پیروزی بهانهای برای تلافیجویی نیست
نادر کریمی جونی
جمهوری اسلامی ایران رسما جشن پیروزی گرفته است؛ مراسمی که دوشنبه گذشته در تهران و شهرهای مختلف بزرگ و کوچک کشورمان برگزار شد و مقامهای حکومتی درباره حوادث اخیر صحبت کردند و به ایراد حمله علیه مخالفان داخلی و خارجی پرداختند را میتوان به جشن پیروزی جمهوری اسلامی در ایران تعبیر کرد. حالا مخالفان جمهوری اسلامی چه آنها که در داخل مرزهای کشور هستند و چه آنها که در خارج نشستهاند دریافتهاند که تمام لفاظیها و وعدههایی که ترامپ و نتانیاهو داده وگفته بودند که با شدت گرفتن اعتراضها و کشته شدن شهروندان ایرانی به دست حاکمیت ایران، به میدان خواهند آمد و به براندازی نظام این کشور کمک خواهند کرد، گزافهگویی بوده و واقعیت نداشته است. این مخالفان البته از ابتدا چنین باوری نداشتند و تصور میکردند که این درگیریها، پای ایالاتمتحده را به ماجرا باز خواهد کرد و سنتکام- همانطور که در برخی خبرها آمده بود- به میدان میآید و با حمله به برخی مراکز نظامی- امنیتی، روند براندازی و فروپاشی جمهوری اسلامی در ایران را تسهیل خواهد کرد. این امیدواری چنان بود که حتی بیان برخی تحلیلهای واقعبینانه در مخالفت با این اوهام نیز تحمل نمیشد بهویژه مخالفان خارجنشین، مخالفان تحلیلگران معتقد به مداخله ترامپ را به همدستی با جمهوری اسلامی و خاموش کردن یا سرد کردن اعتراضها در حال جوش ملت ایران متهم میکردند. حالا اما همان مخالفان و چهرههایی که به دنبال براندازی نظام حکومتی ایران هستند نامههای اعتراضی خطاب به ترامپ و رهبران اروپایی مینویسند که چرا نهفقط حملهای به ایران صورت نگرفته بلکه چرا در طول رویدادهای خشونتبار اواسط دیماه سکوت پیشه کردند یا اقدام موثری انجام ندادهاند. به ویژه کشورهای اروپایی که اکنون حرکتهای ضعیف و نامطمئنی را انجام میدهند در اوج رویدادهای خشونتآمیز ایران نظارهگر بودند و حتی موضع سیاسی هم اتخاذ نکردند.
البته از ابتدا روشن بود که ترامپ نمیتواند ریسک پاسخ متقابل ایران در مقابل حملات خود را بپذیرد. بدتر از آن این است که نه ترامپ و نه هیچکس دیگر نمیتواند مطمئن باشد که حمله به مراکز امنیتی- نظامی ایران به سقوط یا حتی تضعیف نظام ایران بینجامد. لفاظیهای ترامپ پس از پیروزی حاکمیت ایران بر مخالفانش هم چندان قابلاعتنا نیست. اینکه او تعرفههایی بر تجارت با ایران وضع کرده در حقیقت همان کاری است که پیش از این انجام داده و باعث کاهش تجارت با ایالاتمتحده شده بود. تعرفههایی که ترامپ وضع کرده چه تعرفههای تنبیهی و چه تعرفههای تحریمی، هیچیک نتیجهای مثبت و امیدوارکننده نداشته و نتوانسته اهداف از پیش گفتهشده توسط ترامپ را برآورده کند. حالا مخالفان جمهوری اسلامی مجبورند پشت همین اقدامات نمایشی و نهچندان موثر پنهان شوند و خود را دلداری دهند که گامهای بلندتری در پیش است و آسیبهای جدیتری به جمهوری اسلامی وارد میشود.
