نبرد پنهان بر سر نفت
هستی عبادی- درشرایطیکه روابط ایران و ایالاتمتحده همچنان در وضعیت بیثبات و پرتنش قرار دارد و بازارهای جهانی انرژی نسبتبههرگونه شوک ژئوپلیتیکدر خاورمیانه حساس هستند پیشنهاد ترکیه برای میانجیگری میان تهران و واشنگتن آنهم با تمرکز بر همکاریهای انرژی توجه ناظران منطقهای و بینالمللی را بهخود جلب کرده است. اینابتکار دیپلماتیکرا نمیتوان صرفا یکاقدام سیاسی دانست بلکه باید آن را در چارچوب منافع اقتصادی، امنیتی و انرژیمحور آنکارا تحلیل کرد.
ترکیه در سالهای اخیر تلاش کرده تا جایگاه خود را بهعنوان یکبازیگر محوری در معادلات انرژی منطقه تثبیت کند. موقعیت جغرافیایی اینکشور که آن را بهگذرگاه طبیعی انتقال انرژی از خاورمیانه، قفقاز و آسیای مرکزی بهاروپا تبدیل کرده بهآنکارا اینامکان را داده که دیپلماسی انرژی را بهیکی از ابزارهای اصلی سیاست خارجی خود بدل کند. از اینمنظر کاهش تنش میان ایران و آمریکا میتواند بهطور مستقیم بر امنیت عرضه انرژی، ثبات مسیرهای ترانزیتی و حتی قیمتها در بازارهای منطقهای و جهانی اثرگذار باشد.
ایران باوجود برخورداری از یکی از بزرگترین ذخایر گاز طبیعی و نفت جهان بهدلیل تحریمهای گسترده آمریکا و محدودیتهای مالی و فناورانه نتوانسته نقش متناسبی در بازار جهانی انرژی ایفا کند. هرگونه گشایش محدود در روابط تهران و واشنگتن حتی اگر درقالب همکاریهای مشخص و فنی در حوزه انرژی باشد میتواند زمینهساز بازتعریف جایگاه ایران در زنجیره تامین انرژی منطقه شود. ترکیه از اینمنظر میتواند یکی از نخستین ذینفعان چنین تحولی باشد؛ چه بهعنوان واردکننده انرژی و چه بهعنوان مسیر انتقال آن بهاروپا.
از سوی دیگر آمریکا نیز در سالهای اخیر نگاه خود بهامنیت انرژی اروپا و کاهش وابستگی اینقاره بهمنابع پرریسک را تشدید کرده است. در اینچارچوب نقشآفرینی ترکیه بهعنوان یکمیانجی میتواند با منافع واشنگتن در ثباتبخشی بهبازار انرژی همراستا شده بدون آنکه الزاما بهتوافقی سیاسی گسترده میان ایران و آمریکا منجر شود.
با اینحال مسیر پیشروی اینابتکار ساده نیست. بیاعتمادی عمیق میان تهران و واشنگتن، فشارهای داخلی و منطقهای و رقابت بازیگران دیگر در حوزه انرژی میتواند دامنه و اثرگذاری میانجیگری ترکیه را محدود کند. باوجود این نفس طرح چنین پیشنهادی نشان میدهد که انرژی همچنان یکی از معدود حوزههایی است که میتواند بهعنوان نقطه تماس حداقلی میان بازیگران متخاصم عمل کند.
تحلیلگران انرژی براینباورند که پیشنهاد ترکیه را میتوان تلاشی حسابشده برای پیوندزدن منافع انرژی با دیپلماسی منطقهای دانست؛ تلاشی که موفقیت یا ناکامی آن نهتنها بر روابط ایران و آمریکا بلکه بر آرایش آینده بازار انرژی در منطقه نیز تاثیرگذار خواهد بود.
حذف ایران منطقه را وارد مرحله خطرناکتری میکند
محمود خاقانی، کارشناس بینالمللی انرژی در گفتوگو با «جهانصنعت» در تحلیل پیشنهاد آنکارا برای میانجیگری میان ایران و آمریکا بر پایه همکاری های انرژی با تاکید بهدلیل حضور عناصر نفوذی و ناکارآمد در آنچه از آن به«دولت پنهان» یاد میشود ممکن است پیش از جدیشدن اینپیشنهاد کارشکنی کنند، اظهارداشت که درطرح اینپیشنهاد بهنظر میرسد که اهمیت جایگاه ژئوپلیتیکی ایران تاحد زیادی نادیده گرفته شده؛ جایگاهی که باوجود طرح آن در سطوح مختلف هنوز بهطور شفاف برای افکار عمومی تبیین نشده است.
او با اشاره بهاینکه ایران از نظر جغرافیای سیاسی در موقعیتی بسیار حساس و راهبردی قرار دارد، گفت: ایران در میان خلیجفارس، آسیایمرکزی، دریایخزر و قفقاز واقع شده و بهطور کلی حلقه اتصال شرق و غرب یعنی میان آسیا و اروپا محسوب میشود. بهبیان دیگر ایران در یکی از مهمترین کریدورهای ژئوپلیتیکی جهان قرار دارد.
