پیام‌های ونس به ایران؛ دیپلماسی روی لبه جنگ

آخرین اخبار
کدخبر: 606479
ناآرامی‌های دی‌ماه را می‌توان یکی از نقاط عطف مهم در تغییر محاسبات واشنگتن درباره ایران دانست؛ رویدادی که نه‌تنها احتمال سناریوی نظامی را بالا برد، بلکه برای مدتی کم‌سابقه، طیف‌های مختلف طرفدار اقدام سخت علیه ایران را در پایتخت آمریکا به هم نزدیک کرد؛ حتی آنهایی که معمولاً با جنگ مخالف‌اند.
پیام‌های ونس به ایران؛ دیپلماسی روی لبه جنگ

جهان صنعت، اما با فروکش‌کردن ناآرامی‌ها و بازگشت نسبی ثبات داخلی در ایران، معادله دوباره پیچیده شد. در حالی که آمریکا حجم قابل توجهی از تجهیزات نظامی را به منطقه گسیل کرده و تا آستانه اقدام نظامی علیه ایران پیش رفت، تیم سیاست خارجی ترامپ ظاهراً یک بار دیگر دیپلماسیِ دقیقه نو را روی میز گذاشته است؛ تلاشی برای گرفتن امتیازهای اساسی از تهران و هم‌زمان پرهیز از ورود به جنگی که آغازش مشخص است اما پایانش نه.

‏در دل همین چرخش، صدای جریان ضدجنگ در کاخ سفید بلندتر شده؛ جریانی که برجسته‌ترین چهره‌اش جی.دی. ونس است. اظهارات اخیر او را باید فراتر از موضع‌گیری‌های معمول دیپلماتیک دید — این‌ها نشانه‌هایی از یک کشمکش واقعی در هسته تصمیم‌گیری آمریکا هستند.

‏ونس در گفت‌وگو با مگان کلی، با اشاره به تماس‌های مستقیم ترامپ با پوتین و شی جین‌پینگ، گفت این‌که واشنگتن نتواند مستقیماً با رهبری واقعی ایران حرف بزند، وضعیت را غیرعادی و دیپلماسی را بسیار دشوار می‌کند. این جمله، یک پیام رمزگذاری‌شده داشت؛ اینکه سطح مذاکرات باید از کانال‌های فنی و دیپلماتیک فعلی بالاتر برود. پیامی که به نظر می‌رسد در تهران شنیده شده و با ورود مستقیم علی لاریجانی به صحنه مذاکرات، نشانه‌هایی از آن دیده می‌شود.

‏موضع دوم ونس حتی مهم‌تر است: او تأکید کرد ترامپ نمی‌خواهد سناریویی شبیه جنگ عراق تکرار شود. این جمله، در واقع اذعان ضمنی است به این‌که داخل دولت آمریکا بحثی جدی جریان دارد؛ بحثی درباره این‌که حمله به ایران می‌تواند آمریکا را وارد باتلاقی پرهزینه، فرسایشی و غیرقابل پیش‌بینی مانند عراق کند.

‏در عین حال، ونس خط قرمز راهبردی واشنگتن یعنی جلوگیری از دسترسی ایران به سلاح هسته‌ای و ممانعت از شکل‌گیری رقابت تسلیحات هسته‌ای در منطقه را ترسیم می کند و حرفی از خطوط قرمز موشکی و منطقه ای نمی زند. یعنی موضوع اصلی از نگاه او مهار همه جانبه، تغییر رژیم یا جنگ گسترده نیست، بلکه مهار هسته‌ای است. هدفی که از نظر این طیف، هنوز می‌تواند از مسیر توافق تأمین شود.

‏اظهار تازه او در سفر به ارمنستان، این‌که «هیچ خط قرمزی در مذاکرات با ایران وجود ندارد» و ترامپ خواهان توافق است، عملاً یک چراغ سبز به ایران است.

‏مجموع این مواضع نشان می‌دهد در پرونده ایران، دولت ترامپ یکپارچه نیست. یک سوی میز، چهره‌هایی مانند ونس و ویتکاف قرار دارند که به دنبال حل‌وفصل دیپلماتیک‌اند؛ سوی دیگر، افرادی چون روبیو و هگست که فشار برای گزینه نظامی را افزایش می‌دهند. وسط آن ها شخص مهمی به نام جرد کوشنر وجود دارد که به نظر می رسد ترامپ او را آگاهانه به مذاکرات عمان فرستاد تا بدون واسطه تر موضع ایران را دریافت کند. هرچند احتمال اینکه کوشنر به سمت جریان جنگ‌طلب گرایش پیدا کند بیشتر از جریان ضدجنگ است.

‏از زاویه خوش‌بینانه، سخنان ونس یعنی شانس توافق وجود دارد— مشروط به آن‌که ایران امتیازی بدهد که ترامپ بتواند آن را با صدای بلند بفروشد و از جنگ عقب‌نشینی کند. از زاویه بدبینانه‌تر، این حرف‌ها می‌تواند نشانه این باشد که زمان دیپلماسی در حال تمام‌شدن است و ضدجنگ‌ها آخرین تلاش خود را پیش از چرخش نهایی به سمت تقابل انجام می‌دهند.

‏در این میان، هم‌زمانی اظهارات ونس با سفر نتانیاهو به واشنگتن و سفر لاریجانی به عمان، اهمیت ویژه‌ای دارد. اگر دیپلماسی قرار است شانس واقعی داشته باشد، شاید همین لحظه یکی از آخرین فرصت‌ها برای یک تماس یا دیدار سطح بالا باشد. میان ونس و لاریجانی در عمان یا جایی دیگر! البته شاید!

‏فکر می‌کنم شانس کمی برای دیپلماسی وجود دارد؛ اما در سیاست بین‌الملل، گاهی سرنوشت جنگ و صلح دقیقاً به همین «شاید»‌ها گره می‌خورد.

منبع: گروه تلگرامی افق ایران، ۲۱ بهمن ۱۴۰۴

آخرین اخبار