نشنال اینترست گزارش داد

پایان ماه عسل عربی

گروه بین الملل
کدخبر: 608620
نشنال اینترست می‌نویسد که بحران میان عربستان و امارات، با وجود ظاهرِ هماهنگی با واشنگتن، در حال تبدیل‌شدن به رقابت مدیریتی با ریشه‌های اقتصادی-ژئوپلیتیکی است که می‌تواند بر ثبات منطقه و قیمت نفت تاثیر بگذارد.
پایان ماه عسل عربی

جهان صنعت – نشریه نشنال اینترست به‌تازگی  در مقاله‌ای به موضوع اختلاف‌نظر عمیق میان عربستان و امارات پرداخته و نوشته است:  بحران در حال شکل‌گیری به تیرگی روابط میان دو متحد نزدیک به آمریکا در خلیج‌فارس مربوط می‌شود: عربستان سعودی و امارات متحده عربی. پیامدهای این بحران نه‌تنها در منطقه بلکه در سطحی بسیار گسترده‌تر احساس خواهد شد و بر دغدغه‌های امنیتی آمریکا در منطقه انرژی‌خیز خلیج‌فارس، منافع راهبردی آن در خاورمیانه گسترده‌تر و قیمت نفت در سراسر جهان تاثیر خواهد گذاشت.

تا همین اواخر، بیشتر ناظران سیاست خلیج‌فارس این را بدیهی می‌دانستند که عربستان و امارات در هماهنگی با واشنگتن برای مهار ایران و نیروهای نیابتی آن در منطقه و حفظ ثبات تولید و قیمت نفت همکاری می‌کنند. در طول

دهه ۲۰۱۰، به‌ویژه پس از قدرت‌گیری محمد بن‌سلمان در عربستان و تثبیت جایگاه محمد بن‌زاید به‌عنوان حاکم ابوظبی و رییس امارات، دو کشور ظاهرا در اولویت‌های سیاست خارجی به همگرایی کم‌سابقه‌ای دست یافته بودند.

همکاری آنها در یمن، مقابله مشترک با اخوان‌المسلمین پس از بهار عربی و همسویی در برابر نفوذ منطقه‌ای ایران از شکل‌گیری یک محور جدید خلیجی حکایت داشت که می‌توانست ژئوپلیتیک خاورمیانه را دگرگون کند.

به گزارش یورونیوز در ادامه این گزارش آمده است: اما در پس این ظاهر هماهنگ، هر دو کشور همزمان در حال اجرای برنامه‌های جاه‌طلبانه تنوع‌بخشی اقتصادی و ابتکارهای گسترده سیاست خارجی بودند که به ‌مرور آنها را در مسیرهای متفاوتی قرار داد.  اگرچه روابط رسمی دیپلماتیک همچنان قوی است و رهبران دو کشور کانال‌های ارتباطی خود را حفظ کرده‌اند اما بنیان‌های ساختاری شراکت عربستان و امارات تضعیف شده است. تحلیلگران به‌طور فزاینده‌ای این رابطه را نه یک اتحاد بلکه نوعی رقابت مدیریت‌ شده توصیف می‌کنند؛ مجموعه‌ای از تعاملات رقابتی که با وابستگی متقابل، محدودیت‌های نهادی و تمایل مشترک به حفظ ثبات شورای همکاری خلیج‌فارس مهار می‌شود.

پس از سال ۲۰۱۵، هر دو کشور دگرگونی‌های عمیق داخلی را تجربه کردند. عربستان چشم‌انداز ۲۰۳۰ را آغاز کرد؛ طرحی بلندپروازانه برای فاصله گرفتن از اقتصاد نفت‌محور، جذب سرمایه‌گذاری خارجی و تبدیل ریاض به یک مرکز جهانی کسب‌وکار. همزمان، امارات مدل دیرینه خود را به‌عنوان یک مرکز فوق‌متصل تجاری و خدماتی، به‌ویژه در دوبی و ابوظبی تعمیق کرد. در ابتدا این مسیرها مکمل یکدیگر به‌نظر می‌رسید. اما تا سال‌۲۰۲۰، تناقض‌های میان دو چشم‌انداز آشکار شد. هر دو کشور می‌خواستند میزبان دفترهای منطقه‌ای شرکت‌های چندملیتی باشند، به قطب‌های اصلی حمل‌ونقل هوایی جهانی تبدیل شوند و به کریدورهای لجستیکی پیونددهنده اروپا، آسیا و آفریقا بدل شوند.  هر دو همچنان تا حدی به نفت وابسته بودند اما در پی تنوع‌بخشی به بخش انرژی خود بودند. با حرکت به سوی اقتصادهای رقابتی در سطح جهانی، مسیر آنها از همگرایی به رقابت ساختاری تغییر کرد و عرصه اقتصادی به میدان اصلی رقابت بدل شد.

