جهان‌ صنعت کارنامه مشعل‌سوزی در دولت چهاردهم را بررسی کرد:

پایانی برای فلرسوزی که دور است

گروه انرژی
کدخبر: 600567
به‌دنبال شدت گرفتن ناترازی گاز طرح خاموشی مشعل‌ها می‌تواند بخشی از این ناترازی را جبران کند.
پایانی برای فلرسوزی که دور است

جهان‌ صنعت– مشعل‌ها رو به خاموشی می‌روند؛ اتفاقی مبارک که اگر تداوم یابد، می‌تواند بخشی از ناترازی گاز را جبران کند. نگاهی به کارنامه «پایان مشعل‌سوزی» نشان می‌دهد که طرح‌های ادامه‌دار وزارت نفت برای پایان مشعل‌سوزی، تاکنون رشد ۴۶۰‌درصدی را به ثبت رسانده است. مسیری که به گفته کارشناسان اگر ادامه یابد، به سودآوری پتروشیمی‌ها منجر می‌شود، با این حال موانع فنی و عملیاتی همچنان خودنمایی می‌کنند.

طرح خاموشی فلرها بیش از سه‌دهه است که در دستور کار دولت قرار دارد؛ با این حال کندی در اجرای طرح خاموشی مشعل‌ها به‌دلیل آنچه نبود تکنولوژی مناسب و البته هزینه بالای بهره‌گیری دوباره از گازهای همراه نفت مطرح شده بود، این طرح را به تعویق انداخت. از زمان روی کار آمدن دولت مسعود پزشکیان و به‌دنبال شدت گرفتن ناترازی گاز مشعل‌سوزی به‌عنوان اولویت اصلی وزارت نفت قرار گرفت تا از طریق قراردادهایی با شرکت‌های پتروشیمی موضوع را تسریع ببخشد.

ماحصل این قراردادها حالا بعد از یک‌سال اگرچه کارنامه قابل قبولی داشته اما کار زیادی روی زمین مانده است. البته گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی اعلام کرده که جمع‌آوری گازهای مشعل در نخستین سال اجرای برنامه هفتم توسعه(۱۴۰۳)، به ۴۶۰‌درصد رسیده است در حالی‌که طبق برنامه، میزان جمع‌آوری باید از ۱/‏‏۱‌میلیارد مترمکعب در سال ۱۴۰۲ به ۵/‏‏۱‌میلیارد مترمکعب در سال۱۴۰۳ (رشد ۳۶درصدی) می‌رسید، عملکرد صنعت نفت با رساندن این رقم به ۳/‏‏۳‌میلیارد مترمکعب از هدف تعیین‌شده نیز فراتر رفته است.

هرچند گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس چشم‌انداز مثبتی از پایان مشعل‌سوزی‌ها را ترسیم می‌کند اما هنوز در اهواز، عسلویه و برخی میادین نفتی، شعله مشعل‌ها رو به آسمان است. همچنان آلودگی مشعل‌سوزی نفس‌ها را در سینه حبس می‌کند و تا پایان راه، زمان زیادی باقی مانده است. آنطورکه کارشناسان می‌گویند چالش‌های عملیاتی و فنی در مسیر پایان مشعل‌سوزی‌ها وجود دارد.

آخرین وضعیت فلرها

هم‌اکنون پنج پروژه بزرگ ملی در حوزه جمع‌آوری گازهای در حال اجراست. پروژه ان‌جی‌ال۳۱۰۰ دهلران که با سرمایه‌گذاری بیش از ۴/‏‏۱‌میلیارد دلاری، روزانه نزدیک به ۷‌میلیون مترمکعب از گازهای همراه را در حوزه شرکت نفت مناطق مرکزی در استان ایلام جمع‌آوری می‌کند و تقریبا بیش از ۹۷‌درصد آن تکمیل شده است.

پروژه ان‌جی‌ال۳۲۰۰ یا پالایشگاه گاز هویزه خلیج‌فارس که قرار است روزانه بیش از ۱۴‌میلیون مترمکعب گاز مشعل را در منطقه غرب کارون جمع‌آوری ‌کند، تاکنون حدود ۸۴‌درصد پیشرفت داشته است. طرح جمع‌آوری گازهای مشعل توسط پتروشیمی مارون هم که قرار است روزانه بیش از ۵‌میلیون مترمکعب گاز مشعل را در میدان‌های اهواز و مارون جمع‌آوری کند؛ پیشرفت ۷۹‌درصدی را ثبت کرده و مطابق پیش‌بینی پروژه‌های فرعی آن تا نیمه ابتدایی۱۴۰۶ به‌تدریج تکمیل و راه‌اندازی می‌شود.

پروژه بزرگ جمع‌آوری گازهای مشعل در پالایشگاه گاز بیدبلند خلیج‌فارس نیز نزدیک به ۱۷‌میلیون مترمکعب گاز در روز را از مشعل‌های میدان‌های مارون، آغاجاری، رگ سفید، گچساران و بی‌بی‌حکیمه جمع‌آوری می‌کند و در شرایط کنونی حدود ۷۵‌درصد پیشرفت داشته است. پروژه پنجم نیز مربوط به حوزه دریایی(آف‌شور) و احداث کارخانه گاز و گاز مایع خارک است که قرار است حدود ۸‌میلیون مترمکعب در روز از گاز میدان‌های فروزان و سایر میدان‌های دریایی را جمع‌آوری کند و در صورت تامین منابع مالی در سال۱۴۰۷ تکمیل و راه‌اندازی می‌شود.

