نمایش خلاقیت در سایه محدودیت!
جهان صنعت- برگزاری «هفته بازی؛ هفتخوان» را میتوان تلاشی فشرده برای بازنمایی کلیت صنعت بازی ایران در یک قاب زمانی محدود دانست؛ کوششی که با گرد هم آوردن رقابتها، نمایشگاه، نشستهای تخصصی، سرمایهگذاری و بازیهای جدی زیر یک سقف، میخواهد تصویری یکپارچه از زیستبوم بازی ارائه و نشان دهد این حوزه صرفا یک سرگرمی حاشیهای نیست بلکه صنعتی چندلایه با ظرفیتهای اقتصادی و فرهنگی است. انتخاب سولههای مجاور برج میلاد نیز از نظر نمادین حامل این پیام است که «بازی» میتواند در قلب پایتخت و در یکی از شاخصترین فضاهای شهری، حضوری رسمی و قابلاعتنا داشته باشد. با این حال آنچه در عمل رخ داده، ترکیبی از امید و تردید است؛ از یکسو پویایی و انگیزه گروههای جوان و از سوی دیگر سایه سنگین چالشهای ساختاری که همچنان بر سر این صنعت سنگینی میکند. تجمیع چند رویداد در قالب «هفتخوان» ایدهای هوشمندانه بهنظر میرسد. پراکندگی رویدادها در سالهای گذشته باعث میشد هر بخش تنها مخاطبان خاص خود را جذب کند و تصویر کلی صنعت در ذهن افکار عمومی شکل نگیرد. اکنون با کنار هم قرار گرفتن بیش از ۵۰ غرفه بازیسازی در سه سالن مجزا، بازدیدکننده میتواند در یک روز طیفی از بازیهای موبایلی تا پروژههای مستقل رایانهای و حتی نمونههای اولیه بازیهای جدی را ببیند. این تمرکز به لحاظ نظری میتواند به همافزایی میان بازیسازان، سرمایهگذاران و نهادهای حمایتی بینجامد. پرسش اصلی اما این است که آیا این تمرکز رویدادی توانسته تمرکز توجه عمومی را نیز به همراه آورد؟
شواهد میدانی نشان میدهد پاسخ چندان مثبت نیست. با وجود ارتقای نسبی کیفیت برگزاری، نظم بهتر سالنها و تنوع برنامهها، بازتاب رسانهای و حضور مخاطبان عام کمتر از حد انتظار بوده است. سولههای عریض و طویل، آنگونه که برگزارکنندگان امیدوار بودند، در طول روز چندینبار پر و خالی نشدهاند. این مساله را نمیتوان صرفا به یک عامل نسبت داد اما ضعف در تبلیغات و اطلاعرسانی بهویژه در مقایسه با برخی رویدادهای فرهنگی دیگر که در همین بازه زمانی برگزار شدهاند، سهم مهمی در این کمرونقی داشته است. صنعت بازی برای آنکه جدی گرفته شود، نیازمند حضور پررنگ در رسانههای جریان اصلی است نه فقط در رسانههای تخصصی حوزه فناوری و بازی. از سوی دیگر ترکیب غرفهها خود حامل پیامی دوگانه است. حضور پررنگ استودیوهای نوپا و گروههای جوان، از یک منظر نشانه زنده بودن جریان تولید و انگیزه نسل تازه بازیسازان است. ایدههای متنوع، گرافیکهای خلاقانه و تلاش برای روایتهای بومی، همگی حکایت از ظرفیتی دارد که اگر در بستر مناسب قرار گیرد، میتواند به محصولات رقابتپذیر منجر شود. کمرنگ بودن شرکتهای باسابقه و استودیوهای بزرگ اما خلئی محسوس ایجاد کرده است. این غیبت را برخی فعالان بیارتباط با شرایط اخیر کشور نمیدانند؛ شرایطی که بر تصمیمگیری شرکتها برای حضور عمومی، سرمایهگذاری یا حتی ادامه فعالیت تاثیر گذاشته است. نتیجه آنکه جشنواره بیش از آنکه ویترین یک صنعت بالغ باشد، به نمایشگاهی از ظرفیتهای در حال شکلگیری شباهت دارد.
یکی از پرتکرارترین دغدغههایی که در گفتوگوهای حاشیهای شنیده میشود، مساله فیلترینگ و ناپایداری اینترنت است. صنعت بازی بهویژه در شاخه موبایل و آنلاین، وابستگی عمیقی به دسترسی پایدار و سریع به شبکه جهانی دارد. از بهروزرسانی و پشتیبانی بازیها گرفته تا ارتباط با سرورهای خارجی، دریافت بازخورد کاربران و حتی نمایش آنلاین نسخههای آزمایشی در رویدادها، همگی نیازمند زیرساختی باثبات هستند. وقتی این زیرساخت با اختلال مواجه باشد نهتنها تجربه کاربر آسیب میبیند بلکه فرآیند توسعه نیز کند و پرهزینه میشود. بازیسازی در جهان امروز یک فعالیت کاملا شبکهمحور است. محدودیت دسترسی آن را به فعالیتی فرسایشی تبدیل میکند.