نخستین نقطه آشکار تنش اقتصادی در سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ بروز کرد، زمانی که عربستان اعلام کرد قراردادهای دولتی فقط به شرکت‌های خارجی‌ای اعطا می‌شود که دفتر منطقه‌ای خود را به خاک عربستان منتقل کنند. این اقدام به‌طور گسترده چالشی مستقیم علیه دوبی تلقی شد؛ شهری که سال‌ها پایگاه اصلی شرکت‌های چندملیتی در خاورمیانه بود. امارات این سیاست را تضعیف‌کننده مزیت رقابتی خود در حوزه مالی، لجستیکی و خدمات تجاری دانست. عربستان به ‌روشنی نشان داد که قصد دارد از امارات پیشی بگیرد و به مرکز مالی اصلی خلیج‌فارس تبدیل شود.

اختلاف‌ها در حوزه امنیت منطقه‌ای نیز آشکار شد، جایی که راهبردهای ژئوپلیتیک دو کشور به‌شدت از هم فاصله گرفت. روشن‌ترین نمود این واگرایی در یمن دیده شد. در آغاز، عربستان و امارات سیاستی هماهنگ در قبال جنگ داخلی یمن داشتند و در سال‌۲۰۱۵ عملیات طوفان قاطع را برای بازگرداندن دولت به ‌رسمیت‌ شناخته ‌شده یمن که به‌دست حوثی‌های مورد حمایت ایران کنار زده شده بود، آغاز کردند.

اما از سال‌های ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۹، اهداف دو کشور در یمن متفاوت شد. اولویت عربستان حفظ امنیت مرزهای شمالی، حفظ یکپارچگی یمن تحت دولت مرکزی، مقابله با حملات موشکی و پهپادی حوثی‌ها و جلوگیری از تثبیت نفوذ ایران بود. در حالی که برخی از اهداف امارات با عربستان همپوشانی داشت، ابوظبی همچنین در پی کنترل گلوگاه‌های دریایی مانند باب‌المندب، عدن و مکلا، تقویت نیروهای محلی مانند شورای انتقالی جنوب و مقابله با حزب اصلاح وابسته به اخوان‌المسلمین بود. در نتیجه امارات نفوذ خود را در جنوب و سواحل تثبیت کرد، در حالی که عربستان درگیر جنگی طولانی با حوثی‌ها در شمال شد. شبکه‌های متحدان محلی دو کشور گاه با یکدیگر درگیر شدند.

این درگیری‌ها زمانی برجسته‌تر شد که شورای انتقالی جنوب مورد حمایت امارات در جنوب یمن پیشروی‌های گسترده‌ای علیه دولت مورد حمایت عربستان انجام داد. عربستان برای معکوس کردن این وضعیت مداخله مستقیم کرد و در این روند، محموله‌های تسلیحاتی امارات را که برای تقویت شورای انتقالی ارسال شده بود، هدف قرار داد. سپس امارات اعلام کرد از صحنه یمن خارج می‌شود و عملا شراکت مشترک دو کشور در این کشور فروپاشید. یمن تنها صحنه رقابت نیست. امارات روابط راهبردی و اقتصادی مستحکمی با اسرائیل برقرار کرده است. عربستان اگرچه به‌صورت غیرعلنی با اسرائیل تعامل دارد اما نسبت به عادی‌سازی آشکار روابط محتاط است زیرا چنین اقدامی می‌تواند به جایگاه رهبری آن در جهان عرب و اسلام آسیب بزند. در حالی که امارات روابط دیپلماتیک با اسرائیل دارد، عربستان اعلام کرده بدون مسیری روشن برای تشکیل دولت فلسطینی حاضر به عادی‌سازی نیست.

سودان نیز یکی دیگر از نقاط اصطکاک است. در حالی که عربستان همراه با مصر از دولت نظامی سودان حمایت می‌کند، گزارش‌های معتبری وجود دارد که نشان می‌دهد امارات به‌صورت مخفیانه به نیروهای واکنش سریع رقیب سلاح ارسال کرده است. اختلاف رویکرد دو کشور به جنگ داخلی سودان دلایل اقتصادی و سیاسی گوناگونی دارد اما در نهایت به ترجیح آنها برای همکاری با بازیگران متفاوت در دو سوی دریای سرخ از یمن تا شاخ‌آفریقا و منطقه ساحل بازمی‌گردد.

با وجود افزایش تنش‌ها و رقابت اقتصادی و سیاسی، هیچ‌یک از دو کشور در حال حاضر علاقه‌ای به رساندن رابطه به نقطه گسست ندارد. وابستگی اقتصادی متقابل و نگرانی‌های امنیتی مشترک، ازجمله مقابله با جنبش‌هایی مانند اخوان‌المسلمین که مشروعیت هر دو رژیم را به چالش می‌کشد، عامل بازدارنده است. هر دو کشور همچنین به تضمین‌های امنیتی آمریکا متکی هستند که همچون چسب راهبردی مانع از بروز اختلاف آشکار میان آنها می‌شود.

آخرین اخبار