پول اعتباری؛ بزرگترین انقلاب مالی بشر و پایان سلطه طلا
جهانصنعت– پول از نخستینلحظات شکلگیری تمدن انسانی نقشی فراتر از یکابزار ساده مبادله داشته است. آنچه در نگاه نخست بهعنوان وسیلهای برای تسهیل تجارت ظاهر میشود درعمل به یکی از بنیادیترین سازوکارهای ساماندهی قدرت، انگیزه و رفتار جمعی بدل شده است. در اینروایت پول نه یکمفهوم انتزاعی و تکنیکی بلکه پدیدهای انسانی و پویا معرفی میشود؛ پدیدهای که همزمان احساسات متضادی چون امید، اشتیاق، حرص، حسادت و جاهطلبی را تشدید کرده و به آنها جهت میدهد. پول در اینمعنا چیزی شبیه یکزبان زنده است که با هر نوآوری دامنه نفوذ و کارکردش گستردهتر شده و هرچه مفیدتر شده بیشتر مورد استفاده قرار گرفته است.
ایننگاه آگاهانه از تعاریف متعارف و حسابداریمحور فاصله میگیرد. خبری از طبقهبندیهای رایج نقدینگی یا اصطلاحات فنی پولی نیست. مساله اصلی درک ماهیت اجتماعی و روانی پول است. پول بهمثابه قدرت، ابزار سلطه و درعینحال امکان رهایی بوده و میتواند وابستگی ایجاد کرده اما همزمان استقلال بخرد. همین دوگانگی است که آن را به یکی از پیچیدهترین و تعیینکنندهترین اختراعات بشر تبدیل کرده است.
پول در بستر تاریخ: از بذر و سکه تا کاغذ
روایت تاریخی پول از دوران باستان آغاز میشود؛ جایی که انسانها از مواد متنوعی مانند بذر، فلزات گرانبها، سکه، کاغذ و درنهایت اشکال مدرنتر اعتبار برای ایفای نقش پول استفاده میکردند. در اینمسیر برخی نمونهها به نمادهایی ماندگار بدل شدند. سکه طلای فلورانس در دوران رنسانس نمونهای از پولی است که برای قرنها اعتماد عمومی را حفظ کرد و به ستونفقرات تجارت بدل شد. اهمیت اعتماد به پول تا آنجا بود که جعل آن در تخیل اخلاقی آن دوران گناهی همسنگ سقوط به عمیقترین لایههای جهنم تلقی میشد.
تاریخ پول اما تنها تاریخ ابزارها نبوده بلکه تاریخ نهادها و روایتهاست. گذار از قرون وسطی به رنسانس از انقلابهای سیاسی به انقلاب صنعتی همه با تحولات پولی و مالی گره خوردند. پول در هر دوره شکل متناسب با ساختار اجتماعی و فکری آن زمان را به خود گرفته و همزمان همان ساختارها را نیز دگرگون کرده است.
اعتبار؛ وعدهای بر پایه اعتماد
درکنار پول اعتبار جایگاهی همسنگ پیدا میکند. اعتبار وعده پرداخت در آینده است؛ تعهدی که تنها در بستر اعتماد معنا پیدا میکند. بدون اعتماد اعتبار فرو میپاشد و با فروپاشی اعتبار چرخههای اقتصادی وارد بحران میشوند. تاریخ نشان میدهد که جوامع انسانی بارها میان افراط و تفریط در استفاده از اعتبار نوسان کردند؛ دورههایی از ولع و انبساط شدید مالی و سپس دورههایی از انقباض و ریاضت.
اینچرخههای تکرارشونده ریشه در روانشناسی جمعی دارند. رونقها و رکودها نهفقط حاصل متغیرهای اقتصادی بلکه نتیجه برهمکنش ترس و طمع در مقیاس اجتماعی است. نمونههای تاریخی از روم باستان گرفته تا اروپا در قرنهجدهم نشان میدهد که چگونه تصمیمات سیاسی یا مالی میتوانند ناگهان اعتماد را تخریب کرده و بحران اعتبار ایجاد کنند.
برخی دورههای رونق مالی چنان اغراقآمیز بودند که به اسطوره بدل شدند. ماجرای شرکت میسیسیپی در فرانسه قرنهجدهم نمونهای کلاسیکاز پیوند میان چاپ پول، سفتهبازی و امیدهای بیپایه است. در اینتجربه پول جدید و اوراق بهادار سوخت یکتب مالی فراگیر شدند. اینرونق اگرچه برای مدتی کوتاه احساس ثروت و پیشرفت ایجاد کرده اما فروپاشی آن زخم عمیقی بر اعتماد عمومی و نظام بانکی فرانسه گذاشت؛ زخمی که ترمیم آن دههها زمان برد.
