منابع مالی محبوس در شریانهای بانکی
سارا اصغری– «کمبود نقدینگی» یکی از دردهای مزمن تولید است که پیامدهای ناگواری را طی دهههای گذشته برای این حوزه رقم زده است. تولیدکنندگانی که تنها به فکر گذران روزمرگی خود هستند، به واقع توان توسعه و بهروز کردن تجهیزات خود را به دلیل کمبود نقدینگی ندارند، این در حالی است که نقدینگی با حجم بالایی در سایر بازارهای غیرمولد همانند بازار ارز و طلا سرازیر است. در چنین شرایطی مشخص است که مشکل اقتصاد کشور کمبود نقدینگی نیست؛ اتفاقا این حجم بالایی از نقدینگی است که اقتصاد را به دام تورم سهمگین انداخته است. در چنین شرایطی میتوان این پرسش را مطرح کرد که چرا سیاستهای ما هیچگاه نقدینگی را به سمت تولید هدایت نکرده است. در این میان نقش بانکها کجاست و چرا نقدینگی باید به سمت سفتهبازی و بازارهای غیرمولد پیش برود؟
پیامدهای کمبود نقدینگی در تولید
محمدحسین فلاح، کارشناس حوزه تولید در گفتوگو با «جهانصنعت» درباره کمبود نقدینگی واحدهای تولیدی تصریح کرد: یکی از مشکلاتی که همواره طی دودهه گذشته گریبانگیر صنعت در کشور بوده، کمبود نقدینگی واحدهای تولیدی است؛ کمبود نقدینگی در واحدهای تولیدی مانند شریانبندی اقتصادی است که دچار انسداد شده است. این معضل با خود پیامدهایی را به همراه داشته است و توان سرمایهگذاری برای نوآوری، نوسازی ماشینآلات و گسترش خطوط تولید را از بنگاهها سلب کرده است.
فلاح در ادامه خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی ظرفیتهای تولیدی کامل به کار گرفته نمیشوند، کیفیت محصولات بهدلیل عدم امکان استفاده از فناوریهای روز افت میکند و توان رقابت با کالاهای وارداتی کاهش پیدا میکند. ادامه این وضعیت به تدریج منجر به تعطیلی خطوط تولید، افزایش بیکاری و وابستگی بیشتر اقتصاد به واردات خواهد شد.
وی با توضیح این موضوع که در واقع کمبود نقدینگی در بخش مولد، نهتنها رشد اقتصادی را کند میکند بلکه بنیانهای اشتغال و خودکفایی را نیز تخریب کرده و اقتصاد را در برابر شوکهای خارجی آسیبپذیرتر میکند؛ ادامه داد: البته باید یادآور شد که ما شاهد پارادوکسی آشکار در اقتصاد ایران هستیم؛ از یکسو شاهد نقدینگی فزاینده در اقتصاد و از سوی دیگر شاهد تشنگی کشنده بخش مولد و تولیدی برای نقدشوندگی هستیم، این گسست عمیق، پرسشی کلیدی را فراروی ما قرار میدهد که این حجم سرگردان پول، سرانجام به کدام سمت سرازیر میشود، این در حالی است که چراغ تولید بهدلیل کمبود نقدینگی تهدید به خاموشی است.
بانکها، دیوار بلندی بین تولید و نقدینگی
این کارشناس حوزه تولید در ادامه افزود: پاسخ به این پرسش را باید در لایههای درهم تنیده و اغلب غیرشفاف نظام بانکی در کشور جستوجو کرد. نظامی که بهجای آنکه رگ حیات صنعت قلمداد شود، به دیواری بلند و نفوذناپذیر بین نقدینگی و تولید تبدیل شده است. بحران کمبود نقدینگی برای واحدهای تولیدی، قصهای تکراری و چنددههای است اما ریشه در ساختاری دارد که منابع مالی کشور را به بیراهه میکشاند.
فلاح با تاکید بر این موضوع که بانکها با ساختاری انحصاری و مالکیتی نقش محوری در این انحراف ایفا میکنند، ادامه داد: این نهادها با جذب سریع منابع از کف بازار، به جای تزریق آن به چرخه تولید آن را به سمت فعالیتهای سفتهبازانه، دلالی و غیرمولد هدایت میکنند. حتی وقتی تسهیلاتی به ظاهر با نرخهای مصوب پرداخت میشود، با مکانیسمهای پیچیده مثل پسگرفتن بخشی از تسهیلات به عنوان سپرده، نرخ سود تسهیلات را تا مرزهای ۴۰درصد و بیشتر افزایش میدهند و بار تولید را سنگینتر از قبل میکنند.
وی در ادامه با تاکید بر این موضوع که این انحراف زمانی پررنگتر میشود که بانک مرکزی برای تامین نیاز ارزی صنایع واردکننده مواد اولیه، بهشدت سختگیری میکند و هزینه مبادلات خارجی را افزایش میدهد؛ خاطرنشان کرد: نتیجه این فرآیند این موضوع خواهد شد که منابع مالی در شریانهای بانکی حبس شده و به جیب بخشهای غیرمولد سرازیر میشود. اگرچه بانکهای تخصصی مانند بانک صنعت و معدن یا تجارت، گاهی فضای تنفسی محدودی برای تولیدکنندگان ایجاد میکنند اما این نفسها در مقایسه با خفگی گسترده صنعت، بسیار ناچیز بهشمار میآید.
این کارشناس حوزه صنعت با تاکید بر این موضوع که نظام بانکی تحت سیطره شدید دولت و بانکمرکزی، در فضایی انحصاری و غیررقابتی عمل میکند، تصریح کرد: این انحصار، اختیاراتی بینظیر و گاه بیمعنا به بانکها میدهد. این ناهماهنگی ساختاری، رقابت سالم و تخصیص بهینه منابع را ناممکن میکند.
راه نجات آشکار است
فلاح در ادامه با تاکید بر این موضوع که راه نجات، هرچند دشوار اما روشن است، بیان کرد: جهان مدلهای کارآمدی را در اختیار ما گذاشته است که در این میان میتوان به تبدیل نظام بانکی به فضایی رقابتی اشاره کرد که با نظارت واقعی بانک مرکزی بر تخلفات و انحرافات محقق خواهد شد. بانک مرکزی باید با قدرت در برابر کجرفتاریها بایستد و اجازه دهد مکانیسم بازار، سرمایه و نقدینگی را به سمت سودآورترین و مولدترین بخشها یعنی تولید واقعی، هدایت کند. از سوی دیگر باید به سمت کاهش دستورالعملهای غیرکارشناسی دولت و مجلس که بازار پول را به بازیچه خواست گروههای خاص تبدیل میکند، پیش برد.
وی در ادامه تاکید کرد: رقابت، شفافیت و نظارت، سه کلید گمشدهای بهشمار میروند که میتوانند حجم نقدینگی را از سمت سفتهبازی به سمت تولید هدایت کنند. تا زمانی که این تحول ساختاری رخ ندهد، پارادوکس نقدینگی سرگردان و تولید در خطر، کماکان درد مزمن اقتصاد ایران باقی خواهد بود.
