نبرد نابرابر برای زنده ماندن
دیو تورم دیرپا و بالنده در نظام جمهوری اسلامی ایران بهویژه پس از اعمال رژیم تحریمها از سال۱۳۹۷ تا امروز مزد و حقوق کارمندان و کارگران را با بیرحمی میبلعد. این دیو نابودکننده اشتهای سیریناپذیری برای خوردن باقیمانده بنیه و پساندازهای اندک میلیونها ایرانی تهیدست دارد. چیزی که آشکار است و همه نیروها و کادرهای دولت و دیگر وفاداران به نظام در برابر آن زانو زدهاند این است که سرچشمه تورم شتابان کسریهای بودجه است. بودجههای سالانه تحمیل شده بر ایران به اندازهای پیچیده است و پنهانکاری دارد که شهروندان حتی در خواب هم نمیبینند چگونه جیب و کار آنها را تهی میکند. این وضعیت حالا و در شرایطی که کشور در روزگار آشوب سیاسی هم فرورفته است بیش از پیش همچون موریانه زندگی ایرانیان را از درون تهی میکند.
پرسش بنیادین این است که تهیدستان ایرانی شاغل در هزاران هزار بنگاه اقتصادی-صنعتی که در معرض تندباد رخدادهای ناشناس با پیامدهایی ناشناستر بهسوی ناتوانی رانده میشوند چه راهی برای زنده ماندن دارند. مزد و حقوقبگیران ایرانی جدای از هر رویداد سیاسی که در راه است از اینکه نتوانند شکم خود را سیر کنند و برای خود کفش و لباس بخرند و هزینه آموزش فرزندان خود را بدهند در اوج هراس قرار گرفتهاند. کارگران و کارمندان ایرانی که همه اختیارات ثروتهای طبیعی خود بهویژه درآمد بزرگ صادرات نفتوگاز و میعانات گازی و نیز فرآوردههای پتروشیمی را در اختیار دولت و نهادهای حاکمیتی قرار دادهاند میگویند و درست هم میگویند که باید دولتهای جمهوری اسلامی از این درآمد بزرگ در راه رفاه مادی آنها استفاده کنند اما این اتفاق نمیافتد و دولتهای نظام سیاسی با ناکارآمدی همین درآمد را نیز به بدترین و پنهانترین روش بهدست آورده و هزینه میکنند.
تلخکامی روزگار ایرانیان مزدبگیر و حقوقبگیر و نیز پیشهوران و حتی دهقانان خردهپا در حالی اتفاق افتاده که چشمانداز سیاست در این کشور روشن نیست و دولت نمیتواند همین میزان درآمد نفتوگاز را به درستی و با کارآمدی در راه نگه داشتن رفاه در دسترس هزینه کند. این روزها کارگران و دهقانان برای زندگی خود نبردی نابرابر با دیو تورمی دارند که از سوی دولت و دیگر نهادهای حاکمیتی و از راههای گوناگون بهویژه از راه بودجه سالانه را تجربه میکنند. در وضعیتی که میشد با اداره بهینه همین میزان درآمد ملی و باز نگهداشتن راه ورود سرمایه از خارج در این نبرد نابرابر، دست مزدبگیران را گرفت بازهم جای امیدواری بود اما شوربختانه روزنهها بستهتر میشوند. نهاد حکومت در این روزهای ناخوش مردم از بیداد تورمهای ویرانگر باید راههایی برای جلوگیری از خم شدن بیشتر کمر آنها از هراس و اندوه نداری پیدا کند. ایرانیان شایسته زندگی مادی بهتری هستند و در شرایط فقر و فرودستی نمیتوان از آنها انتظار داشت. نبرد نابرابر برای ادامه زندگی در همین سطح از رفاه اگر توانایی تازهای برای مزدبگیران آماده نشود به فرجامی بدخیم میرسد.
