، اقتصاددانان و کارشناسان مستقل، کارآفرینان و فعالان تولیدی، دانشگاهیان، جوانان و اصحاب رسانه با مسوولان اجرایی و وزیران ایجاد کند تا مسائل کشور در فضایی عقلانی و ملی بررسی و برای برونرفت از معضلات راهیابی شود.»
ضرورت اجرای عدالت فراگیر و پرهیز از وعدههای تکراری
دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین با اشاره به «نیاز جامعه به صداقت بیشتر و اجرای عدالت فراگیر»، تاکید کرده که شهروندان از «وعدههای تکراری» خسته شدهاند. او مینویسد: «مردم ایران، نجیب، صبور و همراهند. آنچه جامعه را فرسوده میکند، صرفا سختی نیست بلکه ابهام، بیخبری، تبعیض و احساس بیاثر بودن است.» رییس خانه احزاب ایران بر این اساس مینویسد: «اگر دولت با مردم صادقانه سخن بگوید، واقعیتها را توضیح دهد، برنامه ارائه کند و مسوولیت بپذیرد، جامعه نیز همراهی خواهد کرد.»
دوراهی «آغاز نوسازی» و «تکرار دورهای از فرصتسوزی»
کمالی در بخش پایانی نامه خود بار دیگر رییسجمهور را خطاب قرار داده و با تاکید بر اینکه دوره پساجنگ هم میتواند نقطه آغاز نوسازی ملی باشد و هم البته دورهای تکراری از فرصتسوزی»، مینویسد: «این انتخاب، تا حد زیادی وابسته به کیفیت تصمیمات امروز دولت چهاردهم است.» او با تاکید بر اینکه «اکنون زمان آن است که اقتصاد از حالت انتظار خارج شود، تولید جان بگیرد، مدیران پاسخگو شوند، مردم شنیده شوند، نخبگان به میدان بازگردند و امید، دوباره به سرمایه عمومی کشور تبدیل شود»، ابراز امیدواری کرده که دولت چهاردهم با شجاعت در تصمیم، صداقت در گفتار، عدالت در اجرا و سعهصدر در شنیدن، مسیر تازهای برای کشور بگشاید. رییس خانه احزاب ایران در بخش پایانی این نامه از جانب نهادی که در حال حاضر و بهصورت نوبهای و دورهای تحت ریاستش قرار گرفته، مینویسد: «خانه احزاب ایران آمادگی دارد بههمراه مسوولان وزارت کشور و سایر وزیران مربوطه نخستین نشست جهت تدوین برنامه برای شنیدن و دریافت نظرات و مشاورههای اقشار مختلف مردم، نهادهای مدنی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را برگزار نماید.» پیشنهادی که البته از آنجا که در این سالها و دههها به دفعات مطرح شده و هرگز مورد استقبال قرار نگرفته، در حال حاضر نمیتوان به تحققش امید بست اما دستکم میتواند هشدار داد که اگر این بار هم به این پیشنهادهای نیروهای درون حاکمیت توجه نشود، هیچ روشن نیست که در آینده آیا باز هم فرصتی برای صحبت از این دست راهکار باشد یا نه!