وی ادامه داد: افزون بر این ایران از منابع عظیم انرژی و معادن راهبردی ازجمله نفت، گاز و لیتیوم برخوردار بوده بهگونهای که برآورد میشود توان تامین حدود ۲۰درصد لیتیوم جهان را داشته باشد؛ موضوعی که امروز در کانون توجه بازیگران بزرگی در سطح بینالمللی قرار گرفته است.
خاقانی باتاکیدبر نقش متوازنکننده ایران در منطقه بیان کرد: اینموقعیت ژئوپلیتیکی میتوانست ایران را بهعامل تعادل در منطقه و وزنهای موثر میان شرق و غرب تبدیل کند. با اینحال اینظرفیت راهبردی در بسیاری از مقاطع نادیده گرفته شد. هرچند ایران در برخی تحولات منطقهای ازجمله در سوریه با کشورهایی مانند ترکیه اختلافنظرهایی داشت اما تحولات بعدی نشان داد که حذف یا تضعیف نقش ایران نهتنها بهثبات منطقه منجر نشد بلکه نگرانیهای امنیتی جدیدی برای همان کشورها ایجاد کرد.او همزمان بهتحولات سوریه اشاره کرد و گفت: پس از کناررفتن دولت بشار اسد ترکیه بهسرعت با واقعیتهای پیچیدهای روبهرو شد؛ ازجمله حضور اسرائیل در جنوب سوریه، نفوذ کردها در مناطق نفتخیز شمال و شمالشرق اینکشور و تلاش برای یکپارچهسازی ساختار قدرت در دمشق با حمایت آمریکا. وی ادامه داد: در اینمیان ترکیه، عربستان و دیگر بازیگران منطقهای بهتدریج دریافتند که ایران خواسته یا ناخواسته نقش یکسپر امنیتی در برابر گسترش نفوذ اسرائیل ایفا میکرده است. خاقانی با هشدار نسبتبه پیامدهای تضعیف ایران اظهار کرد: نگرانی اصلی اینکشورها آن است که درصورت تضعیف یا تجزیه ایران هدف بعدی اسرائیل میتواند کل سوریه و حتی بخشهایی از عراق و فراتر از آن باشد؛ موضوعی که در برخی نقشههای موسومبه«اسرائیل بزرگ» نیز دیده میشود.
مانعی بهنام دلالان بحران و پاسبانان جنگ
اینکارشناس انرژی بیان کرد: تحولات امروز منطقه نشان میدهد که ایران همچون یکترازو عمل میکند؛ همان ترازویی که در گذشته با قرارگرفتن وزنهها در دوکفه تعادل ایجاد میکرد. اگر سیاست «نهشرقی و نهغربی» بهدرستی و بهصورت مستمر دنبال میشد ایران میتوانست ایننقش تعادلی را بهخوبی ایفا کند.
او با انتقاد از نقش کاسبان تحریم گفت: متاسفانه منافع گروههایی مانند کاسبان تحریم، دلالان بحران و پاسبانان جنگ که منافعشان با تداوم تنش گره خورده مسیر اقتصاد و سیاست کشور را بهسمتی برد که نتیجه آن نارضایتی عمومی شد.
بهگفته وی، در شرایط کنونی دولت آقای مسعود پزشکیان تلاش کرده با تعریف سیاستهای اقتصادی جدید دست اینگروهها را از اقتصاد کوتاه کند؛ تصمیمی که البته مسبوقبهسابقه بوده و در گذشته نیز تجربهشده اما همواره با تلاش برای ایجاد ناآرامی و سوءاستفاده از مطالبات مردمی همراه بوده است. خاقانی با اشاره بهنگرانی کشورهای منطقه بیان کرد: کشورهایی مانند ترکیه، عربستان و امارات نیز بهخوبی متوجه شدند که دولت آمریکا بهویژه در شرایط فشار داخلی ممکن است برای انحراف افکار عمومی بهدنبال ایجاد یکبحران در سیاست خارجی باشد زیرا سابقه تاریخی «عملیات پرچم دروغین» چه در کودتای علیه دولت مصدق و چه در جنگهای منطقهای نشان میدهد که ایننگرانیها ریشه در تجربههای واقعی دارد و نمیتوان آن را نادیده گرفت.
او با تاکید بر اهمیت هوشیاری داخلی گفت: درنهایت آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد حفظ انسجام ملی در داخل کشور است؛ انسجامی که میتواند مانع از سوءاستفاده دشمنان و طراحان بحران شود. وی ادامه داد: تجربهنشان داده که در فضای بیثباتی هرگونه خشونت و تلفات انسانی نه بهنفع مردم است و نه بهسود منافع ملی بلکه بیشازهمه بهنفع جنگطلبان و طراحان بحران در سطح منطقهای و بینالمللی تمام میشود.
