پایان ماه عسل عربی
محمدرضا ستاری
پس از کشمکشهایی که میان امارات و عربستان در یمن رخ داد که در نهایت به انحلال شورای انتقالی جنوب (مورد حمایت امارات) منجر شد، در اقدامی بیسابقه شبکه تلویزیونی دولتی عربستان رسما اماراتیها را تهدید و اعلام کرد ریاض اقدامات لازم را برای مقابله با بازیگرانی که به امنیت ملی این کشور آسیب زدهاند انجام داده و در این راستا هرگز تعلل نخواهد کرد.
در بخشی از این گزارش تلویزیونی آمده که حاکمان امارات برخلاف رویکرد عربستان که خواستار روابط مطلوب دوجانبه است، ضمن پشتیبانی از گروه اخوانالمسلمین، به تقویت تشکیلات القاعده پرداخته و همچنین ضمن حمایت از عیدوس الزبیدی رییس شواری انتقالی جنوب در یمن به وی مبالغی داده تا علیه عربستان سعودی اقدام کند.
این لحن عربستان در قبال متحد سابق خود یعنی امارات در حالی بیسابقه است که بدانیم از چند هفته قبل دو طرف در یمن بهصورت مستقیم با یکدیگر درگیر شدند و پس از حملاتی که عربستان علیه شورای انتقالی جنوب انجام داد، این شورا منحل شده و رسما مرحله واگرایی ریاض و امارات در یمن به جدایی کامل منجر شد. لازم به ذکر است همانطور که میدانیم امارات و عربستان بهعنوان متحدان اصلی در یک ائتلاف نظامی، جنگی همه جانبه علیه یمن را آغاز کردند اما به مرور زمان و بهخصوص پس از پایان یافتن این جنگ، زمزمههای اختلاف نظر و تعارض منافع میان دو کشور در یمن بروز کرد که یکی از مهمترین این اختلافات بر سر حمایت اماراتیها از شورای انتقالی جنوب بود؛ شورایی که تحت حمایت ابوظبی به دنبال تجزیه جنوب یمن بود و در همین راستا ضمن پیشرویهایی که طی ماههای گذشته در استانهای مهم و نفتخیز نظیر حضر الموت داشت
در حال نزدیک شدن به این راهبرد بود. در همین جا بود که دو کشور هر چند که در قبال برخی سیاستهای منطقهای و اقتصادی دچار تنش بودند، ناچار به مقابله رو در رو شدند و در نهایت با کوتاه آمدن اماراتیها فعلا موضوع تجزیه جنوب یمن از دستورکار خارج شده است. این موضوع از آنجا حائزاهمیت است که بدانیم امارات باوجود سیاست خارجی متوازنی که در ظاهر دنبال میکند در معادلات منطقهای راهبردی را اتخاذ کرده که برخی کارشناسان از آن بهعنوان بازی خرابکنی یاد میکنند. بهعنوان مثال امارات در جنگ داخلی خونبار سودان بهطور کامل از نیروهای واکنش سریع ژنرال حمیدتی پشتیبانی میکند. از سوی دیگر گزارش برخی نهادهای اطلاعاتی آمریکا حاکی از آن بود که امارات یک پایگاه نظامی دریایی را قصد داشته در اختیار چین قرار دهد.
علاوه بر این در حالی اسرائیل به تازگی سومالیلند را بهعنوان یک کشور مستقل به رسمیت شناخته که اماراتیها چند سالی میشود که در این منطقه حضور داشته و در بندر بربره فعالیتهای نظامی دارند بنابراین استقرار آنها در سومالیلند، راهبردشان در سودان و همچنین سیاست تجزیه جنوب یمن بهطور کلی سه منطقه استراتژیک را زیر نفوذ آنها قرار میدهد که میتواند در معادلات و بازیهای منطقهای و حتی فرامنطقهای پیامدهای بسیار مهمی را به همراه داشته باشد. البته اقدامات امارات در منطقه به همین مسائل خاتمه نمییابد و میدانیم که آنها با همراهی متحدانشان ادعاهایی در مورد جزایر سهگانه ایرانی را نیز مطرح میکنند. در همین راستا میتوان گفت وقتی که تعارض منافع در منطقه نفوذ باعث شده که عربستان اینچنین امارات را مورد تهدید قرار دهد، بر سر مسائل تمامیت ارضی و امنیت ملی که ابوظبی در قبال ایران مطرح و اجرا میکند بهطور قطع انتظار راهبردی موثر و قاطع در قبال این کشور نیز از سوی ایران وجود دارد.
بررسی روندهایی که مورد اشاره قرار گرفت نشان میدهد امارات قصد دارد بهعنوان یک قدرت منطقهای خود را در میان بازیگران اصلی خاورمیانه تثبیت کند. این امر بر پایه نوع سیاست خارجی و اقتصاد شکوفای این کشور دنبال میشود اما نکته مهم این است که هر چند رشد و توسعه اقتصادی امارات مثالزدنی بوده اما برای تبدیل شدن به بازیگر مسلط در منطقهای مانند خاورمیانه تنها توان اقتصادی کافی نبوده و مولفههای دیگر وجود دارد که ابوظبی فاقد آنهاست. در نتیجه اولین برخورد با این کشور در یمن آن هم از سوی عربستان سعودی ممکن است دو نتیجه متفاوت در بر داشته باشد؛ نخست اینکه ابوظبی از نتیجه این امتحان متوجه واقعیتهای میدانی و ژئوپلیتیکی شده و سعی میکند تغییر رفتار دهد یا اینکه با شکست در یمن تلاش میکند در سایر مناطق به جاهطلبیهای خود ادامه دهد؛ امری که میتواند نهتنها باعث تشدید تنش این کشور با متحدان عربی شود بلکه باید زنگخطری برای کشورمان درخصوص ادامه ادعاها در قبال جزایر سهگانه ایرانی نیز باشد.