افزون بر این طرح‌ها، چند پروژه کوچک‌تر در پالایشگاه‌های گازی عسلویه (سایت‌های پارس۱ و پارس۲) تعریف شده که درمجموع حدود ۷‌میلیون مترمکعب گاز مشعل در روز را جمع‌آوری خواهند کرد. مجتمع گاز پارس جنوبی هم پیش‌بینی کرده که مشعل‌سوزی را تا پایان۱۴۰۵ به روزانه ۳‌میلیون مترمکعب کاهش دهد.

تفاهمنامه دیگری برای سال ۱۴۰۶ به امضا رسیده که برمبنای آن ۹۰‌درصد گازهای مشعل در استان خوزستان جمع‌آوری خواهد شد و با بهره‌برداری از این طرح، روزانه بالغ‌بر ۵۲۰‌میلیون فوت‌مکعب گاز جمع‌آوری می‌شود. این عدد معادل تزریق ۲۰۰‌میلیون فوت‌مکعب به شبکه گازرسانی کشور و تامین سالانه بیش از ۸۰۰هزار تن خوراک گاز برای صنایع پتروشیمی است. طبق برآوردها اگر طرح‌های جمع‌آوری به صورت کامل اجرا شود، ظرفیت سالانه جمع‌آوری گازهای مشعل می‌تواند به ۱۶‌میلیارد مترمکعب برسد که برای پوشش کامل نیاز خوراک صنعت پتروشیمی کافی است.

همه وعده‌ها به هدف می‌رسند؟

سوختن فلر در ایران، اگر نماد هدررفت منابع هیدروکربوری نباشد، کمتر از آن نیست. طبق آمار رسمی وزارت نفت، سالانه بیش از ۱۸‌میلیارد مترمکعب گاز همراه نفت در مشعل‌ها سوزانده می‌شود که معادل حدود ۱۲‌درصد فلرینگ جهانی است. این هدررفت نه‌تنها معادل مصرف گاز ۱۰‌میلیون خانوار است بلکه به آلودگی محیط‌زیستی و از دست رفتن حدود ۳‌میلیارد دلار درآمد سالانه منجر می‌شود.

هرچند عزم دولت برای اجرای پروژه‌های جمع‌آوری گازهای مشعل در یک‌سال گذشته جزم‌تر از گذشته شده، با این حال در مسیر اجرا موانع یکی دوتا نیستند. گزارش‌ها نشان می‌دهد که فناوری‌های مورد نیاز برای جمع‌آوری و فرآوری این گازها در بسیاری از مناطق هنوز به‌طور کامل توسعه‌نیافته یا در دسترس نیست. این اتفاق در نتیجه تحریم‌ها و محدودیت‌های فنی رخ داده است. علاوه بر این پراکندگی جغرافیایی بسیار بالا و فاصله بین مراکز تولید و محل مصرف یا تصفیه باعث شده تا هزینه‌های انتقال و جمع‌آوری بسیار زیاد باشد و بهره‌وری این پروژه‌ها کاهش یابد. همچنین نبود زیرساخت‌های مناسب و ناتوانی در تامین منابع مالی مخصوصا در بخش‌خصوصی و شرکت‌های داخلی، موانعی جدی بر سر راه اجرای این پروژه‌ها قرار داده است.

ماجرا به همین موانع ختم نمی‌شود. بخش‌خصوصی که قرار است بخشی از کار را اجرا کند هم با موانع بسیار روبه‌رو است. احمد مهدوی ابهری، دبیر انجمن صنفی کارفرمایی پتروشیمی می‌گوید که انحصار دولتی مانع ورود سرمایه‌گذار بخش‌خصوصی است و این انحصار که ریشه در کنترل کامل بر منابع بالادستی دارد، باعث شده که بخش‌خصوصی را به نقش پیمانکار فرعی محدود کند.

همزمان حمید حسینی، سخنگوی اتحادیه صادرکنندگان نفت، گاز و پتروشیمی هم می‌گوید: جمع‌آوری این گازها کار دشواری است اما شدنی است. برخی میدان‌ها مثل مناطق نفتخیز جنوب پراکنده‌اند. او اضافه می‌کند: به نظر می‌رسد سیاستگذاری وزارت نفت در سال‌های گذشته چندان مایل به واگذاری نبوده اما الان بالاخره به این جمع‌بندی رسیده که به فولادی‌ها و پتروشیمی‌ها میدان بدهد. این کار درستی است. وقتی دولت توان سرمایه‌گذاری ندارد و نیاز و منابع دارد، باید به بخش‌خصوصی میدان بدهد. اگر پتروشیمی بتواند گاز همراه را جمع کند، دیگر وابسته به شرکت ملی گاز نخواهد بود و لازم نیست منتظر گازی باشد که از پارس‌جنوبی استخراج می‌شود.

به این مشکلات باید بوروکراسی اداری و کمبود هماهنگی میان دستگاه‌های اجرایی را هم اضافه کرد که باعث شده روند توسعه این طرح‌ها بسیار کند و پراکنده شوند؛ اتفاقی که بنا به گفته بخش‌خصوصی حاضر در میدان باعث شده که بعضا تفاهمنامه‌ها و قراردادهای امضا شده هنوز به مرحله اجرا نرسد و در نتیجه گازهای مشعل هنوز در بخش‌هایی از خوزستان و بوشهر می‌سوزند و این ثروت عظیم هدررفت می‌رود.