آمارسازیهایی که در جهت تشدید نگرانیهای داخل و خارج انجام میشود، اگرچه ممکن است مخاطبانی پیدا کند اما گمان نمیرود که تاثیر چندانی داشته باشد. نمونه این آمارسازیها پیش از این از سوی منافقین با ارائه رقم کشتهشدگان سالهای۶۰ تا ۶۷ به میزان ۲۷هزار نفر صورت گرفته و حتی پوستری هم با عکس، نام و نامخانوادگی این کشتهشدگان تهیه و منتشر شده است اما نه آن پوستر راستیآزمایی شد و نه این رقم ۱۲هزار نفری که برخی سلطنتطلبان آن را بیان میکنند قابل راستیآزمایی است. به همین دلیل رقمهایی از این دست به ویژه از آنرو که اعلامکنندگان در بیان آن سود و منفعت دارند، نه قابل راستیآزمایی بوده و نه بهجز کارکرد تبلیغی و روانی، حاصل دیگری بر آن متصور است. حتی این خبر که ایران تقاضای مذاکره و اعطای امتیاز داده و خارجنشینان امیدوارند در این مذاکره سودی حاصل کنند هم چندان قابل اعتماد نیست چراکه حتی اگر خبر تماس عراقچی با ویتکاف صحیح باشد قابل تصور است که این تماس اعتراضی بوده است، نه التماسی.
جالب است که در اعتراضهای اخیر گروههای مهم اهل سنت شمال و جنوب کشور و مشخصا کردها و بلوچها هیچ مشارکتی نکردند و کسانی که در خارج از کشور، از طرف این دو گروه تاثیرگذار اعلام موضع به نفع سلطنت کردند را طرد نمودند. نگارنده خود با برخی فعالان سیاسی کرد
در اینباره گفتوگو کرده و نظر ایشان را جویا شده است. چنین به نظر میرسد این گروهها در مخالفتهایی که از سوی سلطنتطلبان سامان داده میشود، مشارکت نمیکنند و حتی از موضعگیری به نفع آنان نیز پرهیز میکنند. چنانکه به جز عبدالله مهتدی که او از سوی سایر رهبران کومله کنار گذاشته شده هیچیک از رهبران و چهرههای کرد به نفع اعتراضهایی که در ایران انجام میگرفت موضعگیری نکرد و در تمام روزهای شورش در ایران، کردها و بلوچها سکوت کرده بودند. جالب است که موسوی عبدالحمید بهعنوان یک چهره معنوی اهل سنت که میان اهل جنوب و شرق کشور نفوذ زیادی دارد، هیچ موضعی درباره این رویدادها اتخاذ نکرد و در تمام روزهای اعتراضی و باوجود همه فشارهایی که به وی برای همراهی با جریان اعتراضها وارد شد، سکوت کرد.
حالا همه اعتراضها و درگیریها پایان یافته و جمهوری اسلامی سرود پیروزی میخواند. اکنون مقامات انتظامی، امنیتی و قضایی با قدرت از دستگیری عناصر آشوبگر تا آخرین نفر سخن میگویند. بدترین خبر در اینباره مشاهدات عینی برخی شهروندان از دستگیری بعضی افراد در شهرستانهای کشور است بهویژه در شهرستانهایی که شدت خشونتها بیشتر بوده، میزان دستگیریها نیز افزونتر است. نگارنده خود برخی در این مشاهدات که در شهرستانهای استان تهران صورت گرفته را از زبان شاهد عینی شنیده است. در برخی از این دستگیریها حتی حکم جلب قضایی نیز ارائه نشده و نمیتوان تشخیص داد که دستگیرکنندگان- که لباس شخصی بر تن داشتند- آیا در شمار نیروهای امنیتی و انتظامی بودهاند یا نه. به این دلیل گمان میرود که تعداد ناپدیدشدگان در حال افزایش باشد. حتما تعداد زیادی از این ناپدیدشدگان توسط مراجع قضایی و انتظامی بازداشت شدهاند اما بهتر است به هنگام بازداشت نهفقط تشریفات قانونی کاملا رعایت شود بلکه خانوادهها نیز در جریان دستگیری عضوشان قرار داده شوند تا احتمال سوءاستفاده عناصر شرور از اوضاع کنونی به صفر برسد.
با وزنکشیهای انجام شده در روزهای گذشته گمان میرود که خیال جمهوری اسلامی از ادامه حاکمیتش بر ایران آسوده شده باشد. اکنون نه جنگ تمامعیار خرداد گذشته و نه جنگ داخلی روزهای اخیر هیچیک نتوانسته پایههای نظام جمهوری اسلامی را متزلزل کند. از این بابت ضرورتی برای انجام اعمال اقدامات تلافیجویانه علیه شهروندان وجود ندارد.

