پیام ونزوئلا برای ایران و روسیه
جهان صنعت- بازداشت نیکلاس مادورو پس از مداخله نظامی آمریکا و وعده دونالد ترامپ برای بازگشت شرکتهای نفتی آمریکایی به ونزوئلا صرفا یک رویداد منطقهای نبوده بلکه درواقع نخستین آزمون عملی یک الگوی جدید در سیاست انرژی ایالات متحده است. الگویی که ترکیبی از فشار سخت، حذف موقت عرضه و سپس وعده بازسازی نفتی تحت مدیریت شرکتهای غربی را به نمایش میگذارد و میتواند سرنوشت بازار انرژی را متحول کند.
یک روز بعد از دستگیری نیکولاس مادرو در حالی که بازار انتظار داشت قطع صادرات نفت ونزوئلا باعث افزایش قیمتهای جهانی شود واکنش بازار نفت به این رویداد برخلاف انتظار، آرام و محتاطانه بوده است. قیمتها جهش نکردند و معاملهگران از رفتارهای هیجانی فاصله گرفتند. این در حالی است که اختلال در بارگیری نفتکشها، مسدودشدن مسیرهای صادراتی و افزایش نااطمینانی امنیتی باعث شده نفت ونزوئلا فعلا از بازار جهانی کنار گذاشته شود.
این واکنش سرد بازار حامل یک پیام مهم است که نفت ونزوئلا دستکم در وضعیت فعلی عامل تعیینکننده تعادل عرضه و تقاضای جهانی نیست. درمیانه هیاهوی دستگیری مادرو دونالد ترامپ از ورود شرکتهای بزرگ نفتی آمریکا به ونزوئلا سخن گفته است. این وعده اگرچه در ظاهر نشانه بازگشت سرمایه و احیای تولید است اما در لایه عمیقتر کارکردی روانی و راهبردی دارد. پیام اصلی این اظهارنظر به بازار نفت نه افزایش فوری عرضه بلکه ترسیم یک سقف انتظاری برای قیمتهاست.تحلیلگران بازار نفت میگویند که آنچه رییسجمهور آمریکا درباره نفت ونزوئلا گفته به این معنی است که حتی اگر تنشهای ژئوپلیتیکی عرضه را مختل کند آمریکا و متحدانش آماده هستند در میانمدت با فعالسازی ذخایر بالقوه مانع از جهش پایدار قیمت شوند. این همان نقطهای است که سیاست انرژی آمریکا از مدیریت بحران عبور کرده و وارد مهندسی جدید شده است؛ مهندسی که تحلیلگران آن را «مهندسی انتظارات نفتی» خطاب کردند. در شرایطی که دو تولیدکننده مهم بازار نفت یعنی ایران و روسیه زیر شدیدترین تحریمهای نفتی هستند برخی تحلیلگران براین باورند که اظهارات ترامپ درباره نفت ونزوئلا حاوی پیام مهم برای ایران و روسیه است. اگر ونزوئلا اولین حلقه این زنجیره باشد سرنوشت نفت ایران و روسیه در این الگو چه خواهد بود و بازار جهانی نفت چگونه خود را با این نظم جدید تطبیق میدهد؟
پیام ونزوئلا به اوپکپلاس
فقط روسیه و ایران نیستند که از مهندسی تازه در بازار انرژی توسط ایلاتمتحده تاثیر میگیرند بلکه پرونده ونزوئلا برای اوپکپلاس نیز دو پیام همزمان دارد: نخست اینکه واشنگتن نشان داده درصورت لزوم میتواند حذف عرضه را بدون ایجاد بحران قیمتی مدیریت کند. دوم اینکه هرگونه افزایش شدید قیمت نفت میتواند بهانهای برای فعالسازی ظرفیتهای جدید و مداخله مستقیمتر آمریکا در بازار شود. تحلیلگران بازار نفت براین باورند که از این منظر اوپکپلاس احتمالا به سیاست کنترل نوسان وفادار خواهد ماند؛ نه افزایش شتابزده تولید برای جبران ونزوئلا و نه اجازه دادن به جهش قیمتها. این رویکرد بیشاز هر چیز با هدف جلوگیری از مشروعیتبخشی به مداخلات بیشتر آمریکا در بازار انرژی دنبال میشود.
از آنسو برای روسیه که دومین صادرکننده بزرگ نفت در دنیاست پرونده ونزوئلا معنای متفاوتی دارد. مسکو طی سالهای اخیر با اتکا به تخفیفهای گسترده و انعطافپذیری در قراردادها سهم خود را در بازارهای آسیایی حفظ کرده است. درچنینشرایطی هرسناریویی که به بازگشت تدریجی نفت ونزوئلا منجر شود میتواند فشار رقابتی را تشدید کند؛ بهویژه در بازار نفتهای سنگین و نیمهسنگین.
حتی اگر احیای صنعت نفت ونزوئلا سالها زمان ببرد صرف مطرحشدن این گزینه قدرت چانهزنی خریداران دربرابر روسیه را افزایش میدهد. نتیجه این روند نه لزوما کاهش فوری صادرات روسیه بلکه فشردهترشدن حاشیه سود و استمرار جنگ تخفیفها خواهد بود.