مقایسه اینتجربه با بریتانیا در همان دوره تفاوت مسیرها را آشکار میکند. هردوکشور حبابهای مالی را تجربه کردند اما واکنشها متفاوت بود. درحالیکه بیاعتمادی عمیق در فرانسه به عقبماندگی نظام پولی انجامید بریتانیا توانست از زیرساختهای مالی خود برای تامین سرمایه انقلاب صنعتی استفاده کند. در اینجا پول و بازار سرمایه به ابزار پیشرفت فناورانه بدل شدند.
تورم، جنگ و فروپاشی پول
تورم در همه دورهها محصول رونق نبودند و گاهی نتیجه استیصال بوده است. تجربه جنوب آمریکا در خلال جنگ داخلی نمونهای از تورمی است که نه با شور سفتهبازی بلکه با کمبود و فشار جنگ همراه بود. چاپ گسترده پول برای تامین هزینههای جنگ به انفجار قیمتها انجامید و ارزش پول را بهسرعت نابود کرد. درچنینشرایطی پول دیگر نه منبع امید بلکه نماد فروپاشی اقتصادی بود.
بنابراینتورم بسته به زمینه اجتماعی و سیاسی معانی متفاوتی پیدا میکند. گاه همراه با امید به سود و گاه مترادف با فاجعه است. آنچه تعیینکننده معنای پول بوده میزان کنترل، اعتماد عمومی و چشمانداز آینده است.
از پول تا فناوریهای نوین
روایت پول به گذشته محدود نمیماند. حتی پدیدههایی بهظاهر نامرتبط مانند تب دوچرخهسواری در آغاز قرنبیستم یا پولهای جایگزین در اردوگاههای اسیران جنگی در اینچارچوب معنا پیدا میکنند. پول هر جا که شبکهای اجتماعی شکل میگیرد خود را با آن تطبیق میدهد. نمونه معاصر آن تبدیل اعتبار تلفن همراه به ابزار مبادله در برخی کشورهای آفریقایی است؛ نوآوریای که نشان میدهد پول پیشاز آنکه به شکل فیزیکی یا دیجیتال وابسته باشد به اعتماد و کارکرد اجتماعی متکی است.
درمقابل برخی نوآوریها با تردید نگریسته میشوند. پرسش اساسی ایناست که هر شکل جدید پول یا شبهپول دقیقا چه مسالهای را حل میکند؟ اگر پاسخ روشنی وجود نداشته باشد احتمالا با پدیدهای روبهرو هستیم که بیش از آنکه کارکرد اقتصادی داشته باشد محصول هیجان جمعی است.
پول، ایمان و قدرت
یکی از وجوه کمتر دیدهشده تاریخ پول پیوند آن با ایمان، باور و اقتدار است. در دورههایی نهادهای دینی از سازوکارهای مالی برای تثبیت قدرت خود استفاده کردند و همینامر زمینهساز واکنشهای فکری و اجتماعی شده است. در اینروایت پیشرفت زمانی رخ میدهد که انسان از قید باورهای کهنه(چه دینی و چه پولی) رها شود.
پول کاغذی و نظام پول اعتباری بهعنوان یکی از بزرگترین نوآوریهای تاریخ معرفی میشود؛ نوآوریای که امکان گسترش بیسابقه تولید و ثروت را فراهم کرده است. ایننظام انسان را از محدودیت فلزات گرانبها آزاد کرد و ظرفیتهای جدیدی برای رشد گشود.
تورم مدیریتشده؛ شرّی قابلتحمل؟
در ایننگاه تورم لزوما پدیدهای کاملا منفی تلقی نمیشود. تورم محدود و قابلکنترل میتواند بهمثابه سازوکاری برای تعدیل بدهیها عمل کند؛ نوعی بخشش دورهای که فشار انباشت بدهی را کاهش میدهد. البته ایندیدگاه در دنیای واقعی سیاست و معیشت همواره محل مناقشه است بهویژه زمانی که مساله قدرت خرید به دغدغه اصلی جامعه بدل میشود. آنچه از اینروایت برمیآید ایناست که تاریخ پول تاریخ نوسان دائمی میان خلاقیت و ویرانی است. پول نه ذاتا خوب بوده و نه ذاتا بد بلکه نیرویی است که ویژگیهای انسانی را تشدید میکند. در دورههایی موتور پیشرفت و نوآوری بوده و در دورههایی دیگر عامل بحران و بیثباتی. فهم ایندوگانگی شرط ضروری برای درک اقتصاد امروز و مواجهه آگاهانه با آینده پول است.
منبع: جهان صنعت نیوز