تحریمها نیز لایه دیگری از این پیچیدگی را شکل میدهند. دشواری همکاریهای بینالمللی، محدودیت در استفاده از برخی ابزارها یا پلتفرمهای انتشار و چالشهای نقلوانتقال مالی، همگی موانعی هستند که بازیساز ایرانی باید پیش از ورود به رقابت جهانی با آنها دستوپنجه نرم کند. در چنین شرایطی صحبت از «صادرات فرهنگی» یا «حضور جهانی» بدون حل این گرهها، بیشتر به شعار شباهت دارد تا برنامه عملیاتی. اگر سیاستگذاری فرهنگی و اقتصادی کشور صنعت بازی را بهعنوان یک بخش جدی از اقتصاد خلاق به رسمیت نشناسد، این موانع همچنان پابرجا خواهند ماند. از طرفی موضوع سرمایهگذاری نیز از دیگر محورهای انتقادی است. بسیاری از تیمهای جوان در «هفتخوان» با نمونههای اولیه یا پروژههای نیمهتمام حضور دارند و آشکارا بهدنبال جذب سرمایه هستند. اکوسیستم سرمایهگذاری خطرپذیر در حوزه بازی در ایران اما هنوز کوچک و محتاط است. نبود تضمینهای حقوقی، ریسک بالای بازار و بیثباتی اقتصادی سرمایهگذاران را محافظهکار کرده است. در چنین فضایی رویدادهایی از این دست میتوانند نقش پل ارتباطی را ایفا کنند اما به شرطی که به جلسات واقعی مذاکره و قراردادهای عملی منجر شوند، نه صرفا تبادل کارت ویزیت.از سوی دیگر حضور مسوولان و مدیران فرهنگی در سالنها صحنهای آشنا و تکرارشونده است. حلقههایی که دور یک مقام شکل میگیرد، درد دلهایی که در چند دقیقه فشرده بیان میشود و وعدههایی که درباره حمایت و توسعه زیرساختها داده میشود، بخشی از آئین همیشگی چنین رویدادهایی است. پرسش اساسی اما اینجاست که چه سازوکاری برای پیگیری این وعدهها وجود دارد؟ صنعت بازی بیش از وعده، به ثبات سیاستی نیاز دارد؛ به نقشه راهی میانمدت که با تغییر مدیران دچار گسست نشود. فراز و فرودهای مدیریتی در سالهای گذشته بارها مسیر برنامهها را تغییر داده و فعالان این حوزه را با عدم قطعیت مواجه کرده است. در نگاه کلان، «هفتخوان» را میتوان ادامه تلاشی دانست که پس از فروکش کردن محدودیتهای کرونایی برای احیای زیستبوم بازی آغاز شد. سالهای کرونا ضربهای جدی به رویدادهای حضوری وارد کرد و پس از آن نیز برخی سیاستهای نادرست، رونق این فضا را کاهش داد. اکنون این مدل تجمیعی میکوشد دوباره شور و تحرک را به صنعت بازگرداند. با این حال مقایسه غیررسمی با اواسط دهه۹۰ نشان میدهد هنوز تا بازگشت به سطح مشارکت و دیدهشدن آن سالها فاصله وجود دارد. بخشی از این فاصله به تغییرات اجتماعی و اقتصادی بازمیگردد و بخشی دیگر به مهاجرت نیروهای متخصص که سرمایه انسانی این صنعت را کاهش داده است.
با همه این انتقادها نمیتوان از جنبههای مثبت رویداد چشم پوشید. برای بسیاری از تیمهای جوان، همین امکان ارائه حضوری اثر، دریافت بازخورد مستقیم و شبکهسازی، فرصتی ارزشمند است. دیدن اینکه در کنار دهها گروه دیگر ایستادهاند و بخشی از یک جریان بزرگتر هستند، میتواند انگیزهبخش باشد. همچنین تنوع ایدهها نشان میدهد خلاقیت در این حوزه هنوز زنده است و محدود به چند ژانر تکراری نیست. این سرمایه انسانی مهمترین دارایی صنعت بازی ایران است؛ داراییای که اگر حمایت نشود بهراحتی از دست خواهد رفت. این جشنواره را باید آینهای دانست که هم توانمندیها و هم کاستیها را بازتاب میدهد. این رویداد نشان میدهد صنعت بازی ایران نه در نقطه صفر ایستاده و نه به بلوغ کامل رسیده است؛ در میانه مسیری پرچالش قرار دارد. اگر قرار است چنین جشنوارهای صرفا به یک گردهمایی سالانه تبدیل نشود، لازم است خروجیهای آن به سیاستگذاری مشخص، بهبود زیرساختهای ارتباطی، تسهیل دسترسی به بازارهای بینالمللی و ایجاد سازوکارهای پایدار سرمایهگذاری منجر شود. وگرنه «هفتخوان» نیز به یکی از همان خوانهای دشواری بدل خواهد شد که بازیسازان هرسال باید از آن عبور کنند، بیآنکه مطمئن باشند در انتهای مسیر، افقی روشنتر در انتظارشان است.