۳سناریو تعیینکننده
در هیاهوی تحولات ونزوئلا زیرسایه نزدیکی سیاسی دولتهای ایران و ونزوئلا موضوع انرژی کمرنگ است. ایران در موقعیتی قرار دارد که هر تحول ژئوپلیتیکی میتواند پیامدهای چندلایه برای نفت آن داشته باشد. ونزوئلا نشان داد که آمریکا آماده است برای حذف عرضه یک کشور حتی به گزینه نظامی متوسل شود بیآنکه نگران واکنش شدید بازار باشد. این پیام برای تهران و خریداران نفت ایران حامل هشدار است. اگر ونزوئلا بهعنوان یک نمونه عملی در نظر گرفته شود سناریوهای پیشروی ایران دیگر صرفا اقتصادی نیستند بلکه مستقیما به امنیت انرژی منطقه گره میخورند.
ایران درمقطع کنونی برخلاف ونزوئلا نه یک صادرکننده حاشیهای بلکه یکی از گلوگاههای واقعی بازار نفت بهشمار میرود. برآوردهای غیررسمی نشان میدهد صادرات نفت ایران در ماههای اخیر در سطح حدود یکمیلیونو۴۰۰هزاربشکه در روز تثبیت شده؛ رقمی که اگرچه فاصله معناداری با ظرفیت اسمی کشور داشته اما در بازاری که با رشد شکننده تقاضا و حاشیه محدود مازاد عرضه روبهرو است عددی کماهمیت تلقی نمیشود.
تحلیلگران انرژی میگویند که البته تفاوت کلیدی ایران با ونزوئلا جایگاه ژئوپلیتیکی آن در خلیجفارس و نزدیکی به مسیرهای حیاتی انتقال انرژی است. شاید از این منظر ایران با ونزوئلا تفاوت بسیاری داشته باشد اما بیتردید نباید احتمالات پیشرو را نادیده گرفت:
نخست آنکه در شرایط کنونی اقتصاد ایران تحت فشار بدون جنگ ناشی از تنشها میان ایران و آمریکا یا اسرائیل قراردارد که ممکن است هرآن به درگیری مستقیم بینجامد. اگر این شرایط بدون درگیری و تنش ادامه یابد پیامد افزایش ریسکپریمیوم کوتاهمدت در بازار نفت است بدون آنکه عرضه واقعی مختل شود. تجربه ونزوئلا نشان میدهد بازار میتواند چنین شوکهایی را جذب کند بهویژه اگر همزمان وعدههایی درباره افزایش عرضه بالقوه مطرح شود.
سناریوی دوم درگیری محدود منطقهای است زیرا اگر تنشها به درگیری محدود میان ایران و اسرائیل منجر شود اما مسیرهای صادراتی و زیرساختهای انرژی مصون بمانند بازار وارد فاز نوسانی خواهد شد. در این حالت قیمتها میتوانند جهشهای مقطعی را تجربه کنند اما استمرار این روند به واکنش اوپکپلاس و سطح ذخایر جهانی بستگی خواهد داشت. برخلاف ونزوئلا نقش ایران در این سناریو بسیار پررنگتر بوده زیرا بازار به ریسکهای منطقهای حساستر است.
و درنهایت سناریوی سوم این احتمال را تقویت میکند که اختلال واقعی در عرضه مهمترین و پرریسکترین سناریو زمانی شکل میگیرد که درگیری به اختلال واقعی در صادرات نفت ایران یا تهدید مسیرهای کشتیرانی در خلیجفارس منجر شود. در چنین شرایطی بازار نفت از منطق مازاد عرضه خارج شده و وارد فاز کمبود فیزیکی شود. تجربه تاریخی نشان میدهد که در این وضعیت وعدههای میانمدت برای افزایش عرضه تاثیر فوری خود را از دست میدهند و قیمتها میتوانند جهشهای شدید و پایدار را تجربه کنند.
بازار در موقعیت ریسک
برای روسیه نیز تحولات مرتبط با ایران دوگانهای پیچیده ایجاد میکند: از یکسو هر اختلال در صادرات ایران میتواند به افزایش قیمتها و بهبود درآمدهای روسیه منجر شود. از سوی دیگر تشدید فشار آمریکا بر ایران این پیام را مخابره میکند که سیاست مدیریت بازار از مسیر فشار ژئوپلیتیکی همچنان فعال است؛ پیامی که مسکو نمیتواند نسبت به آن بیتفاوت باشد.
در چنین فضایی ایران و روسیه هر دو در موقعیت صادرکنندگان پرریسک قرار میگیرند؛ صادرکنندگانی که سهم بازارشان نه فقط به قیمت بلکه به معادلات سیاسی و امنیتی گره خورده است.
تحلیلگران براین باورند که بازار نفت در مواجهه با اختلال واقعی به افق چندساله نگاه نمیکند بلکه به بشکههایی مینگرد که همین امروز در دسترس نیستند. اگر ونزوئلا آزمایشگاه سیاست انرژی آمریکا باشد ایران میدان اصلی این بازی است. صادرات روزانه حدود ۴/۱میلیونبشکه نفت تحت تحریمهای سنگین ایران را به یکی از حساسترین متغیرهای بازار جهانی نفت تبدیل کرده است. هرگونه تحول امنیتی پیرامون ایران برخلاف ونزوئلا نهتنها پیام سیاسی بلکه اثر فوری اقتصادی خواهد داشت. به همین دلیل سرنوشت قیمت نفت در ماهها و سالهای پیشرو بیش از هر زمان دیگری به سناریوهای مرتبط با ایران گره خورده است.
